روش کاربرد تمثیل در فرایند بازسازی شناختی    

روش کاربرد تمثیل در فرایند بازسازی شناختی                                                                                                         

در رویکرد شناختی،تمام مشکلات عاطفی و روان‌شناختیِ افراد از شناخت‌واره‌ها[1]، خطاهای فکری[2]، تحریف‌های شناختی[3] و باورهای ناکارآمد[4] (غیر منطقی) ناشی می‌شود. از دیدگاه شناختی، افراد در مراودات اجتماعی و رخدادهایی که برایشان اتفاق می‌افتد، اکثراً به هنگام ادراک و تفسیر وقایع دچار خطاهای فکری از قبیل: اغراق، فاجعه‌پنداری، تحریف، نتیجه‌گیری شتاب‌زده، تعمیم مبالغه‌آمیز و… می‌شوند. از این رو وقایع و اتفاقات را عامل اصلی ناراحتی و مشکلات خود می‌پندارند. این در حالی است که وقایع و رویدادها به خودی خود نمی‌توانند باعث ایجاد مشکلات روان‌شناختی در افراد شوند، بلکه شیوه فکری[5] و سبک پردازش[6] اطلاعات و معنادهی به وقایع یا همان تفسیر رویدادهاست که این‌گونه احساسات و هیجانات منفی را در افراد ایجاد می‌کند(الیس و هارپر[7]، 1981 ) .

درمان به شیوه رفتاری – شناختی روشی استاندارد، ساختار مند و کاملاً طرح و برنامه‌ریزی شده است. در این روش اصول و فنون کار با مراجع گام به گام تعریف و تعیین می‌شود اصول و فنون و روشهای که قرار است در این مسیر بکار گرفته شوند مشخص شده است: متغیرهای دخیل در مشکل عبارتند از 1- متغیرهای آغازگر یا ایجاد کننده 2- متغیرهای زمینه‌ساز 3-متغیرهای نگهدارنده و 4-متغیرهای تعدیل گر. هدف اصلی در این رویکرد حذف یا تعدیل متغیرهای نگهدارنده است که همواره یک فکر و یا باور نادرست است که به آن خطاهای فکری یا  باورهای غیرمنطقی می گویند. شش گام اساسی برای آموزش بازسازی شناختی عبارتند از گام اول: شناسایی موقعیت وآنچه باعث رنج و ناراحتی می­شود، گام دوم: شناسایی هیجان­هاومیزان شدت آنها ،گام سوم: شناسایی افکار، شامل افکار اتوماتیک مقدم بر هیجان، گام چهارم: چالش با افکار و باورهااز طریق شواهد و مدارک موجود برعلیه افکار، گام پنجم: عکس العمل نشان دادن به افکار بی­فایده و جایگزین کردن افکارمنطقی بشکل مفید، گام ششم: ارزیابی مجدد باورها ، افکار و هیجانها(شیدلینگر،2004). به منظور  فهم مراجع از نوع خطایی که در فکرش وجود دارد درگام چهارم و پنچم مشاوره گروهی از تمثیل استفاده میشود  و این مدا خله ،کار چالش با افکار  مراجع را به حداقل می‌رساند. بطور کلی در رویکرد شناختی، ده خطای فکری (تحریف شناختی) و سیزده باور ناکارآمد به منزله عوامل اصلی شکل گیری و تداوم اختلالات هیجانی شناسایی شده­اند که درفرایند درمان شناختی نحوه بازشناسی و بازسازی آنها به افراد آموزش داده می­شود (مک مولین، 2000 به نقل از صاحبی 1387)که انسانهای متعارف نیز کمابیش از این خطاهای فکری و باورهای ناکارآمد در فرایند زندگی شان استفاده میکنند.

در جداول( 6-2 و 7-2 )ابتدا تحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی معرفی شده اند سپس برای هر یک از این تحریف ها و باورها دو تمثیل یا داستان پیشنهاد شده تا به تناسب تشخیص مراجعین از هر کدام استفاده شود.

جدول( 6-2 ) تمثیل های مرتبط با تحریفهای شناختی

تحریف­های شناختی                                  تعریف تمثیلهای مرتبط با تحریف
1- تفکر همه یا هیچ[8]

 

 

 

 

 

(این نوع تفکر را تفکر سیاه و سفید، قطبی یا تفکر دوگانه نیز ی­نامند). در این نوع طرز تفکر فرد موقعیت­ها را تنها در دو مقوله می­بیند نه در یک طیف 1-1 .درجستجوی کمال و بی­نقص بودن (از داستانهای ملانصرالدین به نقل از پائولوکوئلیو، 2001).

2-1. همه ما با هم تفاوت داریم(دیوید برنز، 2000).

     
2- فاجعه­سازی[9] در این تحریف، افراد در مورد رویدادی مهم اغراق می­کنند و از آن یک رویداد وحشتناک می­سازند. فرد همواره انتظار وقوع فاجعه و مصیبت را دارد. 1-2 پیامدهای کوتاه و بازتاب (اقتباس از پائولوکوئلیو).

2-2 غرق شدن مورچه در استکان آب.

     
3- تعمیم مبالغه آمیز[10] در این تحریف افرادگاهی براساس چند دلیل یا شاهد ضعیف، تعمیم افراطی می­دهند و فکرشان راتحریف می­کنند. بعبارتی دیگر تعمیم یک رویدادکوچک به تمام موقعیت­ها، شرایط و افراد 1-3- صافی خرد (اقتباس از کنفیلد وهنسن، 1982).

2-3- نتیجه­گیری بی­بنیاد (اقتباس از پزشکیان، 1987).

     
4- نتیجه­گیری شتاب­زده[11]

 

فرد بی­آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد، قبل از بررسی شواهد و مدارک کافی بطور شتاب زده نتیجه گیری و تصمیم می­گیرد که خود شامل دو حالت است: الف) ذهن­خوانی ب) پیش­گویی.

 

1-4 پیامدهای ناگوار شتاب­زدگی (اقتباس از خانلری و روشن 1369).

2-4 واقعیت پنداشتن حدس و گمانهای بی­اساس وعمل به آنها (کریم­زاده،1378).

3-4 اجتناب از پیش داوری و خطای فکری (داستانهای کوتاه اینترنت).

5-شخصی سازی و سرزنش خود[12] دراین تحریف فرد هرنوع رفتاروگفتار دیگران را واکنش آنها نسبت به خود تلقی می­کند، همواره خود را با دیگران مقایسه می­کند خود را بی­جهت مسئول حوادثی قلمداد می­کند که به هیچ وجه امکان کنترل آنها را ندارد.

 

1-5 اگر من رحمت فرستم، او لعنت پندارد (حلبی،1375).

2-5 نپذیرفتن دیدگاه من یعنی بی احترامی به من (کوئلیو، 1381).

     
6- برچسب کلی زدن[13] فرد به استناد یک یا دو ویژگی حکم صادر کرده، برچسب کلی می­زند. بطور مثال وقتی اشتباه می کند بجای اینکه بگوید اشتباه کردم به خودش برچسب احمق یا نادان می­زند 1-6 تو به من هیچ چیز نیاموختی (کوئلیو، 1381).

2-6 دست کم گرفتن خود (تهرانیان، 1381).

7- تفکر آمرانه استفاده از جملات بایددار[14] فرد برای خودش یک سلسله قواعدی را به عنوان «باید» تدوین می­کند و رفتار خود و دیگران را براساس آنها مشخص می­کند و توقع دارد همه از آن پیروی کنند. 1-7 پیراهن مردخوشحال (پزشکیان، 1982).

2-7 پیروی از باید و نبایدهای موروثی (اقتباس از ریودی،1997).

8- استدلال هیجانی[15] فرد فرض را بر این می­گذارد که احساسات درونی­اش منعکس کننده واقعیت بیرونی است، درواقع فرد، احساس خود را عین حقیقت می­پندارد و براساس آن تصمیم گیری و اقدام می­کند. 1-8 احساسم گواهی می­دهد (کریم­زاد، 1378).

2-8 قضاوت دلبخواهی‌ (کریم­زاده، 1378).

9- صافی ذهنی[16] (این تفکر، انتزاع انتخابی نیز نامیده می­شود) یعنی فرد یکی از اجزاء منفی موضوع را می­بیند بجای اینکه تصویری کلی ازموضوع در ذهن خود ایجاد کند. درواقع صافی ذهنی باعث می­شودتا فرد به جزئیات منفی بطور مبالغه آمیز توجه کند، اما به جنبه­های مثبت توجهی نمی­کند 1-9 درون هر شکست بذری از موفقیت نهفته است (کوئلیو، 1378).

2-9 راز جاودانگی (کوئلیو، 1381).

10- نگرش تک بعدی[17] فرد جنبه­های منفی یک موقعیت را می­بیند، تجربه­های مثبت ودستاوردهای مهم را دست گم گرفته با بی­ارزش شمردن تجربه­های مثبت خود بر مهم وجدی نبودن آنها اصرار دارد. 1-10 تفاوت انسان موفق و ناموفق (اقتباس ازآوون، 2000).

2-10 تفاوت عیب نیست، لازمه زندگی پویاست (کوئلیو، 1377).

3-10 من یک سنت پیدا کردم ( به نقل از هفده داستان کوتاه).

                                        جدول (7-2 )تمثیل های مرتبط با باورهای نا کارآمد             

باورهای ناکارآمد تمثیل­های قابل استفاده
1- همه افراد جامعه باید مرا دوست بدارند و تعظیم و تکریمم کنند 1-1به ساز هم نمی­شود رقصید(صلاحی،1380).

2-1 در دروازه شهر را می­توان بست، اما دهان مردم را نمی­توان بست(دهخدا،1375).

2- لازم احساس ارزشمندی،وجود حداکثر توانایی و لیاقت در همه زمینه هاست. 1-2هرکس درجایگاه و موقعیت خودش مهم و بی­نظیر است(جانگ،1378 ).

2-2 ارزش ما به آن چیزی است که می­شویم ونه آنچه  بدست می­آوریم(آوون،2000).

3- وقتی از عهده کاری به خوبی برنیایم، نشان دهنده اینست که آدم بدی هستم. 1-3 ضررهای بی­نقص گرایی(پزشکیان،1982 ).

2-3 ندانستن عیب نیست(یوسفی،1380 ).

4- اجتناب از مشکلات، آسانتر از رویارو شدن با آنهاست 1-4 موفقیت آنسوی پل خطر پذیرنیست(کنفیلد وهنسن،  1982).

2-4 برای نجات به سمت صدای غرش بدوید!(مک مولین،2000)

5- تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی­ام تعیین کننده مطلق رفتارها و خصوصیات کنونی من هستند. 1-5 زیر بار سنگین گذشته(پزشکیان،1982).

2-5 پیشداوری و نشخوار فکری(ادریس شاه،1971).

6- برای هر مشکل و مسأله­ای همواره و تنها یک راه حل کامل ودرست وجود دارد. 1-6 قدرت اندیشه( به نقل از سوپر مارکت بهشتی).

2-6 مرد نابینا و تابلو گدایی­اش(داستان های کوتاه اینترنت ).

7- اگر امور بر وفق مراد من نباشد موجب نهایت بدبختی است و لذا احساس شادمانی و خرسندی درزندگی محال است. 1-7 دو فرشته(به نقل از 17 داستا ن کوتاه).

2-7 مقایسه براساس مشاهده ناقص(مثنوی دفتر پنجم).

8- زندگی بایستی آسوده و راحت باشد، من نباید سختی و رنج بکشم،روزگار باید آنچه را من لازم دارم برایم فراهم سازد. 1-8 رمزکامیابی: سه گام اصلی موفقیت(کنفیلد وهنسن،  1982).

2-8 کیک بهشتی مادر بزرگ(به نقل از 17 داستا ن کوتاه).

9- افراد خاصی وجود دارند که بد ذات و شرور هستند آنها باید برای رفتارهای زشت خود به شدت مذمت وتنبیه شوند

 

1-9 این گمان در حق خویش برم بهتر(شفیعی کدکنی ،     1376) .

2-9 معیارهای شخصی در شرور دانستن دیگران(کوئلیو ،1377 ).

 

10- باورها و ارزشهای دیگران باید مشابه باورها و ارزشهای من باشد. دیگران باید کارها را همان طوری انجام دهند که من انجام می­دهم. 1-10 برای آموختن از دیگران آمادگی داشته باشیم(فروزانفر،1363  )

2-10 در نظر گرفتن تفاوتهای فردی(کنفیلد وهنسن،  1982).

11- جهان باید جایگاه عدل و انصاف باشدو همیشه باید با من خوب رفتار شود. 1-11 نگرش مسیح(ادریس شاه،1971).

2-11 انتظار عمل منصفانه(دیوید برنز،2000 ).

12- ناخشنودی و بدبختی من به وسیله عوامل بیرونی (خارج از کنترل من) بوجود آمده است. 1-12 ازماست که برماست(ادریس شاه،1971).

2-12 پیامدهای طبیعی رفتار ما(فروزانفر،1363 ).

13- از هم اکنون باید نگران وقایع ناگوار آینده باشم و بکوشم تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تأخیر اندازم یا از آنها جلوگیری کنم. 1-13 نگرانی بی­اساس(ویویدی ،1997).

2-13 ترس از آینده.

سیزده باور ناکارآمد از نظر الیس و همکاران

(الیس و هارپر، 1998؛ ادلمن، 2002)

 

 

جدول (4-2 و5- 2 ) صاحبی ،1387. به اختصار و اصلاحات

علاقه مندان برای استفاده از محتوای تمثیلها به کتاب“تمثیل درمانگری” مراجعه نمایند

 

 

 

[1] – cognitions

[2] – thinking errors

[3] – cognitive distortions

[4] – dysfunctional beliefs

[5] – thinking pattern

[6] – processing patterns

[7] – Ellis & Harper

[8] – All- or- None Thinking

[9] – Catastrophizing

[10] – Overgeneralization

[11]

[12] – Personalization & self- blame

[13] – Labeling

[14] – Shoulds

[15] – emotional reasoning

[16] – mental filter

[17] – Tunnel Vision

مطلب مرتبط :   اینترنت و خطرات استفاده از ان