نخورده به خدمت پیامبر 9 و یا زمامدارانى که بعد از آن حضرت روى کار آمدند، مى‏آوردند به طورى که مایه اعجاب هر بیننده‏اى بود. اینها همان عرب وحشى و غارتگر زمان جاهلیت بودند که در پرتو تعلیمات اسلام به این درجه از تربیت انسانى رسیده بودند. گویا صحنه قیامت را در برابر چشم خود مى‏دیدند در حالى که مردم خیانتگر اموالى را که در آن خیانت کرده‏اند در برابر چشم همگان بر دوش مى‏کشند و همین ایمان به آنها هشدار مى‏داد که از فکر خیانت نیز، صرفنظر کنند. «طبرى» در تاریخ خود، نقل مى‏کند: هنگامى که مسلمانان وارد مدائن شدند و به جمع‏آورى غنائم پرداختند یکى از مسلمانان، غنیمت بسیار گران‏قیمتى نزد مسئول جمع غنائم آورد آنها از مشاهده آن تعجب کردند و گفتند: ما هرگز چیزى این چنین گرانبها ندیدیم، سپس از وى پرسیدند آیا چیزى از آن برگرفته‏اى؟گفت: به خدا قسم اگر بخاطر” اللَّه” نبود هرگز آن را نزد شما نمى‏آوردم، آنها فهمیدند که این مرد، شخصیت معنوى خاصى دارد و از او خواستند که خود را معرفى کند، او در پاسخ گفت: نه به خدا سوگند هرگز خود را معرفى نمی کنم که مرا ستایش کنید و براى دیگرى نمى‏گویم که مرا تمجید کند ولى خدا را شکر مى‏کنم و به پاداش او راضیم»778

5. شواهد نقلی و روایی
روایات معصومین :گنجینه ارزشمندی است که به مصداق « انّ حدیثنا یحیی القلوب؛ همانا حدیث ما قلب ها را حیات می‌بخشد»779 قلبها را جان میدهد و طراوت میبخشد و به مصداق حدیث «فانّ الناس لو علموا محاسنَ کلامنا لاتّبعونا؛ همانا اگر مردم نیکویی های سخنان ما را دریابند از ما پیروری می‌کنند»780 رفتار ما را به تراز رفتار قرآنی و تربیت الهی که در گفتار امامان معصوم به عنوان قرآن ناطق تجلّی یافته است نزدیک میکند. ضرورت بهرهگیری از بعد سلوکی و سیرهای وجود آن بزرگواران نیز در بحث از داستان و تاریخ مورد اشاره قرار گرفت.
گذشته از روایات تفسیری که بهطور مستقیم به تفسیر آیه پرداخته و زوایای آن را روشن میکند، بسیاری از روایات نیز وجود دارد که به نوعی با آیات قابل پیوندند و در رویکرد تربیتی قرآن نقش آفرینی میکنند. این روایات از آنجا که مقاصد آیات را مورد تأکید قرار میدهند، یا زاویه تربیتی آیات را برجسته میکنند، یا مصادیق وسیعتری از آنها را مورد اشاره قرار میدهند، یا لایههای ژرفتری از آنها را نمودار میسازند، یا با شوقآفرینی و شورافکنی، انگیزه توجّه به آموزههای قرآنی را افزون میسازند در تفسیر تربیتی مورد توجّه قرار میگیرند. در حقیقت تفسیر تربیتی مبتنی بر تربیت ولایی است؛ تربیتی که برآمده از گفتار و رفتار پیامبر9 و امامان معصوم7 به عنوان عِدل قرآن و یکی از دو گوهر گرانبهایی است که در حدیث ثقلین تمسّک به آن مایه نجات از گمراهی دانسته شده است. آنگاه که از یکی از همسران پیامبر9 درباره اخلاق پیامبر9پرسیده شد، پاسخ داد: «کان خُلقه القرآن»781 این تعبیر کوتاه، در حقیقت محور مهمّی از تربیت قرآنی که همان تربیت ولایی است را تبیین میکند؛ به طور خلاصه، جلوه عملی آموزههای قرآن را میتوان در سیره و سنّت معصومان7 دید و حقایق علمی قرآن را در نمود عینی آن نظارهگر بود.
مفسّر تربیتی با اشراف بر احادیث معصومین: به ویژه احادیث اخلاقی و تربیتی، قدرت دید و بینش علمی خویش را افزون ساخته و افق نگرش خود را بر لایهها و بطون بیکران قرآن گسترده و فهم ملموس و عینیتری از آیات به دست آورده و رابطه درستی میان آیات و مقاصد آن، که همانا مقاصد تربیتی است، به دست آورده و به مخاطب خویش منتقل میکند.
آسیب مهم روایتگروی در تفسیر تربیتی، خروج از حدّ اعتدال در نقل روایت و تبدیل تفسیر به کتاب وعظ و نصیحت، نقل احادیث بیارتباط یا کم ارتباط با آیات و نیز نقل روایات ضعیف و شبههساز است. در حقیقت مفسّر باید به وسیله روایت زاویهای از زوایای آیه را بگشاید و مقصدی از مقاصد آن را بازگو کند و جلوهای از جلوههای آن را مؤکّد سازد؛ تا بتوان تحتعنوان ابزار تفسیر از آن یاد کرد.
کارکردهای تربیتی روایات تفسیری
روایات معصومان( کارکردهای متنوّعی را در راستای تفسیر به طور کلی، و تفسیر تربیتی به طور خاص دارد که دستیابی به تمامی این کارکردها در گرو بررسی جامع روایات تفسیری به طور خاص، و روایات منقول در تفاسیر به طور عام است و خود پژوهش مستقلّی را میطلبد. در زیر تنها به برخی از آنها اشاره میشود.
الف. مصداق یابی
گاه بهرهگیری از روایات بهمنظور مفهومشناسی از طریق مصداقیابی صورت میگیرد؛ امام خمینی; به عنوان مفسّری که دغدغه خاصی در توجّه به مقاصد حقیقی آیات و ابعاد هدایتی و تربیتی آن دارد، در تفسیر آیه «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیم»782 با بهرهگیری از دو روایت امام صادق7 به مفهومشناسی تربیتی «قلب سلیم» و مصداقسازی آن میپردازد و مینویسد: «منظور از قلب سلیم آن است که پروردگار را در حالی ملاقات کند که احدی جز او نباشد»783 و در حدیث دیگر «منظور از قلب سلیم آن است که از محبّت دنیا خالی سالم باشد.» 784
ب. عینی سازی
گاه بهرهگیری از روایات، به منظور ملوس و عینیتر کردن مفهوم آیه بهکار میرود. برخی از مفسّران در تفسیر آیه «وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون؛ و [بدانید] این است راه راست من پس، از آن پیروى کنید. و از راه‏ها [ى دیگر] که شما را از راه وى پراکنده مى‏سازد پیروى مکنید. اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید»785 روایتی از رسول خدا9 نقل میکنند که ایشان با بهرهگیری از روش تربیتیِ نمایشی و تصویری به مفهومشناسی آن پرداختند: «پیامبر9 خط مستقیمی کشیدند و فرمودند: این راه رشد و هدایت است و از چپ و راست آن خط هایی کشیدند و فرمودند: این ها راههایی است که بر هر راهی از آن شیطانی است که افراد را به آن راهها دعوت می‌کند»786
ج. باطن یابی
گاه بهرهگیری مفسّر از روایات بهمنظور دستیابی به باطن آیه، که لایه ژرفتری از پیامهای تربیتی آیه را مطرح میکند صورت میگیرد؛ برایمثال، برخی از مفسّران در تفسیر آیاتی که بر فضیلت مهاجرت در راه خدا تأکید می‌کنند، علاوه بر بیان معنای ظاهری آن که همان «هجرت مادی و سرزمینی» است787، به یکی از معانی تأویلی مذکور در روایات که همانا «هجرت از سیئات به حسنات» است اشاره میکنند؛788 برایمثال، یکی از مفسّران در تفسیر آیه زیر مینویسد:
«وَ مَنْ یُهاجِرْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثیراً وَ سَعَهً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما؛ و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین اقامتگاه‏هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او، از خانه‏اش به درآید، سپس مرگش دررسد، پاداش او قطعاً بر خداست، و خدا آمرزنده مهربان است» 789
«هجرت از نظر اسلام تنها هجرت مکانى و خارجى نیست، بلکه باید قبل از این هجرت هجرتى از درون آغاز شود، و آن” هجرت” و” دورى” از چیزهایى است که منافات با اصالت و افتخارات انسانى دارد، تا در سایه آن براى هجرت خارجى و مکانى آماده شود. و این هجرت لازم است، تا اگر نیازى به هجرت مکانى نداشت، در پرتو این هجرت درونى در صف مهاجران راه خدا در آید. اصولاً روح هجرت، همان فرار از” ظلمت” به” نور” و از کفر به ایمان، از گناه و نافرمانى به اطاعت فرمان خدا است، و لذا در احادیث مى‏خوانیم: «مهاجرانى که جسمشان هجرت کرده امّا در درون و روح خود هجرتى نداشته‏اند، در صف مهاجران نیستند، و به عکس آنها که نیازى به هجرت مکانى نداشته‏اند، اما دست به هجرت در درون وجود خود زده‏اند، در زمره مهاجرانند.» امیر مؤمنان على 7 مى‏فرماید: «و یقول الرجل هاجرت، و لم یهاجر، انما المهاجرون الذین یهجرون السیئات و لم یاتوا بها»790
د. تأکید بخشی بر معنای مقصود
از جمله کارکردهای روایات معصومان 7 در تفسیر قرآن، تأکید بر معنای مورد نظر مفسّر است. بعد از این که مفسّر، مراد و مقصود آیه را روشن کرد با بهرهگیری از روایات معصومان( در آن موضوع، علاوه بر تأکید بیشتر بر مقصود، موجب اعتباربخشی افزونتر به بیان تفسیری خویش میگردد.

مطلب مرتبط :   پادشاه، داستان، 1386:، حکایت، مأخذ

یکی از مفسّران ذیل آیه «وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَهٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُون؛ و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‏کند و نه از او شفاعتى پذیرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‏شود و نه یارى خواهند شد»791 می‌نویسد:
«در ابتدا خداوند فرمود: «وَ اتَّقُوا یَوْماً » حضرت سبحان با ذکر واژه «وَ اتَّقُوا یَوْماً» در صدد القای ترس در وجود انسان ها نیست؛ بلکه مراد از آن ایجاد آمادگی و مهیا شدن برای حضور در عالم قیامت است همانگونه که یاد مرگ بودن نیز به همین معناست.
در روایت آمده است: «سئل رسول الله 9: أی المؤمنین أکیس؟ فقال: أکثرهم ذکرا للموت‏، و أشدهم له استعدادا؛ از رسول خدا 9 سئوال شد: «کدام یک از مؤمنان زیرک ترند؟ فرمود: «آنان که بیشتر یاد مرگ می‌کنند و آمادگی شان برای برخورد با آن بیشتر است»792.
در این حدیث منظور از به یاد مرگ بودن، ترسیدن و دل نگران بودن و نقض عیش زندگانی نیست؛ بلکه مراد آماده شدن برای پای گذاردن به عالم قیامت است به تعبیر امام علی7: «تجهزوا رحمکم‏ الله فقد نودی فیکم بالرحیل؛ آماده شوید، خداتان بیامرزاد که بانگ کوچ را سر دادند».793‏
و به بیان لسان الغیب:
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل ها794
ه‌. شوق آفرینی و شور افکنی
گاه مفسّر از روایت برای تبیین و توجیه مفهوم و مراد آیات استفاده نمیکند؛ بلکه با توجّه به جهتگیری و تناسبی که یکروایت با آیه یا آیات مورد نظر دارد در «تحریک و تشویق» بیشتر مخاطبان برای پذیرش مدلول آیه استفاده میکند؛ برایمثال «سید قطب» در تفسیر آیه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین»795 از پیامبر 9 روایت میکند که فرمود:
«بندهای از بندگان خداوند به هنگام حمد و ستایش خداوند می‌گفت: «یا رب لک الحمد کما ینبغی لجلال وجهک و عظیم سلطانک» فرشتگان با شنیدن این سخن از نوشتن ثواب آن دست کشیدند و ندانستند چگونه باید آن را بنویسند. به خداوند عرضه داشتند : پرودگارا این بنده تو سخنی بر زبان آورده که نمی توانیم آن را ثبت کنیم! خداوند به آن فرشتگان فرمود: سخن او را همان گونه که

مطلب مرتبط :   دریایی، کشتی، کنوانسیون، صلح، جنگ

دسته بندی : علمی