به شکلی برابر رفتار شود. 2- به دلیل عدالت اجتماعی و حفظ آن: باید تبعیض بین زنان و مردان در ارتباط با موقعیت های اجتماعی و استفاده از توانایی­ها و خلاقیت­های آن­ها از میان برداشته شود.3- جهت تسریع جریان توسعه: به جهت دستابی به توسعه و پایدار کردن، پویایی اقتصادی و اجتماعی باید از منابعی مثل زن به نحوی مطلوب استفاده کرد.» (همان، 171-170)

« به منظور استفاده کردن هرچه بیشتر از جمعیت زنان در پست­های مختلف، رشد اتکای به نفس در بین زنان- به منصه ظهور رسانیدن توانایی های زنان – حمایت از حقوق زنان توسط زنان مدیر و نهایتا” درک بهتر وضعیت آنان در جامعه صورت گیرد.» (همان، 171) توسعه گرایی، حقوق محوری بدون توجه به نقش و تکالیف زنان در خانواده که از ویژگی­های نگاه تجددگرایی است در این نگاه دیده می­شود.

با بررسی این رویکرد، متوجه عدم توانایی آن از ظهور و بروز عالی اسلام ناب، در عرصه اجتماعی به ویژه خانواده می­شویم، چرا که این رویکرد برای حل مسائل زنان، از جمله خانواده دست به دامان تئوری های علمی مختلف می شود و اسلام را ناتوان از پاسخگویی به مسائل زنان در خانواده می داند. با این رویکرد، صحنه خانواده عرصه ظهور و بروز تئوری های مختلف با ادبیات فرهنگی گوناگون خواهد شد و اعضای خانواده را درسردرگمی و تناقض فرو خواهد برد. در نتیجه نمی توان از این رویکرد،انتظار تئوری سازی اسلامی درباره مسائل زنان در خانواده داشت،زیرا اسلام در این رویکرد گم شده تفاسیر مختلف است. در واقع اسلام، تبدیل به خواسته های شخصی افراد می شود و از مسیر صحیح خود فاصله می گیرد و این اسلام سلیقه­ای، حلال مشکلات زنان در خانواده نمی­شود و خود بر مشکلات آنان می­افزاید.

2-2-3.   رویکرد تمدن گرایی

سنت گرایی به رغم تأکید بر نصوص و حقایق وحیانی، از ارائه طرحی جهت حضور اسلام در صحنه حیات جمعی بشر، ناتوان است و بقای دین را در عزلت می‌‌جوید و تجدد­گرایی بر ضرورت حضور و پویایی دین در صحنه اجتماع تأکید دارد، اما در عمل این پویایی به استحاله ارزش ها و احکام اسلام می‌‌انجامد، به همین خاطر دو عنصر پویایی و پایایی دین اسلام، در این دو رویکرد بدست نخواهد آمد. اما رویکرد تمدن گرایی که هسته فکری انقلاب اسلامی‌‌‌‌است، معتقد است این دو عنصر پویایی و پایایی را می‌‌توان در اسلام یافت و تنها راه برون رفت از معضلات کنونی زنان را، در راستای تحقق ارزش‌های اسلامی ‌‌همراه با توسعه اجتماعی، در دل تمدن نوین می‌‌داند. محورهای تمدن گرایی به شرح ذیل است:

2-2-3-1.      نگرش نظام مند به مسائل زنان

سنت گرایان و تجدد گرایان، نگاه جزء گرایانه دارند؛ در حالی که شخصیت زن همزمان دارای وجهه فردی، خانوادگی و اجتماعی است و هر کدام هم زوایای مختلفی دارند و تک بعدی نگاه کردن به مسائل زنان که به عنوان یک سیستم یا نظام است، آسیب‌های جدی تری را برای زنان و جامعه انسانی دارد. تنها نگاه تمدن گرایانه است که مسائل زنان را، به عنوان مجموعه ای مورد مطالعه قرار می­دهد که از یک سو دارای بخش‌های متنوع دیگری است و از سوی دیگر خود، جزئی از یک مجموعه کلان تر در سایر مجموعه‌های مشابه است.

2-2-3-2.      اصول گرایی در فهم دین، توسعه گرایی در حوزه تحقق دین

اندیشه اسلامی ‌‌در عین حال که احکام و ارزش‌های وحیانی را، امری جاودانه می‌‌داند، توجه به شرایط متحول زمانه را یادآور شده و توسعه پذیری، عقلانیت و تجربه بشری را، از حیات بشر جدایی ناپذیر می‌‌داند.  تمدن گرایی معتقد است نه تنها جمع بین اصول گرایی و توسعه گرایی ممکن است بلکه یک ضرورت دینی و اجتماعی است.

مطلب مرتبط :   ، گزاره‌های، خطایی، صواب، ادراکی

دیدگاه تمدن گرا، همانطور که اجتهاد را یگانه راه دستیابی به معارف صحیح اسلامی ‌‌می‌‌داند، در حوزه عمل، روش‌های عقلانی و تجربی را در شناخت مناسبات اجتماعی قابل اتکا می‌‌شمارد.

2-2-3-3.      تکامل در روش اجتهاد و تجدید نظر در روش علوم

دستیابی ما به شریعت اسلامی، ‌‌از طریق روش اجتهاد و شیوه استنباطی است که امری عقلایی است که با تلاش به تدریج دقیق­تر می‌‌شود و در نتیجه دستاورد اجتهاد را به شریعت نازل نزدیکتر خواهد ساخت . پایه­گذار تمدن نوین اسلامی، ‌‌نیازمند جهت داری علوم است.

تمدن گرایی معتقد است که امروزه علوم انسانی و کارشناسی‌های عینی و عملیاتی، بیشترین نقش را در حیات مادی و معنوی انسان دارند و ارزش­ها در صورتی در مناسبات اجتماعی راه می‌‌یابند که پیشاپیش در منطق و مبانی علوم کارشناسی ، تعبیه شده باشند، در واقع اندیشه اسلامی ‌‌نیازمند پرداختن به فلسفه فقه و فلسفه اجتماعی است.

2-2-3-4.      ضرورت تدوین الگوی جامع شخصیت زن مسلمان

این گروه معتقدند که حل مسائل زنان، در گرو داشتن یک مدل جامع از شخصیت فردی و اجتماعی زن از یک سو و شناخت کلان و همه جانبه مشکلات فراروی جامعه بانوان کشور از سوی دیگر است.

تمدن سازی یک فرایند تدریجی و تاریخی است که با استوار ساختن ارزش‌های یک مکتب در بن مایه‌های فرهنگ یک جامعه آغاز و تا شکل­گیری نهاد‌های اجتماعی، مناسبات اقتصادی –سیاسی و سرانجام تولید محصولات علمی‌‌– هنری و تکنولوژیک، بر پایه مدل‌های مطلوب استوار می‌‌یابد.

2-2-3-5.      پی ریزی تمدن نوین اسلامی‌‌

دیدگاه تمدن گرایی معتقد است که دین جاودانه اسلام، خود طرحی برای بهبود وضعیت بشر  و ساختن آینده ای روشن دارد که این امر در اعتقاد به خاتمیت و مهدویت متجلی است.در واقع تمدن گراییبا نگاهی به آینده تمدن حقیقی، با اجتهاد مستمر در منابع وحیانی و با اتکا به تجربه و عقلانیت همسو با وحی، به طراحی الگو‌های عملی در عرصه‌های مختلف فرهنگی – اجتماعی،  چشم دوخته تا از این طریق گام به گام، کاستی ها را در مسیر تحقق کامل دین برای تحقق تمدن نوین اسلامی ‌‌برطرف نماید.(سبحانی، 1382: 44-30)

با بررسی برخی کتاب­هایی پیرامون خانواده در اسلام به رویکرد تمدن گرایی ایشان پی بردیم که به شرح زیر می­باشد:

– شهید مطهری در کتاب یکصد­ و­ ده سؤال پیرامون مسائل خانواده، وجود خانواده سالم را تنها از دریچۀ نگاه اسلامی می­دانند به گونه­ای که به مسائل مطرح در خانواده از جمله وظایف متفاوت زن و شوهر یک نگاه کلان و نظام مند دارد و این تفاوت­ها را یک نگاه ساده نمی­بینند که بتوان با وضع قوانینی خاص آنرا تغییر داد بلکه آنرا ناشی از قانون خلقت خداوند می­دانند. شهید مطهری هم به وظایف و هم به حقوق متقابل زن و شوهر توجه نموده­اند که این حقوق و وظایف را مساوی نه مشابه می­بینند زیرا آنها را ناشی از تفاوت­های روانشناسی و زیست شناسی زن و مرد می­دانند.

« حقوق طبیعی اولیه زن و شوهر متفاوت است. شوهر بودن از آن جهت که شوهر بودن است، وظایف و حقوق خاصی را ایجاب می­کند و زن بودن از آن جهت که زن بودن است، وظایف و حقوق دیگری را ایجاب می­کند. اجتماع خانوادگی با سایر شراکت­ها و همکاری­ها متفاوت است. فرضیۀ عدم تشابه حقوق خانوادگی زن و مرد که اسلام پذیرفته بر همین اصل است»( مطهری، 15:1389)

– محمدرضا زیبایی نژاد و محمد تقی سبحانی در کتاب درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام یک نگاه نظام­مند به مسائل زنان دارند به طوری کهنه الگوی غربی و نه نگاه گزینشی از احکام اسلام را در حل مسائل زنان موفق ندا­نسته­اند بلکه آنرا مسبب ایجاد مشکلات حاد دانسته­اند. تنها نگاه نظام­مند اسلامی به مسائل زنان را حلال مشکلات زنان در عرصۀ خانوادگی و اجتماعی دانسته­اند.

مطلب مرتبط :   لواط، مردمسالاری، مجازات، جنایی، سیاست

« تأکید می­کنیم که کلیۀ معارف و احکام اسلامی از آنجا که برای تأمین سعادت فرد و جامعه در راستای حیات مادی و معنوی انسان فرو فرستاده شده، در مجموع از یک نظام عام برخوردار است که این نظام کلی در درون خود مجموعه­های کوچکتری را در بر می­گیرد. نظام شخصیت زن در واقع یکی از همان زیر مجموعه­های این نظام کلی است که باید به لحاظ روابط درونی و ارتباطات بیرونی آن با کلیت فرهنگ اسلامی به درستی شناخته و شناسانده شود. به همین ترتیب نظام شخصیت زن خود شامل خرده نظام­های دیگری چون نظام هستی شناسی، نظام اخلاقی، نظام اجتماعی و نظام حقوقی زن است که میان این مجموعه­ها نیز پیوند منسجم و ارتباط چندسویه برقرار است» (زیبایی نژاد، سبحانی، 8:1385)

« شناخت نظام شخصیت زن در اسلام، امروزه به این دلایل اهمیت دارد که زنان در طول تاریخ مورد ستم مضاعف بوده و حضور خرافات و سنت­های بی پایه و جهل و بی خردی موجب ایجاد مسایل و مشکلات حاد خانوادگی و اجتماعی برای زنان کشور شد. عمل و توجه به بخشی از احکام و بی توجهی به بخش دیگر خود یکی از عوامل بروز و نابسامانی برای زنان کشور ماست و فرهنگ غرب با تسلط بر امکانات و ظرافت­های اطلاعاتی و ارتباطی سعی در تحمیل الگو­های ناقص خویش به ملت­های جهان دارد» (همان، 10-8)

– محمد رضا سالاری فر در کتاب خشونت خانگی علیه زنان، نه نگاه غرب و نه نگاه سنتی را برای حل مسائل زنان مناسب نمی­بینند بلکه تنها تبیین نگاه اسلام و جایگاه زن در آن را موجب رفع مشکلات زنان در خانواده از جمله خشونت خانگی علیه آنان می­دانند.

« کاستی­های نگرش جامعه سنتی و چالش­های مدرنیزاسیون و رشد اقتصادی، گاه و بی­گاه مخاطراتی را پدید می­آورند که خشونت علیه زنان از آن جمله است. تبیین نگرش اسلام دربارۀ زن و حقوق او و شناخت عمیق جایگاهش در جامعۀاسلامی، درک محوریت خانواده در جامعۀ اسلامی و محوریت زن در خانوادۀ اسلامی، روشن ساختن ریشه­های انحراف و کژاندیشی­هایی که به خشونت علیه زنان می­انجامد، به ویژه تبیین نسبت آنها با افکار خرافه­ای و تقلید از غرب و معاوضۀ آن­ها با باورهای دینی می­تواند به استواری خانواده، ارتقای جایگاه زنان در جامعۀ اسلامی و رفع چالش­هایی چون خشونت علیه زنان بینجامد» (سالاری فر، 17:1381)

– حسین بستان در کتاب اسلام و جامعه شناسی خانواده، نظام مطلوب خانواده در اسلام را یک نگاه نظام­مند به مسائل خانواده می دانند ولی به طور کلی علوم جدید را در حوزه خانواده رد نکرده­اند بلکه با توجه به الگوی مطلوب خانواده اسلامی آنچه که متناسب با این الگو است را در علوم گزینش نموده­اند. با توجه به اقتضاعات روز مسائل زنان در خانواده و جواز راهکارهای علمی مطابق با الگوی اسلامی، تحلیل های مناسب جهت حفظ و ثبات خانواده بیان می­کنند.

«خانواده را در طول تاریخ و فرهنگ­های مختلف دارای اشکال متعدد می­دانند:

  • خانواده هسته­ای
  • خانواده گسترده (تأکید اسلام بر این نوع خانواده)

3- خانواده تک همسر / چند همسر

4- خانواده ناقص یا تک سرپرست

5- خانوادهپدر سالار/ مادرسالار

6- خانوادهپدر مکان/ مادر مکان

7- خانواده ناتنی

8- هم خانگی یا زندگی مشترک

  • 4
دسته بندی : علمی