گروههای کوچکی از دوستان راحت‌ترند، درحالی که مردان در یک محیط رقابتی با روابط دوستانه کمتر راحت‌ترند . زمانی زنان به موفقیت دست می یابند که به آسانی بتوانند زنان دیگر را در شبکه‌ها‌یشان به حساب آورند. زنان همانند مردان، با تکیه بر حمایت های همکاران و دست‌یابی به اطلاعات، به موفقیت بیشتری دست می یابند. زنان نیز تمایل دارند به دیگران پیشنهاد دهند و آنها را نصیحت کنند ( Coleman , J . 1990 & Putnam . R. 1995 ) .
زنان احتمالاً کمتر یکدیگر را حمایت می کنند. کانتر71 شواهدی پیدا کرده که سبک رهبری مردان و زنان در موقعیت های مشابه، تفاوت چشمگیری دارند. هرچند کانتر مطرح کرد که تفاوت های واقعی زمانی به وجود می‌آید که قدرت، موضوع مهمی باشد و سبک رهبری نشان دهنده میزان قدرت فردی تلقی شود. مدیرانی که مستقیماً در تاثیر بر رفتار و پیامدهای سازمانی اختیار و توانایی ندارند، به روش های غیر مستقیم و دستکاری شده برای رسیدن به اهداف گرایش دارند ( Kanter , R.M. 1987 ) .
مشروعیت عامل دیگری است که در محیط کار برای استفاده کامل از فرصت هایی که به وسیله سرمایه اجتماعی ایجاد می‌شود، لازم است. برر72 بیان می کند که در هرسازمانی، گروههای خودی (معمولاً مردان)، گروه های خارجی (زنان و مردان جوان) و اقلیت هایی که دیگران آنها را متفاوت می بینند، وجود دارند. گروههای خارجی مشروعیت کمتری در سازمان دارند. برر، دو روش برای ایجاد و جذب سرمایه اجتماعی در درون سازمان شناسایی کرد : اولین روش، جذب سرمایه اجتماعی به طور غیر مستقیم است. چون زنان به عنوان گروههای خارجی انگاشته می شوند، شاید لازم باشد که سرمایه اجتماعی را از طریق حامیانی به دست آورند. وقتی زنی توسط یک حامی به شبکه جدیدی در سازمان معرفی می شود، وی از طریق منابع اطلاعاتی و ارتباطات جدید، به منافع حاصل از سرمایه اجتماعی دست می یابد. کانته به این پدیده قدرت انعکاسی می گوید که از طریق همکاری با افراد قدرتمند به‌دست می آید. وقتی وجود یک حامی برای مردان مهم است، حتماً برای زنان نیز لازم است ( Barr , R.S. 1998 ) .
تحقیقات اخیر به وسیله هیگینز و کرام73، پیچیدگی شبکه های حمایتی موجود در سازمان را آشکار کرده است. این نویسندگان تفاوت شبکه ها و قدرت روابط حمایتی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که برای موفقیت در کار، افراد معمولاً به تشکیل شبکه های مجزای حمایتی برای اهداف متفاوت نیازمندند. به‌علاوه، قدرت شبکه ها ممکن است بیشتر بر اساس عوامل فرهنگی و جنسیتی باشد. برای مثال، کارگران ژاپنی به برقراری روابط قوی با تعداد زیادی از افراد تمایل دارند در حالی که فرانسوی ها، روابط ضعیف در محیط کار را تجربه می کنند. زنان اغلب ترجیح می‌دهند که در گروه کوچکی از افراد، روابط قوی ایجاد کنند، در حالی که مردان عمدتا با گروه بزرگی از افراد روابط ضعیفی برقرار می کنند. این تفاوت ها می تواند در توسعه مدیریت کاربرد داشته باشد، مثلاً زنان باید به توسعه شبکه های وسیعتر حمایتی و همکاری، تشویق شوند تا نتایج بهتری هم برای سازمان و هم برای پیشرفت شغلی فردی به‌دست آورند( Higgines & Kram 2001 )
دومین روش به‌دست آوردن مشروعیت در سازمان، ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق شکل دادن به روابط با گروههایی است که در درون یا بیرون سازمان، قطع ارتباط شده‌اند. این روش برای زنان مشکل است چون به عنوان افراد خارجی هستند و مشروعیت لازم را برای ایجاد سرمایه اجتماعی ندارند. روش برر، زنان را به جذب منافع سرمایه اجتماعی از همتایان مرد یا شبکه ارتباطی شان در سازمان محدود می کند. بعید به نظر می رسد که این دو روش بتواند به تغییرات لازم برای برابری کامل زنان با مردان در محیط کار منجر شود. لین74 ادعا می کند که در موقعیت های مشخصی در سازمان، به ذخایر بیشتری از سرمایه اجتماعی احساس نیاز می شود. به عنوان مثال، انتظار می رود که اعضای هیئت مدیره، در اداره یا ارتباط با افراد داخل یا خارج سازمان، بتوانند شبکه های قوی از سرمایه های اجتماعی داشته باشند. همینطور کارکنانی که با مردم ارتباط بیشتری دارند باید از سرمایه اجتماعی بیشتری بهره مند باشند نسبت به کسانی که با ماشین ها یا تکنولوژی سروکار دارند. همچنین مدیرانی که در مرزهای سازمانی قرار دارند و یا با شکاف اطلاعاتی روبرو می شوند، به سرمایه اجتماعی بزرگتری احتیاج دارند ( Barr , R.S. 1998 ) .
از جمله اندیشمندانی که بطور سیستماتیک برای اولین بار نظریه سرمایه اجتماعی را مطرح کردند، می توان به بوردیو، کلمن، پاتنام، فوکویاما، دوتوکیل، افه وفوش و . . .. اشاره کرد. که در اینجا به اهم آنها اشاره می شود.
2-1-1 نظریه پپربوردیو75 :
از میان نظریه پردازان معاصر، پپربوردیو اولین تحلیل سیستماتیک از سرمایه اجتماعی را انجام داده است، اما چون فرانسوی زبان بوده و در حوزه زبان انگلیسی خیلی به آثار او توجه نمی شد، این نکته از قلم افتاده است او در فرضیه سرمایه فرهنگی که در سال 1973 تنظیم گردید، بر تأثیر خاستگاه اجتماعی خانواده ها بر عملکرد تحصیلی تأکید داشت که این خاستگاه یک منبع فرهنگی، به بچه ها در ورود به مدارس است . خدمت اصلی تفکر بوردیو در توسعه مجموعه ای از استعاره های قوی برای تشریح موشکافانه رابطه قدرت و سلطه در کار، در اجتماع و بطور کلی قشربندی فرهنگ می باشد. وی برجسته ترین چیزی که از اقتصاد سیاسی بیرون می کشد همان چیزی است که او سرمایه فرهنگی می نامد . به نظر وی، سرمایه فرهنگی در درون یک فضای اجتماعی بوجود می آید و در قیاس با سرمایه اقتصادی ، نظریات و قوانین و تحلیل مباحث مربوط به سرمایه داری رواج یافت (روح الامینی ، محمود ،1374ص116 ) .
بوردیو همچنین به اشکال دیگری از سرمایه می پردازد، او از سرمایه سیاسی یاد می کند و این سرمایه را یک عامل تفاوت گذار در کشورهایی می داند که عامل فرهنگی مبنای تمایز قرار می گیرد. توزیع نامساوی این سرمایه سرمنشأ تفاوت بویژه رد حوزه مصرف و الگو های زندگی است. این سرمایه برای صاحبانش نوعی بهره مندی خصوصی از امکانات و ثروت های عمومی را فراهم می کند. به عبارتی امکانات و درآمدهای عمومی ارثی می شود. به نظر بوردیو زمانی که یک نخبه سوسیال دموکرات در طول چند نسل قدرت سیاسی را در اختیار دارد، سرمایه اجتماعی از نوع سیاسی از خلال سندیکاها و احزاب و از طریق روابط فامیلی به میراث برده می شود و به تشکیل نوعی سلسله سیاسی می انجامد . هنگامی که روشهای انباشت مالی به صورت کامل مورد کنترل و ممانعت قرار گیرد، سرمایه سیاسی مبنای تفاوت گذاری می شود. اعضای طبقه سیاسی از مبارزه خود در جهت اصل سلطه که حوزه قدرت میدان آن است به جز صاحبان سرمایه علمی- دانشگاهی رقیب دیگری ندارند. به نظر بوردیو مفهوم فضا76 ، متضمن فهم دنیای اجتماعی در قالب روابط است . بوردیو فضای روابط را واقعی ترین واقعیت و اصل اساسی رفتارهای فردی و اجتماعی می داند ( بوردیو ، پیر ، 1384) . همچنین بوردیو گردآوری سرمایه اقتصادی را متکی به ایجاد یک نظام مالیاتی واحد، مقتضی گردآوری سرمایه اطلاعاتی است که سرمایه فرهنگی یکی از ابعاد آن است و این یگانه سازی بازار فرهنگ را با خود دارد (همان؛ ص150 ) . او دولت را عالیترین جایگاه برای جمع آوری و اعمال قدرت نمادین می داند . فرآیند گردآوری سرمایه قضایی77 شکل عینی شده و کدگذاری شده سرمایه نمادین، منطق ویژه خود را که چیزی از جنس منطق گردآوری سرمایه نظامی یا سرمایه مالی نیست، دنبال می کند (همان؛ ص155 ) . او بر رابطه دیالکتیکی بین ساختارهای عینی و پدیده های ذهنی تأکید می کند. یکی از سنگ بناهای نظری جامعه شناسی بوردیو در نظر گرفتن جامعه به مصاحبه تکثری از حوزه های اجتماعی است شکل های سرمایه ( اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی ) عوامل اساسی اند که تعریف کننده موقعیت ها و امکانات کنش گران گوناگون در هر حوزه ای به شمار می روند . از نظر او سرمایه در سه شکل بنیادی امکان بروز می یابد به شکل سرمایه اقتصادی که قابلیت تبدیل شدن به پول را دارد و ممکن است در شکل حقوق مالکیت نهادینه شود؛ به شکل سرمایه فرهنگی که در شرایط معین قابلیت تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی را دارد و ممکن است به شکل کیفیت های آموزشی نهادینه شود و به شکل سرمایه اجتماعی که از الزامات اجتماعی(ارتباطات) ساخته شده است و در شرایط معین، قابلیت تبدیل شدن به سرمایه اقتصادی را دارد و ممکن است به صورت عنوان اشرافی یا اصالت خانوادگی نهادینه شود (وال ای، 1998،به نقل از مسعود ماجدی و عبدالعلی لهسایی زاده، 1385) .
2-1-2 نظریه جیمزکلمن78 :
جیمز کلمن به مانند پیربوردیو مفهوم سرمایه اجتماعی را از اقتصاد به جامعه شناسی آورد، رویکرد او بر اساس تئوری انتخاب عقلانی و توسعه یافته از کار پیشین او در نظریه ((مبادله اجتماعی)) است . برای او سرمایه ی اجتماعی نشان دهنده ی آن است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه می تواند بعنوان منبعی برای آن گروه عمل نماید، او معتقد است که سرمایه ی اجتماعی با کارکردش تعریف می شود و به سرمایه اجتماعی به مشابه شیئی واحد نمی نگرد، بلکه آن را انواع چیزهای گوناگونی می داند که به زعم او دو ویژگی مشترک دارند:
الف) همه آنها شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند .
ب) دوم آنکه سرمایه اجتماعی تنش های بین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می کند . برای کلمن مفهوم سرمایه اجتماعی نشان دهنده آن است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه می تواند به عنوان منبعی برای اعضای آن گروه عمل نماید (کلمن ،جیمز ، 1377 ، ص 302 ) . او سرمایه اجتماعی را نیز مانند شکل های دیگر سرمایه مولد دانسته و سازمان اجتماعی را پدید آورنده و عامل ایجاد کننده سرمایه اجتماعی تلقی می کند او برای سرمایه اجتماعی اهمیت شایانی قائل است، به طوری که می گوید، از طریق منابع سرمایه اجتماعی هزینه های دستیابی به اهداف خاصی تقلیل می یابد و دستیابی به هدفها امکان پذیر می گردد که در صورت عدم وجود آن هرگز امکان پذیر نبود یا صرفاً با هزینه های بسیار بالا ممکن می گردید (همان ،ص492) . و نسبت به دیگر نظریه پردازان نظریه عمومی تری از سرمایه اجتماعی را مطرح می کند به طوری که در آن علاوه بر همکاری های افقی بین افراد همکاریهای عمودی را هم در بر می گیرد (شریفیان ثانی، مریم ،1380) .
کلمن بر این اعتقاد است که سرمایه اجتماعی با کارکرد آن تعریف می شود، سرمایه اجتماعی چیزی واحد نیست بلکه انواع چیزهایی گوناگون است . کلمن می گوید: سرمایه اجتماعی هنگامی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل می کند

مطلب مرتبط :   تسلسل، معلول، محال، ناحیه‌ی، اجزاى

دسته بندی : علمی