به انجام هر چه بهتر آن میکند. امروزه مفاهیم جدیدی از جمله ویزای الکترونیک، کنسولگری الکترونیک و سفارتخانه مجازی، معنی و مفهوم یافته و رایج شده است. درک این ضرورتها و نیاز به استفاده از ابزار فنآوری اطلاعات و ارتباطات در دستگاه سیاست خارجی هر کشوری امروزه بیش از پیش اهمیت خود را نشان داده است. (همان، ص 61)
از دیگر زمینههایی که امروزه دولتها در عرصه سیاست خارجی از فنآوری اطلاعات و ارتباطات استفاده مینمایند، کاربرد متنوع اطلاعیابی و اطلاعرسانی در مورد بلایا و حوادث طبیعی و نیز هواشناسی است. ضمن آنکه چنین اطلاعاتی همواره در حوزه تصمیمگیریهای سیاسی و دیپلماتیک و به ویژه در مدیریت بحرانها نیز کاربرد یافتهاند. افزون بر تغییر در محتوای منابع اطلاعاتی دیپلماتها که تا نیمه قرن بیستم، محدود به کلمات حاصل از مذاکرات دیپلماتیک و اسناد چاپی بود، تاثیر تصاویر ماهوارهای و تلویزیونی بر افکار عمومی در دهههای اخیر موجب بروز تحولاتی جدی در ابزارهای قدرت دیپلماتیک شده است. (همان، ص 61)
«دیزارد»43، با توجه به تاثیر فنآوریهای در حال تغییر ارتباطی بر دیپلماسی و فعالیتهای دیپلماتیک، تصویری نگرانکننده از شکست مستمر آمریکا از درک، شناخت و ظرفیت این نوع از دیپلماسی ارائه میدهد و با رد مفهوم دیپلماسی از راه دور و یا تلهدیپلماسی مبتنی بر کامپیوتر، تاکید میکند که فنآوریهای نوین ارتباطی باید اصالتا در جهت تقویت تواناییهای دیپلماتها، در مقابله با مسائل عصر اطلاعات و رفع شکاف بین انقلاب رو به گسترش دیجیتال و ظرفیت دولت آمریکا، برای استفاده از منافع آن به کار گرفته شود. (دیزارد، 2001، ص57)
گرچه برخی دیگر از اندیشمندان نظیر «دیوید تورنتون»44، استاد مطالعات دولتی دانشگاه کارولینای شمالی، ضمن پذیرش وابستگی درونی و متقابل دیپلماسی و انقلاب دیجیتال، با خلق و به کارگیری واژه «دیجیتالوماسی»45، بر این باور است که آمریکا از سال 1998 با راهاندازی دفتر مدیریت منابع اطلاعات در وزارت امور خارجه، پیشرفت قابلملاحظهای در توانایی برای درک و رویارویی با حوادث و بحرانها در جهان متغیر و به شدت وابسته دیپلماسی دیجیتال داشته است. (تورنتون، 2003، ص76)

1 – 4 – 4 – 5 شباهتها و تفاوتهای دیپلماسی دیجیتالی و دیپلماسی عمومی
بیات، تفاوت دیپلماسی دیجیتالی با دیپلماسی عمومی را در این نکته میداند که دیپلماسی عمومی جریانی یکسویه است که در یک سمت آن، یک دولت قرار دارد و از طریق رسانههای جمعی، ایدئولوژی، فرهنگ، اقتصاد و سیاستهای خودش را تبلیغ مینماید. در این روش، مخاطبین به دلیل بسته بودن نظامها و نبود امکانات، فرصت عکسالعمل ندارند. هم اکنون نیز با وجود گسترش فنآوری ارتباطات کماکان این مشکل در حوزه دیپلماسی عمومی وجود دارد. در این روش فقط میتوان مطمئن بود که پیام ارسال شده است؛ در حالی که در دیپلماسی دیجیتالی، نقش اساسی به عهده دیپلماتهاست و ارتباط نه تنها دوجانبه؛ بلکه چندین جانبه است. ضمن آن که در این روش امکان دریافت نظرات، سازماندهی و هدایت نیز وجود دارد. (بیات، 1385، ص 51)

1 – 4 – 5 دیپلماسی رسانهای
بسیاری از متفکرین، پیوند بین دیپلماسی و رسانه را در چهارچوب دیپلماسی عمومی بررسی میکنند؛ اما برخی دیگر، از آن به عنوان حوزهای جداگانه با عنوان دیپلماسی رسانهای نام میبرند. رضاییان معتقد است دیپلماسی رسانهای در سیاست خارجی هر کشور، به دو صورت تحقق مییابد:
الف) در چهارچوب مدیریت سازمانهای دیپلماتیک رسمی کشور
ب) به صورت خودجوش و در راستای سیاستهای کلان کشور
در شیوه اول، دولتها یا اقدام به تاسیس رسانههای ویژه دیپلماسی میکنند و یا اینکه رسانههای موجود را به انجام اقداماتی در راستای سیاستهای خارجی خود موظف میکنند. تاسیس رادیوهای برونمرزی مانند «وی او ای»46 و «بی بی سی»47 از نوع اول است و در نوع دوم با سانسور خبرها، محدود کردن خبرنگاران و غیره در حوزههای خارجی به منویات خود دست مییابند. یادآوری این نکته لازم است که در این شیوه برنامهریزی دستگاه حاکمه برای هماهنگی تمامی بخشها با رسانهها ضروری است و در صورت عدم برنامهریزی شکست آن قطعی خواهد بود. (رضائیان، 1387، ص63)
شیوه دوم، همگامی و همراهی رسانهها با اهداف سیاستهای خارجی کشور متبوعشان است. در این شیوه هرچند که رسانهها دستورات خاصی از طرف حکومت دریافت نمیکنند ولی به علت بلوغ حرفهای و همچنین مسئولیتپذیری حرفهای در جهت سیاستهای کلان نظام خود در سطح جهان عمل میکنند و چون مستقل از دولت و حاکمیت هستند، تأثیرگذاری آنها بیشتر است. (همان، ص63)
امروزه دیپلماسی رسانهای در نقش یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده و به ویژه در کشورهای قدرتمند جهانی، پیوندی وثیق با دیپلماسی عمومی دارد. به طور کلی هدف از دیپلماسی رسانهای عبارت است از:
الف) ایجاد تنفر و دشمنی نسبت به حاکمیت کشور هدف؛
ب) اعمال فشارهای سیاسی، فرهنگی و نظامی کشورهای دیگر علیه کشور هدف؛
ج) ایجاد علاقه و رغبت در کشور هدف نسبت به کشور مهاجم؛
د) مشروعیتبخشی و توجیه اعمال کارگزاران کشور مبدا. (همان، ص 71)
کچوییان نیز، دیپلماسی رسانهای را «سایبردیپلماسی» نامیده است و آن را زیر مجموعه دیپلماسی عمومی معرفی کرده است. وی مینویسد: هم اکنون، دیپلماسی رسانهای و آنچه آن را سایبردیپلماسی مینامیم، بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای قدرتمند جهانی را به خود اختصاص میدهد؛ چرا که در سایه محیط جهانی نوین، دولتها ناظر توان اطلاعیابی و تاثیر بر مخاطبان خارجی خود در هر نقطه از جهان هستند؛ توانی که امروزه به عنوان توانِ استراتژیکِ دیپلماتیک درنظر گرفته میشود و برای دستیابی دولتها به اهدافشان، به عنوان شرطی غیرقابل اجتناب به نظر میرسد. در فضای نوین سایبر، شاید بیشترین تعامل را دیپلماتهای مجهز به تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات با مخاطبان جهانی داشته باشند. در واقع تکنولوژیهای نوین اطلاعات و ارتباطات و به بیان سادهتر رسانهها، گستره دیپلماسی و سیاست خارجی را به تحریریه روزنامهها، سایتها، تلویزیون، رادیوها و دیگر رسانهها کشاندهاند و این همان عاملی است که در عصر سایبردیپلماسی، فضای روابط متعامل دیپلماتها و رسانهها را الزام کرده است. فضایی که در آن پیشبرد سیاست خارجی و دیپلماسی در جهان معاصر، بیش از پیش به میزان تاثیرگذاری تاکتیکهای خبری و رسانهای وابسته شده است. تجربه هم نشان داده که هر قدر این تاکتیکها با پوشش خبریِ پرقدرتتر و تاثیرگذارتر طراحی و منتشر شوند، چرخهای سیاست خارجی روانتر میچرخد. (کچوییان، 1391، ص13)

مطلب مرتبط :   امنیت، تهدید، جنایی، سیاست، است.

1 – 4 – 5-1 سیر تحول دیپلماسی رسانهای
1 – 4 – 5 – 1-1 نقش رادیو در تحولات دیپلماسی رسانهای
اختراع رادیو در اواخر قرن 19 کار تبلیغات را برای همیشه دگرگون کرد و ارسال پیامها به آن سوی مرزها و تا فواصل دور را بدون نیاز به حضور فیزیکی میسر ساخت. نهایتا رادیو به وسیله اصلی «تبلیغات سفید» بینالمللی تمام عیار تبدیل ششده است که در آن منبع پیام مشخص است و مخاطب میداند و اغلب مشتاق است که دیدگاههای مختلف سیاسی را بشنود. اولین کاربرد شناخته شده رادیو برای پخش بینالمللی در سال 1915 بود که آلمان به پخش یک گزارش خبری روزانه از فعالیتهای جنگی دست زد که به شکل گسترده توسط مطبوعات داخلی و خارجی که سخت در پی اخبار جدید بودند مورد استفاده قرار گرفت. هر چند این گزارشها در قالب کدهای مورس پخش میشد و لذا در دسترس همه نبود، ولی به هدف خود رسید. علاقه به رادیو در دهه 1920 به سرعت افزایش یافت و چرخاندن موج رادیو به امید گرفتن رادیوهای خارجی به سرگرمی میلیونها شنونده در کشورهای مختلف تبدیل شد. (افخمی، 1390، 159)
با به قدرت رسیدن دولت سوسیالیست ملی در آلمان در سال 1933 نقش رادیو بینالمللی اهمیت فوقالعادهای یافت. هم هیتلر و هم جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات وی، تحتتأثیر سویس رادیویی آلمانی زبان اتحاد شوروی و شکلگیری گروههای قدرتمند و گستردهای از شنوندگان این رادیوهای تبلیغاتی در داخل آلمان قرار گرفتند. دولت نازی تا اوت 1934 سیستم رادیو آلمان را مجددا سازماندهی کرد و برای آسیا، آفریقا، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی برنامه پخش میکرد. (همان، ص 160)
«روزولت»48 در سال 1942، «دفتر اطلاعات جنگی»49 را تاسیس کرد تا با تبلیغات آلمانیها و ایتالیاییها مقابله کند. اولین ایستگاه رادیویی «صدای آمریکا»50 در 24 فوریه 1942 تاسیس شد. از این ایستگاه برنامهای به زبان آلمانی پخش میشد که در آن گوینده آلمانی زبان رادیو، «رابرت باوئر»51، میگفت: «شاید خبرها خوب باشد و شاید هم بد، اما ما حقیقت را به شما میگوییم». (اشنایدر، 1997، ص 15)
تا تابستان 1939 که جنگ جهانی دوم آغاز شد تقریبا 25 کشور برنامههای بینالمللی به زبانهای خارجی پخش میکردند. وقوع جنگ بار دیگر گسترش چشمگیر سرویسهای رادیویی بینالمللی را موجب شد. (افخمی، 1390، ص 161)
در دهههای پس از جنگ جهانی دوم فعالیتهای رادیوهای بینالمللی گسترش بیسابقه یافت. بلافاصله پس از جنگ، هدف اصلی این رادیوها، اروپا بود؛ ولی به تدریج در دهههای 1950، 1960 و 1970 توجه بیشتری به هند، کشورهای عربی، آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا معطوف شد. با تداوم بازیهای سیاسی جهانی، رادیوهای جدیدی ظهور کردند. در حالی که اتحاد جماهیر شوروی که نگران رویگردانی کشورهای کمونیست بلوک شرق بود، رادیوهای خود را به زبانهای گوناگون دائما توسعه میداد. کشورهای غیرکمونیستی نیز تلافی کردند و آلمان غربی تجهیزات خود را توسعه بخشید، کاری که هر سه ایستگاه رادیویی آمریکا نیز انجام دادند. در پایان دهه 1970 کاربرد رادیو به عنوان ابزار اصلی تبلیغات بینالمللی بیش از هر زمان در گذشته بود. (افخمی، 1390، ص 162)
در اوایل دهه 1950 میلادی، دو ایستگاه رادیویی، یعنی «رادیو اروپای آزاد»52 و «رادیو آزادی»53، با حمایت آمریکا تاسیس شد که خبرهای محلی را به گوش شنوندگان پشت پرده آهنین میرساندند. برنامههای رادیو اروپای آزاد، مشخصاً برای شرق کمونیست و مرکز اروپا، و برنامههای رادیو آزادی، برای اتحاد جماهیر شوروی پخش میشد. از سویی، رادیو صدای آمریکا هم، وظیفه داشت داستان آمریکا را، هم در این مناطق و هم در سراسر دنیا بازگو کند. (اشنایدر، 1997، ص 23)
تأسیس صدای آمریکا و دیگر ایستگاههای تبلیغات رادیویی با قواعد بسیار دقیقی در خصوص محل و شیوه استفاده از این رادیوها همراه بود. اولین پخش صدای آمریکا، در 24 فوریه سال 1942 و برای جهانی جنگزده صورت گرفت. این ایستگاه رادیویی اکنون هر هفته حدود 900 ساعت برنامه روی موج کوتاه و موج متوس

مطلب مرتبط :   وکیل، وکالت، دادگاه، سازش، تعهد

دسته بندی : علمی