رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه : آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه

ی باشد,اهمیت مسائل میان فرهنگی با جهانی شدن کسب کار برای مدیران افزایش پیدا کرده است.اهمیت این موضوع با افزایش حضور زنان در دهه های اخیر بیشتر شده است .
ارزش ها و تفاوت های فرهنگی میان زنان و مردان ودر سطح کلی تر میان کشورهای مختلف می تواند بر جنبه های عملکردی مدیریت تاثیر بگذارد. اثر فرهنگ بر کارآفرینان و استراتژی های آن ها بسیار مهم است؛چون معمولا میزان ریسک پذیری و مواجه شدن با شرایط نامطمئن در فرهنگ های مختلف ,متفاوت است .
فرهنگ مجموعه ای است از اصول اساسی و راه حل های مشترک برای مشکلات جهانی ,تطابق بیرونی (چگونه زنده بمانیم )و انسجام درونی ( چگونه کنار هم بمانیم ). این مفروضات و اصول اساسی در طول زمان تکامل می یابند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند.کارآفرینی و شاخص های آن نظیر ریسک پذیری ، خلاقیت، تغییرپذیری، انعطاف پذیری ، مواجه شدن با شرایط نامطمئن در افراد جوامع مختلف متفاوت است .(امیری ، گلکار ، 1387)
2-7-آیا می توان کارآفرینی را آموزش داد؟
آموزش افراد برای کارآفرین شدن سخت است اما می‌توان به راحتی به آنان آموزش داد تا نزد کارآفرینان کار کنند. یکی از راه‌های تشویق افراد به کارآفرینی از طریق شرکت در دوره‌های کارآموزی است. کارآموزی تجربه فوق‌العاده‌ای در کارآفرینی است . در حال حاضر برخی مدارس بازرگانی درس کارآفرینی را به فراگیران خود یاد می‌دهند. برای نمونه فراگیران در این مدارس می‌آموزند چطور برای دیگران کار کنند و کارمند خوبی باشند اما می‌توان فراگیران را به گونه‌ای آموزش داد تا در یک شرکت کارآفرین کار کنند و با افزایش مهارت‌های خود به مقام‌های مدیریتی نیز دست یابند. پس آموزش افراد برای کار کردن با کارآفرینان متفاوت از آموزش آنان برای کارآفرین شدن است.
2-2-8-یک کارآفرین باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟
سه مهارت فروشندگی، مدیریت افراد و خلق کالا یا خدمات جدید است که کارآفرین باید آنها را بشناسد و فرا بگیرد اما هیچکدام از این مهارت‌ها در مدارس بازرگانی آموزش داده نمی‌شود. هرگز دوره‌ای که نامش فروش باشد ،در هیچ مدرسه‌ای ندیده‌ام. زمانی که دوره‌ای مختص فروش در مدارس وجود نداشته باشد، چطور می‌توانیم به کارآفرینان کمک کنیم؟ یک کارآفرین همیشه در حال فروش است و سعی می‌کند نظر سرمایه‌گذاران احتمالی را به خود جلب کند یا این‌که ایده‌های خود را به مشتریان و شرکای خود بفروشد. پس فروشندگی یا جلب نظر دیگران، کاری مهم و تخصصی است که کارآفرین به آن نیاز دارد. پس چرا جای آن در دوره‌های آموزش کارآفرینی خالی است؟
من آغاز فعالیتم سردرگم بودم تا این‌که مخفیانه در کلاس‌های فروش شرکت کردم و این کلاس‌ها نگرش من را نسبت به اداره شرکت تغییر داد. با اینکه در آن زمان مدرک فوق لیسانس اقتصاد داشتم و چند سال هم تدریس کرده بودم اما هیچ وقت راجع به این مسأله اطلاعاتی نداشتم و هیچکس هم در این باره به من حرفی نزده بود و زمانی که از دنیای آکادمیک فاصله گرفتم، فرصت پیدا کردم تا بیشتر در این باره تحقیق کنم.( حسینی خواه ، 1387)
2-2-9-چرا باید کارآفرینی را آموخت؟
در حال حاضر کارآفرینی یک ضرورت می باشد. زیرا سالانه حدود سیصد هزار نفر از دانشگاه های کشور فارغ التحصیل می شوند و با توجه به نگرش دانشگاه های نظری نسبت به فارغ التحصیلان که آنها را فقط برای کارشناس شدن در دولت تربیت می کنند، تنها 20 درصد فارغ التحصیلان شانس ورود به بدنه دولت را خواهند داشت آن هم با توجه به روابط بسیار پیچیدهای که در امر استخدام به جای ضوابط حاکم است، این درصد کمتر از این مقدار می باشد. البته سختی کسب و کار دولتی نه به این خاطر است که این کار بر بخش خصوصی ترجیح دارد، بلکه به خاطر نوع تربیتی است که جویندگان کار در دانشگاه با آن مواجه بوده اند. بنابراین لازم است دانشجویان بدانند که چگونه باید شخصاً یک فعالیت اقتصادی را راه اندازی کنند؟ چگونه آن را گسترش دهند؟ چگونه دست به کارهای خلاق زده و تکنیک های خلاقیت را در خود به کار ببرند؟ چگونه کار خود را مدیریت کنند؟ چگونه محصول خود را بفروشند؟ چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند؟ (جهانیان ، 1376)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-10-خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی
از آنجا که مزیت های نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان به دلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده اند، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد. نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد:
1-خلاقیت: یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود. (دانشنامه فارسی اقتصاد)
2- نوآوری: فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می کند. (دانشنامه فارسی اقتصاد)
3-کارآفرینی: ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می کند. (دانشنامه فارسی اقتصاد)
از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش، همه مستلزم خلاقیت است. لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم.
خلاقیت را به صورت های مختلف و متعددی تعریف کرده اند. اما در تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد.  خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است. آمابیل سه عنصر “مهارت های مربوط به قلمرو یا موضوع”، “مهارت های مربوط به خلاقیت” و همچنین “انگیزه” را اجزای اصلی خلاقیت می دانند.
مهارت های موضوعی: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقایق، اصول و نظریات در آن موضوع می باشد.
مهارت های خلاقیت: این مهارت ها با شکستن قالب های خشک ذهنی، مهارت های موضوعی را در راه جدیدی به کار می گیرد، یعنی از مهارت های موضوعی به شکل جدیدی استفاده می کند. مهارت های خلاقیت با ارزش های فکری زیر همراه است:
1-شکستن عادت ها
2-به تعویق انداختن قضاوت ها و ارزیابی
3- درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن
4- متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است.
4- وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده های متفاوت تکنیک هایی وجود دارد که این ارزش های فکری را تقویت می کند. از جمله: توفان فکری، اسکمپر، اسینکتیکس و … (موسوی ، 1386 : ص 2)
انگیزه: یکی از عناصر اصلی و شاید مهم ترین جزء این مجموعه است. انسان بدون انگیزه بیرونی و درونی نمی تواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذت بخش و جالب خواهد بود. آمابیل می گوید انگیزه درونی مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می توانند خلاقیت بیشتری از خودشان نشان دهند.
2-2-11-فرآیند خلاقیت
فرآیند شکل گیری راه حل های خلاق و مسایل و گام هایی که در این فرآیند برداشته می شود، فرآیند خلاقیت می باشد. در این زمینه آمابیل الگوی جالبی از فرآیند خلاقیت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسی ،عرضه مسئله، آمادگی، ایجاد پاسخ و اثبات پاسخ است. اما اهمیت آن در روابط این مراحل باعناصر سه گانه خلاقیت است. در مرحله اول (ارائه کار یا مسئله) انگیزه تأثیر مهمی دارد. چرا که برای شروع فرآیند خلاق وجود انگیزه ضروری است و در مرحله دوم که آمادگی برای پاسخ یا راه حل است، بررسی، جستجو، مطالعه و جمع آوری مدارک در خصوص موضوع انجام می پذیرد. به رغم باور عموم، این مدل حاکی از آن است که اطلاعات بیشتر موجب خلاقیت بیشتر نمی شود. بیشتر اوقات افرادی که تازه وارد یک رشته شده اند خیلی بیشتر از افرادی که مدت طولانی در آن زمینه تلاش کرده اند، کار خلاق عرضه می کنند. همان گونه که تحقیقات تجربی نشان می دهند، دانش مهم نیست بلکه راه کسب آن مهم است. در مرحله سوم جستجوی حافظه و محیط اطراف برای ایجاد راه حل ممکن است؛ که انگیزه و مهارت های خلاقیت در این مرحله مؤثر است.در مرحله چهارم که آزمایش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معیارهای واقعی دیگر است مهارت های مربوط به موضوع ضرورتی است که بتوان پاسخ ممکن را با مقیاس و اطلاعات موجود مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آیا راه حل ممکن موفقیت آمیز بوده یا اینکه پاسخ مستدل نیست و امکان تولید وجود ندارد و راه حل به شکست انجامیده است و یا اینکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزدیک کند. (همان منبع : ص 4)
2-2-12- انواع کارآفرینی
در یک نگاه کلی می توان کارآفرینی را به دو نوع اساسی تقسیم نمود. کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد؛ آن را کارآفرینی سازمانی می نامند.
بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط شروع می نمایند. این شرکت ها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته وایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوری)، پارک های صنعتی و فناوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را این شرکت ها تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیرگذارند. (آذری ، 1388)
2-2-13-آموزش کارآفرینی در دانشگاه ها

در پرداختن به امر آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها باید به چهار هدف کلی توجه داشت:
▪ اول انگیزهٔ کارآفرینی,
▪ دوم ویژگی‌ها,
▪ سوم مهارت‌ها
▪ چهارم حمایت از کارآفرینان
در مورد انگیزه باید کاری کرد تا فرد به موضوع کارآفرینی علاقه‌مند شود و کارآفرینی را به عنوان یک گزینهٔ شغلی مهم و موفق در نظر بگیرد. افراد برای کارآفرین شدن انگیزه‌های مختلفی دارند از جمله: میل به کسب ثروت, استقلال‌طلبی (اینکه فرد بخواهد خودش رئیس خودش باشد و بر سرنوشت خویش کنترل داشته باشد), میل به ساختن چیزی نو, نیاز به موفقیت‌ یا توفیق‌طلبی (تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی جهت موفقیت در موقعیت‌های رقابتی)، انگیزه‌های ملی (توسعه کشور)، انگیزه‌های مذهبی (اینکه کار و تولید را نوعی عبادت بداند و یا خود را در قبال سایر انسان‌ها مسؤول بداند) و …
برای رسیدن به این هدف می‌توان سه کار انجام داد:
۱) آموزش برای ایجاد انگیزه,
۲) ترویج فرهنگ کارآفرینی به منظور ایجاد انگیزهٔ کارآفرینی
۳) پژوهش در این زمینه.
البته لازم به ذکر است که نقش آموزش در این قسمت بسیار کمرنگ و بر عکس ترویج بسیار پررنگ‌تر و مهم می‌باشد. آموزش این امر باید از سنین کودکی آغاز شود زیرا با افزایش سن نقش آموزش در ایجادانگیزه کمرنگ‌تر می‌شود.در مورد ویژگی‌ها باید گفت که یک فرد کارآفرین ویژگی‌های مختلفی دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از: خلاقیت, نوآوری, ریسک‌پذیری, فرصت‌شناسی, مرکز کنترل درونی, تحمل ابهام و …. (احمدپور داریانی ، 1388 )
خلاقیت عبارت است از بکارگیری توانائی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر و اندیشهٔ نو و نوآوری عبارت است از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه‌های نو ناشی از خلاقیت. به عبارت دیگر در خلاقیت اطلاعات جدید به دست می‌آید و در نوآوری آن اطلاعات به صورت‌های گوناگون در بازار عرضه می‌شود. در واقع نوآوری به نوعی پیامد و نتیجهٔ خلاقیت می‌باشد.
ریسک‌پذیری یا تمایل به مخاطره‌پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره‌های معتدل که می‌توانند از طریق تلاش‌های شخصی مهار شوند. عموماً مردم عادی, فردکارآفرین را عاشق مخاطره می‌دانند, در حالی که چنین نیست و کارآفرین شخصی است میانه‌رو که حساب شده مخاطره می‌کند و در واقع دارای ریسک منطقی است. در مورد مرکز کنترل درونی باید گفت که کارآفرینان موفق, به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت, اقبال و یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. به عقیده آنها شکست‌ها و پیشرفت‌ها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکردهایشان مؤثر می‌دانند.(همان منبع)
قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرش عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی, توانایی ادامهٔ حیات با دانش ناقص دربارهٔ محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل بی‌انکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر. برای پرورش این ویژگی‌ها باید از زمان کودکی فرد اقدام کرد چون بهترین سن برای پرورش این ویژگی‌ها سنین کودکی می‌باشد. البته این بدان معنی نمی‌باشد که پرورش این ویژگی‌ها در زمان بزرگسالی (و دانشجویی)غیر ممکن است.
برای رسیدن به این هدف نیز می‌توان از همان سه راهکار استفاده کرد. یعنی آموزش این ویژگی‌ها, ترویج این ویژگی‌ها و پرورش در زمینهٔ این ویژگی‌ها باید توجه داشت که در این مرحله نقش ترویج کمرنگ‌تر می‌باشد و ترویج باید بیشتر در بین خانواده‌ها و یا مدارس (به عنوان مثال از طریق صدا و سیما) صورت گیرد. تا به ویژه خانواده‌ها با این الگو به پرورش و تربیت فرزندانشان بپردازند.
در مورد مهارت‌ها باید گفت که کارآفرینان نیاز به مهارت‌های بسیاری دارند از جمله: مهارت‌های مدیریتی, آشنایی با اصول اقتصاد و صادرات و واردات, مالیات, بیمه, گمرک, بازاریابی, آشنایی با اصول تاسیس یک شرکت و مقررات حقوقی مرتبط با آن, نوشتن طرح تجاری, کارگروهی, شناخت بازار و ….
برای رسیدن به این هدف نیز می‌توان از همان سه راهکار استفاده کرد. یعنی آموزش این مهارت‌ها, ترویج این مهارت‌ها و پژوهش در زمینهٔ این مهارت‌ها. لازم به ذکر است که نقش آموزش در این زمینه بسیار مهم و اساسی است و برعکس نقش ترویج در این زمینه کمرنگ می‌باشد.
باید در نظر داشت که در هر سه این اهداف, پژوهش در خدمت آموزش و ترویج می‌باشد.( همان منبع)
2-2-14-مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی
امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم هستند. این دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود می آورند. فردی که از بازراهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازراها اطلاع داشته باشد یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، تصمیمات بهتری را برای رسیدن به سود بیشتر می تواند بگیرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری دارد که به دانش منتهی می شود و در مکانیزم تصمیم گیری و انجام بهتر آن اثر می گذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده ای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد می کند.
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان ها و انسان ها امکان پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می باشد. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، ایده پرداز یا تئوریسین می بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه حل هایی برای رفع آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است.
فناوری اطلاعات و در رأس آن اینترنت شرایط تازه ای را پدید آورده است که در آن تولیدکنندگان، تامین کنندگان، فروشندگان و مشتریان، و تقریباً همه عوامل دست اندرکار یک چرخه اقتصادی قادرند در یک فضای مجازی مشترک با یکدیگر در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات، خدمات، محصولات و پول بپردازند. اینترنت تئوری ها و نظریات جدیدی را به میان آورده است که یکی از آنها اشتغال پیوسته است.
در

دیدگاهتان را بنویسید