با عنوان مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای بنیان گذاشته شد. این مرکز در واقع از ارتقای اداره کل اطلاعات و مطبوعات به اداره کل در مجموعه این وزارتخانه تاسیس شده و سخنگوی وزارت خارجه با حفظ سمت، ریاست این مرکز را برعهده دارد. در واقع تاسیس این مرکز، نشانهای از تلاش شکلی دستگاه دیپلماسی برای توجه به جایگاه دیپلماسی عمومی در سیاستگذاریهای خود است. البته فارغ از این توجهات شکلی، در وزارت امور خارجه باید کارهای محتوایی عمیقتری نیز صورت بگیرد، به نحوی که هم آحاد نخبگان در رسانهها و هم تشکیلات رسمی وزارت خارجه در این حوزه، حضوری فعال و فزآینده بیابند؛ امری که به دلیل جدید بودن حوزه تشکیلاتی، با وجود تمام تلاشها با کاستیهایی روبهرو است. (قشقاوی، 1391، ص 25)
قشقاوی در خصوص جایگاه دیپلماسی عمومی در سیستم وزارت امور خارجه ایران میگوید: در مورد اصل تقویت دیپلماسی عمومی هیچ تردیدی در میان اعضای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. در یک تعریف میتوان گفت در بین مسؤولانِ وزارتِ خارجه، اجماع عمومی درباره لزوم بهرهبرداری از دیپلماسی عمومی وجود دارد؛ اما در خصوص نحوه وصول به این هدف، برخی اختلاف نظرها و تفاوتهای تاکتیکی وجود دارد که البته این امر تا حد زیادی مربوط به ماهیت نوظهور و جدید این شاخه از دیپلماسی است. در واقع اهمیت و رشد دیپلماسی عمومی وابسته به رشد فناوری است. (همان، ص 25)
وی مهمترین چالشهای پیشِ رویِ دیپلماسی کشور به طور اعم و دیپلماسی عمومی به طور اخص را فقدان کار کارشناسی عمیق و نیز تاثیر گرایشهای سیاسی جناحهای مختلف بر تفاوت تحلیلها و نیز ایجاد فاصله در بین این تحلیلها دانست. در شرایطی که در بسیاری از کشورها فاصله تحلیلها در حوزه دیپلماسی به واسطه کارِ کارشناسی جدی صورت گرفته، محدود است؛ در ایران فاصله عمیق و شکاف زیادی حتی در مسائل بسیار روشن حوزه سیاست خارجی از جمله مسائل مربوط به امنیت ملی و منافع ملی وجود دارد. اگر بخواهیم این چالش را در مؤلفههای دیپلماسی عمومی مورد مداقه قرار دهیم، به عنوان مثال، میتوانیم به حوزه سیاست خارجی در رسانههای گروهی به عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی توجه کنیم. (همان، ص 25)
از سویی، خلط میان دو حوزه سیاست خارجی و روابط خارجی و در نتیجه عدم شفافیت وظایف و تداخل مسئولیتها، از آسیبهای عمده سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی در ایران است. دستگاههای مختلف مثل سازمان فرهنگ و ارتباطات و وزارت امور خارجه بدون هماهنگی دقیق با یکدیگر، مسئولیتهای موازی را تعقیب میکنند. ناهمسازی در اعمال سیاست خارجی، پیامدهای جدی در کاهش بازدهی و کم شدن اعتبار یک کشور در سطح جهانی دارد. در حالی که بنا به تعریف، یکی از مهمترین مولفههای دیپلماسی عمومی، افزایش اعتبار و جلب اعتماد مردمان دیگر کشورهاست. یک آسیب مهم دیگر در همین زمینه، عدم گذار به سطح نهادی در زمینه دیپلماسی عمومی است. هانس مورگنتا در کتاب مشهور خویش «سیاست میان ملتها» مینویسد که اتکا به سنتها و نهادها، به جای تکیه بر ظهور گاه و بیگاه چهرههای برجسته، تداوم کیفیت را به بهترین نحوی تضمین میکند. از اینروست که علاوه بر گسترش مباحث علمی پیرامون دیپلماسی عمومی، در بسیاری از کشورها، سازوکارهای اجرایی برای تحقق آن پیشبینی و در ساختار سیاست خارجی جایدهی شده است. (غفاری، 1391، ص 41)
در نظر گرفتن نهادی کوچک، اما کارآمدِ اجرایی و عملیاتی، که پشتوانه تئوریک و نظری مناسبی نیز داشته باشد، برای هدایت و ارتقای دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران ضرورت دارد. این مرکز میتواند فعالیت چندین نهاد مختلف تصمیمگیری و عملکننده در زمینه روابط فرهنگی فراملی را هماهنگ و همسو سازد و از اتلاف وقت و هزینه جلوگیری کند. در حال حاضر عمدهترین فعالیت ایران در عرصه دیپلماسی عمومی توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سازماندهی و دنبال میشود و وزارت امور خارجه، نقشی مکمل برای آن دارد. در حالی که بر اساس نقش مهم و مرکزی وزارت امور خارجه در زمینه دیپلماسی در هر کشور، مهم است که سازوکار تصمیمسازی و اجرایی دیپلماسی عمومی، وزارت خارجه بوده و نهادهای دیگر به عنوان تکمیل کننده این وظیفه تلقی شوند. (همان، ص 41)
همچنین تصویب قوانین و تدوین سیاستهای متناسب در این رابطه باید مورد توجه قرار گیرد. این امر میتواند یکی از وظایف مهم مرکز دیپلماسی عمومی به شمار رود تا پیشنهادهای کارشناسی شدهای را به عنوان طرح و لایحه مطرح سازد. (قشقاوی، 1391، ص 26)
فرصت مهم دیگر، استفاده و برخورداری از پتانسیل ایرانیان مقیم خارج از کشور است. این افراد که به باور من، بیشتر آنها دل در کروی توسعه وآبادانی جمهوری اسلامی ایران دارند، میتوانند سفیران فرهنگی خوبی برای عرصه دیپلماسی عمومی ایران باشند. در واقع هموطنان ما در خارج از کشور و حلقههای نزدیک به آنها مثل خانوادهها، دوستان، همکلاسها و همکاران آنها حلقههای نخست مورد توجه دیپلماسی عمومی کشور هستند که هم میتوانند به عنوان فرصتهای مهم عرصه دیپلماسی عمومی کشور شناخته شوند و هم میتوانند همانطور که اشاره شد، سفرای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به منظور ارائه تصویر درست و حقیقی از ایرانیان مسلمان باشند. (همان، ص26)

مطلب مرتبط :   میانجیگری، عدالت، ترمیمی، بزهکار، اختلافات

1 – 5 – 1 – 2 گفتگوی تمدنها، یکی از دستاوردهای مهم دیپلماسی عمومی در ایران
سید محمد خاتمی از ابتدای فعالیت انتخاباتی تا پایان کار دولتش در شهریور سال ۸۴ بر اساس سیاست تنش‌زدایی در روابط خارجی عمل کرد و هنوز هم همان سیاستها را مورد حمایت قرار می‌دهد. از نظر خاتمی، جمهوری اسلامی برخی از فرصتها را در دوران دفاع مقدس و دوران سازندگی از دست داد و بر همین منطق، فرصتهای خوبی برای دشمنان انقلاب اسلامی در سطح جهانی و منطقه‌ای ایجاد شد. به اعتقاد خاتمی، تمام تلاش دشمن در سطح جهانی بر این نکته تمرکز پیدا کرده که تصویری مخدوش از انقلاب اسلامی و انقلابیون مسلمان بخصوص جمهوری اسلامی، نزد ملتها بویژه ملتهای غربی ایجاد کنند و متاسفانه تاحدی هم موفق شده‌اند. به همین دلیل یکی از رسالتهای حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید این باشد که این تصویر مخدوش، اصلاح شود و تصویر ذهنی مردم جهان از انقلاب اسلامی با روح رافت و مدارا و انسان‌دوستی و خیرخواهی دینی ما منطبق شود. جمهوری اسلامی در دهه هفتاد شمسی با اعلام سیاستهایی مانند تنشزدایی و طرحهایی همچون گفتگوی تمدنها، توانست تعاملات منطقهای و بینالمللی خود را با جهان افزایش دهد و چهره جهانی ایران را بهبود بخشد. جمهوری اسلامی ایران باید پیشتاز طرح برنامه‌ها و ایده‌های عام و مشترک مانند گفتگوی تمدنها در مقابل جنگ تمدنها شود. به طور کلی، افزایش ارتباطات جهانی و تلاش برای کاهش تعارضهای منطقهای به عنوان میانجی میتواند مورد توجه دستگاه دیپلماسی کشور قرار گیرد. (غفاری، 1391، ص 41)
این استراتژیها در حوزه سیاست خارجی، در گام اول موجب خروج جمهوری اسلامی از انزوای تحمیلی در سطح دولتها می‌شود و همکاری مشترک میان ایران با دیگر کشورهای را تسهیل خواهد کرد. اتخاذ این استراتژی همچنین موجب می‌شود که دشمنان در موضع انفعال قرار گیرند و همراه کردن مردم و افکار عمومی کشورشان برای دشمنی با انقلاب اسلامی، پرهزینه و حتی نامیسر شود. این نتیجه، بزرگترین دستاورد «دیپلماسی عمومی» مورد نظر آقای خاتمی برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. (شکوهی، 1391، برگرفته از سایت نقد زمانه)74
در پایان، به نظر میرسد هنوز مفاهیمی همچون دیپلماسی عمومی و قدرت نرم جایگاهی در محافل فکری و تصمیمگیری ایران ندارند و به صورت محدود به برخی فعالیتهای جانبی فرهنگی با عنوان دیپلماسی فرهنگی پرداخته میشود. اهمیت به کارگیری مولفههای قدرت نرم ایران در منطقه و جهان به حدی است که میتواند به کاهش فضای منفی که به ویژه در سالهای اخیر علیه ایران به وجود آمده است، کمک کند. توانایی ایران در تاثیرگذاری فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در منطقه، به خوبی دیده میشود در حالی که ایران در زمینه اعمال دیپلماسی عمومی برنامهریزی یا سرمایهگذاری مشخصی ندارد.

مطلب مرتبط :   کعب، ، کعبالاحبار، عمربنخطاب، یهودی

1 – 5 – 2 دیپلماسی فرهنگی ایران
به طور کلی عمده فعالیتهای ایران در عرصه دیپلماسی فرهنگی توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سازماندهی و دنبال میشود و وزارت خارجه نقشی مکمل برای آن دارد. این سازمان در سال 1374 رسما کار خود را آغاز کرد. اولین بار فکر تشکیل این سازمان با طرح ادغام بخشهای فرهنگی و تبلیغی نهادها و موسسات دولتی و عمومی فعال در خارج از کشور مطرح شد و پس از تدوین اساسنامه آن در شورایی متشکل از نخبگان و اندیشمندان فرهنگی و دینی و تصویب مقام رهبری، عملا کار خود را در قالب یک سازمان مستقل و در زمره سازمانهای وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی زیر نظر یک شورای عالی اداره میشود که در آن علاوه بر شخصیتهای مهم و برجسته فرهنگی، تنی چند از اعضای هیئت وزیران، از جمله وزیران خارجه، فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان صدا و سیما عضویت دارند. (برگرفته از سایت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)75
به نوشته پایگاه اینترنتی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، هدف کلان این سازمان، ایجاد و گسترش شناخت، علاقه و باور نسبت به اسلام ناب، انقلاب اسلامی، مزیت‌های جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ و تمدن اسلامی – ایرانی در جوامع دیگر به منظور گسترش پرتوِ اسلام و تحکیم همگرایی و پیوندهای اسلامی، دینی و معنوی است. بر همین اساس، این سازمان مهمترین وظیفه خود را ارتباطات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف جهان برای ایجاد زبان مشترک جهت گفتگو و مفاهمه، انجام مبادلات فرهنگی، عرضه کامل و درخور فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، تلاش جهت تقویت مناسبات فرهنگی ایران با سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی، تلاش برای وحدت اسلامی، معرفی و عرضه صحیح مکتب اهل بیت و برنامهریزی و حرکت در راستای هدف مقدس گفتگوی ادیان و گفتگوی تمدنها ذکر کرده است. (همان، 1392)
معاونت بینالملل این سازمان، عهده‌دار هدایت و هماهنگی فعالیت‌های فرهنگی خارج از کشور است و در قالب پنج اداره کل فعالیت مینماید که در چهارچوب نمایندگیها و رایزنی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور که هم اکنون در 67 کشور جهان مستقر هستند پیگیری میگردد. از جمله اقدامات این نمایندگی‌ها، انجام کلیه فعالیتهای فرهنگی مصوب و رصد اخبار و تحولات فرهنگی کشور محل ماموریت و انعکاس به مرکز، برگزاری هفته‌های فرهنگی،‌ برپایی نمایشگاه‌های هنری، برگزاری هفته‌های فیلم، برپایی نمایشگاه‌های قرآنی، همایش‌ها و کنفرانس‌های تخصصی فرهنگی و دینی، انعکاس

دسته بندی : علمی