دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، فراهم‌آوردن زمینه‌های ارتباطی میان دانشگاهیان، ‌علمای دینی و هنرمندان اقصی نقاط جهان، موضوعات مرتبط با ایرانیان خارج از کشور، گسترش زبان و ادبیات فارسی گفتگو و تعامل با ادیان و مذاهب مختلف و… است. (همان، 1392)
در بررسی اهداف و وظایف سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در ابتدا به این نکته برمیخوریم که تعداد زیادی وظایف و اهداف متعدد برای این سازمان تعریف شده که حجم و گستردگی آنها به حدی است که هر کدام میتواند برای کار یک سازمان تعریف شود. همچنین نقش نهادهای دیگر به ویژه وزارت خارجه در روند کاری این سازمان مشخص نیست، از جمله این مسئله که نوع همکاری میان این سازمان و وزارت امور خارجه چگونه تعریف میشود و در عمل، نهاد تصمیمگیرنده کدام است. از طرف دیگر دیپلماسی فرهنگی حتی به لحاظ قانونگذاری و نظارت، جایگاه مشخصی در دستگاههای رسمی کشور ندارد. همچنین و در حالی که دیپلماسی فرهنگی بخشی از سیاست خارجی است، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی مسائل آن را پیگیری میکند که به دلیل نوع نگاه این کمیسیون به روابط فرهنگی، اقدامات آن چندان در راستای برنامههای سیاست خارجی نیست. حتی به گفته برخی مسئولان کشور، در حوزه دیپلماسی فرهنگی، تعدد مراکز تصمیمگیرنده و ناهماهنگی میان این مراکز عملا مانع اتخاذ تصمیمات و برنامههای موثر است. حتی در زمینه روابط دانشگاهی نیز فعالیتها و تعاملات، عمدتا به صورت دولتی باقی مانده است. (احدی، 1389، ص 177)

1 – 5 – 2 – 1 جایگاه دیپلماسی فرهنگی در ساختار سیاسی ایران
در ایران این تاکید وجود دارد که توام ساختن دیپلماسی معمول با روابط فرهنگی گسترده به تقویت قدرت نرم کمک میکند، به ویژه که استفاده از فرهنگ و به خدمت گرفتن ابزارهای فرهنگی در دیپلماسی، دارای مزایای بسیاری است و با مقاومت کمتری نیز در جوامع و کشورهای جهان رو به رو میشود. به علاوه لحن دیپلماسی فرهنگی، لحنی معتدل و غیرخصمانه است. در این چهارچوب باید تاکید کرد که از طریق فعالیتهای فرهنگی تصورات یک ملت از خود بازنمایی میشود. دیپلماسی فرهنگی حتی میتواند راههای قابل پذیرش شاخصهای امنیت ملی یک کشور را ارتقا بخشد. برخی مسئولان و کارشناسان ایرانی، دیپلماسی فرهنگی را بر دو مبنای شناخت سیاستهای فرهنگی کشور مبدا و شناخت سیاستهای فرهنگی کشور مقصد میدانند. در این رابطه از دو واژه «شناسایی» و «شناساندن» به عنوان وظیفه اصلی نمایندگیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور نام برده میشود. به این منظور معمولا این نمایندگیها به چاپ نشریاتی به زبان کشور مقصد میپردازند و به شکل محدودی دورههای آموزشی را برگزار میکنند که شاید در عمل نمیتواند تاثیرگذاری لازم را داشته باشد. (محمدی، 1387، برگرفته از پایگاه روابط فرهنگی بینالمللی)76
ایران اسلامی توانست در سالهای نخستین انقلاب، با شدت و پر شور و در سالهای میانی به شکلی متعادلتر و منطقیتر، فضای بینالمللی را از دیدگاهها و نگرشهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه خویش متاثر سازد. در همین راستا، تلاش برای تاثیر نهادن بر کشورهایی که در حوزه تمدنی ایران قرار داشتند، خصوصا پس از فروپاشی شوروی سابق و استقلال جمهوریهایی همچون تاجیکستان، ترکمنستان، و آذربایجان، به موازات تاثیر ایدئولوژیک و مذهبی ادامه داشت. این امر با برگزاری کنفرانسها، نشستها، تبادلات دانشجو، همفکریهای علمی، اجرای پروژههای مشترک فرهنگی و تقویت صنعت گردشگری صورت پذیرفت و در برخی موارد تاثیر روشن خویش را نشان داد. با این حال با مرور زمان و تزریق ننمودن روح ابتکار در این برنامهها، بسیاری از این طرحها نیمهکاره رها شد و یا در صورت تداوم، از میزان اثرگذاری واقعی آن به شدت کاسته شد. در حقیقت توجه ننمودن به تحرکات رقبا، عدم واکنش مناسب به مصادرههای فرهنگی (که بعضا توسط همان کشورهای واقع در حوزه تمدنی ایران صورت میگرفت) اصرار بر روشهای قدیمی و آزموده شده، قرار گرفتن در لاک دفاعی به هنگام مواجهه با تهاجمات عظیم فرهنگی از سوی غرب، اولویت قائل نشدن برای امور فرهنگی و تمرکز بر مسائل سیاست داخلی و خارجی، تغییر مکرر مسئولان ذیربط و در نتیجه ممکن نبودن پیگیری یک سیاست و راهبرد منسجم در زمان لازم برای بهبار نشستن آن راهبرد، از جمله دلائلی بود که ایران را به سوی استفاده محدود و ناقص از ابزار فرهنگ برای پیشبرد اقتدار نرم خویش رهنمون ساخت. (گلشنپژوه، 1389، ص 149)
در حال حضر سهم هنر و همچنین هنرهای دستی ایران با وجود تنوع، کیفیت و زیبایی شگفتانگیز خود در بازارهای جهانی بسیار اندک است و روز به روز نیز بر کمیت و کیفیت رقبای ما در این صحنه افزوده میشود. فرش، صنایع دستی، مفاخر ادبی، اسطورههای ایرانی، خط فارسی و موسیقی سنتی ایران، گرچه هنوز در جایگاه والایی در عرصه جهانی برخوردارند، اما رتبه این جایگاه همانند سابق نیست و این، بخشی بخاطر سیاستگذاریهای غلط دولتی و بخشی نیز بواسطه تحرک بیشتر رقبا و فهم بهتر آنان از اهمیت اثرگذاریهای اقتدار نرم یک کشور میباشد. در حقیقت، نکته اصلی اینجاست که این ابزارها هرچند هنوز هم معتبر و کارآمدند، اما دیگر همانند سابق تعیینکننده نیستند. شاید به دلیل همین ضعف و تا حدودی رخوت داخلی است که مصادره فرهنگی مولانا و رودکی و ابنسینا توسط کشورهای همسایه، استفاده از نقشهای بدیع ایرانی در فرشهای چینی و پاکستانی، بستهبندی زعفران ایرانی در اسپانیا، برداشتهای ادبی از تمثیلها و اسطورههای ایرانی به زبان وشیوه دیگران و بسیاری موارد دیگر، ما را به خود نیاورده و ما را حساس نمیکند تا درک کنیم دیگران در حال سرقت مولفههای عمیق و عظیم اقتدار نرم ما هستند و ما ساکت بر جای نشستهایم و تصور میکنیم هر گاه اراده کنیم، خواهیم توانست با همان اقتدار، دیگران را جذب خود و خواستههای خویش نماییم. (همان، ص150)
این کمکاری در حوزه تبلیغ و فعالیتهای مذهبی نیز محسوس است. در حال حاضر با وجود مخارج عظیم تربیت و اعزام مبلغ، همچنین چاپ و انتشار کتب اسلامی، معدود سازمان یا نهاد ایرانی و اسلامی در سطح جهان وجود دارد که متناسب با ظرفیتهای نشات گرفته از تلفیق ایرانیت و اسلامیت، توانسته باشد نقش بسزایی را در جذب قلوب و همراهی افکار عمومی جهانیان با نظام جمهوری اسلامی ایفا نماید. حتی این امر در حوزه صرفا مذهبی، با وجود درخشش حوزه علمیه قم در راهبری تفکرات شیعی، به اندازه برخی از مراکز رقیب نیست. (همان، ص 150)

مطلب مرتبط :   دینی، بازسازی، مسلط، گفتمان، به‌این

1 – 5 – 3 دیپلماسی رسانهای ایران
فعالیتهای رسانهای ایران عمدتا در قالب فعالیتهای صدا و سیما قابل تعریف میباشد. امروزه ابزارهای ارتباطی این امکان را به وجود آوردهاند که بتوان به طور مستقیم با مخاطبان در هر گوشه جهان ارتباط برقرار کرد. شبکههای رادیویی و تلویزیونی، یکی از ابزارهای موثر و تاثیرگذار بر افکارعمومی ملتها به شمار میروند. بر این اساس، رسانهها در جذب مخاطب از روشها و سازوکارهای پیچیدهای استفاده میکنند. علاوه بر این، تعدد شبکههای تلویزیونی و رادیویی، سایتهای اینترنتی، روزنامهها و مجلات و دیگر ابزارهای ارتباطی به حدی است که مخاطبان علاوه بر کسب اطلاعات در کوتاهترین زمان، امکان مقایسه و اعتبارسنجی اطلاعات را نیز دارند. بنابراین رسانههایی در این رقابت موفقترند که دارای ابزارهای قدرتمند فنی و زبانی هستند و از طرف دیگر شناخت بالایی نسبت به خلقیات و روحیه مخاطبان خود دارد. در ایران، تمرکز فعالیتهای رسانهای در سازمان صدا و سیماست و این سازمان دارای حجم عظیمی از وظایف است که علاوه بر ارتباط با مخاطبان داخلی به زبان فارسی، تلاش میکند تا با راهاندازی شبکههای ماهوارهای به زبانهای خارجی نظیر شبکه «العالم»77و «پرس. تی. وی»78، با مخاطبان خارجی نیز ارتباط برقرار کند. (احدی، 1389، ص 179)
آغاز به کار شبکه خبری پرس. تی. وی در 11 تیر 1386، این امید را به وجود آورد که ایران بتواند از طریق یک رسانه حرفهای ملی پیام خود را به مخاطبان بینالمللی منتقل کند. مسئولان این شبکه هدف از راهاندازی پرس. تی. وی را «شکستن سلطه غرب بر رسانههای جهانی» اعلام کردند و اظهار امیدواری کردند که این شبکه بتواند با شبکههای تلویزیونی انگلیسی زبان 24 ساعته مانند بی.بی.سی، سی.ان.ان و شبکه الجزیره رقابت کند. اما در حالی که هدف از راهاندازی شبکههای خبری العالم و پرستیوی، «شکستن سلطه غرب بر رسانههای جهانی» عنوان شده بود، با بررسی برنامههای این دو شبکه، هدف واحدی که این برنامهها بر اساس آن شکل گرفته باشند و ارتباطی خطی بین محتوای برنامههای این دو شبکه، دیده نمیشود. (غفاری، 1391، ص 41)
در این زمینه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، نیاز به فعالیت بیشتری دارد تا بتواند همپای دیگر شبکههای تلویزیونی جهانی، تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد. صدا و سیما باید از جهتگیریهای سیاسی، بدور باشد؛ ولی در عمل، صدا و سیما نیز همانند بیشتر رسانههای دیگر به شدت درگیر مسائل سیاسی داخلی و جناحی شده و به جای انعکاس رویدادها به صورت واقعی و آنچنان که هست به ابزاری سیاسی تبدیل شده است. نتیجه این امر، بیاعتمادی مردم به صدا و سیماست. رسانههای حرفهای، آنچنان با ظرافت و دقت به انتشار اخبار میپردازند که پیدا کردن رگههای القایی در میان آنها، حتی برای کارشناسان نیز بسیار مشکل است. حال این سوال مطرح است که آیا ایران با سرمایهگذاری در حوزه شبکههای برونمرزی، به نتایج مورد نظر در راستای ارتقای جایگاه ملت ایران در افکار عمومی دست پیدا کرده است؟ (سنایی، 1391، ص98)
با این حال عملکرد این شبکه در حدود دو سال فعالیت آن نشان میدهد که برنامههای آن در جذب مخاطب خارجی موفقیت چشمگیری به همراه نداشته است. به نظر میرسد یکی از مهمترین دلایل این عدم موفقیت، عدم شناخت درست از مخاطب و محیط بینالمللی و عدم استفاده از اخبار دست اول میباشد؛ به گونهای که در مراجعه به این سایت شبکه، اخبار آن عمدتا از منابع دیگر گرفته شده است. (احدی، 1389، ص 179)
باید فرصتهایی که به سختی و با تلاش فراوان به دست آمدهاند را مغتنم شمرد. برای سنجش کامیابیهای خود در دیپلماسی رسانهای همواره باید پرسید که «آیا پیام ما به دنیا منتقل میشود؟» در وضعیتی که تعداد محدودی از شبکهها و برنامههای رادیو و تلویزیونی در ایران به زبان انگلیسی یا عربی است و بخش عمدهای از برنامههای برونمرزی شبکههای ایرانی نیز به زبان فارسی پخش میشود، باید گفت که ما در بیرون از مرزها نیز با خودمان صحبت میکنیم. استفاده از برخی مفاهیم و اصطلاحات که تنها در درون گفتمان اسلامی-ایرانی معنا مییابند و در عرصه بینالمللی به سادگی قابل فهم و درک نیستند،

مطلب مرتبط :   مددجویان، اقامت، مصاحبه، جنسی، "مددجو

دسته بندی : علمی