ی گزیدن از معارف و احکام ناب اسلامی می شمارند و چندان برای حل مسائل روز زنان، نیازی به توجه به بسترهای عینی جامعه نمی بینند.

2-2-1-2.      حقوق محوری یا تکلیف محوری

مسائل زنان را، مربوط به حوزه رفتارها و تکالیف شرعی و وظیفه یک مسلمان یا جامعه اسلامی را، اجرای احکام دینی و تلاش برای ظهور این احکام در زندگی بشر می دانند و از احکام، تفسیر فردگرایانه دارند و بینش فقهی جامع نگری ندارند.

2-2-1-3.      اجتهاد گرایی و روشمندی در فهم دین

راه حل مسائل زنان را، رجوع به احکام شرعی که از آن به اجتهاد یاد می­شود، می­دانند و معتقدند فهم احکام، صرف مراجعه به منابع و متون دینی از سوی افراد عادی بدست نمی­آید، بلکه نیاز به تلاش علمی فراوان، با استناد به اصول و قواعد خاص روش شناختی دارد.

2-2-1-4.      خلوص گرایی و انتقاد ستیزی

این گروه تأکید بر خالص و ناب ماندن معارف دین دارند و به مقابله با هرگونه تفکری که زمینه فراهم سازی التقاط و انحراف را دارد، معتقدند و بر این باورند که برای حفظ این خلوص، باید ساحت دینرا، از امور عرفی و اجتماعی به دور داشت، به همین علت روشنفکران از این تفکر سنت گرایان نتیجهمی گیرند که دین در این مفهوم، توان حضور در عرصه‌های زندگی و تحولات زمانه را ندارد.

2-2-1-5.      گذشته گرایی

این گروه بازگشت به عصر نبوی با حفظ بافت اجتماعی و اقتصادی حاکم بر آن عصر را، پیشنهادمی‌‌کنند و همه تحولات بعدی را، دوری از جامعه مطلوب اسلامی‌‌می‌‌دانند و تصورشان از جامعه موعود مهدوی (عج) بازگشت به همان بافت اجتماعی و اقتصادی سنتی و احیای مناسبات و فن آوری‌های بسیط اولیه می‌‌دانند.(سبحانی،1382: 23-18)

این رویکرد به زحمت قابل تفکیک از رویکرد تمدن گرایی است بنابراین در تشریح آن باید جانب احتیاط را رعایت نمود تا خدای نکرده اصول حقه مورد پذیرش این رویکرد زیر سؤال نرود.

– سید رضا پاک نژاد در کتاب روش شوهرداری در اسلام می­گوید:« زن باید سعی کند در خانه سر برهنه نباشد که این وقار او را افزایش می­دهد، حتی برای شوهر جزء در زمانی که خلوت می­نمایند» (پاک نژاد:66) در اینجا یک نگاه متعصبانه نسبت به نوع حجاب زن در برابر شوهر دیده می­شود در حالی که در اسلام این نوع نگاه در این قبیل امور پسندیده نیست.

همچنین ایشان غرغر کردن زن و قهر کردن وی را عامل زیادت طلبی وی می­داند در صورتی که این رفتار زن می تواند ناشیاز رفتار غلط شوهر و عوامل دیگر باشد و نباید صرفا”بدان از یک بعد آن هم تکلیف زن در برابر شوهر نگریست. این کتاب جهت روشن نمودن روش شوهرداری صرفا” از نگاه تکالیف محورانه برخوردار کرده­است در صورتی که جهت بررسی روش شوهرداری در اسلام باید به ابعاد و عوامل مختلفی چون تفاوت روحیات زن و مرد و ….. هم توجه نمود.

– سید محمد نجفی یزدی نیز در کتاب اخلاق در خانواده، روابط زن و مرد در خانه را همان اخلاق دانسته که این در عنوان کتاب کاملا” مشهود است و این نگاه صرفا” تکالیف محور زن و مرد را در خانواده می­رساند. در صورتی که برای تشریح مباحث خانواده تنها توجه به اخلاق کافی نیست بلکه نگاه توأمان اخلاق در کنار حقوق می تواند مکمل یکدیگر باشد.

با بررسی این رویکرد، متوجه نگاه متعصبانه آن به احکام اسلامی می شویم، به طوری که در برابر هر تحولی، مقاومت و آن را، انحراف از احکام ناب اسلامی تعبیر می­کنند. با این نگاه نمی توان راه حل مسائل روز و از جمله مسائل جدی که زنان در خانواده با آن مواجه هستند را، در احکام اسلامی جستجو نمود، چرا که اسلام در این نگاه، یکسری احکام خشک و انعطاف ناپذیر، صرفا جهت عملکرد فردی می باشند. پس نقش زن در خانواده در این نگاه، فقط تکلیف محورانه بدون در نظر گرفتن روابط حساس اعضای خانواده در ارتباط با نقش زن در آن می باشد.

مطلب مرتبط :   گزاره‌های، احتجاجات، ادله، تنجیزات، دینی

2-2-2.   رویکرد تجدد گرایی اسلامی

این رویکرد واکنشی بود از سوی تحصیلکرده‌ها و روشنفکران دانشگاه‌های غرب در مواجهه با حضور فرهنگ غرب در جوامع اسلامی‌‌.

آمیختگی آموزه‌های دینی با سنت‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع مسلمان، از یکسو و ناآشنایی آنان با ژرفای اندیشه اسلامی‌‌ از سوی دیگر، سبب شد که این گروه نتوانند از سویی تحلیل و تشخیص درستی از نسبت میان دین و مدرنیته غربی داشته باشند و از سوی دیگر نتوانند میان فرهنگ دینی و دستاوردهای تمدن نوین، به راه حل اصولی و بنیادین دست یابند.

رکود اندیشه فلسفی، فقر تئوریک در حوزه‌های اجتماعی، انحطاط سیاسی و اجتماعی جوامع مسلمان، سبب شد که بخشی از آنان برای چاره جویی معضلات پیرامون، در رقابت با جریان سکولار غرب، به پذیرش اصول مدرنیته تن بدهند و تلاش خویش را، صرف همخوانی اسلام با مؤلفه‌های فرهنگ مدرن کنند که دیدگاه این گروه در پنج محور ذیل خلاصه می‌‌شود :

2-2-2-1.      نگرش انسان مدارانه

انسان محوری یا اومانیسم یکی از مبانی اصلی مدرنیته است که این گروه عملا در مواجهه با مسائل زنان، همین رویکرد را دارند، لذا در این نگاه زن مشابه با مرد انگاشته می‌‌شود و در عرصه خانوادگی و اجتماعی، موجودی مستقل و سرشار از خواسته‌های شخصی و معطوف به تمایلات طبیعی تعریف می‌‌شود.

2-2-2-2.      توسعه گرایی

این گروه معتقدند که دین مربوط به حوزه‌های خصوصی و حیات شخصی آدمی‌‌است و نمی‌‌توان حل معضلات اجتماعی را از دین، انتظار داشت بنابراین، همان گونه که ریشه مسائل زنان در نابرابری‌های اجتماعی است، راه حل آنان را نیز باید در برنامه ریزی‌های علمی ‌‌و متناسب با توسعه جوامع مدرن جست و جو کرد.

2-2-2-3.      علم گرایی و تکیه بر خرد ابزاری

این گروه راه حل مسائل زنان را، در به کارگیری علوم جدید می‌‌داند و کارشناسی برای ریشه یابی و راه حل مسائل را، از علوم اجتماعی می‌‌خواهد، بی آنکه نتایج این علوم را با ارزش‌های اخلاقی و دینی در تعارض ببیند. البته منکر ارزش‌های دینی نیستند، اما چون روش علم و منطق برنامه­ریزی را، خنثی و بدون جهت می‌‌دانند، عملا ارزش‌های نهفته در کارشناسی علمی، ‌‌بر ارزش‌های دینی که به طور صوری و ظاهری در قوانین و برنامه­ها به عاریت گرفته می‌‌شود، غالب می‌‌آید و با تحقق برنامه ، جریان عمومی‌‌جامعه گام به گام از مسیر آرمان‌های اسلامی‌‌فاصله می‌‌گیرد.

2-2-2-4.      تاریخیت و نسبیت در فهم

این گروه، نخست با سیال و نسبی کردن معرفت عالمان از متون دینی، هرگونه برداشت و فهم دینی را مجاز شمرده و آنرا تابعی از معرفت علمی ‌‌و فلسفی می‌‌دانند. در نتیجه با پذیرش پارادایم معرفتی مدرنیته، عملا فهمی‌‌متناسب با فضای غرب را، از قرآن و سنت ارائه می‌‌کنند و هرگونه تفاوت میان پیام وحی و دستاوردهای مدرن را، به علم ستیزی تعبیر و تفسیر می‌‌کنند. در گام دوم، حتی خود اسلام را همراه با معرفت دینی، مشمول نسبیت تاریخی ساخته و مضامین وحی را، اختصاص به همان شرایط خاص تاریخی می‌‌داند. به همین خاطر، احکام و ارزش‌های اسلام را، تنها یک گام تاریخی در احیای حقوق و شأن واقعی زن، قلمداد کرده است و بقیه مسیر را تا تساوی کامل زن و مرد در کلیه شئون فردی و اجتماعی، بر عهده عقل و تجربه جمعی بشر قرار می­دهد.

مطلب مرتبط :  

2-2-2-5.      آینده گرایی

این گروهآرمان‌های بشر را در آینده می‌‌جویند و گذشته را به حوزه سنت مربوط می‌‌دانند. تحول را در سایه نفی سنت و فراروی از آن را ممکن می‌‌شمارند و اعاده ارزش ها و احکام پیشین را در حکم ارتجاع و تقابل با پیشرفت و توسعه تلقی می‌‌کنند.(سبحانی،1382: 30-23)

– خانم شهلا اعزازی در کتاب جامعه شناسی خانواده با بیان تئوری­های مختلف غربی و همانند سازی آن با جامعه اسلامی ایران خواسته تا بر بهبود روابط خانوادگی کمک نماید بدون اینکه راهکار اسلامی در کنار گزینشی عمل کردن با این تئوری ها، ارائه نماید. همچنین الگوهای خانواده جامعه اسلامی ایران را که قطعا” برخواسته از نگاه اسلامی است را قابل اجرا در این زمان نمی دانندکه این امر نشان از پذیرش محور تاریخیت و نسبیت در فهم رویکرد تجدد گرایی است. این در حالی است که خانواده یک موضوع ارزشی و انسانی است و امور محتوایی آن با گذر زمان هرگز تغییر نمی­کند هرچند از نظر ساختاری تغییراتی داشته باشد اما در این امر هم هر تغییر ساختاری که موجب تغییر ارزشی و محتوایی خانواده گردد و آن را از چارچوب خانواده بودن، خارج نماید، مورد پذیرش اسلام نخواهد بود.

« رسانه­ها، بخصوص تلویزیون در تلاش­های خود برای حفظ خانواده، الگوهایی را ارائه می­دهند که هرچند زمانی مطلوب و مفید بودند، اما با توجه به ویژگی­های اجتماعی کنونی قابل اجرا نیستند و در نتیجه از قصد اصلی یعنی بهبود روابط خانوادگی دور می­شوند.» (اعزازی،5:1387)

« وقتی که زن و شوهر کلیۀ فعالیت­های خانواده را مشترکا” انجام دهند، ارتباط کلامی آنها از محدودۀ دخل و خرج فراتر رفته، متوجه علائق، نیازها و درخواست­های یکدیگر می­شوند و با بحث و مشورت بسیاری از مشکلات خانوادگی را حل کرده و چاره­ای برای آنها پیدا می­کند.»(همان، 126)

انجام اشتراکی کلیۀ فعالیت­های خانواده موجب تناقض پیدا کردن با تقسیم مسئولیت­های خانوادگی بر اساس جنسیت که در نظام غایی خلقت تعبیه شده است، می­شود و از نگاه اسلامی مورد پذیرش نمی­باشد. در اینجا مشخص است که خانم اعزازی راه حل مسائل زنان را، در به کارگیری علوم جدید می‌‌داند و کارشناسی برای ریشه یابی و راه حل مسائل را، از علوم اجتماعی می‌‌خواهد، بی آنکه نتایج این علوم را با ارزش‌های اخلاقی و دینی در تعارض ببیند و این امر بهپذیرش محورسوم رویکرد تجدد گرایییعنی علم گرایی و تکیه بر خرد ابزاری اشاره دارد.

– آقای شیخی در کتاب جامعه شناسی زنان و خانواده دچار نوعی از تناقض گویی شده است به طوری که از یک طرف می­گوید:« تغییرات پدید آمده در ساختار خانواده به ویژه در جوامع صنعتی ناشی از تغییرات ساختاری به لحاظ اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی در این جوامع است. زنان نیز در این جوامع تحت تأثیر موقعیت خانواده، وضعیت و موقعیت متفاوتی پیدا کرده­اند و همین طور تغییر موقعیت زنان خود موجب تغییر در وضعیت خانواده­ها و تضعیف ساختار و بنیاد آن شده است.» ( شیخی، 1380: 104-103)

از طرف دیگر هم ایشان در گفته زیر تغییر نقش زنان مثل افزایش اشتغال بیرون از خانه آنها را تأیید کرده­اند، بدون اینکه نقدی بر آن نمایند.

« سازمان بین المللی کار که مدافع جدی حقوق کارگران و نیروی انسانی است، تأکید فراوانی بر استخدام زنان دارد و این سازمان به سه دلیل زیر توصیه می نماید تا از نقش زنان در فعالیت­های اقتصادی و مدیریتی هرچه بیشتر استفاده گردد:1- حقوق بشر: باید در چارچوب اشتغال باید با زنان

  • 3
دسته بندی : علمی