ابزارهای مبادلات سیاسی و تعامل بین کشورها، تلقی گشته و بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است. هم اینک تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات در عرصه تلویزیونهای ماهوارهای، گستره دیپلماسی و سیاست خارجی را به شبکههای تلویزیونی کشاندهاند، زیرا پیشبرد سیاست خارجی و دیپلماسی، بیش از پیش به میزان تاثیرگذاری تاکتیکهای خبر تلویزیون بر مخاطبین وابسته شده است. فضایی که سیاستمداران را بر آن داشته است که قبل از هر عمل سیاسی به سنجش اخبار شبکههای جهانی تلویزیون پرداخته و با جلب افکار عمومی، بر قدرت عمل سیاسی خود بیافزایند. در دیپلماسی نوین که شیوههای سنتی مذاکرات پشت درهای بسته و سری منسوخ گشته است، افکار عمومی، سازمانهای بینالمللی اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و رسانهها به عنوان بازیگران و بازیگردانان اصلی مذاکرات سیاسی، رفتار بازیگران دولتی را تحتتاثیر قرار دادند. (پوراحمدی، 1388، ص35)
تغییر در ساختار دیپلماسی سنتی و ظهور دیپلماسی نوین، تغییر در فرآیندها و دستور کار مربوط را نیز در پی داشت به طوری که تغییر منافع موجود و تعداد رو به رشد شبکههای تلویزیونی فعال در مذاکرات سیاسی، ماهیت دیپلماسی را پیچیدهتر و گستردهتر کرده است. در واقع دیپلماسی تلویزیون ناظر بر گسترش دامنه شمول دیپلماسی، تمرکززدایی در نظام جهانی، تلاش برای اعمال شیوههای دیپلماتیک جدید و در نهایت نقش دیپلماسی چندجانبه در تدوین قواعد و هنجارهای رفتاری جهان میباشد. (همان، ص37)

1 – 4 – 6 – 2 نقش دیپلماسی تلویزیونی در سیاست خارجی
امروزه دیپلماسی تلویزیونی، یک ابزار مهم در پشتیبانی، هدایت و روانسازی سیاست خارجی و نیز کانال تاثیرگذاری بر مذاکرات و تصمیمگیریهای سیاست خارجی و یک مجرای تعاملی میان دیپلماتها برای بهبود مذاکرات و گفتگوهای سیاسی شناخته می شود. (لارسن، 1988، ص 6)
در دیپلماسی نوین، تلویزیون در خدمت دیپلماسی است و تلویزیون با گسترش شبکههای ارتباطی و تبلیغات و تاثیرگذاری بر افکار عمومی و انتقال پیامهای سیاسی در زمانهایی که بین طرفین روابط سیاسی وجود ندارد، به نقشآفرینی مشغول است؛ زیرا پوشش فوری اخبار تلویزیونی در مورد پدیده های سیاسی، قادر است اجبارهایی را در فرآیند سیاست خارجی به وجود آورد و این اساسا به علت سرعت بالای پخش تلویزیونی و انتقال اطلاعات است. در سراسر قرن بیستم، تکنولوژیها، زمان انتقال اطلاعات را از یک هفته به یک دقیقه کاهش دادند. سرعت انتقال اطلاعات و پیامهای سیاسی و آگاهی افکار عمومی از مذاکرات پشت پرده فیمابین دیپلماتها موجب گردیده است که تلویزیون به عنوان یک دیپلمات نوین، وارد عرصه سیاست خارجی شده و باید منافع او نیز مورد توجه قرار گیرد. امروزه از تلویزیون به عنوان تلهدیپلماسی در روابط خارجی نام برده میشود. (همان، ص12)
بنابراین همانگونه در که بحث دیپلماسی رسانهای مطرح گردید، عملکرد مهم سیاست خارجی در استفاده از تلویزیون در توضیح، تشریح و تصویرسازی از منافع ملی در سطح بینالمللی خواهد بود. به این معنی که هر نظام سیاسی تاحدودی قدرت شکلدهی به هویت ملی خود را با کنترل برنامههای تلویزیونی داخلی را خواهد داشت. اما ارتباط و تسلط بر تلویزیونهای جهانی، میتواند قدرت نفوذ سیاست خارجی در سطح بینالمللی از خود را افزایش دهد. به عبارت دیگر تصویرسازی تلویزیون از منافع ملی و حمایتهای افکار عمومی داخلی از برنامههای سیاسی رهبران، به نوعی نشاندهنده نقش پشتیبانی تلویزیون از سیاست خارجی تلقی میگردد.
بنابراین بر اساس گفتههای دکتر معتمد نژاد، کشورهایی که دیپلماسی تلویزیونی ضعیفی دارند، قادر به معرفی هویت ملی و منافع ملی در سطح بینالمللی را ندارند و در نتیجه در سیاست جهانی و تصمیمات بینالمللی جایگاه مهمی ندارند. احترامی که یک ملت در جامعه جهانی از آن بهرمند میشود و نقشی که یک ملت در ارتباط با روابط بینالملل معاصر بازی میکند، تحتتاثیر هویت ملی و تصویر بینالمللی یک ملت بوده است.

مطلب مرتبط :   دیپلماسی، ایالات، متحده،، عمومی،، خصوصی،

1 – 5 سیاست خارجی و دیپلماسی در ایران
1 – 5 – 1 دیپلماسی عمومی ایران
دیپلماسی عمومی ایران به طور بالقوه دارای مولفههایی همچون تمدن ایرانی، به عنوان یکی از تمدنهای بزرگ و ارائه عقاید، سنتها و باورهای ایرانیان به مردم جهان و ارائه تصویری از ارزشهای اسلامی و شیعی است. در مولفه تمدن ایرانی عموما تاکید بر فرهنگ و تمدن ایرانی است. از آنجا که ایران یکی از کشورهای دارای تمدن چند هزار ساله است، از پشتوانه مناسب هویتی نیز برخوردار میباشد که اگر چه دارای اقوام و زیرمجموعههای متفاوتی است، اهمیت مشترک فرهنگی، زبانی و تمدنی موجب اتحاد در این کشور میشود. مسلما تقویت عناصر تمدن ایرانی همچون اسطورهها، آیینهای کهن، زبان و فرهنگ، به تقویت ثبات داخلی یک کشور کمک میکند تا کمتر در برابر تهاجمات خارجی آسیبپذیر باشد. از جمله مهمترین آیینهای ایرانی که برای برنامهریزی در جهت تقویت وجهه ایرانی و قدرت نرم ایران در جهان مناسب است، «نوروز» است. نوروز مهمترین جشن ملی ایرانیان و برخی کشورهایی است که ریشه مشترک فرهنگی با ایران دارند. نمادها و اسطورههایی که در این جشن وجود دارد، به حدی است که میتواند زمینه مناسبی برای بینالمللی کردن نوروز باشد. ایران کهن، آیینهای متعدد دیگری علاوه بر نوروز نیز دارد که میتوان با تقویت و هدایت آنها وجهه ملی و فرهنگی ایران را تقویت کرد. (گلشن پژوه، 1387، ص 296)
مولفه دیگری که به صورت بالقوه از عوامل مهم در افزایش قدرت نرم ایران است، عامل ارزشهای اسلامی و شیعی است. بعد از ورود اسلام به ایران و پذیرش آن توسط ایرانیان و تلفیق عناصر سازنده و مثبت فرهنگ ملی با آن، فرهنگ و هویت تازهای به نام فرهنگ ایرانی-اسلامی خلق شد. این فرهنگ پویا و قوی، پشتوانه اتحاد داخلی و هویتبخشی به سرزمین ایران در برابر دیگر کشورها بوده است. این مولفه را همچنین میتوان در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به خوبی مشاهده کرد. تاثیر و نفوذ ایران در این هنگام بر کشورهای مسلمان و مسلمانان جهان به حدی است که میتوان آن را از جمله شواهد مهم در اوجگیری نفوذ و تاثیرگذاری ایران بر افکار عمومی خارجی دانست که حتی در برخی کشورهای منطقه، ایران را الگویی قابل قبول در پیشبرد اهداف اسلامی تلقی میکردند. بدیهی است که مولفه تشیع و ارتباط ایران با شیعیان جهان نیز یکی دیگر از توانمندیهای ایران در عرصه قدرت نرم است. با این حال در این مورد برنامهریزی و جهتگیریهای ایران باید به گونهای باشد که موجب حساسیت کشورهای سنی منطقه خاورمیانه نشود. در این رابطه به نظر میرسد توجه به نقاط مشترک با دیگر کشورهای اسلامی و برگزاری آیینهای دینی و اعیاد اسلامی همراه با دیگر کشورها و پرهیز از پرداختن به اختلافات، تا حدی بتواند به تقویت قدرت نرم ایران از این وجه کمک کند. از جمله، ایران گامهای خوبی را در جهت برگزاری هفته وحدت به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص) برداشته است که نباید تنها در حد برگزاری برخی برنامههای داخلی باشد؛ بلکه میتواند با مشارکت برخی کشورهای منطقه در مقیاس بزرگتری برگزار شود. همچنین باید دانست اعتمادسازی و ایجاد وجهه قابل قبول جهانی و منطقهای بسیار مشکل است و ممکن است به سالها زمان نیاز داشته باشد؛ اما خدشهدار شدن تمامی این تلاشها میتواند تنها با یک سخنرانی نسنجیده اتفاق بیفتد. (احدی، 1389، ص 174)
همچنین توجه به مبادلات دانشگاهی باید در دستور کار دیپلماسی عمومی کشور قرار گیرد که از جمله میتوان به فراهم آوردن فرصتهای مطالعاتی برای متخصصان علمی و دانشگاهی خارجی، تبادل استاد و دانشجو با کشورهای دیگر، به ویژه کشورهایی که نظرات منفی بیشتری نسبت به ایران دارند و ایجاد زمینههایی برای تاسیس مراکز مطالعاتی مشترک اشاره کرد. ایران به ویژه در این زمینه فعالیتهای بسیار محدودی دارد. (همان، ص 178)
بر اساس آنچه گفته شد نظام جمهوری اسلامی ایران راه بسیار درازی را برای تدوین و اجرای یک برنامه جامع برای ارتقای دیپلماسی عمومی خود در پیش دارد. یقینا مسائل عظیمی همچون جنگ تحمیلی و تبعات متعدد اقتصادی و سیاسی، آن فضای تفکر در این راستا را در دو دهه نخست انقلاب کمرنگ مینمود، اما در حال حاضر و با توجه به حقایقی همچون نقش تعیین کننده ابزار «رسانه» و همچنین ارتباطات بسیار گسترده در میان ملل جهان از طریق مختلف، خصوصا از راه اینترنت، هیچگونه کاستی و اهمالی قابل قبول به نظر نمیرسد. کمیت و کیفیت برقراری ارتباط (مستقیم یا غیرمستقیم) میان نهادهای دیپلماتیک ایران با افکار عمومی جهان بسیار پایین است و این نقیصه بعد از گذشت بیش از سه دهه از انقلابی که داعیه پیامی رهاییبخش برای ملل آزاده جهان و تمامی فطرتهای پاک انسانی دارد، به هیچ عنوان در حد و اندازههای ایران اسلامی نیست. این نوع دیپلماسی ایران در خارج از کشور، در برخی موارد تنها منحصر به دعوت تعدادی از مسلمانان به مراسمهای منعقد در نمایندگی و یا حداکثر برگزاری تعدادی محدود نمایشگاه شده است؛ مواردی که بعضا هدف و راهکار لازمه آن برای ایجاد ارتباط مستقیم با بدنه افکار عمومی کشور میزبان نیز از قبل تعیین نشده است. (گلشنپژوه، 1389، ص 154)
علاوه بر دستگاه دیپلماتیک، افراد و سازمانهای غیردولتی نیز نقش بسیار مهمی در تقویت دیپلماسی عمومی کشور ایفا میکنند. حضور شخصیتهای فرهنگی، ورزشی، هنری و علمی و دانشگاهی کشور در محافل گوناگون خارجی، میتواند زمینههای بهتری را برای معرفی ایران به مردم جهان فراهم کند. این امر از آنجا اهمیت بیشتری مییابد که تبلیغات منفی زیادی علیه ایران وجود دارد که با واقعیت ایران بسیار متفاوت است. حضور شخصیتهای غیررسمی از داخل ایران در محافل بینالمللی، تا حد زیادی این تبلیغات را بیمعنا میکند. در حالی که ممانعت از حضور آنها در این محافل و عدم تعامل با جهان، راه را برای جانشین شدن ارزیابیهای غلط از کسانی که شناختی از ایران ندارند، فراهم میآورد. از طرف دیگر ضرورت دارد تا زمینههای مناسبتری برای حضور بیشتر شخصیتهای خارجی در کشور فراهم شود تا به شناخت بهتری از ایران دست یابند. به طور مثال، برخی دیپلماتهای خارجی مقیم تهران از مدتها قبل علاقهمند به شرکت در محافل غیررسمی هستند تا فرصتی برای شناخت مردم ایران و ایجاد زمینههایی برای تبادل نظر بیابند. (ملکی،1387، برگرفته از سایت دیپلماسی ایرانی)73

مطلب مرتبط :   دیپلماسی، رادیو، سیاست، بینالمللی، آمریکا

1 – 5 – 1 – 1 ساختارها و نهادهای دیپلماسی عمومی در ایران
گرچه دیپلماسی عمومی به عنوان معاونتِ مستقل در ساختار وزارت خارجه وجود ندارد، اما به دلیل اهمیت این موضوع برای دستگاه سیاست خارجی و نهادهای فرادستی، مرکزی

دسته بندی : علمی