بود. آن بخش از فعالیت های میلچان که بیشتر شناخته شده است فعالیت های رسانه ای او در اسرائیل و جهان است. او تهیه کننده هالیوود است، علاوه بر این بخشی از سهام شبکه 10 تلویزیون اسرائیل در اختیار اوست. (Haaretz، 19/7/2011)
“اگر چه صهیونیست ها شروع به تولید فیلم کرده اند، اما هدفی جز نابودی فرهنگی، جنگ روانی و اشاعه فساد نداشته اند؛ آنها در آغاز صحنه های مستهجن و مبتذل را در فیلم جای نمی دادند؛ اما پوشش ضد فرهنگ و ضد دینی آن در عصر حاضر، کاملاً مشهود است؛ برای مثال برنامه های شبکه ام. تی.وی M.T.V که بسیار زننده و ضد اخلاق و ارزش هاست، متعلق به صهیونیست هاست” (میر لوحی، 1382: 210)؛ اما نمونه بارز و مرجع و منبع تغذیه این گونه شبکه ها و فیلم ها هالیوود است که از چند شرکت بزرگ فیلمسازی، یعنی “پارامونت”، “یونیورسال “، “فاکس قرن بیستم”، “وارنر برادرز”، “کلمبیا پیکچرز”، “یونایتد آرتیست” و “متروگلدوین مایر” تشکیل شده است. (رجبلو، 1385: 7). استودیوهای فراوان دیگری نیز در خدمت اهداف اسرائیل است که از جمله می توان “استودیو پارامونت”، “استودیو یونیورسال”، “استودیو ام. جی ام”، “والت دیزنی” و “استودیو سیتی” (میرلوحی، 1383، 119) نام برد که مسؤولان، مدیران عامل و سردمداران آن اکثراً یهودی هستند و حتی شبکه تلویزیونی A.B.C کاملاً در راستای اهداف اسرائیل عمل می کند و مدیر عامل آن “لئونارد گلدون سان” یک یهودی متنفذ است. همچنین مدیر عامل شبکه C.B.S که توسط “ولیام اس پالی” اداره می شود، (تقی پور، 1385، 166)
کالر در مورد شرکت تایم وارنرز می نویسد: تایم وارزنر از ادغام دو موسسه بزرگ رسانه ای به ثبت رسید. این ادغام باعث شد جرارد لوین یهودی و صاحب موسسه برادران وارنرز به عنوان صاحب یکی از بزرگترین بنگاه های رسانه ای جهان قرار بگیرد (koller, 2005: 95). میشل ولف نویسنده یهودی آمریکایی در مصاحبه ای که در سال 2001 در نشریه خود می نویسد: از هنگامی که موسسه تایم با برادران وارنرز در ده سال پیش ادغام شد، یکی از جالب توجه ترین تحولاتی که این ادغام به همراه داشته است یهودی شدن کل موسسه جدید بوده است (AOL به نقل از New York magazine، 29/1/2001)
به عنوان یک نمونه دیگر از تسلط یهودی ها بر رسانه ها، این مطلب نیز قابل ملاحظه است: میکاییل آیزنر یهودی پس از خرید سهام دیزنی، فعالیت های این موسسه را در حوزه تولید پرشمار محصولات تصویری با عنوان «مخصوص بزرگسالان» بدست گرفت. آیزنر در سال 1985 سهام موسسه عظیم و معروف تلویزیونی آمریکا «ای.بی.سی» را خریداری می کند. این موسسه علاوه بر آن که شبکه تلویزیونی «ای.بی.سی» و ده ایستگاه وابسته به آن را در مراکز بزرگ بازرگانی نیویورک، شیکاگو، فیلادلفیا، لوس آنجلس، سان فرانسیسکو و هوستون در اختیار دارد، 225 شبکه وابسته تلویزیونی محلی در سراسر خاک آمریکا و 2900 شبکه رادیویی را در این کشور در سیطره امپراطوری عظیم خود دارد. موسسه «ای.بی.سی»، 54 ایستگاه رادیویی را در تملک قطعی خود دارد و از طریق 57 ایستگاه رادیویی دیگر نیز به پخش برنامه های خود به ویژه در شهرهای بزرگ آمریکا می پردازد. (capodaghi and Jacson, 2007: 27-28) رادیو دیزنی که بخشی از شبکه گسترده رادیویی «ای.بی.سی» است با مخاطب قرار دادن کودکان، اقدام به پخش برنامه می کند.
در واقع جهانی¬شدن، ادغام و ایجاد تنوع، سه فرایند اقتصادی هستند که دامنه فعالیت شرکت¬های رسانه-ای را افزایش داده¬اند (ویلیامز، 1386: 98). رسانه¬های خصوصی و عمومی در دهه 1980 به علت توسعه و انتشار فناوری¬های اطلاعاتی و ارتباطی جدید همچون تلویزیون کابلی و ماهواره¬ای و ویدئو و نهادی¬شدن ظرفیت¬های تولید تمام کالاهای فرهنگی، دست¬خوش تغییرات انقلابی شده¬است (اسکلیر، 1381: 112). در دهه 1980 بخش اعظم رسانه¬های آمریکا – روزنامه¬ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، کتاب ها و سینماها- تحت کنترل پنجاه شرکت غول¬آسا قرار داشتند (بگدیکیان، 1374: 26).
«در سال 1983 تصور این هم دشوار بود که ظرف کم¬تر از 20 سال پنجاه شرکت رسانه¬ای دنیا صرفاً به پنج شرکت محدود شوند و این پنج بنگاه تصمیم بگیرند که مردم از چه خبری آگاه شوند یا نشوند. این پنج شرکت با گستره¬ای جهانی که با بسیاری از ویژگی¬ها و خصوصیات یک کارتل اداره می¬شوند، صاحب اکثر روزنامه¬ها، مجلات، انتشارات و استودیوهای تولید فیلم سینمایی و ایستگاه¬های رادیو و تلویزیون در آمریکا هستند. این پنج بنگاه اقتصادی چندمنظوره عبارتند از: «تایم وارنر» ، «والت دیزنی»، «نیوز کورپوریشن» ، «وایاکام» و «برتلزمان» . امروزه هیچ¬یک از شرکت¬های رسانه¬ای برتر به خود زحمت نمی¬دهد تا فقط در یک حوزه واحد سرآمد باشد. استراتژی آن¬ها داشتن سهام¬های عظیم و عمده در همه رسانه¬هاست؛ از روزنامه گرفته تا استودیوی فیلم¬سازی. این استراتژی به این شرکت¬ها و هدایت کنندگانشان قدرت ارتباطی عظیمی داده که در طول تاریخ هیچ حاکم مطلق یا حکومت دیکتاتوری نظیرش را تجربه نکرده¬است» (بگدیکیان، 1385: 45).
بررسی نمونه والت دیزنی به عنوان شرکت یهودی
در بین پنج غول رسانه¬ای جهان، والت دیزنی اغلب به عنوان یکی از «سینرژیک¬ترین» بازیگران در عرصه رسانه و سرگرمی شناخته می¬شود (Biltereyst, 2008: 2829). رقابت این پنج شرکت بر اساس اصول کلاسیک سرمایه¬داری نیست. این «پنج بزرگ» بیش¬تر انرژی و توانشان را صرف کمک به یکدیگر و سرمایه¬گذاری مشترک در تولید محصولات مشابه کردند. این پنج رسانه بزرگ اعضای هیئت مدیره مشترکی دارند و در نتیجه تصمیم¬هایشان در بیش¬تر مواقع حافظ منافع جمعی آن¬هاست. آن¬ها همچون خودروسازان تلاش می¬کنند روابط کارتل مانند خود را با یکدیگر با کمی اختلاف و تنوع مختصر حفظ کنند تا همه سالم و زنده به حیاتشان ادامه دهند، اما با این کار به نحو تصنعی دامنه گزینه¬ها و انتخاب¬های اکثر مردم آمریکا را محدود می¬کنند (بگدیکیان ، 1385: 23-20). اگر چه این پنج غول بزرگ بنگاه¬هایی هستند چند ملیتی با ساختار عملیات مالی پیچیده، اما اعضای خانواده مدیرعامل یا رئیس هیئت مدیره از یک شرکت، اعضای هیئت مدیره شرکت¬های تابعه هستند. یا آن¬که هیئت مدیره یک شرکت دوستان و معتمدان مدیرعامل شرکت¬های دیگرند (بگدیکیان، 1385: 70). یکی از نتایج این رقابت محدود، تکراری شدن محتوای برنامه¬هایی است که از هزاران رسانه پخش می¬شود. نتیجه دیگر این¬که یک تازه وارد نوآور در بهترین حالت، اگر به او اجازه عرض اندام بدهند، حداکثر می¬تواند امیدوار باشد که یکی از هزاران عضو وابسته این غول¬های چند میلیارد دلاری شود (بگدیکیان، 1385: 21). منتقدانی چون گراهام مورداک معتقدند که باید بین تنوع و تکثر تفاوت قائل شد، چون بسیاری از کالاها و خدمات صنایع رسانه¬ای اگرچه بسته¬بندی¬های متفاوتی دارند اما در اصل مشابه¬اند. برای نمونه شبکه¬های تلویزیونی بسیاری وجود دارد، اما همه آن¬ها کم¬وبیش برنامه¬های مشابهی پخش می¬کنند (ویلیامز، 1386: 100). به¬علاوه، تمرکز کنترل رسانه¬ها در دست تعداد معدودی از شرکت¬های عظیم غربی سبب می¬شود تا سیل فراورده¬های رسانه¬ای غربی و به¬ویژه انگلیسی و آمریکایی به سایر کشورها سرازیر شود. این امپراتوری¬های جدید الکترونیکی تأثیر عمیقی بر نظام¬های ملی رسانه¬ای و اقتدار فرهنگی می¬گذارند و استقلال فرهنگی کشورها را تهدید می¬کنند (ویلیامز، 1386: 14). امروزه، رسانه¬های غول¬آسا آن¬چنان قدرتی یافته¬اند که محدود ساختن آن¬ها از اراده حکومت¬ها خارج است. حکومت¬ها را می¬توان از طریق آراء برکنار کرد، اما وقتی رسانه¬های غول¬آسا به این درجه از کنترل متمرکز منابع آگاهی مردم دست می¬یابند، می¬توانند با کنترل اخبار و دیگر اطلاعات همگانی، آگاهی مردم را به گونه¬ای خطرناک برای مدت¬های طولانی به تعویق اندازند (بگدیکیان، 1374: 11). شرکت¬هایی که انواع رسانه را تحت کنترل دارند می¬توانند از یک رسانه برای تقویت رسانه دیگر استفاده کنند و در عین حال از اهرم¬های خود برای تغییر اخبار جهت اغوای دولت استفاده می¬کنند (بگدیکیان، 1374: 164).
در عرصه فیلم¬های انیمیشن نیز می¬توان این وضعیت را مشاهده کرد؛ با این¬که در آمریکا رقابت¬های زیادی بین شرکت¬های تولیدی وجود دارد اما تنها نام والت دیزنی است که معرف انیمیشن آمریکایی است و سایر رقبا هرگز نتوانسته¬اند نام دیگری را جایگزین آن کنند. در حقیقت شهرت دیزنی تا بدان¬جا پیش رفته که بسیاری وی را خالق انیمیشن می¬پندارند (غریب پور، 1377: 96). در آمریکا مقوله انیمیشن به دو بخش عمده تقسیم می¬شود: انیمیشن دیزنی و انیمیشن همه کسان دیگر. همچنین، بازار انیمیشن آمریکایی و عمدتاً تولیدات دیزنی به¬عنوان رقیب قدرتمند سبب می¬شود که برای سایر شرکت¬های انیمیشن در دیگر کشورها امکان کسب هویت پیش نیاید و دیگر شرکت¬ها از بیم شکست مالی، یا تولیدات کمی داشته باشند و یا محتوای تولیدات آن¬ها، تحت تأثیر انیمیشن¬های آمریکایی باشد.
«مایکل آیسنر» که از 1984 به¬عنوان مدیر عامل دیزنی کار می¬کند، در گزارش سالانه سال 2002 دیزنی نوشت که «دیزنی، درباره خانواده، تفریح و تخیل (فانتزی) است. … فیلم¬های دیزنی، مشروعیت و اقتدار فرهنگی زیادی را برای یاد دادن نقش¬ها، ارزش¬ها، و ایده¬آل¬های خاص به¬وجود می¬آورند خیلی بیش¬تر از نظام-های سنتی آموزشی نظیر مدارس، نهادهای مذهبی و خانواده» (262 :Ryan, 2004). شرکت دیزنی بعد از والت (1966) چنان رشد و توسعه یافت که در تصور خودش هم نمی¬گنجید. دیزنی اکنون در میان صنایع و شرکت¬های عظیم در آمریکا مقام هفتاد و سوم را دارد و این پیشرفت را مدیون کسی است که به لحاظ رگ و ریشه تفاوت فاحشی با بنیان¬گذار آن دارد یعنی مایکل آیسنر. در اوایل دهه 1980 دیزنی در معرض سقوط قرار داشت، اما ادغام¬های دهه هشتاد و نود، آن را نجات داد. در سال 1984، آیسنر در مقام رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل عزم خود را جزم کرد و ظرف ده سال مقدمات بلعیدن روزنامه¬های زنجیره¬ای و شبکه¬های «ای. بی. سی» و «کیپ سیتیز» را فراهم آورد. از آن به بعد، والت دیزنی به هیبتی درآمد که ما امروز می¬شناسیم (بگدیکیان، 1385: 50). ادغام¬های شرکت دیزنی به هر دو شکل عمودی و افقی قابل مشاهده است. در ادغام عمودی مالکیت تمام حوزه¬های مختلف تولید و پخش یک فرآورده رسانه¬ای را در اختیار می¬گیرد. در ادغام افقی شرکتی چند نوع رسانه را می¬خرد و به تمرکز مالکیت در چند عرصه مختلف رسانه¬ای دست می¬زند (ویلیامز، 1386: 99). مجموعه این ادغام¬ها باعث شده¬است که امروزه دیزنی مایملک بسیار زیادی در زمینه¬های مختلف داشته باشد.
«دیزنی مالک تیم هاکی «مایتی داکس آناهایم»

  • 4
مطلب مرتبط :   شرم، احساسات، دورکیم، مجازات، اخلاقی
دسته بندی : علمی