علیالخصوص زمانی که خلافکار گمنام باشد و خارج از دایره نفوذ و تأثیر و حمایت اجتماعی و پیوندهای خانواده و دوستان قرار بگیرد. احتمال زیادی وجود دارد که نتیجه برخورد خلافکار با شرمساری در جامعهای با اجتماعگرایی پایین، انگزنی بیشتر باشد (همان).
بریث ویت در کتاب جرم، شرم و بازپذیری، به ساخت و طراحی نظریه عمومی از عدالت اجتماعگرا دست برده است. وی در باب ماهیت جامعه مطلوب، همسو با سایر نظریهپردازان اجتماعگرا، رأی صریح و روشنی دارد. در یک جامعه مطلوب، هم حقوق و هم تکالیف، هر دو، استوار و نیرومند هستند، خصوصاً تکالیف که در واقع، حافظ و پاسبان حقوق است. برخلاف اجتماعگرایان محافظهکار همچون اتزیونی، از جمله علایق و دغدغههای بریث ویت است که بر تکالیف در صیانت از حقوق تاکید گذارد. لذا بریث ویت مطابق با جریان کلی اندیشه و تفکر اجتماعگرا، از این استدلال چشمپوشی نمیکند که پاسخ جامعه به جرم باید اخلاقساز311 (و نه رد کننده) باشد. تز دورکهایمی فراگیر وی این است که جوامع منسجمتر و یکپارچه، از سطح نازلتری از جرم (مثل ژاپن) برخوردار بوده و به نوبه خود، افراد درهمتنیده در بههمپیوستگیهای عمیق با دیگران (مثلاً زنان در خانواده)، در مقایسه با افراد واقع در موقعیتهای آنومیک (مثلا مردان جوان بیکار)، کمتر در معرض خطر مجرمیت قرار خواهند داشت (هاگس312،32:1996).

شرمساری:
شرمساری به معنی تمامی فرایندهای اجتماعی است که بیانگر توبیخ و عدم تأیید اجتماعی به منظور ایجاد پشیمانی یا شرمساری و سرزنش در یک شخص برای احساس شرم از دیگران است. وقتی مجازات رسمی با نمادهای مناسب و مقتضی همراه شود، اغلب به تحریک شرم منتهی میشود. البته از این حیث، بین جوامع فرق بسیار است. شرمساری، بر خلاف مجازات صرف بازدارندگی، ضمن بیان دلایل و توجیهات اجتماعی آسیبپذیر بودن رفتار به اخلاقی کردن بزهکار منجر میگردد. هر چند ایجاد شرمساری از سوی دولت و از طریق مجازات، شکلهای مهمی از شرمساری به شمار میرود، اما عمده شرمساری و سرزنش نسبتی با مجازات رسمی ندارد و توسط دولت انجام نمیپذیرد. بخش عمده شرمساری توسط افراد حاضر در اجتماعات بههمپیوسته صورت میگیرد (بریث ویت،340:1989؛ کالن،258:2011).
شرمساری متضمن تحریک ندامت و پشیمانی در خلافکار در رابطه با قاعدهای است که معرض نقض و انکار واقع شده است (های،426:1998). طبق نظر بریث ویت، شرمساری می تواند بسیار ریز و خرد و ظریف باشد: روی در هم کشیدن، اوه-اوه، تعریض یا سخن کنایهآمیز، دست تکان دادن، یک خنده؛ شرمساری میتواند برخورد مستقیم کلامی باشد که در خلال آن، متخلف در باب چند و چون احساس گناه در قبال رفتار خود یا آسیب وارده بر دوستان و خویشان در پی رفتارش متنبه میشود؛ شرمساری میتواند برخوردی غیرمستقیم از طریق بدگویی باشد که متخلف را به جایگاه نخست خود بازمیگرداند؛ شرمساری میتواند نشر پیامهایی از طریق رسانههای گروهی یا رسانههای شخصی باشد (مثلاً موقعی که شخصی فمنیست، شعار یا عبارتی بر روی یک متجاوز حک میکند)؛ شرمساری میتواند به صورت رسمی، توسط قاضی در مسند قضا یا دولت صادر شود که از یک خلافکار در گزارش رسمی و یا مقر قوه مقننه اسم میبرد؛ شرمساری میتواند از طریق فیلمی که خطاکاری معینی را اخلاقی میسازد، در فرهنگ عمومی ترویج و ترسیخ شود. (بریث ویت،1998: 57-58 به نقل از راسل،305:1998).
لازم به ذکر است که در اثر بریث ویت، «شرم» تقریباً همیشه فعل است و به صورت فعل بکار رفته است، این در حالی است که در اثر الیاس، تقریباً به طور انحصاری به صورت اسم بکار رفته است. البته این صرفاً بازی زبانییا معنایی نیست؛ بلکه حاکی از تقابل بنیادین میان این دو مفهوم است. شرمساری نزد بریث ویت، امری است که در قبال فرد به عنوان یک متخلف علیه یک معیار عام رفتاری انجام میگیرد. در مقابل، در اثر الیاس، شرم وجهی از هبیتاس انسانی، ساختار روانشناختی یا «ساختار شخصیت اجتماعی» است که طی یک دوره بلندمدت تحت شرایط خاص اجتماعی و سیاسی بسط و گسترش یافته و به طور عادی معرض دستکارییا کنترل آگاهانه، چه توسط شخص و چه توسط دیگران نیست. الیاس در فرایندهای متمدن سازی، احساس شرم را بدین گونه توصیف میکند:
هیجانی خاص، نوعی تنش که در مواقعی خاص، به طور خودکار در فرد توسط نیروی عادت بازتولید میشود. علیالخصوص توجه داشته باشید که شرم، ترس از آبروریزی و رسوایی اجتماعی یا به طور عام، ترس از ژستهای تفوقآمیز سایر افراد است. بازتولید احساس شرم، خودکار و عادتوار رخ میدهد، و برآیند مداخله آگاهانه و معینی از بیرون فرد نیست (رای،353:2004؛ بریث ویت،1998: 57-58 به نقل از راسل،305:1998).
شرمساری بازپذیرکننده
شرمساری بازپذیرکننده هنگامی رخ میدهد که اعضای اجتماع با ابراز عدم تأیید برابر انحراف واکنش نشان داده و متعاقباً بازگشت خلافکار را به آغوش جامعه و اجتماع بپذیرند (میته،2000). شرمساری بازپذیرکننده به عنوان مفهوم محوری نظریه شرمساری بازپذیرکننده، به روشی اطلاق میشود که شرمآور بودن جرم را بدون طرد عامل رفتار تفهیم میکند (توفی،352:2008). شرمساری بازپذیرکننده بر بازگشت متخلف به دامان اجتماع تاکید میگذارد و پایگاه بزهکاری او را پاک میکند. اما، اصطلاحات «بازپذیری» و «شرمساری» امر واحدی نیستند بلکه دو جزء از یک فرایند متوالی هستند که از طریق آن، متخلف شرمگین شده و سپس به داخل جامعه بازمیگرددگ (میلر،5:2009). به عبارت دیگر، شرمساری بازپذیرکننده آن نوع شرمساری است که تلاش دارد از طریق زبان و کلام و مراسم بخشودگی یا تشریفات عدمتصدیق313 خلافکار به عنوان کجرو، او را به جمع شهروندان قانونپذیر و مورد احترام بازگرداند. … وجه ممیزه شرمساری بازپذیرکننده با شرمساری انگزننده از حیث شدت و کمیت نیست، بلکه بر حسب این دو شاخص از هم متمایز میگردند: 1) دوره زمانی کوتاه و نه بیپایان، که با گذشت و بخشش پایان مییابد؛ و (2) انجام اقداماتی جهت حفظ تعلقات و پیوندهای دوستییا احترام در بازه زمانی محدودی که شرمساری اعمال میگردد. (کالن،258:2011؛ میلر،5:2009). در حالی که طبق نظر بریث ویت، مراسم رسوایی به توالی عدمتأیید-رسوایی-اخراج314 راجع است، مراسم بازپذیری، بر توالی عدمتأیید-آبروداری-ادخال315 تاکید و تمرکز دارد. توضیح اینکه، مراسم مزبور نخست بر القای عدمتأیید رخداد تاکید دارد که از طریق بازپذیری در اجتماع دنبال میشود. همه امور در چارچوب پیوستاری از احترام به متخلف و با این فرض انجام میگیرد که کنشگر ذاتاً شخصی محترم و نیکوست. شرم در خطوط پیوستاری از احترام به خاطی منتقل میشود. اصلاح و ترمیم کار معطوف به کسب اطمینان از این مسأله است که هویت انحرافی (یکی از هویتهای چندگانه کنشگر) به خصلت منزلتی مسلطی که سایر هویتها را به زیر نفوذ خود درآورد، تبدیل نگشته است. کار ارتباطی معطوف به حفظ و تداوم هویتهایی نظیر دختر، دانشآموز، فوتبالیست آیندهدار و ترجیح آنها بر خلق هویتهای «مسلطی» مانند بزهکاری است (بریث ویت،142:1994).

مطلب مرتبط :   ، منزلت، شرمساری، پدر، والدین

انگ زنی/داغ ننگ316:
انگزنی/داغننگ، شرمساری جداکنندهای است که در جریان آن هیچ تلاش و اقدامی برای بخشودگی خلافکار یا تأیید شخصیت وی و در نتیجه تقویت عضویت او در جمع شهروندان قانونپذیر صورت نمیگیرد. انگزنی میتواند اساساً نوعی شرمساری در غیاب بازپذیری تلقی شود. اهمیت انگزنی نخست از این بابت است که این نوع واکنش، با خلافکاران به مثابه افرادی مطرود برخورد میکند و واکنش عصیانگرانه و مجرمانه آنها را برمیانگیزد. شرمساری انگ زننده … باعث میشود خردهفرهنگهای مجرمانه جذاب جلوه کنند؛ زیرا به یک معنا، خردهفرهنگهایی به شمار میروند که ردکنندگان را رد میکنند (بریث ویت،102:1989؛ونتارا،18:2006؛ کالن،258:2011). در اینجا شخص خلافکار مطرود میشود و انحراف او فرصت و امکان تبدیل به منزلت اصلی317 را پیدا میکند. منزلت اصلی فرد را تشویق کرده و او را وادار میکند تا خود را با رفتارهای مجرمانه قبلی تعریف نماید (لیگر318،72:2009).

خرده فرهنگ های مجرمانه319:
خردهفرهنگ مجرمانه، منظومهای از توجیهات و هنجارهای رفتاری است که باهم و در کنار هم از رفتار مجرمانه حمایت میکنند. این تجمع معمولاً توسط گروههای خردهفرهنگی که به طرق مختلف حمایت اجتماعی نظاممندی را از جرم بعمل میآورد، تسهیل میگردد- تدارک فرصتهای مجرمانه برای اعضا، ارزشهای مجرمانه، نگرشهای تضعیفکننده ارزشهای قانونپذیری رایج و مرسوم، یا فنون و تکنیکهای خنثیسازی ارزشهای مرسوم (کالن،259:2011).
بسیاری از تحقیقات تأثیر همالان بزهکار یا خردهفرهنگ بزهکاری را بر بزهکاری نوجوانان نشان دادهاند (های،2001؛لوسونز،2007؛یانوویتکی320،2005؛گرین321،2009؛باور322،2008؛هوانگ323،2006؛هوچستتلر324،2002؛گو325،2004؛ زنگ،1997). همالان بزهکار در زمره واقعیتهای اصلی بریث ویت قرار دارد که یک نظریه معتبر در زمینه جرم باید با آن برازش یابد. الگوی شرمساری بازپذیرکننده بریث ویت، آشکارا چنین القا میکند که بین رفتار مجرمانه معاشران فرد و انتظار آتی شرمساری متخلف رابطه وجود دارد. به سادگی، اگر نزدیکان فرد مجرم باشند، احتمال کمتری دارد که در صورت انجام جرم توسط متخلف، احترام یا ارادت خود را از او دریغ ورزند. از سوی دیگر، در صورت عدم ارتکاب رفتار مجرمانه توسط معاشران نزدیک فرد، احتمال بیشتری وجود دارد که احترام یا ارادت خود را از شخصی که مرتکب جرم شده، بازستانند. بنابراین، طبق استدلال بریث ویت، انتظار شرمساری شخص در صورت ارتکاب جرم، مستقیم با مجرمیت نزدیکان صمیمی فرد ارتباط دارد. به سخنی دیگر، معاشرت افتراقی باید بر سطح انتظار شرمساری موثر باشد و انتظار شرمساری نیز احتمالاً میانجی همه یا بخشی از تأثیر ات معاشرت افتراقی بر نیت مجرمانه خواهد بود (ربلون،989:2010).
لوسونز (2007) در آزمون نظریه بریث ویت به این نتیجه رسید که همالان بزهکار بر بزهکاری دارای اثر مثبتی بوده و واسط رابطه بین بههمپیوستگی و بزهکاری و همچنین انگزنی و بزهکاری است. بنابراین، شواهد موجود در خصوص معاشرتهای همالان و خانواده، از این مدعای بریث ویت حمایت کرده است که افراد، تصمیمات خود را در مورد تخلفات بر اساس ادراک و تلقی خود از واکنش دیگران معنیدار (یعنی همالان، والدین) اتخاذ میکنند. بنابراین، روشن و واضح است که معاشرتهای افراد، نه تنها در میزان ارتکاب جرم، بلکه در سطح شرمساری مورد انتظار شخص قبل از ارتکاب جرم نیز نقش مهمی ایفا مینماید. هر چه تجربه عاطفه شرم صبغه اجتماعی داشته باشد، همان قدر محتمل است که اثر متغیرهای معاشرت افتراقی بر تخلف با میانجیگری ادراک از

مطلب مرتبط :