ر راه‌های ارتباطی، قلعه‌های محافظ از پل‌هایی که بر رودها و تنگه‌های صعب العبور زده می‌شد و قلعه‌های محافظ شهرها که در نقاط بلند و مشرف به دشت‌های پهناور نقش برج‌های نگهبانی داشتند.265 می‌توان گذشته از قلعه‌های راهداری؛ قلعه‌های محافظ سرحدات، ثغور یا مرزها را نیز در همین دسته جای داد.
4. قلعه‌ها و دژهای نگهدارنده و حراست‌کنند? بناهای مذهبی: مانند آتشگاه‌ها که از آن میان است: دژ آتشگاه اصفهان266 و دژهای حفاظتی پیرامون آتشکده و معبد آذرگشسب در تختسلیمان نزدیک تکاب و میاندوآب.267 از قدیمی‌ترین چنین نمونه‌هایی که نشان از عظمت و اعتلای بنای دژهای ستبر پیرامون معابد دارند و در یک سیر تاریخی مرتبط و تکامل یافته گسترش یافته‌اند می‌توان بسیاری از آثار معابد ایران قدیم را مثال زد: تپه سیلک کاشان، گیان نهاوند و نقش دژهای مطبق روی آثار تازه به دست آمده در کنارصندل جیرفت و پس از آنها در زیگورات عظیم چغازنبیل (سبد وارونه= تپ? سبدی) شوش، دژهای کوهستانی ماننایی و مادی، صفه‌های بنا شده از تخت‌سنگ‌های عظیم به شیوه اورارتویی در تخت جمشید (دوره هخامنشی)، معبد آناهیتا در کنگاور (دوره پارتی) و دژهای پیرامون آتشکده‌های دوره ساسانی.268 تداوم این مسئله پس از اسلام به گونه‌ای دیگر بود. آزادی ورود به مکان‌های مذهبی، آنها را از محصور شدن در درون باروهای ستبر بی‌نیاز کرد، مگر مسجدهایی که در شارستان یا کهندژ درون بارو ساخته می شدند.
5. استحکامات شهرها دست? دیگر دژهای دفاعی به شمار می‌روند. مانند کهندژ (قهندز= قهندوز= قندز= کندز) یا ارگ و در پیرامون آن قلعه‌های محافظتی در نزدیکی برخی از شهرها، و نیز بخش‌های حفاظتی شارستان (بارو، خندق) و نیز باروهای ربض با برج‌ها، دروازه‌ها و پل روان‌ها (شادروان).269
بنای باروهای طویل، مرتفع و عریض در پیرامون شهرهای ایران، همواره مهم‌ترین سد دفاعی میان مهاجمان از یک سو و شارنشینان و ارگ‌نشینان از دیگر سو بوده است.270 چنان که برخی محققان اروپایی آنها را مهم‌ترین عامل حفاظتی شارستان و ارگ و بارزترین مشخص? دفاعی شهرهای ایرانی در تاریخ ایران بعد از اسلام خوانده‌اند.271 چنین دیوارهای پرطول و عرضی گاه برگرد برخی عبادتگاه‌ها و مکان‌های مقدس نیز کشیده می‌شد.272

ارگ در ایران باستان
نشانه‌های بر جای مانده بر سفالینه‌های هزاره‌های پنجم تا سوم پیش از میلاد گواه از آن دارد که بناهای طبقه‌بندی‌شده کنگره‌دار اگرچه نشانه‌هایی از نماد‌های مذهبی به شمار می‌روند، اما بسیاری از این نشانه‌ها با گونه‌ای از ارگ‌ها و دژها مطابقت می‌کنند که اولاً معابدی شکوهمند بوده‌اند، ثانیاً سکونت‌گاه متمولان سیاسی و مذهبی در آغاز شهرنشینی (به منزل? استقرار دائم) و در پی آن، جان‌پناه ساکنان محلی پیرامون دژهایی بودند که هست? مرکزی شکل‌گیری آغازین شهرها به شمار می‌آمده‌اند. از این رو می‌توان بسیاری از تپه‌های باستانی یاد شده را در زمره چنین بناهایی قلمداد کرد، به ویژه آن که آثار به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسان نشان‌دهند? کشف ابزار و وسیله‌های مربوط به معابد و ظروف نگهدارند? غذا یعنی مورد استفاده در دو مقوله یادشده هستند.
پیرامون نخستین سکونت‌گاه‌ها در نواحی داخلی ایران مانند کُنار‌صندل در هلیل‌رود جیرفت، شهر سوخته زابل، تپه‌های ابلیس و یحیی در کرمان و سکونت‌گاه حاشیه کویری در خبیص (شهداد)، سیلک در کاشان، گیان در نهاوند، حصار در دامغان، حسنلو در نقده، هفت‌تپه در شوش، مارلیک در دهانه شاهرود از شاخه‌های اصلی سفید رود- رودبار منجیل، زاغه و سگزآباد در قزوین و ده‌ها تپه باستانی دیگر نشانه‌های دژهای آنان پیدا می‌شود.273
مطالعه پیرامون زیگورات چغازنبیل گواه از آن دارد که بنای دژ- معبدها پیش از آن که دژهای مادی و ماننایی برپا شوند، دارای شکوه و عظمت بوده و این بنای رفیع همسان با معابد زیگوراتی بین‌النهرین شکوهمندی گونه‌ای از دژهای ستبر معابد را به نمایش گذاشته است، توصیفی که مورخان یونانی از هگمتانه ارائه داده‌اند، مبتنی بر باروهای رنگارنگ و پله پله آن است که یکی بر دیگری مشرف بوده274 به گونه‌ای مشابه با بناهایی چون زیگورات چغازنبیل است، اما این بدان معنا نیست که بنای چغازنبیل از نوع دژهای دفاعی و ارگ‌های سلطنتی به شمار آید.275
بدون تردید بناهای ستبر عیلامی و بابلی بر روند ساخت بناهای دژگونه دوره مادی و هخامنشی تأثیر بسیار بر جای گذاشتند، هگمتانه، به عنوان پیش‌نمونه، نخستین و در عین حال مهم‌ترین شهر مادی به شمار می‌رفت که حلق? واسط شهرهای بابلی- آشوری و هخامنشی بود. انشان نخستین نمون? شهر و پاسارگاد، نخستین نمون? دژ حکومتی در حکومت هخامنشیان به شمار می‌آمدند. زیگورات چغازنبیل که در نزدیکی پایتخت زمستانی هخامنشیان (شوش) قرار داشت، در معماری پاسارگاد به گونه‌ای بلافصل تأثیر گذاشت، چنان که قداست آن در بنای مطبق و پله‌پله آرامگاه کوروش کبیر تأثیر گذاشت و آن بنای سنگی که تنها یک و پنج دهم زیگورات چغازنبیل276 بلندی دارد، نمونه بارزی از چنین تأثیرپذیری‌هایی است. اما در تخت جمشید و آپادانای شوش با استفاده از صفه‌سازی اورارتویی و بنای دیوارهای ستبر خشتی با ضخامت شش متر، در ساختار کلی بناهای دژگونه تغییرات اساسی ایجاد شد. از نخستین بناهای اینچنینی در دوره هخامنشی می‌توان به سکوی بزرگی در پاسارگاد اشاره کرد که به “تخت‌سلیمان“277 مشهور است. این تخت در 3200 متری آرامگاه کوروش کبیر و در 1000 متری “کاخ نشیمن پاسارگاد” قرار گرفته است، که با هموار ساختن تپه طبیعی و افزودن سکویی از سنگ‌های تراش‌خورد? کوه‌پیکر ساخته شده و هدف از بنای چنین طرحی، ساختن بناهایی بر فراز محوطه‌ای پهناور بوده که مانند آثار دوره بعدی، یعنی تخت جمشید، قسمتی بر کوه و قسمتی بر سکوی افزوده‌شده بر کوه، واقع شده باشد.278 پیداست که هنر ساختمان‌سازی در دور? هخامنشیان صورت تکامل‌‌یافته‌ای از هنرمندی ایرانیان است که در زمان مادها با بنای دژهایی چون هگمتانه، نوشیجان (ملایر)، گودین تپه و… به درجه‌ای از شکوه رسید و حکایت از تداوم هنری در آثار پیش از آن و اثرگذاری در دوران هخامنشی داشت. از این رو آنچه در دژهای دوره هخامنشی جلوه‌گر شد صورتی تکامل‌یافته و آمیخته از جنبه‌های معماری کهن در ارگ‌سازی ایرانی بود که به ویژه در بخش‌های غربی ایران آغاز شده بود و در دور? هخامنشیان279 به بار نشست.280
بررسی آثار بر جای مانده از شهرسازی دوره هخامنشی نشان‌دهند? آن است که گذشته از بناهایی مانند تخت جمشید و پاسارگاد که جنبه معنوی آنها بر مرکزیت سیاسی‌شان مقدم‌تر بود،281 در دیگر پایتخت‌های این دوره مانند شوش، همدان و بابل، ارگ به عنوان مرکز حکومتی و دربردارنده ساختارهای مختلف تشکیل دهنده ارگ در این معنا از دیگر بناها کاملاً متمایز بوده و مشخصه‌های آن نیز بهتر قابل شناسایی است. آپادانای شوش و شیو? بنای آن کاملاً نمایان‌کنند? چگونگی بنای یک ارگ حکومتی است که داریوش در این باره در سنگ‌نبشته بنای آپادانای شوش کاربرد مصالح گوناگون از ساتراپ‌های تحت قلمرو خود را برشمرده و توصیف کرده است.282
پس از دوران هخامنشی اگر چه آن شالوده سیاسی با یورش سپاهیان مقدونیه از هم گسیخت اما در زمینه معماری به مانند دیگر جنبه‌های هنری، تداوم و پیوند هنری- فرهنگی با گذشته همچنان حفظ شد. این تداوم را در ساخت دژها و ارگ‌ها به گونه‌ای بارز و نمایان می‌توان مشاهده کرد. سلوکیان (330- 250 ق.م)، متناسب با تغییراتی که در کالبد شهرهای ایرانی دادند و به گونه‌ای شهرهای “پارسی– هلنی”283 مبتنی بر دولت- شهرهای خودگردان بنا نهادند، از آن جا که این “نوشهرها” بیش‌تر خاستگاه نظامی داشتند، در آغاز امر دست کم برای حفاظت از بیگانگانِ سلوکی در ایران، می‌بایست دژها و باروهای ستبر داشته باشند. مطابق با طرح دفاعی این شهرها و به ویژه طرح دایره‌ای آنها، انگیز? دفاع در برابر تهاجم‌های بیرونی و سرکوب شورش‌های داخلی می‌توانست در نوع ساخت آنها تأثیر بگذارد.284 از آن جا که در این دوره راه‌های تجاری میان شرق و غرب در تسلط یونانیان و مقدونیان قرار داشت، بیش‌تر شهرها بر مبنای قلعه‌های نظامی بنا شده و توسعه یافتند؛ قلعه‌هایی که پیش از این نمونه‌ای از دژهای ارتباطی در راه‌های دور? هخامنشیان محسوب می‌شدند. از این رو ارگ به مثاب? پایگاه حفاظتی بیگانگان اهمیت فزاینده‌تری یافت و حتی طرح دایره‌ای شهرها خود به منزل? حفاظت همه‌جانب? پیرامونِ هست? مرکزی شهر قلمداد می‌شد که در آن نهادهای حکومتی گرد آمده بودند؛ تنها در این دوره است که با اندکی تأمل و تردید می‌توان به جای ارگ یا دژ حکومتی از اصطلاح برساخت? جدید با نام “شار درونی” برای آن استفاده کرد اما این مسئله هنوز هم چندان پذیرفتنی نمی‌نماید، زیرا ارگ یا دژ حکومتی در شهرهای سلوکی همچنان جزئی از شارستان به شمار می‌رفت که هیچ نقش تولیدی، تجاری، صنفی و حتی ویژگی‌های اجتماعی شارستان (شهر) را نداشت، بلکه تنها باروهای ستبر آن، باعث تمایز ارگ از دیگر بخش‌ها شده است. بررسی برخی شهرها مانند سلوکیه که در برابر بابل نهاده شد، نشان می‌دهد که در آغاز امر این گونه شهرها به کارکرد نظامی برای دفاع در برابر شورش‌های داخلی بیش‌تر نیازمند بودند تا به پیاده‌سازی الگوهای شهری. از این رو می‌توان پنداشت شهر-دژهای سلوکی در آغاز با ماهیت ارگ نظامی- سیاسی کاربری یافتند و سپس به تدریج با اعمال نقشه‌های جدید شهری وام‌گرفته از شهرسازی ایران و یونان راه را برای تحول در شهرهای دور? پارتی هموار کردند.
شهرهای روزگار پارتیان (اشکانیان) دارای استحکاماتی بوده‌اند که حول محور مرکز سیاسی-اداری شهر و در واقع همان ارگ یا کهندژ قرار می‌گرفته‌اند، اگر چه مطالعه احوال این دوره نشان‌دهند? آن است که در این زمان انتقال مکرر پایتخت، به ویژه در دو سد? نخست، امکان برآوردن شهرهای عظیم را سلب می‌کرده است. از دیگر سو در طی تداوم جنگ‌های ایران و روم ضرورت بنای دژ‌های ستبر به ویژه در گستر? غربی ایران‌زمین، باعث شد که ضمن ادغام نقشه‌های کهن‌شهر‌سازی و طرح‌های متأثر از معماری شطرنجی در شهرسازی زمان سلوکیان، شیوه‌های نوینی از بنای ارگ‌ها و دژها نیز نمود پیدا کند که نمونه‌های آن را در گِردشهرهای پارتی به مانند نسا، مرو، تیسفون، هترا، دورااوراپوس و… مشاهده کرد. بررسی این بناها نشان می‌دهد که شالوده بسیاری از ارگ‌هایی که در زمان ساسانیان بر پا شدند، بر بنیاد بناهای زمان پارتیان بوده است.285 کاربرد وسیع خشت و استفاده از طاق و درگاه و بناهای گنبدی

مطلب مرتبط :   فقه، سیاست، جنایی، حقوق، احکامپژوهش دربارهتیتر مطلب

دسته بندی : علمی