، روحانیون مذهبی، هنرمندان و نیز فعالان سیاسی و مذهبی میباشند. این افراد نماینده اقشار مختلف جامعه آمریکا بوده که درصدداند امکان تبادلات فرهنگی، اجتماعی و علمی بین مردم ایران و مردم ایالات متحده را بوجود آورند. (همان، 2012)
2 – 8 – 3 تصاویر واقعی از ایران
«براندن هامیلتون»129، یک دانشجوی آمریکایی است که به امید پرده برداشتن از واقعیت و به تصویر کشیدن فرهنگ ایران و زندگی واقعی مردم، به ایران سفر میکند. او امیدوار است که بتواند دیپلماسی شهروندی را ترویج نموده و مفهوم جامعه جهانی را تحقق بخشد.
براندن، مدتهاست با عنوان «آدمهای نیویورک»130، روایتهای تصویری- نوشتاریاش از زندگی مردم را در فیسبوک منتشر میکند. او در مقدمهای که برای مجموعه عکسهایش از ایران در فیسبوک متشر کرده، راجع به سفرش به ایران مینویسد: «علیرغم هشدارهای دولت آمریکا برای سفر به ایران و به ویژه عکاسی در آنجا، من به ایران آمدم. کشوری زیبا با تاریخچهای غنی و مردمانی مهماننواز. در ایران هم مانند بقیه کشورها، مردم عقاید و دیدگاههای متفاوتی دارند؛ اما اکثریتشان با احترام و حسن نیت با شما برخورد میکنند. تنها نکته تاسفآور، رابطه خصومتآمیز بین دولتهای این دو کشور است. قبل از آمدن به ایران، میدانستم موفقیت در این کار، کاملا به یک چیز بستگی دارد: راهنما! مثل همه آمریکاییها، برای من یک راهنمای تمام وقت اختصاص داده شد که دولت ایران گواهی همراهی و راهنمایی آمریکاییها را به او داده بود. موفقیت خود را در این کار (عکاسی)، مدیون او میدانم. او نه تنها به من اجازه این عکاسی (از مردم) را داد، بلکه خودش هم با این کار موافق بود و برای انجامش با من همراه شد. بنابراین کلکسیون عکسهایی که از دل این سفر بیرون آمد، نتیجه یک تلاش مشترک بود. بدون او، هیچکدام از این عکسها وجود نداشت و من به خاطر همکاری و کمکش از او سپاسگزارم». (هامیلتون، 2012)131
اظهارنظرها و واکنشهای مخاطبان و بازدیدکنندگان وبلاگ براندن نسبت به عکسهای او از ایران، کاملا بر این موضوع دلالت دارد که اغلب آنان تحتتاثیر تبلیغات رسانههای جریان اصلی، اطلاعات تحریف شدهای راجع به زندگی در ایران و مردم این کشور دارند. عکسهای براندن به طرز عجیبی روی شناخت مخاطبان از ایران تاثیرگذار بوده و به آنها اجازه داد تا تصاویر واقعی مردم ایران را ببینند، نه تصاویر کاریکاتورگونه و اغراقآمیز فاکس نیوز را. آنها اغلب بر این عقیده بودند: عکسهای براندن یک نمای بسیار زیبا و کاملا متفاوت نسبت به آن چیزی که رسانهها پخش میکنند، از ایران و مردم آن، به آنها نشان داده است. اطلاعات ارائه شده در فیسبوک راجع به کشوری که سالهاست از سوی رسانههای غربی به عنوان یک کشور متخاصم و ستیزهجو معرفی شده، میتواند بر دیدگاه تعداد زیادی از مخاطبان این صفحه از فیسبوک، تاثیرگذار باشد و شناخت بهتر و دقیقتری از ایران و فرهنگ ایرانی بدست آورند. در نتیجهً شناخت بهتر ملتها از یکدیگر، از تنش و تعارض موجود میان آنها کاسته شده و روابط دوستانه، توام با احترام متقابل جایگزین میگردد؛ به این امید که روابط غیررسمی میان ملتها و دیدگاههای صلحآمیزی که ترویج میکنند، شاید روزی بتواند بر مذاکرات رسمی، تاثیر بگذارد و پیمان صلح، بین دولتهای متخاصم منعقد گردد. پیوست «الف»، مجموعه عکسهایی است که براندن با عنوان «زندگی در ایران»، همراه با اظهارنظرهای مخاطبان راجع به هر کدام از عکسهای این مجموعه در صفحه فیسبوک خود به نمایش گذاشته است. این اقدام، نمونه بسیار گویایی است از آنچه که شهروندان هر کشوری میتوانند در چهارچوب فعالیتهای دیپلماسی شهروندی برای ارائه یک تصویر واقعی و در عین حال صلحآمیز از کشورشان به نمایش بگذارند.
«مندی تای»132، عکاس و تهیهکننده تلویزیونی سنگاپوری مقیم امارات متحده، در اقدامی مشابه، سه ماه پیش (ژوئن 2013) در سفری به ایران و اقامت 2 هفتهای در این کشور، فیلمی ویدیویی تهیه نموده است. پس از بازگشت به امارات، او این فیلم را در یوتیوب به اشتراک گذاشته و در فاصله زمانی کوتاهی، تعداد بازدیدکنندگان این فیلم، به 20 هزار نفر رسیده است. محتوای اغلب پیامهای بازدیدکنندگان، راجع به امکان سفر به ایران، وجود امنیت و تعجب از زندگی عادی مردم در این کشور بوده است. مندی تای، خود در این رابطه می گوید ماجرای سفر خود به ایران را حتی برای خانواده خود نیز بازگو نکرده است چرا که آنها قطعا با سفرش به این کشور به دلیل وجود ناامنی مخالفت میکردند. اما اکنون وی با اطمینان معتقد است هیچ کجا را امنتر از ایران نمیتوان یافت. (برگرفته از سایت یاهو، 2013)133
دیپلماسی شهروندی به طور وسیعی توسط سازمانهای غیردولتی، نظیر کلیساها، سازمانهای حقوق بشر و طرفدار صلح، سازمانهای توسعه و مردم معمولی به اجرا درمیآید تا به پیشبرد صلح کمک کنند؛ به ویژه زمانی که دولتها از انجام چنین کاری بازماندهاند. به طور مثال، با وجود اختلافات دایمی پرتنش میان دولتهای اسرائیل و فلسطین، فعالان دیپلماسی شهروندی، سالهاست که با یکدیگر ملاقات نموده و راجع به مسائل مختلف فیمابین، گفتگو مینمایند. این گفتگوها در دهه 90 میلادی باعث از سرگیری مذاکرات رسمی میان دولتها شد. گرچه با شکست پیمان اسلو، اختلافات میان این دو دولت شدت گرفت و انتفاضه دوم آغاز گردید؛ اما شهروندان دیپلمات از هر دو طرف، همچنان به فعالیتهای خود در زمینه دیپلماسی شهروندی ادامه میدهند و امیدوارند که روابط غیررسمی میان آنها و دیدگاههایی که ترویج میکنند، روزی بتواند بر مذاکرات رسمی تاثیرگذارد و پیمان صلح بین دو دولت منعقد گردد.
چنین فعالیتهایی در اغلب تعارضات بینالمللی و نژادی (قومی) در سراسر دنیا یافت میشود: در قبرس، کشمیر، سریلانکا، رواندا، زیمباوه و تبت، سازمانهای گوناگون از جمله صلیبسرخ جهانی، فرقههای دینی حتی «کویکرها»134 و «مننیتها»135و افراد کاملا مستقل، همگی در تلاش برای ایجاد تفاهم بینالمللی فعالیت دارند.136
چندی پیش، «ویلیام گرین میلر»،137 سفیر سابق آمریکا در اوکراین و مشاور ارشد در امور سازمانهای غیردولتی ایران و آمریکا و «سید حسین موسویان» سفیر سابق ایران در آلمان و مذاکرهکننده پیشین هستهای در مقاله جدید خود که در آوریل 2013 تحت عنوان «مذاکرات هستهای ایران: دیپلماسی شهروندی اعتمادساز خواهد بود»138 در نشریه «کریستین ساینس مانیتور»139 منتشر شد، از دو دولت ایران و آمریکا خواستهاند تا زمینههای لازم برای ایجاد اعتماد متقابل را فراهم آورند. این دو در این مقاله خاطرنشان ساختهاند: این دو کشور میتوانند برای رسیدن به صلح با هم همکاری کنند، اما راههای دیگری غیر از دیپلماسی متعارف وجود دارد که میتواند دو ملت را به هم نزدیک کند و بین دو کشور در نهایت اعتمادسازی به وجود آید. لذا باید شهروندان و گروههای مختلف دو کشور با هم وارد گفتگو شده تا درک متقابل طرفین رشد یابد. (موسویان و میلر، 2013)
اما موانعی برای دیدار و گفتگو بین ایرانیان و آمریکایی وجود دارد، اکنون صدور ویزا برای اتباع هر دو کشور به سختی صورت میگیرد که باید برطرف شود. محدودیتهای قانونی مالی و تجاری که دولت آمریکا علیه ایران اعمال کرده است، مراوده تجاری بخشهای غیردولتی دو کشور را محدود کرده است که باید از بین برود. این در حالی است که دشمنی بین ملت ایران و آمریکا وجود ندارد و تاکنون به ندرت احساساتی علیه مردم ایران در آمریکا یا علیه مردم آمریکا در ایران دیده شده است. پیام نوروزی باراک اوباما و پیام رئیس جمهور سابق ایران سید محمد خاتمی پس از حادثه یازده سپتامبر این معنا را تایید میکند. این دو در پایان مقاله میافزایند: تا زمانی که دولت ایران و آمریکا بتوانند در مورد موضوعات جدی با هم وارد گفتگو شوند، دو دولت باید شرایط را برای گفتگو و رابطه دو ملت فراهم کنند. (همان، 2013)

مطلب مرتبط :   دادگاه، صلاحیت، قضایی، حقوق، کشوری

2 – 9 گونههای دیپلماسی شهروندی
2 – 9 – 1 گونه دیپلماسی شهروندی مستقل
در آن دسته از کشورهایی که دولت از مشروعیت لازم در میان مردم کشور برخوردار نیست، نوع دیگری از دیپلماسی شهروندی در جریان است که فعالیتهای آن در راستای فعالیتهای رسمی دیپلماتیک آن کشور انجام نمیگردد و در تقابل با آن است. این امر به ویژه در نظامهایی قابل مشاهده است که رفتارها و اقدامات یک نظام سیاسی در صحنه سیاست بینالملل، ارتباطی به منافع ملی کشور و مردم آن نداشته باشد؛ بلکه اقدامات مزبور صرفاً از خواستهها و منافع گروهی از اقلیت سرچشمه میگیرد که برای حفظ موقعیت خویش، آن را بر اساس منافع ملی توجیه میکنند. در چنین شرایطی، شهروندان عادی تلاش میکنند تا با استفاده از ابزارها و وسایل گوناگون از جمله ابزارهای ارتباطی، با شهروندان کشورهای دیگر ارتباط برقرار کنند؛ تا علاوه بر ارائه تصویری مطلوب از کشور متبوع خود در اذهان عمومی، در نهایت بتوانند بر جهتگیری سیاسی سایر کشورها نسبت به کشور خود تاثیرگذار باشند. چنین شهروندانی در حقیقت دیپلماتهایی غیررسمی هستند که در جهت دستیابی به اهداف و منافع ملی، در تلاشند تا نقش مؤثری ایفا کنند.

2– 9 – 2 گونه دیپلماسی شهروندی وابسته
هنگامی که دیپلماسی شهروندی با دیپلماسی رسمی یک کشور همسو و همجهت باشد، فعالیتهایی که در چهارچوب دیپلماسی شهروندی انجام میگیرد، جزئی از دیپلماسی عمومی آن کشور محسوب میشود که توسط سیاستمداران و مقامات رسمی آن کشور نیز هدایت و کنترل میگردد. این نوع از دیپلماسی شهروندی، هم اکنون در ایالات متحده آمریکا، که به ویژه در پیشبرد دیپلماسی عمومی در جهان، سابقهای طولانی و قابل توجه داشته است، در حال اجراست. در همین ارتباط، روز 16 فوریه 2011، از سوی دولت آمریکا به عنوان روز دیپلماسی شهروندی، انتخاب گردید و سنای آمریکا، قطعنامه 603 را به مناسبت تصویب این روز صادر کرد. در این قطعنامه آمده است، دیپلماسی شهروندی، توانایی افزایش درک صحیح آمریکا از فرهنگ‌های خارجی و درک متقابل جامعه بین‌المللی از فرهنگ آمریکا، ساختارشکنی موثر، نمایان ساختن تفاوتها، ‌تاکید بر ویژگی‌های مشترک انسان و گسترش روابط انسانی مورد نیاز برای برقراری روابط مسالمت‌آمیزتر بین کشورها را داراست. در همین ارتباط، تکتک شهروندان آمریکایی وظیفه دارند با پیوند زدن فرهنگ‌ها، روابط متقابل سودمندی به واسطه تبادلات بین‌المللی ایجاد کنند و به توسعه روابط خارجی سازنده آمریکا کمک نمایند. این نوع دیپلماسی شهروندی، همان دیپلماسی عمومی است که فعالیتهای آن بیش از پیش به سازمانها، گروهها و فعالان بخش خصوصی واگذار شده است. در همین ارتباط و برای بررسی نقش شهروندان و نهادهای بخش خصوصی در شکل‌دهی روابط خارجی آمریکا،

مطلب مرتبط :   قطعنامه، امنیت، منشور، استناد، صلح

دسته بندی : علمی