رابطه ایمان و مذهبی بودن :

ایمان یکی از پر کاربردترین مفاهیم قرآنی است و مقصد تعلیمات ادیان آسمانی به ویژه اسلام است .ایمان یکی از عناصر اساسی اسلام است . مرحوم علامه طباطبائی تعاریف گوناگونی را برای ایمان بیان کرده است، از جمله اینکه ایمان عبارت است از : «اذعان و تصدیق به چیزی با التزام به لوازم آن » .بنابر این ایمان به خداوند در عرف قرآن تصدیق به وحدانیت او ، پیامبران ،قیامت و آنچه که پیامبران آورده اند همراه با پیروی کامل از ایشان است . ایمان در ساختار معنا شناختی خود عنصر مهم تسلیم یا انقیاد را در بر می گیرد .کسی که ایمان می آورد به معنائی که شریعت الهی قائل است ، تسلیم فرمان های الهی نیز شده است . معنای اصلی ایمان تصدیق ،اقرار ،و معرفت است . ایمان به این معنا ،نوعی عمل باطنی قلبی است که اساس واقعی آن ،تصدیق است و عمل ،چیزی است که به دنبال آن می آید  .به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) ایمان را بدین عنوان که ذاتأ باور قلبی و تسلیم قلب، یعنی ایمان به خدا فرشتگان ،کتب آسمانی و فرستادگان او است توضیح می دهد (علامه طباطبایی).

از طرفی گرایشهای ایمانی با گرایشهای مذهبی  گره خورده است به این گرایشها سبب می شود که انسان تلاشهایی بر خلاف گرایشهای طبیعی فردی خود انجام دهد و در صورت امکان ، هستی و چیستی خود را در راه ایمان و مذهب خویش فدا کند وبه صورت کلی یکی از معیارهای اصیل و اصلی ایمان، مذهبی بودن فرد است .به این صورت که ایمان بدون مذهب و مذهب بدون ایمان  قدرت لازم را هر یک به تنهائی برای مقابله با وسوسه های نفس و انجام عبادت وبندگی خالص خداوند را ندارند ( مطهری ،1378) .

 

2-9- ویژگیهای افراد مذهبی :

تمام افراد بشر چون مبتلا به تعلقات مادی و مسائل زندگی دنیوی هستند و روی مصلحت اندیشی ها وآرزوهای تخیلی خود اساس حیات خود را استوار می نمایند ،پیوسته در خوف و اندوه به سر می برند ولحظات زیادی بر آنها می گذرد که اضطراب و غصه ذهن آنها را احاطه کرده است و اگر بواسطه بعضی از مشغولیات خود را از این حالات دور کنند باز هم خوف و اندوه در کمون ذهن انسان مخفی شده و به مجرد رفع مانع سر بیرون آورده و انسان را در در رنج و مرارت میبرد .انسان به هیچ وجه نمی تواند کاری بکند که اصل ماده خوف وحزن واضطراب را از وجود خود ریشه کن کند و برای همیشه خوش و خرم باشد و تمام تفریحات و لذتهایی که در دنیا از آنها متمتع می گردد برای آن است که فقط خود را از آن اضطرابها و غصه ها دور نماید و به محض اینکه از تمام آن لذتها کامیاب شد خوف و اضطراب پنهان شده ظهور و بروز نموده واو را ناراحت میکند وعلت این مسئله آن است که انسان در این دنیا ودر زندگی دل بستگی هایی دارد وچون عالم دنیا بر محور ماده و طبع دور می زند و ماده دائمأ در حال تغییر و تبدیل و فساد است لذا متعلقات قلبی انسان نیز دچار این تبدیل وتغییر بوده وبا فقدان آن در آینده هراس واضطراب وجودش را احاطه می کند اما انسانهای مؤمن و مذهبی و در رأس آنها اولیای خدا که به مرحله خلوص رسیده اند دامان خود را از این تعلقات تکان داده و تغییر وتبدیل زمان ومکان و آثار دیگر ماده روی افکار آنها اثر نمی گذارد.افراد مؤمن و مذهبی کسانی هستند که بر امور گذشته تأسف نخورده وبر امور آینده که در آن به آنها خیری داده می شود خیلی خوشحال و مسرور نمی گردند آنان انسانهایی هستند که ایمان آورده و از قبل تقوا را پیشه خود ساخته بودند یعنی پس از ایمان قلبی، بر اساس آن ایمان رفتار کرده و متقی شده اند .آن ایمان وتقوا موجب ایمان و تقوای بهتری شده و دائمأ بر درجات ایمانشان افزوده می شود . این افراد در این دنیا به سکینه خاطر ،و طمأنینه ،آرامش دل و تمتع از مواهب الهی و استفاده درست از سرمایه های خدادادی نائل می شوند و در آخرت هم به رضوان خدا و انس و هم نشینی با پیامبران و ملائکه و ائمه نائل آمده وبه آنها بشارت می دهند به وارد شدن به جنت و عبور از صراط و بدست آوردن نعیم و کوثر وشفاعت و معیت با پاکان و پیامبران ومقام امن وسلام و جمال حضرت باری تعالی ( حسینی طهرانی ،1387) .

در قرآن کریم درآیه های متعددی ویژگیهای افراد مؤ من و بشارتها و وعده و وعیدهایی که به خاطر ایمان و تحمل سختیهای دنیا به آنها داده شده بیان گردیده است . همین ایمان قلبی و اعتقاد به مبدأ و معاد باعث می شود که آستانه تحمل انسان در شدائد دنیوی و سختیهای زندگی و شغل بالا رفته وبا آرامش بیشتری روزگار را سپری کنند .انسانهای مؤمن در حقیقت کسانی هستند  که توجه و گرایش خود را به باطن دنیا کرده و خود را متوجه و مشغول به امور باقی و ابدی می کنند ،در صورتی که افراد غیر مؤمن گرایش و توجهشان به ظاهر دنیا بوده و خود را مشغول امور موقت و گذران دنیا می کنند پس هر چیزی از امور دنیا که ترسناک و اضطراب آور و خسته کننده باشد آنها را فرسوده می کند و با کم و زیاد شدن لذتهای دنیا حالات و روحیات خوب و بد آنها نیز کم وزیاد می شود .افراد مؤمن اعتقاد دارند ذکر و یاد خدا موجب زدوده شدن زنگار دلها از ریب و شک شده خستگی و فرسودگی امور دنیا را از جان و تن بیرون می برد و دلها با یاد خدا روشن شود و جلا گیرد . بواسطه یاد خدا گوشهای دل بعد از سنگینی و گرانی بشنوند و آیات خدا را درک کنند و چشم های دل پس از تاریکی و پنهانی بصیرت بینا و روشن شود و آیات الهی را ببیند و حقائق و اسرار را بفهمد ودلها پس از ستیزگی و سر کشی آرام گیرد و رام شود. همیشه خداوند از ابتدای خلقت و در طول زمانها بندگان خاص و صالحی را با الهام و القای مطالب و وحی و سخن گفتن با آنان برای راهنمایی انسانها فرستاده است و پیامبران به منزله چراغ درخشان و راهنمایانی از جنس خود بشر در تاریکیهای جهل و ظلمت دنیا بوده اند .انسانهای مؤمن  نیز با پیروی از پیامبران و پیشوایان خود و تا حد توان و ظرفیت وجودی خود با پیروی از دستورات دین و مذ هب امور دنیا و آخرت خود را تدارک دیده و به مقام سکینه و آرامش رسیده اند(حسینی طهرانی، 1387).

مطلب مرتبط :   مذاکرات، شاه، بریتانیا، نفت، کدمن

فلاسفه و روانشناسان غیر مسلمان نیز در خصوص دین و دینداری و ویژگیهای افراد دیندار نظرات جالبی دارند . مثلأ  به تعبیر نیچه1 « هر کس چرایی زندگی را یافته است آنرا با هر چگونگی خواهد ساخت » روشن است که جز با شناخت راهی که آفریدگار یکتا به انسان ارائه کرده است همه مشمول نقصان خواهد بود و این در تحلیل بسیاری از روانشناسان مانند ویلیام جیمز ، اریک فروم ویونگ  آمده است .فروم همانند یونگ  در تحلیل عوارض ناشی از پیروی از مکاتب غیر خدایی اعتقاد دارد که جامعه صنعتی غرب انسان را از فطرت خود دور کرده است و پیدایش بسیاری از مشکلات را که سالیوان آنها را مشکلات زندگی می نامد ناشی از نپرداختن به دین الهی می داند .بنیامین راش پدر روانپزشکی آمریکا به مطالعات مذهبی به نحوی اهمیت داده است که بیان می کند «مذهب آنقدر برای پرورش و سلامت روحی آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس و زنده ماندن جسم » از این رو از جوانان متدین  انتظار می‌رود که خیلی کمتر دچار انحراف و جرم شوند ،این انتظار به دلیل آموزه های دینی در خصوص زشتی جرائم مختلف است و فرد به دلیل دینداری و رسیدن به آرامش و اطمینان خاطر و قطع تعلق به مسائل این جهان ،شهوت و غضب ، که سرچشمه بسیاری از کجروی ها می باشد را مهار کرده و تا حدودی خود را از چتر و بند آنها رهانیده است و بنابراین انگیزه ای برای انجام انحرافات ندارد .و می‌توان اعتراف کرد که پرهیز از جرم و انحراف بدون دینداری ممکن نیست (آزموده،1386) .

حضرت علی (علیه السلام) در مورد بعضی از ویژگیهای انسانهای پرهیزکار می فرماید : « خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود ،خوب فرا گیرد ،و چون هدایت شود بپذیرد ،دست به دامن هدایت کننده زند تا نجات یابد .مراقب خویش در برابر پروردگار باشد ،از گناهان خود بترسد ،خالصانه گام بردارد ،عمل نیکو انجام دهد ،ذخیره ای برای آخرت فراهم آورد ، واز گناه بپرهیزد ،همواره اغراض دنیائی را از سر دور کند ،و درجات آخرت بدست آورد . با خاسته های دل مبارزه کند ، آرزوهای دروغین را طرد کند ،و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد . تقوا را زاد و توشه مردن خود گرداند ،در راه روشن هدایت قدم بگذارد ،و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد . چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آنکه مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد و از اعمال نیکو توشه آخرت بر گیرد (نهج البلاغه ،خطبه 76).

همچنین امیرالمومنین (علیه السلام ) در خطبه همام سیمای پرهیزکاران را اینگونه بیان مینماید :پس از ستایش پروردگار ،همانا خداوند سبحان پدیده ها را در حالی آفرید که از اطاعتشان بی نیاز ،و از نافرمانی آنان در امان بود،زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیان میرساند و نه اطاعت مؤمنان برای او سودی دارد، روزی بندگان را تقسیم ،و هر کدام را در جایگاه خویش قرار داد .اما پرهزکاران ،در دنیا دارای فضیلت‌های برترند ،سخنانشان راست ، پوشش آنان میانه روی، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است ،چشمان خود را از آنچه خدا حرام کرده می پوشانند ، و گوشهای خود را وقف دانش سودمند کرده اند ، و در روزگار سختی و گشایش حالشان یکسان است . و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان مقدر فرموده ،روح آنان حتی به اندازه بر هم زدن چشم ،از شوق دیدار بهشت واز ترس عذاب جهنم  در بدنها قرار نمی گرفت . خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند . بهشت برای آنان چنان است که گوئی آن را دیده و در نعمتهای آن به سر می بردند و جهنم را چنان باور دارند که گوئی آن را دیده ودر عذابش گرفتارند. دلهای پرهیزکاران اندوهگین و مردم از آزارشان در امان،تن هایشان لاغر و در خواست هایشان اندک ونفسشان عفیف و دامنشان پاک است .در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه قیامت را بدست آورند. تجارتی پر سود که پروردگارشان فراهم فرموده ، دنیا می خواست آنها را بفریبد اما عزم دنیا نکردند می خواست آنها را اسیر خود گرداند که با فدا کردن جان خود را آزاد ساختند. پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند ، قرآن را جزء به جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند .وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است با شوق و طمع بهشت به آن رو می آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند و گمان می برند که نعمتهای بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد و هر گاه به آیه ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد گوش دل به آن می سپارند و گویا صدای بر هم خوردن شعته های آتش در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده پیشانی و دست وپا بر خاک مالیده واز خدا آزادی خود را از آتش جهنم  می طلبند . پرهیزکاران در روز دانشمندانی بردبار و نیکو کارانی با تقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است کسی که به آنان می نگرد می پندارد که بیمارند اما آنان را بیماری نیست و می گوید مردم در اشتباهند در صورتی که آشفتگی ظاهرشان نشان از امری بزرگ است از اعمال اندک خود خوشنود نیستند و اعمال زیاد خود را بسیار نمی شمارند .نفس خود را متهم می کنند واز کردار خود ترسناکند . هر گاه یکی از آنان را بستایند از آنچه در تعریف او گفته شد در هراس افتاده می گوید :من خود را از دیگران بهتر می شناسم وخدای من مرا بهتر از من می شناسد . بار خدایا مرا بر آنچه می گویند محاکمه نفرما و بهتر از آن قرارم ده که می گویند و گناهانی که نمی دانند بیامرز. و از نشانه های پرهیز کاران این است که او را اینگونه می بینی :در دینداری نیرومند ، نرمخو و دور اندیش است ،دارای ایمانی پر از یقین ،حریص در کسب دانش ،با داشتن علم بردبار ،در توانگری میانه رو ،در عبادت فروتن ،در تهیدستی آراسته ،در سختیها بردبار ،در جستجوی کسب حلال ، در راه هدایت شادمان و پرهیزکننده از طمع ورزی می باشد. اعمال نیکو انجام می دهد و ترسان است ،روز را به شب می‌رساند با سپاسگذاری ،و شب را به روز می آورد با یاد خدا ،شب می خوابد اما ترسان ،و بر می خیزد شادمان . ترس برای اینکه دچار غفلت نشود و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است . اگر نفس او در آنچه دشوار است فرمان نبرد از آنچه دوست دارد محرومش می کند . روشنی چشم پرهیزکار در چیزی قرار دارد که جاودانه است و آن را ترک می کند که پایدار نیست . بردباری را با علم و سخن را با عمل در می آمیزد .پرهیزکار را می بینی که : آرزویش نزدیک ،لغزشهایش اندک ،قلبش فروتن ،نفسش قانع، خوراکش کم ، کارش آسان ، دینش حفظ شده ، شهوتش در حرام مرده ، و خشمش فرو خورده است. مردم به خیرش امید وار و از آزارش در امانند .اگر در جمع بی خبران باشد نامش در گروه یاد آوران خدا ثبت می گردد، و اگر در یاد آوران باشد نامش در گروه بی خبران ثبت نمی شود .ستمکار خود را عفو می کند و به آن که محرومش  ساخته می بخشد . به آن کس که با او بریده می پیوندد ،از سخن زشت دور ، گفتارش نرم ،بدی های او پنهان ،و کار نیکش آشکار است .نیکی های او به همه رسیده آزار او به کسی نمی رسد .در سختی ها آرام و در ناگواری ها برد بار و در خوشی ها سپاسگذار است . به آن که دشمن دارد ستم نکند و نسبت به آنکه دوست دارد به گناه آلوده نشود . پیش از آنکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف می کند و آنچه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد و آنچه را به او تذکر دادند فراموش نمی کند .مردم را با القاب زشت نمی خواند ،همسایگان را آزار نمی رساند ،در مصیبتهای دیگران شاد نمی شود و در کار ناروا دخالت نمی کند و از محدوده حق خارج نمی شود .اگر خاموش است سکوت او اندوهگینش نمی کند و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمی شود و اگر به او ستمی روا دارندصبر می کند تا خدا انتقام او را بگیرد .نفس او از دستش در زحمت ولی مردم در آسایشند .برای قیامت خود را به زحمت می افکند ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند . دوری او از برخی مردم از روی زهد و پارسائی و نزدیک شدنش با بعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است .دوری او از روی تکبر و خود پسندی و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست .«سخن امام علی (ع) که به اینجا رسید ناگهان همام ناله ای زد و جان داد ، امام (ع)فرمود سوگند به خدا من از این پیشامد بر همام می ترسیدم ،سپس فرمود :آیا پندهای رسا با آنان که پذیرنده آنند چنین می کند؟ (نهج البلاغه، خطبه 193).

مطلب مرتبط :  

 

دسته بندی : علمی