ط برای تقریبا 96 میلیون مخاطب پخش میکند. صدای آمریکا با بیش از 1100 ایستگاه رادیویی با طول موج ای.ام54 و اف.ام55 و به صورت کابلی در سراسر جهان برنامه تأمین میکند. این برنامههای تکمیلی، مخاطبان صدای آمریکا را از 96 میلیون نفری که مستقیما از طریق رادیوهای موج کوتاه و موج متوسط برنامهها را دریافت میکنند، بسیار فراتر میبرد. (افخمی، 1390، ص 169)
اساسنامه صدای آمریکا که در 1976 تبدیل به قانون شد، مشخص میسازد چگونه این آژانس جایگاه خود را به عنوان بخشی از مأموریت دولت آمریکا تعریف میکند:
منافع بلندمدت ایالات متحده از طریق ارتباط با مردم جهان توسط رادیو تأمین میشود. صدای آمریکا برای تأثیرگذاری، باید توجه و احترام شنوندگان را جلب کند. از اینرو این اصول بر برنامههای صدای آمریکا حاکم خواهد بود:
1- صدای آمریکا با عنوان یک منبع خبری همواره موثق و قابل اعتماد عمل خواهد کرد و اخبار آن دقیق، عینی و جامع خواهد بود.
2- صدای آمریکا کل این کشور را نمایندگی خواهد کرد، نه صرفا بخشی از جامعه آمریکا و بنابراین تفکر و نهادهای آمریکایی مهم را به شکل متوازن و جامع به نمایش خواهد گذاشت.
3- صدای آمریکا سیاستهای ایالات متحده را به شکل واضح و موثر بیان خواهد کرد و همچنین نظرات و بحثهای مسئولانه در خصوص این سیاستها نمایندگی خواهد کرد. (همان، ص 169)
در یکی از بزرگترین بحرانهای جنگ سرد در سال 1962، رادیو مسکو و رادیو صدای آمریکا، هر دو نقش مهمی را در بحران موشکی کوبا ایفا نمودند. از آنجا که در آن زمان ارتباطات دیپلماتیک بسیار ابتدایی بود، شش ساعت طول کشید که پیام طبقهبندی شده بین دو پایتخت جهان ارسال و دریافت شود. «نیکیتا خروشچف»56 و «جان اف. کندی»57، پیامهای خود را از طریق رادیوهای بینالمللی مورد اعتمادشان، به عنوان راهی برای صرفهجویی در وقت ارسال کردند. دیپلماسی عمومی در حال تبدیل شدن به یکی از عناصر مهم سیاست خارجی بود؛ چرا که قدرتهای بزرگ آن زمان استفاده از گفتار (پیغام و خبر)، تصاویر و مفاهیم را، علاوه بر نیروی نظامی و جنگ افزارهای اقتصادی آغاز کرده بودند و ابزارها و تکنیکهای ارتباطی نوین را مورد بهره برداری قرار داده بودند تا اهداف خود را پیش برند. در آن زمان، رادیو صدای آمریکا مدعی بود که رؤسای جمهور، نخست وزیران و اعضای کابینه از جمله شنوندگان این رادیو به شمار میروند. (اشنایدر، 1997، ص25)

1 – 4 – 5– 1-2 نقش تلویزیون در تحولات دیپلماسی رسانهای
علیرغم همه سرمایهگذاریهایی که روی امواج رادیویی انجام میشد، اما آینده متعلق به امواج تلویزیونی بود. امواج تلویزیونی، مطمئنترین راه برای ارسال پیامهای تبلیغاتی به سایر نقاط جهان بود. اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، «ویلیام بنتون»58، طی ملاقاتهای متعددی با فیلمسازان سرشناس هالیوودی، از آنان خواست که در تولید و ساخت فیلمهایی که ممکن است در خارج از کشور چهره آمریکا را مخدوش سازد، تجدیدنظر کنند. این ملاقاتها به «هری ترومن»59، رئیس جمهور وقت ایالات متحده هم کشیده شد و وی نیز در دیدار با تعدادی از فیلمسازان هالیوود، از جمله «سیسیل بیدمیل»60، خواستار همکاری بیشتر شرکتهای فیلمسازی با دولت شد. دولت آمریکا، در آن زمان نتوانست شرکتهای فیلمسازی را متقاعد کند تا محتوای فیلمهایشان را سانسور و یا دستکاری کنند. در یک گزارش محرمانه که آژانس اطلاعات آمریکا، راجعبه فیلمهای هالیوودی تهیه و ارائه داده، آمده است: «بسیاری از تصورات غلطی که راجعبه آمریکا وجود دارد: مادیگرایی، خشونت، ناامنی، هفتتیرکشی و …، به وسیله تولیدات هالیوود اشاعه یافته است و آژانس اطلاعاتی ایالات متحده، ناچار است که دائماً این دیدگاه را تصحیح کند.» همین مسئله باعث گردید تا دولت آمریکا درصدد راهاندازی یک شرکت فیلمسازی دولتی برآید و به این ترتیب، تولیدات سینمایی آژانس اطلاعاتی آمریکا برای مخاطبان خارج از کشور آغاز شد. هرچند اغلب مسئوولان، به اتفاق عقیده داشتند که این شرکت قادر نخواهد بود فیلمهایی در حد و اندازه هالیوود بسازد؛ اما به هر حال، این شرکت توانست فیلمهایی بسازد که کابووی آمریکایی را بجای هفتتیرکشی، در حال انجام کارهای طاقتفرسای مزرعهداری و پرورش گاو نشان میداد و زن آمریکایی نیز، بجای رقص و عیاشی در میخانهها، مشغول انجام وظایف مادری و همسری در خانه و آشپزخانه بود. محتوای همه این فیلمها، تبلیغاتی بود یا همان چیزی که بعدها به نام دیپلماسی رسانهای شناخته شد. (اشنایدر، 1997، صص18-17)
تلویزیونهای ماهوارهای، برنامهها و تصاویر خود را به همه کشورها ارسال میکردند. روسها، بلافاصله خطر تلویزیون ماهوارهای را دریافته و آن را تهدید بزرگی تلقی کردند و درصدد یافتن راهی برآمدند تا بتوانند بر امواج تلویزیون ماهوارهای پارازیت بفرستند. به همین منظور از موسسه تحقیقات فضایی اتحاد جماهیر شوروی درخواست کمک کردند. یکی از مقامات «ک. گ. ب»61 به «برژنف»62 در اینباره چنین نوشت: «اگر آژانس اطلاعاتی آمریکا، به فعالیت خود در این زمینه ادامه دهد، تمام تلاشهای تبلیغاتی ما بینتیجه خواهد بود.» از آنجا که روسها معتقد بودند پخش مستقیم تلویزیون ماهوارهای، ویروس اطلاعات خارجی را در سراسر کشور میگستراند و به گفته «لنین»63 «عقاید خطرناکتر از بمب هستند»، لذا کمیته مرکزی تصمیم گرفت از طریق کانالهای دیپلماتیک و به وسیله دروغ پراکنی و پارازیت، ابتکارات آمریکاییها در این زمینه را به تحلیل برد. البته هزینه ایجاد پارازیت بر روی امواج ارسالی بسیار گران بود. در آن زمان نیرویی متشکل از 10 هزار روس، هر روز وظیفه ایجاد پارازیت بر روی امواج را برعهده داشتند که تا زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان این وضعیت همچنان ادامه داشت. (همان، ص37)
در اوایل دهه 1980، شبکه خبری «تد ترنر»64، در مراحل اولیه کار بود و هنوز توسط مقامات خبری کاخ سفید به عنوان یک همتای برابر با سایر شبکههای تلویزیونی مانند «ای بی سی»65، «ان بی سی»66 و «سی بی سی»67 به رسمیت شناخته نشده بود. اما ترنر در سال 1985، سرویس تمام وقت اروپایی خود را راهاندازی کرد و چند سال بعد این شبکه توانست به نتایج قابل تحسینی برسد؛ به طوریکه در انتشار زنده و مستقیم، تقریباً تمامی تحولات مهم جهان برای سراسر زمین، توانمند شود و سیاستگذاران، این شبکه را به عنوان عاملی تاثیرگذار بر اتخاذ تصمیمات سیاسی و فراتر از آن، مداخله نظامی مطرح کردند. از اینرو، نظریه «سی. ان. ان» در ارتباط با فعالیتهای این شبکه و پوشش خبری بحرانهای مختلف در دنیا توسط آن مطرح گردید. (همان، ص 38)
نظریه تاثیر سی.ان.ان، مدعی است در شرایط بحرانی بینالمللی، تلویزیونهای جهانی به عوامل مسلط در هدایت سیاست خارجی تبدیل میشوند که گزینههای انتخابی و تعیین شده (انتصابی) سیاستگذاران عرصه سیاست خارجی را جابجا میکنند. نظریه سی. ان. ان. به این امر اشاره دارد که تلویزیون جهانی، به عامل مستقیم و شاید حتی مسلط در تدوین سیاستها در حوزه امور دفاعی و امور خارجی تبدیل شده است؛ این امر نتیجه بازتابهای ایجاد شده توسط سیاستگذاران، تحت تاتیر نقشهای ایفا شده توسط ارتباطات جهانی، به ویژه توسط سی ان ان است. این تاثیرات عبارتند از: نقش تلویزیونهای جهانی، در پوشش خبری سرکوب اعتراض دانشجویان توسط دولت چین در «میدان تیانانمن»68 پکن، در ژوئن 1989، جنگ خلیج فارس که به دنبال تهاجم عراق و اشغال کویت در سالهای 1990 و 1991 به وقوع پیوست، کودتا در روسیه در آگوست سال 1991، جنگهای داخلی در شمال عراق، سومالی، رواندا، بوسنی و کوزوو. (گیلبوا، صص 15 و 16)
البته لازم به ذکر است که تاثیر پوشش خبری تلویزیونی به ویژه درتبدیل یک رویداد به بحرانی جهانی که موجب جلب توجه و واکنشهای عاطفی مردم سراسر دنیا میگردد، کاملاً مورد توافق همگان است؛ با این وجود، تصمیم به مداخله توسط کشورها، تنها ناشی از تاثیر پوشش خبری تلویزیونهای جهانی نیست و قطعاً عوامل دیگری در این رابطه ایفای نقش میکنند. به طور مثال، با وجود این که در بحران بوسنی، پوشش خبری قابل ملاحظهای از خشونتهای اعمال شده در این کشور صورت میگرفت، اما ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی از مداخله در بحران بوسنی خودداری کردند. (همان، ص 16)

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، حقوق، -، کیفری

1 – 4 – 5 – 2 تعریف دیپلماسی رسانهای
دیپلماسی رسانهای در معنای عام آن، کاربرد رسانهها برای پویایی و پیشبرد سیاست خارجی تعریف میشود. تعاریف دیگری نیز راجع به آن در ادبیات سیاسی و ارتباطی وجود دارد. برخی از محققان نیز، دیپلماسی رسانهای را شامل نقشی که رسانهها در کارکردهای دیپلماتیک بین کشورها ایفا میکنند، تعریف کردهاند. (معتمدنژاد، 1389، ص402)
یکی از قدیمیترین و در عین حال مهمترین تعریفی که از دیپلماسی رسانهای به عمل آمده است، را باید تعریف «کوهن»69 از دیپلماسی رسانهای در نظر گرفت. به اعتقاد او دیپلماسی رسانهای یعنی نفوذ رسانه بر سیاستمداران و افکار عمومی در جهت تاثیرگذاری بر تصمیمات مهم سیاسی. او رسانهها را به عنوان یک عنصر مشاهدهکننده و به ویژه یک کاتالیزور در فرآیند سیاست خارجی در نظر میگیرد. (کوهن، 1986، ص 5)
دیپلماسی رسانهای، از رسانهها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده میکند و رسانه به مثابه ابزاری در دیپلماسی تلقی میشود که با بهرهگیری از این ابزار، دیپلماتها و سیاستگذاران میتوانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی محک بزنند. (رضائیان، 1387، ص87)
در مقابل تعاریف کلی فوق، ایتان گیلبوا، تعریف بسیار مشخصتری برای این مفهوم ارائه میدهد: «دیپلماسی رسانهای به معنای استفاده از رسانههای جمعی، برای برقراری ارتباط با بازیگران دولتی و غیردولتی، برای اعتمادسازی، پیشرفت مذاکرات و بسیج حمایت عمومی از توافقات است. دیپلماسی رسانهای از طریق فعالیتهای معمول یا ویژه متعددی؛ شامل کنفرانسهای مطبوعاتی، مصاحبه و افشاء اطلاعات، بهعلاوه دیدار سران کشورها و واسطهها در کشورهای متخاصم و رویدادهای رسانهای پیگیری میشود که برای ورود به دورانی جدید ترتیب داده شدهاند». (گیلبوا، 1387، ص 89)

مطلب مرتبط :   پرخطر، وابستهی، چندمتغیره، همنشینی، معادله(متغیرهای

1 – 4 – 5 – 3 الزامات استفاده از دیپلماسی رسانهای
گسترش فنآوری اطلاعات و ارتباطات طی دهههای اخیر، حوزههای گوناگون زندگی مدنی و شخصی بشر را تحتتاثیر قرار داده است. یکی از حوزههای حیات مدنی بشر که به شدت از فنآوریهای نوین ارتباطی تاثیر پذیرفته است، عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی کشورهاست. دستاورد این تحول، دیپلماسی رسانهای است که در گفتار و رفتار فعالان عرصه سیاست خارجی جایگاهی برجسته دارد. هر کشوری برای موفقیت در حوزه دیپلماسی رسانهای باید کارگزاران دیپلماسی و

دسته بندی : علمی