باشد. (نظام جامع رسانه‌ای- جامعیت، آینده‌نگری، پیشرو بودن،)
رژیم مصرف رسانه‌ای در آن مشخص باشد. یعنی، از هر رسانه‌ای، چقدر، برای چه مخاطبی و چگونه. که البته این تغییر ساختار در حد یک آرزوست. (نظام جامع رسانه‌ای- تنظیم رژیم مصرف رسانه‌ای)
سواد رسانه‌ای نیز مقوله بسیار مهمی در طراحی الگوی آرایش رسانه‌ای است.
ما تغییر ماهیت و مفهوم مخاطب را فهم نماییم و بدانیم که با مخاطب منفعل و بدون حق انتخاب روبرو نیستیم. مخاطبی که حق انتخاب‌های متکثر، او را به سردرگمی کشانده، تنها یک‌بار اشتباه، برای سلب اعتماد و از دست دادن او کافی است. و ذائقه رسانه‌ای او تغییر می‌کند و در صورت تغییر ذائقه رسانه‌ای، اقبالی به رسانه ما نخواهد داشت. (فضای نوین-تطور و تغییر ذائقه مخاطب- مخاطب فعال، عجول و تنوع‌طلب)
ما با این تغییر مخاطب و تغییر نسل تکنولوژیک، مواجهیم. آمار 33 میلیون گوشی هوشمند، آمار معناداری می‌باشد که نسل آینده را به نوع خاصی تربیت می‌کند و گواه وابستگی جامعه به رسانه‌های جدید می‌باشد و دیگر فیلتر نمی‌تواند مانع او بشود. شبکه‌های اجتماعی را به‌صورت همراه در گوشی خود دارد و به اپلیکیشن بدل شده است. گذار از وب3 نیز اتفاق افتاده است و پس‌ازآن به دیوایس‌لس یا بی ابزاری و دیوایس‌دس یا همان مرگ ابزار می‌رسیم و همه‌چیز همه‌جا در دسترس است و هموژنایز شده است. گوشی‌های همراه، کاربرد بیش از 140 ابزار را در خود دارند، این گوشی‌ها متعلق به نسل 3 هستند و زمانی که به نسل 6 برسیم، به دیوایس دس رسیده‌ایم و دیگر کاربری‌های دیوایس در یک چیپست کوچک در انسان کاشت می‌شود. و همه‌چیز همه‌جا در دسترس خواهد بود. (فضای نوین-تطور تکنولوژیک- اپلیکیشن و گوشی‌های هوشمند و وب 3، بی ابزاری و مرگ ابزار، دسترسی نامحدود)
در این فضا ما بار اصلی را بر دوش رسانه سنتی رادیو و تلویزیون گذاشته‌ایم. چراکه امروز دیگر سنتی هستند. هنوز به بارگذاری همه توان‌ها و انرژی‌ها بر روی رسانه‌های سنتی مشغولیم. (آسیب‌شناسی- ماندن در رسانه‌های سنتی)
همچنین در مخاطب شناسی که دنبال می‌کنیم، پارادایم‌ها را نگذرانده‌ایم. پارادایم لرنر پارادایم نوسازی بود، به معنای رویکرد عمودی و بیرونی، اولاً از بالا تعریف می‌شد و ثانیاً از بیرون مخاطب با او ارتباط می‌گرفت. در پارادایم دوم الهیات رهایی‌بخش پائول فریره بود، که افقی تعریف می‌شد و با رویکرد تبلیغی، به معنای نزدیک شدن به مخاطب و هم‌ارز بودن مبلغ با مخاطب مطرح شد که افقی است اما هنوز هم برون‌زاست. اکنون تمام رویکردها به‌سوی توانمندسازی پیش می‌رود. یعنی افقی شدن و درون‌زا شدن. (آسیب‌شناسی- عدم مخاطب شناسی صحیح- افقی و درون‌زا شدن رسانه و مخاطب)
توانمندسازی مخاطب چیزی است که ما هنوز آن را جدی نگرفته‌ایم. (آسیب‌شناسی- عدم توانمندسازی مخاطب)
در آرایش رسانه‌ای آتی، نقش مخاطب بسیار پررنگ و برجسته و مهم است. یعنی مخاطب در تطوری که دارد، در آینده چگونه خواهد بود و ما باید خود را نسبت به آن تنظیم نماییم. ضمناً اگر بخواهیم رسانه برتری باشیم، می‌بایست مخاطبان توانمندتر و قوی‌تری داشته باشیم. (ضرورت آرایش صحیح- توانمندسازی مخاطب)
در آرایش رسانه‌ای ناظر به آینده، دو اتفاق باید به‌طور همزمان و به‌موازات یکدیگر، تبیین شوند. ابتدا در لایه اول، دگردیسی ابزارهای رسانه‌ای و تجهیزات تکنولوژیک و در لایه دوم هم، دگردیسی مخاطب. (فضای نوین-تطور تکنولوژیک و تطور مخاطب)
اما بهتر است که صرفاً این‌گونه نبینیم. بلکه هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسان‌هاست را در نظر بگیریم و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نماییم. این کمال انسانی است و آرمان‌شهر نیز چیزی جز این نیست. لذا سپهر رسانه‌ای قرار است که مخاطبان خود را به کمال و اوج توانمندی و شکوفایی خود برساند. لذا نباید فراموش کرد که تکنولوژی و رسانه نیز باید در خدمت انسان تعریف گردد. نباید فضای پر هیمنه تکنولوژی ما را فریب بدهد. (فضای نوین-هدف کمال انسانی مخاطب)
آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد. آرایش رسانه‌ای ایدئال، آرایشی است که مخاطب را به حداکثر رشد و بهره‌وری می‌رساند. این اوج اعتلا نیز با معیارهای پارادایم خودمان باید در نظر گرفته شود. که در اسلام با مفهوم رشد و علو در نظر گرفته می‌شود. (ضرورت آرایش صحیح- توانمندسازی مخاطب-حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان)
مرحوم علامه، چکیده قرآن را در کلمه تعالو، به معنای بالا رفتن می‌دانست. که یعنی قوای شما در جهت درست به فعلیت برسد. مفاهیم رشد و علو به‌مراتب از عمیق‌تر و گسترده‌تر از توانمندسازی است و بار معنایی بیشتری را با خود حمل می‌نماید. در اعتلای انسان، رسانه می‌بایست نقش ایفا نمایند. اگر آرایش رسانه‌ای را در حکومت مقدمه سازان ظهور ترتیب می‌دهیم، باید بدانیم که می‌بایست اقدامات ما منجر به فرج و ظهور جهانی شود. در یک گام دیگر باید برای دوران پس از ظهور، آرایش رسانه‌ای را چید و بررسی نمود که رسانه‌ها در شرایط ظهور چه ساختاری دارند. یعنی رسانه در شرایطی که همه انسان‌ها به حداکثر رشد خود برسند، چگونه است. لذا باید وضع مطلوب رسانه را در شرایطی فرض نماییم که ظهور رخ‌داده و ساختن بهشت روی زمین در شرف وقوع است. لذا تجسم بهشت روی زمین، منطبق بر گزاره‌های پس از ظهور می‌باشد. (وضع مطلوب آرایش- شرایط ظهور حضرت ولیعصر ع)
با فرض وضع مطلوب می‌بایست مهندسی معکوس نمود و از آخر به اول آمد و وضع مطلوب را به وضع موجود مرتبط ساخت تا حرکتی که نیاز داریم، خود را نمایان کند. ضمناً دگردیسی ابزار رسانه‌ای را باید از پایین به بالا و مخاطب را از بالا به پایین یعنی وضع مطلوب به موجود در نظر گرفت. برای برآورد وضع رسانه در آینده کافی است چشم‌اندازهای ترسیم شده رشد تکنولوژی مراکز تحقیقاتی غرب، را مطالعه نمود. اما ویژگی‌های انسان کامل را می‌بایست در آینده مطلوب حکومت اسلامی در نظر گرفت و سپس نسبت آن انسان کامل را با رسانه سنجید. این انسان چقدر به رسانه نیاز دارد، به چه رسانه‌ای و چه نوع رسانه‌ای نیاز دارد؟ یا اصلاً به رسانه نیازی داریم یا خیر؟ پاسخ به این سؤالات، آرایش رسانه‌ای را ترتیب می‌دهد. (روش طراحی آرایش-وضع موجود و مطلوب مخاطب و تکنولوژی و رسانه)
لذا رشد مخاطب و رساندن او به آن وضع مطلوب، واجد اهمیت است. این موضوع تنها یک رویکرد برای طراحی آرایش نیست، بلکه شاخص نیز می‌باشد. هم محک و معیار و هم هدف ماست. (طراحی آرایش-رشد مخاطب، معیار و هدف آرایش)
حالا رسانه ‌یکی از ابزارهای رسیدن به این هدف است. رسانه باید در اختیار انسان‌ها باشد و آن را باید از تسلط بر انسان‌ها پرهیز داد. (طراحی آرایش-رسانه، ابزار رشد مخاطب)
در آسیب‌شناسی وضع موجود نیز باید دانست که امروز ما مقهور موبایل و رسانه‌ایم نه بالعکس. (آسیب‌شناسی-تسلط رسانه و تکنولوژی بر مخاطب)
باید مراقب بود که با آرایش رسانه‌ای عجیب‌وغریب خود یک دیگرانسان، یا غیرانسان نسازیم. شاید در یک آرایش رسانه‌ای باید به سمت حذف رسانه رفت. حتی اگر به این نتیجه برسیم که انسان کامل به رسانه نیاز ندارد، باید به سمت حذف رسانه از زندگی مردم، روی آورد. و این خلاف تئوری‌های رایج رسانه‌ای است که انسان را تحت سیطره‌ی رسانه و تکنولوژی می‌خواهند و در تلاش‌اند مردم را با رسانه منطبق نمایند.
لذا باید ابتدا روشن نماییم که برای چه آمده‌ایم، و آمدنمان بهر چه بود، را مشخص نماییم و سپس نیاز به رسانه را بررسی کنیم و نیاز و نسبت و شرایط داشتن رسانه را مشخص کنیم و سپس مسیر و جهت حرکت و هدفمان را مشخص کنیم. همچنین وضع مطلوب را نیز باید در نظر داشت. (روش طراحی آرایش-تعیین هدف خلقت، تعیین میزان نیاز و شرایط و نسبت رسانه برای هدف، تعیین مسیر و جهت حرکت)
به‌هرحال رشد و علو، مجاهدت برای کشف و بالفعل نمودن استعدادهای خود را می‌طلبد.
مدل پیشنهادی من استفاده از رویکرد وضع مطلوب و وضع موجود است. ترسیم فرآیند رشد انسانی منطبق با آرایش رسانه‌ای معطوف به آینده است. (روش طراحی آرایش-وضع موجود و مطلوب و ترسیم رشد انسان)
اگرچه در جامعه آرمانی ما، همه خصیصه‌ها که بتوان نسبت انسان کامل با رسانه را سنجید، به‌تفصیل مشخص نیست، اما اجمالاً می‌توان گفت که رسانه در آن افق، غفلت زا نیست و به تذکر انسان می‌انجامد. لذا رسانه در شان پیامبری و دعوت به حقیقت و غفلت زدایی است. اما هنوز هم تبعی است و فرع می‌باشد. نه اصل. رسانه قرار است واسط تعین حق و حقیقت و تجلی حق باشد. لذا آن انسان واجد بصیرت و درک و … و به قولی سواد رسانه‌ای است که رسانه صرفاً به جریان رشد او کمک می‌کند. (مؤلفه آرایش رسانه‌ای-عدم ایجاد غفلت، تذکر، کمک به رشد انسان)
من به‌جای تأکید بر رسانه، به مخاطب شناسی اولویت می‌دهم. و مخاطب را به انسان‌شناسی نزدیک می‌بینم و انسان کامل را در افق و چشم‌انداز او فرض می‌نمایم. بهترین آرایش رسانه‌ای، آرایشی است که سریع‌تر انسان را به کمال برساند. لذا آرایش رسانه‌ای در خدمت انسان و برای انسان کامل باید باشد. (مؤلفه آرایش رسانه‌ای-مخاطب شناسی، انسان‌شناسی دینی، آرایش معطوف به کمال مخاطب)
چنین رسانه‌ای باید تلاش و خلاقیت و استعدادهای مخاطب را تقویت نماید. (مؤلفه آرایش رسانه‌ای-تقویت مجاهدت، خلاقیت و استعداد مخاطب)
اگرچه حرکات دشمن را نیز باید در سپهر رسانه‌ای تحت نظر گرفت و مخاطرات آن را سنجید و باید بسیار هوشمندانه عمل نمود؛ (مؤلفه آرایش رسانه‌ای- سنجش آرایش دشمن و مقابله با آن)
اما به‌جای تمرکز بر مقابله با رسانه‌های دشمن، باید به سمت، توانمندسازی، بصیرت بخشی و واکسینه نمودن مخاطب و به تعبیری سواد رسانه‌ای، و مناعت و کرامت بخشی به او حرکت نمود. حتی می‌بایست مخاطب را به تقوای رسانه‌ای رساند. در این مسیر رسانه ‌یکی از مهم‌ترین ابزارهاست. (مؤلفه آرایش رسانه‌ای- سواد رسانه‌ای- تقوای رسانه‌ای- توانمندسازی، بصیرت بخشی، واکسینه کردن، کرامت بخشی مخاطب)
حتی در شق طراحی آرایش رسانه‌ای ناظر به دشمن، می‌بایست دشمن اصلی را شناخت، نه دشمن‌های حقیر ظاهری را. که شیطان استکبار می‌کند و دشمن‌های اینچنینی را برجسته می‌کند. درحالی‌که دشمن‌ترین دشمنان ما نفس اماره است. لذا باید مشت نفس را باز نمود. (مؤلفه آرایش رسانه‌ای-توانمندسازی مخاطب در مقابله نفس اماره)
اقتصاد فرهنگ نیز مقوله مهمی است. یک غلط رایج این است که فکر می‌کنند فیلم‌نامه مشکل اصلی سینمای ایران است. درحالی‌که مشکل زیرساخت‌ها و اقتصاد سینماست. چراکه اساساً نویسندگان و انسان‌های خوش‌فکر از پشتوانه کمی برخوردارند و

  • 6
مطلب مرتبط :   شرمساری، بازپذیری، بازپذیرکننده، بریث، ویت
دسته بندی : علمی