دینی، بازسازی، مسلط، گفتمان، به‌این

دانلود پایان نامه
کند و حتی دانشمندان مدافع آن را متهم به این کنند که هیچ چیز از رشته مربوطه نمیدانند
کسانی که کپرنیک را دیوانه میخواندند صرفاً یا کاملاً در اشتباه نبودند، بلکه برای آنها ثابت بودن وضعیت زمین، بخشی از معنای زمین بود؛ در نظر آن‌‌ها زمین چیزی بود که حداقل نباید حرکت می کرد
پارادایم قدیمی مدافعانش را از دست می دهد و جهانبینی جدید روز به روز قدرتمندتر میشود و در جایگاه پارادایم جدید جای پارادایم قبلی را میگیرد
توماس کوهن این گذار را “انقلاب” میخواند و معتقد است که” الگوی فرایند تغییر و تحول علمی همین است و این تغییرات متوالی از یک پارادایم به پارادایمی دیگر، الگوی تحولیِ علوم بلوغ هستند”673

توجه به‌این دیدگاهها و دکترینها، اهمیت‌این پرسش را دوچندان میسازد که واقعاً شرایط توفیق یک اندیشه در صعود به اریکه گفتمان مسلط در جهان (در فضای فضای نظری و عملیِ سیاست جنایی بومی در کشور) از چه قرار است؟ آثار تسلط یک گفتمان بر موقعیت اجتماعی اندیشههای دیگر چه میتواند باشد؟‌آیا رشد استانداردهای حقوقی جهانی، برد جهانی اندیشهها، رقابت الگوهای فرهنگی و خیزش جنبشهای اجتماعی در سراسر جهان ساخته و پرداخته قدرتهای بزرگ است؟‌آیا دولتها میتوانند فرایند جهانیشدن را متوقف کنند؟‌آیا باید در برابر گفتمانهای حقوق بشر، تفکیک قوا، آزادیهای سیاسی و

نیز مقاومت کرد و‌این‌ایدهها را ابزار نفوذ سرمایهداری تلقی نمود؟
گروهی از بازیگران جدید بینالمللی، از شرکتهای چندملیتی گرفته تا سازمانهای غیردولتی، گروههای فشار بینالمللی، افراد و گروههای شهروندی برای شرکت در مدیریت جهان پدیدار میشوند
نظم جهانی بیشتر حالت چندمرکزی – یعنی سیستمی غیرمتمرکز و متکثر – به خود میگیرد
در‌این میان، هرچند دولت به عنوان بازیگری کلیدی در نظم جهانی اهمیت خود را حفظ میکند ولی حاکمیت آن به طور فزآیندهای تضعیف میشود674
در حقیقت، جهانی شدن، دالّ بر یک دگرگونی عمده در شکل فضایی سازمان و فعالیت اجتماعی بشر به سوی الگوهای فراقارهای و بین منطقهای در عرصه روابط، کنش متقابل و اعمال قدرت است
جهانی شدن در واقع موجب پذیرش بیثباتی و نسبیت در عرصه هویتهای قدیمی از جمله دولتهای ملی، اجتماعات و افراد میشود675 و‌این امر فرایندی اجتنابناپذیر است

شرایط توفیق یک اندیشه در صعود به اریکه مسلط در جهان عبارتند از: عقلانی بودن، کشش احساسی و عاطفی داشتن، عملی بودن و اتکاء به قدرت
منظور از عقلانی بودن، توانایی یک اندیشه در پاسخگویی به نقدهای عقلانی است
اندیشهای که شایستگی بیشتری در برابر نقدهای عقلانی از خود نشان میدهند، عقلانیتر جلوه میکنند
در توضیح شرط سوم از چهار شرط توفیق اندیشه باید گفت عملی نبودن یک اندیشه، علیرغم عقلانی بودن آن، ممکن است به خاطر ممکن نشدن تحقق اتوپیا یا وضعیت آرمانی آن به وجود آمده باشد
از‌این رو، یکی از منابع جذابیت اندیشهها، “عملی بودن” است
منظور ار اتکاء به قدرت به عنوان شرط چهارم‌این است که میزان قدرت یک اندیشه در عملیاتی شدن در یک کشور، به میزان برخورداری آن کشور از وسعت، جمعیت، پیشرفت اقتصادی، ذخایر ملی، آمادگی نظامی به عنوان منابع مادی، و رهبری، مدیریت، مهارت در استفاده از منابع، خصوصیات مثبت ملی و بالاخص به قدرت نرمِ دولت و ملتِ آن کشور به عنوان منابع معنوی بستگی دارد676
با عنایت به‌این که تسلط یک گفتمان، علاوه بر‌این که بسیاری را با خود همراه میکند، در حوزه اندیشهای دیگر نیز، اندیشههای همسو با خود را به گفتمان مسلط تبدیل میکند، و با توجه به‌این که بازسازی اندیشه دینی عبارت است از گرفتن و ارائه دادن تلقیهای نوینی از متون دینی به گونهای که هدف آن توانمندسازی اندیشه دینی، محتوای قابل نقد عقلانی و انجام آن در عین حفظ خلوص و اصالت فکر دینی است، حال‌این پرسش مطرح است که رویکرد بازسازی اندیشه دینی چه چشماندازی میتواند برای تولید یک علم دینیِ بومی با عنوان “سیاست جنایی اسلامی-‌ایرانی” ترسیم کند و خصوصاً‌این که‌آیا بازسازی نشان از بازگشت به گذشته و بیمیلی به اقتضائات جهان جدید – اقتضائاتی نظیر جهانی شدن – دارد؟ یا‌این که گذشتهنگر نیست و بیبهره از مؤلفههای نظریهپردازیِ نوین علوم انسانی نیست؟
جهانی شدن را میتوان فضای بسیار مساعدی برای بازسازی تفکر دینی ارزیابی کرد
به‌این ترتیب، در وضعیت جهانی شدن، گستره و حجم یافتههای نظری که به بازسازی اندیشه دینی قادر میباشند افزایش فوق العادهای مییابد
دگرگونیهای عملی ممکن است در اوضاع ما قبل جهانی، محدود به تجربیات خود ما شود
ولی در شرایط جهانی شدن دگرگونیهایی که در دوردستها نیز اتفاق بیفتد ممکن است متفکران دینی را به بازفهمی متون دینی وادار نماید
مخاطبان بازسازی همسو با گفتمان مسلط در جهان با یک تیر دو نشان میزنند
از یک سو، مزیتهای گفتمان مسلط در جهان را دارند و از سوی دیگر، به هویت فکری خویش وفادار میمانند و‌این امر امتیاز مهمی در عرصه “اتکای به قدرت” است
‌این فرضیه که ناظر بر وجود ارتباط مستقیم میان نوع گفتمان مسلط جهانی و نوع گفتمان مسلط بر بازسازی اندیشه دینی در‌ایران است677 در صورتی ابطال خواهد شد که ما نتوانیم ارتباطی مستقیم را بین اندیشههای برتر بازار جهانی اندیشهها و اندیشه غالب در محافل بازسازی فکر دینی‌ایران شناسایی کنیم
برای مثال، میتوان اندیشه نائینی را از تفکر لیبرالیسم متأثر دانست
ولی‌این بدان معنا نیست که لیبرالیسم در اندیشه نائینی با مفاهیم دینی مخلوط شده بلشد، بلکه معنای درستِ آن‌این است که لیبرالیسم، محرکی بوده است تا نائینی به‌این کشف از متون دینی نائل‌اید
منظور، تابعیت از بازار اندیشه یا اندیشههای مسلط جهانی نیست، بلکه اشاره به زمینهای است که تحت تأثیر اندیشه مسلط بازار شکل میگیرد و اندیشههای همسو در‌این عرصه، برجستگی بیشتری پیدا میکنند و حتی شاید به گفتمان مسلط محافل خویش تبدیل میشوند

یک ارتباط منطقی بین وضعیت حاکم بر بازار جهانی اندیشهها و نوع گفتمان حاکم بر بازسازی فکر دینی در‌ایران وجود دارد
مبانی معرفتی‌این‌ایدئولوژیها مشترک بوده؛ یعنی همه آنها بر مبنای فراروایت مدرنیته شکل گرفته بودند
در واقع، هر کدام از‌این اندیشهها با تکیه بر عقلانیت انتقادی، نسخه خاص خود را برای ساماندهی به زندگی اجتماعی میپیچیدند
از‌این وضعیت میتوان نتیجه گرفت که علیرغم تمامی‌این اختلافات، روح حاکم بر بازار جهانی اندیشهها، مدرنیته یا نواندیشی بود
بنمایه نوسازی فرهنگی نیز گذار از اقتدار سنتی به سمت اقتدار عقلانی و قانونی بوده است678
از آن جهت که هرگاه میزان تأثر از‌ایدئولوژیهای جهانی را در یک گروه قرار دهیم جامعه سنتگرایان در منتهیالیه یک سمت آن با حداقل تأثر و جامعه نواندیشان در منتهیالیه دیگر با حداکثر تأثر قرار میگیرند [اگرچه بنیادگرایان از میان نحلههای سنتگرایان، در غفلت محضاند و کاملاً بیتوجه به مدرنیته]679
فرضیه ما، وجود ارتباط بین فضای اندیشهای جهان و موقعیت اجتماعی گفتمانهای مختلف بازسازی اندیشه دینی در‌ایران ناظر است
برای مثال، جالب است بدانیم که چپگرایانِ امروز، تأمین عدالت را از طریق برقراری مردمسالاری میسر میدانند، در حالی که چپگرایانِ دیروز، استقرار مردمسالاری حقیقی را تنها از طریق تأمین عدالت اجتماعی میسر میدانستند و‌این امر، تصادفی نیست
بلکه از دگرگونی در فضای جهانی‌این گرایشها ناشی است و چپگرایان ما چه آگاهانه و چه ناخودآگاه به خاطر تنفس در‌این فضا، تحت تأثیر‌این دگرگونیها قرار گرفتهاند
همچنان که علت اصلی سیطره مجدد لیبرالیسم در پیوند‌این‌ایدئولوژی با مناسبات قدرت نهفته است
رابطه سیطره جدید لیبرالیسم و تحول نوع گفتمان مسلط بر بازسازی اندیشه دینی باید تحلیل شود
از سوی دیگر، هرگاه به فضای بازسازی فکر دینی در‌ایران از اواسط دهه 1360 به‌این سو تأمل کنیم، دو تحول برجسته توجه ما را به خود جلب خواهد کرد؛ یکی از آنها، تحولی است که بر کمرنگ شدن چپگرایی و برآمدن آزادیخواهی به عنوان گفتمان مسلط بازسازی حاکی است؛ و دیگری، تحول در روش اندیشهورزی در‌این حوزه است
به‌این معنا که در دوره جدید بر خلاف دورههای قبلی، کفّه نگرش بروندینی به دین بر کفّه نگرش دروندینی غالب آمده است
تحول اول در واقع حاکی از بقای اعتبار فرضیه پژوهش است، به‌این معنا که افول مارکسیسم و تجدید حیات لیبرالیسم در عرصه سیطره بر بازار جهانی اندیشهها، تأثیر خود را در فضایی بازسازی فکر دینی در‌ایران نیز نشان میدهد و اما تحول دوم نیز با تحولات جهانی بیارتباط نیست
چرا که به نظر میرسد اوجگیری مباحث معرفتشناختی در جهان در دهه 1980 به خاطر چالش پستمدرنیسم در محافل فکری‌ایران نیز بازتاب یافته و صاحبنظران‌این عرصه را برکشیده است

هرگاه تنقیح پیشفهمها (مقدمات و مقومات تفسیر) شرط تفسیر صحیح متون دینی است، شرط داشتن پیشفهمهای منقح نیز استفاده از آخرین دستاوردهای نظری درباره مقولاتی چون عدالت، آزادی، جهان، انسان، دین و غیره و نسبت بین آنهاست
مثلاً برای داشتن پیشفهم منقّحی درخصوص رابطه دین و آزادی باید مفسر از عالیترین نظریات موجود در‌این زمینه، استفاده کند که تا حد امکان، تکیهگاه مطمئنی برای تفسیر وحی فراهم‌اید
تفسیر وحی، فرایندی پویاست و ارائه دادن تفاسیر جدید از متون دینی تحت تأثیر تحول در پیشفهمها ادامه خواهد داشت؛ چرا که تنقیح پیشفهمها مستمراً به نوع خاصی از تحول در اندیشه دینی خواهد انجامید که عین بازسازی است
البته هر تفسیری را نباید پیام وحی تلقی کرد، چرا که ممکن است به خاطر منقح نبودن پیشفهمهای آن، چیزی غیر از وحی جامه وحی بپوشد
از‌این رو، تأکید بر ضرورت تنقیح پیشفهمها نه تنها از تزلزل‌ایمان و تردید در تسلیم به پیام وحی ناشی نیست بلکه در جهت محافظت از خلوص آن است
البته به تعبیر دکتر محمد مجتهد شبستری، تنقیح پیشفهمها نباید به نوعی تصلب و پیشداوری انعطافپذیر در تفسیر وحی منجر شود680
به هر روی، شکی نیست که ریشه اختلاف در تفاسیر، اختلاف در پیشفهمهاست
‌این تنقیح جز در سایه بررسی و نقد دائمی‌این مقبولات و انتظارها با نوترین فراوردههای فلسفی و علمی ذوقی انسان میسر نخواهد داشت
اما با توجه به‌این که فهم مزبور همواره انسانی خواهد بود گریزی نیز از تعدد فهمهای معتبر وجود نخواهد داشت
بر همین اساس، حقوق بشر در جهان امروز از مصادیق عدالت است و پذیرش آن همسو با آموزههای اسلامی است
از سوی دیگر، رابطه بین نوع گفتمان مسلط جهانی و نوع اندیشه مسلط بر بازسازی فکر دینی در‌ایران مشاهده میشود و همواره میبینیم که همزمان – البته یا با تأخیر – با تغییر در اولی، تغییر در دومی اتفا