رسانه را بیش از پیش با یکدیگر هماهنگ کند. (طباخی ممقانی، 1390، ص 66)
به این ترتیب، کشورهایی که دارای تکنولوژیهای ارتباطی نیرومند هستند، میتوانند تاثیر و نفوذ بیشتر در جریان اطلاعات جهانی و ایجاد تصویر مطلوب خود داشته باشند. به عبارتی، کشورهای برخوردار از برتری رسانهای جهان، بهترین موقعیت و فرصت را برای شکلدهی تصویر بینالمللی مطلوب خویش در اختیار دارند. بنابراین، «قدرت ملی جهانی» یک کشور، از توانایی آن کشور برای طراحی و اجرای دیپلماسی رسانهای منشاء میگیرد. اکنون بسیاری از دولتهای بزرگ غربی برای حفظ سلطه سیاسی و نفوذ جهانی خود، از امکانات و وسایل دیپلماسی رسانهای، همچون خبرگزاریها، آژانسهای تبلیغاتی، مؤسسات بررسی بازار، مؤسسات افکارسنجی و روابطعمومیها استفاده میکند. در این میان، انتخاب کشورها و مناطق جغرافیایی برای پوشش خبری از سوی رسانهها، اغلب تحت تاثیر خصوصیات نظامهای سیاسی و شرایط فرهنگی-اجتماعی آنها، قرار میگیرد. به عبارتی، اهمیت سیاسی یک کشور یا یک منطقه جغرافیایی در صحنه جهانی، باعث افزایش توجه خبری به آن کشور یا منطقه میشود و مؤسسات رسانهای بینالمللی را وادار میکنند تا برای اخبار و گزارشهای مربوط به آن، منابع مالی بیشتری اختصاص دهند و به آن توجه بیشتری معطوف کنند. خبرگزاری بینالمللی غربی هم به عنوان بخشی از نظام ارتباطات بینالملل برای تولید و پخش پیامها و تصویرهای خبری در جهت منافع کشورهای اصلی مقر فعالیتشان، فعالیت میکنند. کشورهای توسعهیافته به خصوص آمریکا، به ویژه از جنگ جهانی دوم به بعد، از دیپلماسی رسانهای برای پیشبرد سیاست خارجی و حفظ قدرت خود به طور جدی استفاده کردهاند. (معتمدنژاد، 1389، ص 410)

1 – 4 – 5 – 4 نقش دیپلماتیک رسانهها
«افرنان» معتقد است: وقتی از مقامات سیاست خارجی راجع به نقش رسانهها سوال شود، اغلب به حرکت درآوردن و یا متوقف ساختن سیاست را مطرح میسازند. اما در دنیای امروز نقش رسانهها از به حرکت درآوردن سیاست و یا متوقف ساختن آن بسیار فراتر رفته و نقشهای مختلفی را بر عهده گرفتهاند. کارکردهای عمده رسانهها در سیاست خارجی از نظر وی عبارتند از:
● منبع اطلاعاتی سریع و مفیدی برای تصمیمگیریهای سیاسی به شمار میروند.
● به عنوان تنظیمکننده و یا اولویتدهندههایی هستند که بر اولویتهای ایالات متحده و دیگر ملل جهان تاثیر میگذارند.
● به عنوان نماینده و یا وکیل از سوی دیپلماتها عمل میکنند.
● به عنوان یک نظام نشانهگذاری دیپلماتیک که با تاثیر سیاسی همراه هستند، عمل میکنند.
● به عنوان ابزاری در دست تروریستها و و سازمانهای غیردولتیاند. (افرنان، 1991، ص37)
وی با تشریح کامل کارکردهای فوق، در کتاب «رسانههای جمعی و سیاست خارجی آمریکا»70، بر دو مورد از کاربرد رسانهها در فعالیتهای دیپلماتیک به شرح زیر تاکید میکند:
1 – استفاده از رسانهها برای تاثیرگذاری بر دولتهای دیگر: کارگزاران سیاسی معتقدند موثرترین و قابل استفادهترین تکنیکهای رسانهای که توسط کارگزاران سیاست خارجی مورد استفاده قرار گرفتهاند، برای نشان دادن اولویتهای دولت آمریکا به ملتهای دیگر است. کارتر در این رابطه میگوید: «فایده رسانه برای رئیس دولت، تلاش برای تاثیرگذاری بر دولتهای دیگر است. من از رسانههای بینالمللی در جریان سفرهایم به کشورهایی چون لهستان، آلمان شرقی، و ژاپن استفاده کردهام. من پاسخگوی سوالات مردم شهرهای محل دیدارم در این کشورها بودهام.» جنبههای دیپلماتیک تغییر عملکرد رسانهها به شکلهای مختلفی بوده است: برقراری ارتباط با دولتهایی که راه دیگری برای برقراری ارتباط با آنها وجود ندارد، ارسال نشانههای تاثیرگذار برای مردم و سازمانهای دولتی دیگر و دریافت پاسخهای آنها. در این رابطه میتوان به ارائه آدرسهای ماهوارهای، برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی، برنامههای خبری و کنفرانسهای ماهوارهای برای تبادل پیامهای مردم با رهبران کشورهای خارجی اشاره کرد. (همان، ص 53)
2 – استفاده از رسانهها برای تاثیرگذاری بر ملل دیگر: کارگزاران سیاست خارجی متفقاً معتقدند که ارتباطات رسانهای با ملل دیگر، ابزار سیاسی سودمندی است. همچنین تعدادی بر این عقیدهاند که این مسئله، به یک واقعیت در سیاست خارجی تبدیل شده است. در این رابطه، تبادل پیام تبریک برای مردم ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در دوره ریاست جمهوری ریگان، نمونه قابل توجهی است. کارتر نیز که در زمان ریاست جمهوری خود به تلویزیون جهانی دسترسی نداشت، آن را ابزار بسیار مهمی برای ریاست جمهوری میداند و میگوید که اگر اکنون رئیس جمهور باشد، استفاده از تلویزیون را به عنوان یک ابزار دیپلماتیک برای دسترسی به سایر کشورها از طریق امواج گسترش میدهد. وی میافزاید: «کاری که اکنون تلویزیون میتواند در خارج از مرزهای ملی انجام دهد، فرصت بسیار خوبی برای یک رئیس جمهور است که بتواند دیدگاههای آمریکایی را به همه دنیا منتشر کند.» (همان، ص 56)

مطلب مرتبط :   آرایش، رسانه‌ای، رسانهای، ، به‌صورت

1 – 4 – 5 – 5 اشکال دیپلماسی رسانهای
گیلبوآ بر اساس ماهیت مشارکتکنندگان، اهداف و شیوههای آنها، سه شکل از دیپلماسی رسانهای را پیشنهاد داده است: گونه اصلی دیپلماسی رسانهای هنگامی اتفاق میافتد که طریقههای مناسب و مستقیم ارتباطی بین طرفین متخاصم وجود نداشته باشد، گیلبوا مینویسد: در فقدان طریقههای مناسب و مستقیم ارتباطی یا هنگامی که یکی از طرفین، درباره چگونگی واکنش طرف مقابل به شرایط مذاکره و یا پیشنهادهای مطرح شده برای حل منازعه، نامطمئن است، مقامات، چه با استناد و چه بدون استناد، از رسانهها استفاده میکنند تا پیامهایی را برای رهبران دولت متخاصم و بازیگران غیر دولتی ارسال کنند. گاهی اوقات طی بحرانهای شدید بینالمللی، رسانهها تنها راه را برای ارتباط و مذاکره بین بازیگران متخاصم مهیا میکنند. مانند بحران گروگانگیری در ایران و هواپیما ربایی تی دبلیو ای، که مقامات از شبکههای تلویزیونی جهانی برای ارسال پیامهای خود استفاده کردند. (گیلبوا، 1388، ص 91)
در گونه دیپلماسی در حال سفر، از خبرنگارانی استفاده میشود که هنگام سفر رؤسای کشورها و وزرای خارجه به خارج از کشور، برای انجام ماموریتهای دیپلماتیک، به خصوص میانجیگری، آنها را همراهی میکنند. تحول ارتباطات و حمل و نقل، این شکل از دیپلماسی رسانهای را ممکن ساخته و موجب توسعه آن شده است.
و بالاخره، گونه رویداد رسانهای، هنگامی است که رهبران بزرگ توانستهاند بر دهها سال نفرت و جنگ غلبه کرده و صلح را جایگزین آن کنند. وقایع رسانهای نشان دهنده بهترین دیپلماسی رسانهای است. این رویدادها با تکریم، تشریفات و جذب مخاطبین گسترده در سراسر دنیا، به صورت زنده پخش میشوند. تاثیر باواسطه دیگری نیز آن هنگام، روی میدهد که مقامات، از رویدادهای رسانهای جهت بسط و گسترش حمایت عمومی از فرآیند صلح، پس از اتمام مرحله اولیه و قبل از ورود به مرحله بعد، استفاده میکنند. این تاثیر نوعاً در مواردی رخ میدهد که تغییری اساسی ایجاد شده اما طرفین، راهی طولانی تا تبدیل اصول مورد توافق به یک موافقت/نامه صلح در پیش دارند. (همان، ص 92)

مطلب مرتبط :  

1 – 4 – 5 – 6 تفاوتها و شباهتهای دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانهای
آشنا معتقد است دیپلماسی رسانهای نیز مانند دیپلماسی فرهنگی، در حوزه معنایی دیپلماسی عمومی واقع شدهاند به طوری که در این خصوص مینویسد: دیپلماسی عمومی، به معنای کاربرد ابزارهای بین فرهنگی و ارتباطات بینالمللی در سیاست خارجی است و به گونهای فراگیر شامل دیپلماسی فرهنگی و رسانهای میشود. (آشنا، 1384، ص6) اما دیپلماسی رسانهای از مقولاتی است که فیالنفسه از پیچیدگی خاصی برخوردار است و هنوز در بین اساتید علوم ارتباطات و نظریهپردازان روابط بینالملل اتفاق نظر در مورد آن وجود ندارد و هنوز بعضی از نویسندگان و مسئولان از کلمه دیپلماسی رسانهای، معنای دیپلماسی عمومی را مستفاد میکنند. ولی آنچه که مسلم است دیپلماسی رسانهای دارای معنای متفاوتی از دیپلماسی عمومی است. (گیلبوا، 1388، ص 93)
به طور خلاصه میتوان گفت دیپلماسی رسانهای از حیث هدف، ابزار، روش و دوره زمانی با دیپلماسی عمومی متفاوت است. به عبارت دیگر، استفاده دیپلماتیک از رسانه و دستیابی به مقاصد دیپلماتیک از طریق رسانه، حیطه شمول دیپلماسی رسانهای است، ولی دیپلماسی عمومی تاثیرگذاری در خارج از مرزها و تسخیر قلبها و مغزها از هر روشی را شامل میشود که رسانه یکی از این روشها است. اعزام گروههای هنری، برگزاری جشنوارهها، پذیرش بورسیههای تحصیلی و چاپ و نشر کتاب به زبانهای دیگر، همه و همه روشهای دیپلماسی عمومی است که اینک در دستور کار بسیاری از کارشناسان خبره دیپلماسی عمومی در دنیای معاصر است. (همان، ص 93) 

1 – 4 –6 دیپلماسی تلویزیونی
یکی دیگر از نقشهای دیپلماتیک رسانهها در سیاست خارجی، دیپلماسی تلویزیونی است. «تد کاپل»71، بنیانگذار برنامههای تلویزیونی در این حوزه است. همزمان با او، شبکهها و تولیدکنندگان مستقل نیز دست به عمل مشابهی زده و برنامههایی با عنوان «پلهای فضایی» تهیه و پخش نمودند. در این برنامهها، کارگزاران سیاسی و شهروندان کشورهای مختلف از گوشه و کنار دنیا دعوت میشدند تا در مورد مسائل مورد اختلاف، با هم گفتگو کنند. اما کارگزاران سیاست خارجی در مورد تاثیر این برنامهها بر سیاست خارجی، نظرات متفاوتی ارائه دادهاند. تعدادی از آنان معتقدند که دیپلماسی تلویزیونی میتواند به سیاست کمک کند و تعدادی نیز تاثیر آن را هم مثبت و هم منفی ارزیابی میکنند. هارولد ساندرز، در مخالفت خود با تاثیر دیپلماسی تلویزیونی بر سیاست خارجی میگوید: «دیپلماسی تلویزیونی عموماً به سیاست خارجی آسیب رسانده و آن را بلااثر میسازد. به نظر نمیرسد چنین برنامههایی سودمند باشند؛ چرا که اساساً این برنامهها بهخوبی تهیه نمیشوند. برای اینکه گفتگوهای موثرتری مطرح شود، افراد ابتدا باید یاد بگیرند که چگونه درباره مسائل حساس با هم گفتگو کنند. انجام اینکار بسیار مهمتر از مجادلات و کسب امتیاز است.» (افرنان، 1991، ص 52)

1 – 4 – 6 – 1 تعریف دیپلماسی تلویزیونی
بررسی متون ارتباطات سیاسی نشان میدهد که گامهای اولیه در تعریف دیپلماسی تلویزیونی، در قالب دیپلماسی رسانهای صورت گرفته است و به همین صورت اکثر اندیشمندان این حوزه تلاش کردند که نقش وسایل ارتباطی را در دیپلماسی و سیاست خارجی مورد بررسی قرار دهند.
«افرنان»72، دیپلماسی تلویزیونی را چنین تعریف کرده است: دیپلماسی تلویزیونی یعنی حضور نمایندگان ملی کشورها در برنامههای تلویزیونی و گفتوگوی آنها راجع به موارد مورد اختلاف. (همان، ص 52)
تلویزیون در عصر اطلاعات، یکی از مهمترین

دسته بندی : علمی