و به گونه‌ای در اختیار بخش‌های اقتصادی شارستان قرار می‌گرفتند.340
فضای شارستان در شهرهای ایران در پیوند میان کهندژ و بیرونی مهم‌‌ترین نقش را بر عهده داشت. پایداری کهندژ در واقع با شارستان در پیوند بود و شارستان نیز موجودیت خود را به حلق? بیرون از خود (شهر بیرونی- ربض) مدیون بود. از این رو معماری و شهرآرایی شارستان چندان که باید “درون گرا” نبود بلکه از هر دو عنصر اصلی شهر، ارگ به مثاب? ساختار سیاسی- حکومتی و بیرونی به عنوان پایگاه مهم اقتصادی و اجتماعی شهر، بهره می‌برد. چنان که حصار شارستان، چندان که باید مانعی نبود تا ارتباط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شارنشینان را با بیرونی‌نشینان و حومه‌نشینان قطع کند، بلکه همواره دروازه‌های شارستان شبک? راهیابی شار به بیرونی را فراهم می‌کردند. از این رو پس از اسلام که تأثیرگذاری ربض نشینان در گسترش اسلام فزونی گرفت و ربض در توسع? کالبدی و پویایی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی از شار و کهندژ پیش افتاد، شارستان بیش از پیش به ربض نیازمند شد و حتی در برابر آن به کهنگی و ویرانی گرایید.341 با این همه در برخی از شهرها، شارستان به دلیل سکونت اعراب مهاجر و برخی از گروه‌های متمول ایرانی از جمله اشراف زمین دار (دهقانان) و کار به‌دستان حکومتی با ساخت و سازهای پی‌درپی، پایداری خود را حفظ می‌کرد. از این رو در بررسی شارستان دور? سامانیان بایستی از نظر مکانی گستر? جغرافیایی ایران از بین النهرین تا بخش‌های شرقی خراسان که در آن زمان ماوراءالنهر خوانده می‌شد و از نظر زمانی دست کم از سد? یکم قمری تا پایان دور? سامانیان را مورد توجه قرار داد.

شارستان و ربض در دور? سامانیان
در میان دوره‌های گوناگون تاریخی ایران، بیش‌ترین توصیف‌ها از شارستان، در منابعی ارائه شده است که پیرامون سد? چهارم قمری تألیف شده‌اند و از آن میان شهرهای قلمرو سامانیان و آل‌بویه با طرح‌هایی بیش و کم مشابه، در این منابع بازتاب داشته‌اند. از سد? دوم قمری که دامن? فتوح اسلامی به ویژه در بخش‌های شرقی ایران به مرزهای تاریخی این مرز و بوم رسیده بود، سامان‌دهی شهرها به ویژه در دو بخش کالبدی ربض و شارستان آغاز شد و در سد? چهارم قمری به دوره‌ای از اوج و شکوفایی نائل آمد. از آن جا که شهرهای شرقی ایران همواره در معرض یورش‌های صحرانوردان بیابان‌های مرکزی آسیا بوده و در درون شهرها نیز گاه و بیگاه جنبش‌های اجتماعی و دینی روی می‌داد، استحکام بخشی شارستان و تفکیک آن از ربض دوباره از سد? دوم قمری مورد توجه واقع شد. این مسئله چندان اهمیت دارد که در سد? سوم (چنان که در فصل مربوط به بخارا بیان شده است)، بر گرد ربض بخارا نیز بارویی مستحکم بنا نهادند و حتی باروی کنپرک بر گرد شهرواحه‌های بخارا به درازای 250 کیلومتر مجموعه‌ای از ده‌ها شهر و هزاران دیه را مصون از یورش‌ها نگه می‌داشت. در حالی که پس از امارت یافتن امیر اسماعیل سامانی، چندان که باید نیازی به استحکام بخشی شارستان احساس نمی‌شد و حتی کوشک‌های متمولان، وزیران، سپاهیان و دیوان خانه‌های حکومتی در ربض بنا نهاده شدند.342
شارستان‌ها در سده چهارم قمری به تأثیر از شالود? کهن آنها در دور? ساسانیان و در برخی شهرها بنیادهای کهن‌‌تر از آن دوره، با دروازه‌هایی چند به ربض راه می‌یافتند. همچنین متأثر از موقعیت طبیعی شهر، گاه در زمینی پست‌‌تر از کهندژ، مانند شارستان بم، و گاه در جوار آن، مانند شارستان‌های نیشابور و بخارا مکان‌یابی شده بودند.343 از این رو در بیش‌ترشهرها، شارستان‌ بر بخش‌های پیرامونی آن، ربض و حومه، مشرف بوده و هست? مرکزی “منطق? شهری” را از کناره‌های حصارهای مرتفع کهندژ تا بخش‌های پراکند? حومه، در بر می‌گرفت. در یک نگاه کلی می‌توان عناصر کالبدی شارستان را دروازه‌، کوی (محله)، خیابان یا گذر (کوچه)، مسجد و مدرسه، حمام (گرمابه)، بازار و بخش‌های گوناگون آن (تیم، تیمچه، کاروانسرا، راسته‌های اصناف)، میدان، حصار و… برشمرد.

مطلب مرتبط :   ، مشروطیت، تحولات، اسلام، اندیشههای

دروازه
خیابان‌های ربض به میدان‌های مرکزی شارستان‌ها یا هست? مرکزی شارستان که عموماً مسجد جامع و در برخی شارستان‌ها بازار در کنار مسجد را شامل می‌شد، پیوند دهند? شارستان و ربض بودند که از طریق دروازه344 به عنوان حلق? ارتباطی بین ربض و شارستان، این پیوند فراهم می‌شد. دروازه‌ها انواعی داشتند که متناسب با کارکرد و مکان‌یابی آنها در شهر نقش ایفا می‌کردند: دروازه بیرونی، درونی، اصلی، فرعی، حکومتی و….345 بیش‌تر شهرها متأثر از ایده‌های کهن شهرسازی، چهار دروازه داشتند که به چهارسوی جغرافیایی شهر راه می‌یافتند. شارستان نیشابور چهار دروازه داشت: دروازه‌های پول (پل)، کوی معقل، کهندژ و پول (پل) تکین. در حالی که ربض آن، سه دروازه به سوی “عراق و گرگان” (درواز? قباب یا جرجان)، فارس و قهستان (درواز? سپریس) و مرو و بلخ (درواز? جنگ) داشت.346 “شارستان درونی” مرو و شارستانِ هرات که بر گرد کهندژ بود، نیز هر کدام چهار دروازه داشتند.347 دروازه‌های هرات موقعیت این شهر را در چهارراه شرقی، غربی، جنوبی و شمالی، بر راه‌های بلخ، نیشابور، غور و سیستان نشان می‌داد و به نام آنها خوانده می‌شدند. گذشته از خراسان در دیگر بخش‌های ایران نیز چنین بود، شهر گور (فیروزآباد) که از درو? ساسانیان با طرح دایره‌ای و با چهار درواز? اصلی شارستان جزو مشهورترین گِردشهرها به شمار می‌آمد، همین موقعیت را حفظ کرد. شهرستان نیز که در نزدیکی کازرون بر بقایای بیشاپور در دور? آل بویه همچنان شکوفایی خود را ادامه می‌داد، چهار دروازه داشت: هرمز، مهر، بهرام و شهر.348 از میان شهرهایی که در این دوره به شکوفایی قابل تأملی رسیدند، بم را می‌توان نام برد که شارستان آن در جنوب کهندژ واقع بود و شهر، چهار دورازه داشت: نرماشیر، کوسکان، اسبیکان و کورجین.349 نرماشیر نیز که در آن زمان شهرتی همپای? بم داشت، از دژی سترگ برخوردار بود که گرد شارستان کشیده بودند و چهار درواز? بَم، صورکون، مصلی و کوشک آن را به چهار راه اصلی بم (شمال)، هرموز (جنوب)، مکران (شرق) و جیرفت (غرب) پیوند می‌دادند.350
در حالی که بیش‌تر شهرهای سد? چهارم قمری در قلمرو سامانیان یا آل‌بویه بیش و کم بر اساس طرحی نزدیک به هم بنا نهاده شده یا توسعه یافته بودند، اما شهر بخارا به عنوان دارالامار? سامانیان، چنین نبود. شارستان بخارا هفت دروازه و ربض آن ده دروازه داشتند. از آن جا که از برابر هر یک از دروازه‌های ربض بازاری به درون شهر جدا می‌شد، بازار آن نیز ده دروازه داشت.351
در شهرهای گوناگون، دروازه‌ها متناسب با موقعیت مکانی نام و آوازه می‌یافتند. اگر دروازه به سوی کهندژ باز می‌شد به نام کهندژ (قهندز) و یا از داخل کهندژ به نام دَرِ شارستان خوانده می‌شد.352 متناسب با جاده‌ای که به سوی شهری مشهور می‌رفت، نام برخی شهرها به دروازه‌ها داده می‌شد چنان که در شارستانِ بیش‌تر شهرها نام دروازه‌های بلخ، مرو، بخارا، نیشابور، فارس، گرگان و … وجود داشت. از دیگر سو به احترام برخی از شخصیت‌ها نیز دروازه‌ها، نام می‌گرفتند، که از آن میان است درواز? امام ابوحفص که در برخی منابع به درواز? “حق‌ره” در بخارا داده شده است.353 همچنین است درواز? ابوابراهیم و بارزترین نمون? آن درواز? شیخ ابوالفضل بلعمی در این شهر.354 برخی دیگر از دروازه‌ها به نام کوی‌ها خوانده می‌شدند که از آن میان است درواز? کوی معقل در نیشابور، کوی مغان در بخارا، کوی سهل و کوی خاقان در تونکث.355 برخی دروازه‌ها نیز به نام دودمان‌ها یا اقوامی که در پیرامون آن بودند خوانده می‌شدند (در بنی اسد در بخارا، در زنگیان در زرنج و …). دروازه‌هایی نیز به نام برخی اماکن مذهبی، حتی غیر اسلامی، خوانده می‌شدند که نمون? بازر آن درواز? نوبهار است در شهرهای بلخ، بخارا و سمرقند.356 نام‌گذاری دروازه‌ها تنها به این نمونه‌ها ختم نمی‌شود چنان که گاه مساجد آدینه، برخی کشور‌ها (مانند درواز? چین در سمرقند)، بازار (مانند درواز? عطاران و بازار فارجک در بخارا) و … بر نام دروازه‌ها گذاشته می‌شدند. نام‌گذاری دروازه‌ها و بررسی آن از این نظر اهمیت دارد که بیان کنند? برخی از مشخصه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهرها است. دروازه، نخستین محل آشنایی مسافران به شهر بود. از این رو حکمرانان شهرها در زیباسازی آن می‌کوشیدند و گاه نمادهایی بر آن قرار می‌دادند. دروازه‌های شارستان، عمدتاً با راست? بازار که خیابانی بود به درازای ربض و شارستان و اصناف و پیشه وران در دو سوی آن حجره و سراچه داشتند، به یکدیگر پیوند می‌یافتند. از این رو داد و ستد میان شارنشینان و ربض‌نشینان در این بخش از شهر به هم گره می‌خورد.

مطلب مرتبط :   دارآباد، خیابان، مسجد، کوه، ولنجک

کوی/ محله
واژه‌های کوی، محله (محلت) و رَبْع در تقسیم‌بندی‌های شارستان و ربض به کار می‌رفته که در هر شهر و متناسب با موقعیت و ویژگی‌های بخش‌های گوناگون شهر داشتند به یکی از این واژه‌ها خوانده می‌شدند. چنان که در تاریخ بخارا برخی از کوی‌های این شهر توصیف شده‌اند و در ترجمه‌ای که از این کتاب بازمانده واژ? کوی به کار رفته است.357 یعقوبی نیز در البلدان نام و نشانِ محله‌های شهر بغداد را بیان کرده و از این راه آگاهی‌های ارزشمندی از ساختار اجتماعی بغداد در زمان خود (اواخر سد? سوم قمری) ارائه کرده است.358 حاکم نیشابوری تقسیم بندی شهر نیشابور را به گونه‌ای دیگر توصیف کرده و از هر دو اصطلاح محله و رَبْع در دو مرتب? تقسیم‌بندی، بهره برده است: “ارباع نیشابور چارست: ریوند، مازل، شامات، بشفروش”.359 این چهار ربع360 “از حدِّ مسجد جامع” جدا می‌شدند و مجموعه‌ای از محله‌های شهر، روستاها و قریه‌های پیرامونی را تا بخش‌های سواد شهر دربر می‌گرفتند. از دیگر سو وی محله‌های شهر را چهل و هفت عدد بر می‌شمارد. برخی محله‌ها نیز چنان بزرگ بودند که مانند “محل? جولاهگان” (بافندگان) “سیصد کوچه زیادت داشت”. همچنین وی اشرف محله‌ها را “مقام اولیا و بازارِ حیره اعظم، اعظم اسواق شهر” خوانده که درازای آن یک فرسخ بوده و تمام بازار سرپوشیده بوده است.361 بیهقی نیز در تاریخ بیهق این شهر را با روستاها و دیه‌های آن به دوازده رَبع تقسیم کرده است که هر ربع مجموعه‌ای از محله‌ها و روستاها را دربر می‌گرفت.362
در دور? باستان، به ویژه در دور? ساسانیان، محله‌ها بر اساس ساختار اجتماعی و نظام “طبقه بندی” اجتماعی تقسیم‌بندی می‌شدند. از آن جا که در دور? ساسانیان، شارستان محل سکونت طبقات مُرفه جامعه بود میان سپاهیان، موبدان، دبیران، وزرگان و خاندان‌های شاهی و اهل بیوتات (ویسپوهران) تقسیم

دسته بندی : علمی