زنان، نابرابری، مردان، جنسیتی، جینی

(اجتماعی) میگذارد، بر رشد و توسعه اقتصادی این کشورها نیز تأثیر منفی گذاشته است، بهعلاوه شکاف جنسیتی در آموزش را جزء اساسی شکاف جنسیتی در سرمایه انسانی است اما معادل هم نیستند، چرا که سرمایه انسانی فقط با آموزش ایجاد نمیشود بلکه تجربه، بهداشت، آموزشهای غیر رسمی و

همه در ایجاد سرمایه انسانی نقش دارند
از این رو در بحث‌های تئوریک در خصوص نابرابری سرمایه انسانی ممکن است بیشتر به نابرابری جنسیتی در آموزش اشاره شود
این تفاوتها و نابرابریها تأثیر فراوانی بر توزیع درآمدها، رشد اقتصادی، توسعه فرهنگی، توسعه اجتماعی، سیاسی و

گذاشته است

«کستل171 و دُمنچ172» فرمولی ارائه کردند که به محاسبه ضریب جینی در خصوص نابرابری جنسیتی سرمایه انسانی میپردازد
از آنجا که پارامترهای استفاده شده برای تعیین ضریب جینی سرمایه انسانی ترکیبی از چند متغیر است که عمدتاً آموزشی است، لذا این ضریب به نوعی توزیع آموزشی را نشان میدهد

آمار توصیفی حاصل از محاسبات نابرابری سرمایه انسانی در جدول (3-3) آمده است
برای مقایسه علاوه بر مناطق مورد بررسی ضریب جینی سرمایه انسانی را به تفکیک زن و مرد آورده شدهاست
لازم به ذکر است ضریب جینی عددی است بین صفر و یک که هر چه به یک نزدیکتر باشد نشان از نابرابری بیشتر است

در جدول (3-3) نتایج از قرار زیر است:
GINI M 15: متوسط ضریب جینی سرمایه انسانی برای مردان بالای 15 سال
GINI F 15: متوسط ضریب جینی سرمایه انسانی برای زنان بالای 15 سال
نتایج حاصل از محاسبات به شرح ذیل است:
نابرابری سرمایه انسانی چه در زنان و چه در مردان در مناطق جهان به جز کشورهای پیشرفته از سال 1960 تا 2005 روندی نزولی داشته‌است

بیشترین نابرابری سرمایه انسانی در سال 1960 مربوط به زنان بالای 25 سال در صحرای آفریقا و کمترین آن مربوط به کشورهای پیشرفته است

منطقه شرق آسیا که تا قبل از سال 1985 دارای نابرابری سرمایه انسانی بیشتر از آمریکای لاتین بوده است از آن سال به بعد دارای وضعیت بهتری شده و از میزان نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان این ناحیه کاسته شده و دارای وضعیت بهتری نسبت به آمریکای لاتین شده است

در همه مناطق جهان نابرابری سرمایه انسانی در مردان کمتر از زنان بوده است

ایران در ابتدا شاهد نابرابری بسیار زیاد در سرمایه انسانی زنان و مردان بوده است (بالاتر از همه مناطق)، اما در سال 2005 از مناطق جنوب آسیا و صحرای آفریقا پیشی گرفته است

روند نابرابری سرمایه انسانی زنان بالای 25 سال در ایران همانند منطقه خاورمیانه بوده اما با ارقامی بالاتر یعنی در همه سال‌ها این نابرابری در ایران بیشتر از متوسط خاورمیانه بوده است

نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان کشورهای پیشرفته طی سال‌های 1960 تا 2005 کاهش محسوسی نداشته است

جدول 3-3- آمار توصیفی ضریب جینی سرمایه انسانی مختلف جهان طی دوره 2005- 1960
مناطق
متغیر
میانگین
حداقل
حداکثر
خاورمیانه و شمال آفریقا (11 کشور)
GINI M 15
5/0
33/0
71/0

GINI F 15
61/0
40/0
81/0
زیر خط صحرای آفریقا (22 کشور)
GINI M 15
54/0
43/0
67/0

GINI F 15
64/0
53/0
78/0
آمریکای لاتین و حوزه دریای کارائیب (23 کشور)
GINI M 15
34/0
29/0
40/0

GINI F 15
38/0
32/0
45/0
شرق آسیا (9 کشور)
GINI M 15
34/0
27/0
44/0

GINI F 15
47/0
35/0
63/0
جنوب آسیا (7 کشور)
GINI M 15
54/0
40/0
66/0

GINI F 15
65/0
55/0
75/0
کشورهای پیشرفته (22 کشور)
GINI M 15
18/0
17/0
20/0

GINI F 15
19/0
18/0
21/0
ایران
GINI M 15
60/0
41/0
86/0

GINI F 15
72/0
51/0
95/0

 به نظر می‌رسد دلیل کاهش شدید نابرابری‌ها در کشور می‌تواند ناشی از سرمایه‌گذاری‌های مختلف به ویژه در زمینه آموزش و پرورش و رفع بی‌سوادی در کشور برای زنان بالای 15 سال باشد
از ابتدای دهه 80 با افزایش سرمایه‌گذاری‌های آموزشی در دانشگاه‌ها فاصله نابرابری سرمایه‌ انسانی بین این دو گروه سنی تقریباً یکسان باقی‌مانده است
از طرفی سرازیر شدن جمعیت زیادی از زنان به دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر نیز از نابرابری سرمایه انسانی در آنان کاسته است

دلیل این امر که ضریب جینی سرمایه انسانی در کشورهای پیشرفته طی 45 سال مورد مطالعه کم نشده است، نبود ظرفیت‌های خالی برای سرمایهگذاری در بخش‌هایی است که سرمایه انسانی را می‌سازد
به عنوان مثال کاستن از نرخ بیسوادی در ابتدا بسیار آسان‌تر از زمانی است که بیسوادی تقریباً ریشهکن شده و می‌خواهیم باز هم این نرخ را کاهش دهیم
در این حالت باید ir/9136-2/ ” title=”اعتماد به نفس”>اعتماد به نفس در زنان،
2
گسترش حق مالکیت و ایجاد شرایط مناسب در زمینه ir/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%aa%d8%b9-%d9%88-%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%aa/ ” title=”سطوح مشارکت”>سطوح مشارکت؛ یعنی «کنترل شهروندی» نیز تعبیر میشود

3-6-2- نابرابریهای اقتصادی ـ اجتماعی جنسیتی
علیرغم تلاشهای بسیاری که در جهان برای توسعه پایدار و همه جانبه و کاهش ابعاد جهانی فقر صورت گرفته است ، نرخ بیسوادی و فقر در زنان، هنوز در بسیاری از کشورهای جهان نسبت به مردان بالاتر است

همچنین در مقایسه با مردان، زنان دسترسی کمتری به مراقبتهای پزشکی و امکانات آموزشی دارند، حق مالکیت خصوصی آنها به مراتب بیشتر زیر پا گذاشته میشود، به مراتب بیشتر احتمال دارد که قربانیان خشونت خانگی شوند و نهایتاً در اکثریت کشورهای دنیا، فرصتهای شغلی به صورت عادلانه و براساس میزان شایستگی، میان مردان و زنان تقسیم نمیشود و به صورت معمول هم امکان حضور در سطوح بالای قدرت سیاسی اجتماعی برای زنان محدود است174

توجه به حقوق زنان از بعد انسانی و حقوق مسلم و طبیعی آنان، درخور شأن این جنس به آنان تعلق نگرفته و دلایل این بیتوجهی عمدتاً بر نگرش جنسیتی و تبعیض و نابرابری ناشی از تلقی برتری مرد به زن و نگاه مالکیتمدارانه مردسالارانه در طول تمدن بشری است
پیامد این روند، عدم