بلندمدت را فراهم نمود. چراکه پیش‌بینی وضع آینده برای برنامه‌ریزی پویا، واجد اهمیت است.
در آرایش رسانهای ناظر به آینده، دو اتفاق باید به‌طور همزمان و به‌موازات یکدیگر، تبیین شوند. ابتدا در لایه اول، دگردیسی ابزارهای رسانهای و تجهیزات تکنولوژیک و در لایه دوم هم، دگردیسی مخاطب. البته تغییرات در چهار حوزه، مخاطب، تکنولوژی، نیروی انسانی و سازمان رسانهای، باید بررسی شود. که در این میان، مخاطب و تکنولوژی از اهمیت بیشتری برخوردارند.
در آرایش رسانهای آتی، نقش مخاطب بسیار پررنگ و برجسته و مهم است. یعنی مخاطب در تطوری که دارد، در آینده چگونه خواهد بود و ما باید خود را نسبت به آن تنظیم نماییم. ضمناً اگر بخواهیم رسانه برتری باشیم، می‌بایست مخاطبان توانمندتر و قویتری داشته باشیم. ما باید تغییر ماهیت و مفهوم مخاطب را فهم نماییم و بدانیم که با مخاطب منفعل و بدون حق انتخاب روبرو نیستیم. مخاطبی که حق انتخابهای متکثر، او را به سردرگمی کشانده، تنها یک‌بار اشتباه، برای سلب اعتماد و از دست دادن او کافی است. و ذائقه رسانهای او تغییر می‌کند و در صورت تغییر ذائقه رسانهای، اقبالی به رسانه ما نخواهد داشت. مخاطب عصر ما عجول و بیحوصله است و تعارف ندارد، به محض اینکه ارضا نشود، به‌سرعت پس میزند و به رسانههای دیگر، گرایش مییابد.
مخاطب امروز به مدیریت زمان میپردازد و انفعال گذشته را ندارد. پیام را و زمان دریافت را مدیریت مینماید. سعی میکنند که مخاطب در تولید محتوا مشارکت نماید، مثل روزنامهنگاری شهروندی که تابع همین امر است. در این شرایط، باید از تکنولوژی روز بهره برد، و زمینه حضور مخاطب را در برنامهها فراهم نمود. اعتماد مخاطب را نسبت به پیامها و سیاستهای خود بالا ببریم. که اگر این امر صورت نگیرد، به‌ظاهر در حال حیاتیم اما زوال ما رقم خورده است.
همچنین اگر حضور در عرصه جهانی یک تکلیف است، باید بتوانیم با فرهنگ و زبان مخصوص افراد در همه جای جهان صحبت کنیم، به‌گونه‌ای که پس نزند. به‌صورت کلی این فرمایش امام رضا علیه‌السلام هست که میفرمایند (لو علم الناس محاسن کلامنا فاتبعونا ، اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را درک می‌کردند، از ما تبعیت می‌کردند)، واقعیتی برای فطرت‌های پاک است. تشنگان این محاسن کلام در همه جای دنیا وجود دارند. شناخت چنین مخاطبی در آرایش ما واجد اهمیت است و از طریق رسانه می‌بایست به آن‌ها دست یافت و با هماهنگی و همپوشانی سایر اجزای سیستمی کشور، باید پاسخ به نیازهای آن‌ها گفت.
ما با این تغییر مخاطب و تغییر نسل تکنولوژیک، مواجهیم. آمار 33 میلیون گوشی هوشمند، آمار معناداری می‌باشد که نسل آینده را به نوع خاصی تربیت می‌کند و گواه وابستگی جامعه به رسانههای جدید میباشد و دیگر فیلتر نمیتواند مانع او بشود. شبکههای اجتماعی را به‌صورت همراه در گوشی خود دارد و به اپلیکیشن بدل شده است. گذار از وب3 نیز اتفاق افتاده است و پس از آن به دیوایسلس یا بیابزاری و دیوایسدس یا همان مرگ ابزار میرسیم و همه‌چیز همه‌جا در دسترس است و هموژنایز شده است. گوشیهای همراه، کاربرد بیش از 140 ابزار را در خود دارند، این گوشیها متعلق به نسل 3 هستند و زمانی که به نسل 6 برسیم، به دیوایس‌دس رسیدهایم و دیگر کاربریهای دیوایس در یک چیپست کوچک در انسان کاشت میشود. و همه‌چیز همه‌جا در دسترس خواهد بود.
به برخی وقایع تلخ باید تن داد. مخاطبان با موبایلهای خود پیوند خوردهاند و مثلاً دو ساعت از وقت هر مخاطب به شبکههای اجتماعی موبایلی اختصاص دارد. سازمان باید به این بیندیشد که چگونه کلیپ برنامههای خود را به این شبکهها نفوذ دهد. با فرض وضع مطلوب میبایست مهندسی معکوس نمود و از آخر به اول آمد و وضع مطلوب را به وضع موجود مرتبط ساخت تا حرکتی که نیاز داریم، خود را نمایان کند. ضمناً دگردیسی ابزار رسانه‌ای را باید از پایین به بالا و مخاطب را از بالا به پایین یعنی وضع مطلوب به موجود در نظر گرفت. برای برآورد وضع رسانه در آینده کافی است چشم‌اندازهای ترسیم شده رشد تکنولوژی مراکز تحقیقاتی غرب، را مطالعه نمود.
امروزه تغییرات زیادی حادث شده است ازجمله، تغییرات تکنولوژی، تغییر دریافت و انتشار پیام، کوچک شدن تجهیزات و تکنولوژی، شکسته شدن انحصار رسانهای، و … که از برخی از آن‌ها تحت عنوان پدیده‌های نوین عالم رسانه می‌توان نام برد.
ادغام تلویزیون با رسانههای جدید مسئله‌ای است که تحولات جدیدی را به وجود آورده و این امر باید توسط تلویزیون بررسی شده و سپس با آن جریان، همراهی نمود. همگرایی رسانهای از بحثهای مهم و تأثیرگذار در آرایش رسانهای است که در منابع موجود است و ازآنجا گرفته شود.
یک اتفاق که در مقوله آرایش رسانهای در شرف وقوع است، مسئله «ادغام» است. نه‌تنها رسانهها، بلکه نظامها در حال ادغام با یکدیگر هستند. به این معنی که آموزش‌وپرورش، آموزش عالی و دیگر نظامها در حال از بین رفتن و ادغام با رسانه میباشند. که همان اجوتینمنت و ساینتینمنت است.
معنی از بین رفتن یک نظام، مانند نظام آموزش‌وپرورش، از بین رفتن هویت مستقل آن نظام است. درواقع آموزش‌وپرورش مستقل نابود میگردد. رسانه نیز صرفاً کار رسانه را انجام نمیدهد. بلکه با پدیده یا نظامی که ادغام میگردد ممزوج شده و هویت جدیدی را شکل میدهند و رسانه نیز وظیفهی آن نظام خاص را بر عهده میگیرد. یعنی هر چیز که با رسانه ادغام گردید، در آینده حیات و بقایش حفظ میگردد. با این حساب جوهر جامعهسازی در آینده، رسانه است.
هنگامی‌که تاروپود جامعهی آینده، رسانه در نظر گرفته شود؛ جامعهسازی، ناظر بر رسانهمداری میشود. در این صورت، آرایش رسانهای معنای آرایش جامعهی رسانهپایه را بر خود می‌گیرد. بنابراین همان عناصری که در جامعه وجود دارند؛ در آرایش رسانهای، به خود آرایش میگیرند.
انطباق با شرایط جدید در فضای نوین رسانهای جهان خود را نشان میدهد. مثلاً تحولاتی که در حوزه مخاطب، تکنولوژی و رسانهها و حتی در حوزه ژانر به وجود میآید؛ تحولاتی است که رسانه باید همواره خود را بر آنان منطبق نماید.
بنابراین، در آینده‌پژوهی و ترسیم فضای نوین رسانه‌ای جهان، میبایست ابتدا تحولات آینده مخاطب، و سپس تحولات تکنولوژی و آنگاه تحولات سازمانهای رسان ای و نیروی انسانی را تبیین نمود، سپس فضای عمومی رسانه تا حدی برآورد میشود و پدیدههای رسانه‌ای مشخص می‌گردند. پدیده‌هایی همچون همگرایی رسانه‌ای و ادغام که حکایت از یکی شدن نهادهای جامعه با رسانه را دارد.

مطلب مرتبط :   دیپلماسی، رسانهای، سیاست، رسانهها، تلویزیونی

تصویر 12-4 برنامه ریزی- ترسیم وضع مطلوب و فضای نوین رسانه‌ای جهان

ب- ترسیم وضع مطلوب
اکنون که وضعیت نوین و آینده رسانه‌ای جهان مشخص گردید،‌ می‌توان به ترسیم وضع مطلوب و تعیین چشم‌انداز پرداخت و هیچ چشم‌اندازی بالاتر از جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست. چراکه در آنجا همه مخاطبان رسانه که شهروندان امت واحده در جامعه مهدوی هستند،‌ به حد اعلای کمال و تعالی خود رسیده‌اند.
مرحوم علامه، چکیده قرآن را در کلمه تعالو، به معنای بالا رفتن میدانست. که یعنی قوای شما در جهت درست به فعلیت برسد. مفاهیم رشد و علو به مراتب از عمیقتر و گستردهتر از توانمندسازی است و بار معنایی بیشتری را با خود حمل مینماید. در اعتلای انسان، رسانه میبایست نقش ایفا نمایند. اگر آرایش رسانهای را در حکومت مقدمهسازان ظهور ترتیب میدهیم، باید بدانیم که میبایست اقدامات ما منجر به فرج و ظهور جهانی شود. در یک گام دیگر باید برای دوران پس از ظهور، آرایش رسانهای را چید و بررسی نمود که رسانهها در شرایط ظهور چه ساختاری دارند. یعنی رسانه در شرایطی که همه انسان‌ها به حداکثر رشد خود برسند، چگونه است. لذا باید وضع مطلوب رسانه را در شرایطی فرض نماییم که ظهور رخ داده و ساختن بهشت روی زمین در شرف وقوع است. لذا تجسم بهشت روی زمین، منطبق بر گزارههای پس از ظهور میباشد.
اما ویژگی‌های انسان کامل را می‌بایست در آینده مطلوب حکومت اسلامی در نظر گرفت و سپس نسبت آن انسان کامل را با رسانه سنجید. این انسان چقدر به رسانه نیاز دارد، به چه رسانهای و چه نوع رسانهای نیاز دارد؟ یا اصلاً به رسانه نیازی داریم یا خیر؟ پاسخ به این سؤالات، آرایش رسانهای را ترتیب می‌دهد.
لذا رشد مخاطب و رساندن او به آن وضع مطلوب، واجد اهمیت است. این موضوع تنها یک رویکرد برای طراحی آرایش نیست، بلکه شاخص نیز میباشد. هم محک و معیار و هم هدف، چشم‌انداز و افق ما برای آرایش رسانه‌ای است.
البته در این مسیر باید مراقب بود که به خطا نرفته و با آرایش رسانهای عجیب و غریب خود یک دیگرانسان، یا غیرانسان نسازیم. شاید در یک آرایش رسانهای باید به سمت حذف رسانه رفت. حتی اگر به این نتیجه برسیم که انسان کامل به رسانه نیاز ندارد، باید به سمت حذف رسانه از زندگی مردم، روی آورد. و این خلاف تئوریهای رایج رسانهای است که انسان را تحت سیطره‌ی رسانه و تکنولوژی میخواهند و در تلاش‌اند مردم را با رسانه منطبق نمایند. لذا باید ابتدا روشن نماییم که برای چه آمدهایم، و آمدنمان بهر چه بود، را مشخص نماییم و سپس نیاز به رسانه را بررسی کنیم و نیاز و نسبت و شرایط داشتن رسانه را مشخص کنیم و سپس مسیر و جهت حرکت و هدفمان را مشخص کنیم.
می‌بایست هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسان‌هاست را در نظر بگیریم و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نماییم. این کمال انسانی است و آرمانشهر نیز چیزی جز این نیست. لذا سپهر رسانهای قرار است که مخاطبان خود را به کمال و اوج توانمندی و شکوفایی خود برساند. لذا نباید فراموش کرد که تکنولوژی و رسانه نیز باید در خدمت انسان تعریف گردد. نباید فضای پر هیمنه تکنولوژی ما را فریب بدهد. با این حساب تکلیف مخاطب در وضع مطلوب مشخص میشود که باید در حد اوج اعتلا و کمال انسانی خود باشد.
رسانه نیز باید مشابه مخاطب در جامعه آرمانی تصور شود. اگرچه در جامعه آرمانی ما، همه خصیصه‌ها که بتوان نسبت انسان کامل با رسانه را سنجید، به‌تفصیل مشخص نیست، اما اجمالاً میتوان گفت که رسانه در آن افق، غفلتزا نیست و به تذکر انسان میانجامد. لذا رسانه در شأن پیامبری و دعوت به حقیقت و غفلت زدایی است. اما هنوز هم تبعی است و فرع میباشد. نه اصل. رسانه قرار است واسط تعین حق و حقیقت و تجلی حق باشد. لذا آن انسان واجد بصیرت و درک و … و به قولی سواد رسانهای است که رسانه صرفاً به جریان رشد او کمک می‌کند. چنین رسانه نبوی نیز واجد رسالت دعوت به‌سوی حقیقت مطلق و خداست و باید دعوت محور باشد.
اما پیام در شرایط جامعه

مطلب مرتبط :   دموکراسی، لیبرال، سیاست، حقوق، فلسفه
دسته بندی : علمی