آثارسمعی وبصری شد و رئیس قوه قضائیه در پاسخی « قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» سال 1348 و نیز «قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» و هرقانونی که چنین حقی را حمایت نماید را لازم الرعایه دانست.
از آنجا که در دو قانون مورد اشاره حمایت از نرم افزارهای رایانه ای مورد نظر واقع نشده بود و از این جهت قوانین ایران ناقص می نمود ،در دی ماه 1379 «قانون حمایت از پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای» مشتمل بر 17 ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.باتصویب این قانون ،حوزه حمایت ملّی ازمالکیت فکری در ایران گسترش یافت و ضمانت اجراهای مدنی و کیفری یرای نقض حقوق پدیدآورندگان این آثار مقرر گردید.
در حال حاضر نیز پیش نویس لایحه قانونی حمایت از مالکیت ادبی و هنری جدید بر اساس الگوی سازمان جهانی مالکیت فکری و با نگرش بومی تهیه شده است که لایحه ای جامع و کاملتر از مقرّرات کنونی و هماهنگ با کنوانسیون های بین المللی است و امید است که در آینده نه چندان دور شاهد تصویب آن در مجلس و اجرائی شدن آن در جهت حمایت مؤثرتر از حقوق مالکیت ادبی و هنری در کشور باشیم.
3-3- 2. مالکیت صنعتی
حمایت از مالکیت های صنعتی در ایران رسماٌ با تصویب « قانون علامت صنعتی و تجاری » درسال 1304 آغاز شد ، ولی طولی نکشید که در سال 1310 قانون دیگری تحت عنوان « قانون ثبت علائم و اختراعات » وضع و قانون سال 1304 را منسوخ اعلام نمود.در سال 1310 نظام نامه قانون ثبت علائم واختراعات مشتمل بر 59 ماده در چهار باب به تصویب رسید وشیوه های اجرای آن قانون را مشخص کرد.این نظامنامه نیز با تصویب « آیین نامه اجرایی قانون ثبت علائم تجارتی و اختراعات »در سال 1337 و در 67 ماده و چهار باب و به موجب تصریح آخرین ماده این آیین نامه صراحتاٌ نسخ شد.
قانون ثبت علائم و اختراعات سال 1310 و آیین نامه اجرایی آن مصوب سال 1337 تاسال 1387مقررات اصلی مربوط به مالکیت های صنعتی و تجارتی در ایران به شمار می آمدند.
درمورد«اسم تجارتی» نیزکه یکی ازموضوعات مهم مالکیت های صنعتی به شمارمی آید وکنوانسیون پاریس نیز در متن خود بدان اشاره کرده است ، قانون تجارت ایران در سال 1311 بدان توجه و مواد 576 تا 582 خود را تحت همین عنوان یعنی« اسم تجارتی » به تصویب رسانید.ولی از آنجاکه دراین مواد چگونگی ثبت اسم تجارتی و اعلان آن و آیین دادرسی آن دردعاوی به نظامنامه وآیین نامه ای خاص موکول شده است ،این اقدام هرگز صورت نگرفت و ثبت اسم تجارتی و دادن وجهه قانونی بدان ودر نتیجه برخورداری ازحمایت قانونی در قالب ضمانت اجرای نقض آن ،با مشکل مواجه شد که این موضوع نیز در عمل تحت قانون ثبت علائم و اختراعات قرار گرفته و اسم تجارتی با عنوان علامت تجارتی به ثبت می رسد.
راجع به علایم مربوط به اجناس دارویی و خوراکی و آرایشی نیز به منظور تسهیل نظارت و به دلیل حساسیت موضوع و اینکه مصرف این اجناس و استعمال آن،مستقیماٌ برروی بدن انسان صورت می گیرد وهمچنین برای جلوگیری از تقلب و تقلید،درسال 1328 آیین نامه ای تحت عنوان « آیین نامه نصب و ثبت اجباری علائم صنعتی بر روی اجناس دارویی و خوراکی و آرایشی » ازتصویب هیأت وزیران گذشت وداشتن علامت تجارتی که درماده 2 قانون ثبت علائم و اختراعات اختیاری اعلام شده بود ،در مواردخاص این آیین نامه اجباری شد.علاوه بر قوانین و مقررات فوق الذکر،درقانون مجازات عمومی سال 1310 و قانون تعزیرات سال1362نیزراجع به حمایت ازعلائم تجارتی واختراعات موادی پیش بینی شده بودکه باتصویب قانون مجازات اسلامی درسال 1370 و قانون تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده در سال 1375 ، نسخ و از دایره اعتبار خارج شدند.
درکنار قوانین یاد شده ، « قانون حمایت از نشانه های جغرافیایی » و آیین نامه اجرایی آن ، در سال 1384 به تصویب رسیده و قابلیت اجرایی یافته است.
درسال 1386 «قانون ثبت اختراعات،طرحهای صنعتی،علائم ونام های تجاری»به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید وآیین نامه اجرای آن نیز درسال 1387 تهیه و به تصویب رسید.با تصویب این قانون و تصریح آن برملغی شدن قانون ثبت علائم واختراعات سال1310 وآیین نامه اجرایی آن مصوب 1337،ثبت وحمایت ازاختراعات ، علائم و طرحهای صنعتی مطابق با این قانون صورت می پذیرد و قوانین سابق در این زمینه دیگر قابلیت اجرایی ندارند.
3-4.پیشینه ضمانت اجراهای مالکیت فکری در کشورهای اروپایی و آمریکا
3-4-1. آلمان
در آلمان با آنکه مهد صنعت چاپ است و قدیمیترین نسخه های کتابهای چاپی متعلّق به آنجاست،امتیاز نشر چند دهه بعد از ایتالیا رواج یافت. در سال 1480، شفر81 ، ناشر آلمانی که برای اولین بار مؤسسه ای انتشاراتی را با فاست82 تأسیس کرده بود ،همراه با ورثه ی فاست دعوایی را دائر بر نقض حقوق مالکانه در برخی از کتابها علیه ناشری به نام اینکاس83 از اهالی فرانکفورت طرح نمود که بنوعی می توان گفت که اولیّن دعوای ناظر بر نقض حقوق مالکیت فکری در این کشور بود.
نخستین امتیاز ثبت شده ی حقّ نشر درآلمان در سال 1501 از سوی شورای دربارسلطنتی84 برای چاپ شعرهای شاعری به نام هروسیدا که ششصد سال از زمان مرگش می گذشت و شعرهای او توسط شخصی به نام سلتس85 گردآوری شده بود ، صادر شد.امتیازنامه ی سلطنتی فقط قلمروی سلطنتی را در بر می گرفت و از این رو سلتس امتیازنامه ی مشابهی را هم از مقام قضایی فرانکفورت دریافت کرد.بعدها امتیازنامه ی سلطنتی از سوی مشاور مخصوص امپراتور و به نام امپراتور صادر می شد. در سال 1512 کپی ها یا نسخه های بدلی آثار آلبرت دورر86 که حاوی امضای مجعول او بود ، به دستور مقامات قضایی فرانکفورت ضبط شد که البته نمی توان به طور قاطع دلیل این ضبط را عدم رعایت کپی رایت دانست.اما در هر حال بیوه ی وی در سال 1528 توانست امتیاز انحصاری آثار او را از مقامات نورنبرگ تحصیل کند و مقامات ذی صلاح نیز در حمایت از آثار این هنرمند تا آنجا پیش رفتند که کارهای دیگر را از داشتن نام و موضوع مشابه با آثار او منع کردند.87
مارتین لوتر، اصلاح گر مذهبی آلمانی نیز دغدغه ی حمایت از تولید کنندگان آثار ادبی را داشت و در این خصوص در نامه ای که در سال 1528 نگاشت ، این خواسته را مطرح کرد.در سال 1531 شورای شهر باسل88 ، کلیه ی کتاب فروشان را از چاپ مجدّد کتابهای یکدیگر تا سه سال از تاریخ انتشار آن ها ممنوع کرد و مجازات نقدی برای تخلّف از این قانون تعیین نمود.حمایت از مالکیت ادبی معمولاٌ برای مدت کوتاه در نظر گرفته می شد و گاه علاوه بر خود اثر،موضوع آن را نیزدربرمی گرفت.رویّه ی هماهنگ مقامات محلی و سلطنتی در خصوص مالکیت ادبی تا قرن هفدهم ادامه یافت و در کنار حمایت ویژه از نشریات رسمی از جمله متون کلیسایی وکتاب های آموزش مدارس ،کتابهای ممتاز ومؤلفان مورد حمایت،از نظرموقعیت حقوقی در جایگاهی برتر نشانده شدند.در سال 1660 فرمانی درشهرسلطنتی فرانکفورت برای حمایت از ناشران ومؤلفان صادر گردید و یک امتیاز نامه ی سلطنتی نیز در سال 1685 میان آثار ممتاز و غیر ممتاز تفکیک قائل شد.آثار ممتاز آنهایی هستند که تحت امتیاز ناشران منتشر شده اند و آثار غیرممتاز آن دسته آثاری هستند که اثر مؤلفان معاصر هستند و در چارچوب مفهوم امروزی کپی رایت قابل حمایت بودند.89
3-4-2. ایتالیا
در میان شهرهای ایتالیا ، ونیز در صنعت چاپ پیشگام و دارای جایگاه مهمّی بود. اولین امتیاز اعطا شده توسط سنا ، به ناشری آلمانی تعلق گرفت که به موجب آن انحصار چاپ در ونیز به مدت پنج سال به وی داده شد و به علاوه ورود آثار چاپی از جاهای دیگر ممنوع گردید.اما اوّلین حقّ نشری که به یک مؤلف تعلق گرفت ، در سال 1486 به آنتونیو سابلیکو داده شد که متضمن حق انحصاری و نامحدود نشر یا تجویز انتشار اثر معروفش به نام «ده سال از امور ونیز »90 بود و برای نقض حق نشر مزبور نیز مجازات پانصد دوکات91 تعیین شد.در سال 1491 میلادی سنا به شخصی به نام پیتر ، حق انحصاری چاپ و فروش اثرش به نام «عنقا»92 را بدون محدودیت زمانی اعطا کرد که این مجوّز عموماٌ به عنوان اولین گام به سوی حق نشر تلقی می گردد.در سالهای بعد نیز امتیازنامه های دیگری در خصوص حق نشر به ناشران و مؤلفان مختلف اعطا شدکه عموماٌ دارای محدودیت های زمانی ده یا بیست ساله بودند.
باید دانست که بسیاری از شرایط و ضوابطی که بعدها در قوانین مربوط به کپی رایت گنجانده شدند ، در اوایل قرن شانزدهم و حتی پیش از آن ، در ونیز مورد توجه بوده اند.با این حال امتیازات اعطایی آنقدر پیچیده بودندکه سرانجام سنای ونیز در سال 1517 تمامی امتیازات نشررا ملغی اعلام کرد و مقرر داشت ازآن پس امتیازها صرفاٌ باید با دو سوم آراء و آن هم منحصراٌ برای آثار جدیدی که قبل از آن هیچگاه منتشر نشده اند یا برای آثار سلب امتیاز شده اعطاء شود.در سال 1533 اولین قانون واقعی کپی رایت به تصویب رسید که به موجب آن ، چاپ اثر باید در داخل ونیز انجام و انتشار آن ظرف یک سال صورت می پذیرفت.بر اساس امتیازاتی که به ناشران اعطا می شد ،آنان برای چاپ یک اثر نیازی به کسب رضایت مؤلف نداشتند. اما در سال 1545 مقرر شد که هیچ حقّ نشری صادر نخواهد شد مگر آنکه رضایت نامه ی معتبر مؤلف یا نماینده ی او تسلیم مرجع تعیین شده گرددکه با این اصلاح در واقع می توان گفت که گام مؤثری در راستای حمایت واقعی از حقوق مالکیت ادبی و هنری در ایتالیا برداشته شد.93
3-4-3. انگلستان
در انگلستان در سال 1504 میلادی یکی از ناشران به عنوان ناشر سلطنتی تعیین شد و در سال 1518 به جانشین او ریچارد پینسون94 نخستین امتیاز چاپ کتاب تعلق گرفت.این امتیاز متضمّن ممنوع کردن اشخاص دیگر به مدت دو سال از چاپ سخنرانی هایی بود که امتیاز نامه مزبور شامل آنها می شد.دانشگاه آکسفورد هم دارای امتیازاتی انحصاری در نسخه برداری و تکثیر کتب بود. اولین امتیاز نشری که در انگلستان به یک مؤلف اعطا شد ، به سال 1530 برمی گردد.این امتیاز برای مدت هفت سال به جان پالس گریو95 برای کتاب دستور زبان فرانسه اش داده شد که به هزینه ی خود آن را منتشر کرده بود.تا میانه ی قرن شانزدهم حقّ نشر به صورت جواز ناشران داده می شد.حتی امتیازی که به پالس گریو اعطا شد هم بیشتر بخاطر این بود که او ناشر اثر خودش بود.96
باتشکیل اتحادیه فروشندگان نوشت افزار97 در اواسط قرن شانزدهم ، انتشارکتب درانحصاراعضای این اتحادیه قرار گرفت تا بدین وسیله از چاپ کتابهای فتنه انگیز و بدعت آمیز جلوگیری شود.در سال 1558 بر اساس فرمانی دیگر،اساسنامه ی اتحادیه مزبورمقررداشت هرکس که کتابی رامنتشر کندبایدآن
مطلب مرتبط :   تهران:، فارسی.، ، همگانی،، پایان‌نامه
دسته بندی : علمی