مطالعه ارزشها، نقشها وکارکردهای رسانه وجود دارد، مطالعه نقشها و ارزش های رسانه در پیوست تحقیق انجام شده است.
2-4-6-2- کارکردهای رسانه
“رسانه ها یا سازمان‌های ارتباطی همانند سایر سازمانهای اجتماعی باید دارای کارکردهایی در جامعه باشند” (ساروخانی،1385،92). صاحب‌نظران ارتباطی با توجه به نیازهای روزافزون گروه‌های وسیع انسانی به استفاده از رسانه ها، برای آن‌ها وظایف و کارکردهای متعددی در نظر گرفته‌اند.
این رسانه در جوامع کنونی با ایجاد چارچوبهای تجربی و نگرشهای کلی فرهنگی، افراد را در تفسیر و سازماندهی اطلاعات یاری می دهدو شیوه هایی را پی‏ریزی می کند که افراد به وسیله آن بتوانند زندگی اجتماعی را تفسیر کنند. (گیدنز،1373،479)
نظریه پردازی در حوزه رسانه های انبوه ومدرن قدمتی به میزان عمر تلویزیون در جامعه جهانی دارد، از سال 1956 که فرد سیبرت23 به همراه دوتن از همکارانش مدل چهار نظریه رسانه را ارائه کردند و براساس فلسفه سیاسی نظامات رسانه ای را به چهارگروه نظام اقتدارگرا، توتالیتر، آزادی گرا و مسئولیت اجتماعی تقسیم کردند، حدود 60سال می گذرد ودر طی این مدت دهها نظریه تکمیلی یا اصلاحی نسبت به مدل سیبرت ارائه شده است که علاوه بر فلسفه سیاسی، مدلهای رسانه ای را براساس پارامترهایی نظیر شیوه کنترل، اقتصاد، بازخورد و… ارائه کرده است(Sibert & Peterson, 1956) .
با این وجود آنچه که از مجموع مدل سیبرت برداشت می شود این است که وی وهمکارانش نظام رسانه ای را براساس انتظار حاکمیت از رسانه ورابطه این دو بخش تدوین کردند.
در توسعه مدل سیبرت نیز که مفاهیمی چون نظام پدر سالار24 مبتنی بر در نظر گرفتن مصلحت مخاطب توسط نظام سیاسی ایدئولوژیک، نظام توسعه گرا، نظام انقلابی ونظام سوسیال دموکراتیک توسط ریموند ویلیامز، رالف نگرین، آمو…. اضافه گردید؛ همچنان بار اصلی هویت بخشی نسبت به نظام رسانه ای از ماهیت نظام سیاسی نشات می گیرد.
در مقابل گروهی دیگر از صاحب نظران “تمرکز خود را متوجه نقش ها و کارکردهای رسانه ای نموده اند. از جمله صاحب‌نظرانی که در این عرصه به ابراز نظر پرداخته‌اند، می‌توان به دانیل لرنر25، هارولد لاسول 26 محقق ارتباطات و استاد حقوق، مرتون27 ولازارسفلد28 به‌عنوان پیشگامان تحقیق درنقشها وکارکردهای وسایل ارتباط جمعی اشاره داشت” (کرباسیان،1387،7) .
در زمینه‌ی نقش رسانه‌ها در دگرگونی ارزش‌های فردی و اجتماعی جوامع، می‌توان به یکی از پاردایم‌های مسلط در حوزه ارتباطات و توسعه در دهه‌های 60 تا 70 میلادی اشاره کرد که به رسانه‌ها به عنوان موتور دگرگونی و تغییر ارزش‌های جوامع سنتی و ورود به جامعه مدرن تأکید می‌‌شود. بر اساس این نظریه،” رسانه به انتشار یا اشاعه‌ی نظام ارزشی کمک می‌کند که خواهان نوآوری، تحرک، موفقیت و مصرف است .”(کاظم زاده،1386،12)
3-4-6-2- فهرست کارکردهای رسانه
رسانه‌ها دارای کارکردهایی هستند که درمطالعات انجام شده توسط صاحب نظران به شرح زیرمورد اشاره قرار می‌گیرند:
1. کارکرد نظارتی
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه خبری، نظارت بر محیط است.”کارکرد نظارت و حراست از محیط، شامل رساندن اخبار توسط رسانه‌ها می‌شود؛ که برای اقتصاد و جامعه ضروری است” (تانکارد وسوربون،1386،450).
2.کارکرد آموزشی یا انتقال فرهنگ
آموزش براساس تعریفی که سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) بیان داشته، عبارت است از: “تمام کنش‌ها و اثرات، راه‌ها و روش‌هایی که برای رشد و تکامل توانایی مغزی و معرفتی و هم‌چنین مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به‌کار می‌روند. البته به‌طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن‌ترین حد آن، تعالی بخشند” (دادگران،1385،109)
3.کارکرد سرگرم‌سازی و پرکردن اوقات فراغت
وسایل ارتباط جمعی به‌عنوان مهمترین ابزار تفریحی و سرگرمی افراد به‌شمار می‌روند؛ که “با پخش و انتشار برنامه‌های سرگرم‌کننده بر الگوی رفتار اوقات فراغت انسانی اثراتی تعیین‌کننده دارند و از این طریق است که فرد از تنهایی و زندگی سخت‌ روز‌مره‌اش رهایی می‌یابد و با محیط بیرونی تماس برقرار می‌کند”(کرباسیان،1387).
4.کارکرد نوگرایی و توسعه
لرنر به نقش رسانه‌ها در تغییر ارزش‌های سنتی در جوامع و جایگزین شدن ارزش‌های مدرن اشاره کرده است. وی در کتاب “گذر از جامعه سنتی؛ نوسازی خاورمیانه”، معتقد است که “رسانه می‌تواند به فروپاشی سنت‌گرایی – که معضلی برای نوسازی محسوب می‌شود – کمک کند. این کار با بالا رفتن انتظارات و توقعات، باز شدن افق‌ها، توانا شدن مردم به تخیل ورزیدن شود و خواهان جایگزینی شرایط زندگی بهتر برای خود و خانواده عملی می‌شود.” (144:McQail, 1992 ).
لرنر بر این باور است که “ورود به جامعه‌ی مدرن و جدید مستلزم مساعدت ملی یکپارچه، ارتباط با بازارهای ملی و بین‌المللی، ایجاد انگیزه برای تقاضای کالاها و خدمات مدرن، بحران کسب منابع توسعه و گسترش روش‌ها و ارزش‌های نوین در زمینه‌هایی چون تغذیه، تنظیم خانواده، بهداشت، تولید کشاورزی و صنعتی در زندگی شهری و روستایی است. برای تحقق این هدف، تحرک روانی در سطح فردی و اجتماعی ضروری است و رسانه‌ها مناسب‌ترین و مؤثرترین ابزارتغییرنگرش ها، ارزش‌ها و رفتارها و به بیان دیگر ایجاد تحرک فردی و اجتماعی هستند.” (فرقانی،1380)
فرایند توسعه، رابطه پایداری با تعامل میان مردم و مشارکت فعال گروه‌های اجتماعی دارد که این امر صورت نمی‌گیرد، مگر در پرتو نظام جامع ارتباطی – اطلاعاتی؛ که می‌تواند تا حدّ زیادی در رفع اختلافات و تضادهای موجود در ارزش‌ها و رفتارهای مردم و فراهم آوردن محیط مساعد برای توسعه ملی مؤثر باشد. الگوی نوگرای لرنر که الگوی قدیمی عرصه ارتباطات و توسعه به‌شمار می‌رود، چهار متغیر را در برگرفته است: شهرنشینی، سوادآموزی، استفاده از رسانه‌ها و مشارکت.
5.کارکرد همگن‌سازی
وسایل ارتباط جمعی، موجب نزدیکی سلیقه‌ها، خواست‌ها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه شده و جوامع را از عصر محدوده‌های جدا خارج می‌گردانند. “ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه، خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های خاص و مجزا را ناپدید کرده و به‌نوعی تشابه میان تمامی ساکنان یک جامعه به‌وجود می‌آورد و مردم آن جامعه، از سبک زندگی و علایق و خواسته‌هایی که رسانه‌های جمعی ارائه می‌دهند، پیروی می‌کنند.” (آشنا،1380)
6.کارکرد راهنمایی و رهبری
نقش رهبری‌کننده وسایل ارتباطی و اثر آن‌ها در بیداری و ارشاد افکار عمومی، امری واضح بوده و روز به‌روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود، در نظام‌های دموکراسی، وسایل ارتباط جمعی می‌توانند در راه گسترش ارتباط میان رهبری‌کنندگان و رهبری‌شوندگان، خدمات مهمی را انجام داده و به‌عنوان” آیینه تمام‌نمای افکار عمومی در جلب همکاری مردم و شرکت دادن آن‌ها در امور اجتماعی، تأثیر فراوانی به‌جای بگذارند”(معتمدنژاد ،1386،5).
7.کارکرد بحران‌زدایی
“رسانه‌های گروهی می‌توانند در عرصه مقابله با بحران‌های اجتماعی، به ایفای نقش بپردازند و در کاهش بحران‌های مختلفی مانند بحران‌ هویت یا حوادث تهدیدکننده ثبات اجتماعی، کارکرد مؤثری داشته باشند.” (کریمی،1382،170)
8.کارکرد آگاه‌سازی
هرچند این وظیفه با مقوله آموزش از طرفی و مقوله خبررسانی جمعی از طرف دیگر، تداخل دارد، اما رسانه‌ها باید علاوه‌بر انتقال اخبار و اطلاعات، به تحلیل درست اخبار و تشریح آنان نیز بپردازند. “تحلیل عِلّی پدیده‌های خبری و آگاه‌سازی انسان‌ها از این علل، موجب تغییر در جهان‌بینی انسان‌ها می‌شود. به‌همین سیاق وسایل ارتباط جمعی بایستی موجبات آگاهی انسان‌ها از کالاهای مورد نیاز را فراهم سازند. این وظیفه، یعنی آگاه‌سازی، از آن‌رو از تبلیغ متمایز است که در آن، هیچ کوششی برای خرید کالایی خاص وجود ندارد، همان‌گونه که هیچ کوششی نیز برای ایجاد گرایش به‌سوی دیدگاه خاص وجود ندارد”. (ساروخانی،1385،92)
9.اعطای پایگاه اجتماعی
این وسایل با دادن معروفیّت به اشخاص و گروه‌ها به آشکار کردن یا ارتقای پایگاه‌های آنان می‌پردازند. مرجعیت و اعتبار رسانه ها در نزد مخاطبانشان موجب تغییر در پایگاه اجتماعی و پدیده ها و شکل گیری ترکیب جدید از پایگاه اجتماعی شده است، “زمانی که رسانه‌ها شخص یا موضوعی را طرح می‌کنند این سوژه در دستور توجه شهروندان قرار می‌گیرد و با این نتیجه‌گیری که اگر سوژه مهم و دارای اهمیت نبود از رسانه‌های همگانی نیز انعکاس نمی‌یافت؛ بخشی از اعتبار رسانه‌ها به سوژه‌ها منتقل شده و باعث می‌شود شهروندان دارای اشتراک فکری هم درخصوص سوژه و هم نگرش نسبت به آن شوند که راه برای فعالیتهای اجتماعی مهیا می گردد.” (سبیلان اردستانی،1383،90).
10.حمایت از هنجارهای اجتماعی(وظیفه اخلاقی)
مرتن و لازارسفلد به عنوان پیشگامان تحقیق در وسایل ارتباط جمعى و آثار و کارکردهاى آنان، بر این اعتقادند که وسایل ارتباط جمعى داراى نقش هائى چند به این قرار هستند: “وظیفه اخلاقى (حمایت از هنجارهاى اجتماعی)، امکان اعطاء پایگاه اجتماعى (این وسایل با دادن معروفیت به اشخاص و گروهها به آشکار کردن یا ارتقاء پایگاه هاى آنان می پردازند) و همچنین برخى وظایف نامطلوب نظیر تخدیر اجتماع با ایجاد نوعى مشارکت خیالى در واقعیت و در عین حال با جانشینى بر عمل و فعالیت اجتماعی”(Merton,Lazarsfeld 1971:116).
11.انتقال میراث‌های فرهنگی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر
لاسول وظایفى چند، نظیر مراقبت از محیط و ایجاد همبستگى بین اجزاء گوناگون جامعه را، در پاسخ به محیطى که در آن انتقال میراث فرهنگى از نسلى به نسل دیگر صورت می گیرد، به عنوان وظیفه هاى اصلى ارتباطات جمعى تلقى می کند. در مقاله دیگر، با نام “ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه”، وظایف دیگرى براى وسایل ارتباطى برمی شمارد: به نظر او “این وسایل باید به ۱. حراست از محیط، ۲. همبستگى بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهاى محیطى، ۳. انتقال میراث اجتماعى از نسلى به نسل دیگر، کمک کنند”(Lasswel, 1971:118).
12. کارکرد بیان عقاید
مک کویل در مدل نقشها و ارزشهای رسانه ها ایجاد دسترسی از طریق رسانه ها برای بیان عقاید ومواضع طیفهای گوناگون جامعه به ویژه اقلیتها را به عنوان یکی از کارکردهای آزادی وتکثر رسانه ای نام می برد. ((McQail,1994
13.ایجاد همبستگی میان اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی
رسانه ها در واقع پلی بین بخش درونی و حاکمیتی جامعه و همچنین سایر اجزاء جامعه نظیر صنعت- مشتری ، دولت – شهروند و .. می باشند. یکی از وظایف خطیر رسانه‌های همگانی به‌خصوص رسانه پرمخاطبی همچون رادیو – تلویزیون، ایجاد برقراری ارتباط صحیح و منطقی بین تمامی اجزای جامعه یعنی
مطلب مرتبط :   هویت، اسلام، ملیت، ج‌:، هست،
دسته بندی : علمی