ممکن بود طی مدتی به ده و حتی شهر تبدیل شوند. در تاریخ بیهقی این نام در شعری از زبان لیثی شاعر دوران غزنوی به کار رفته که گواه از دسکره‌ای دارد در نزدیکی ری، همان دسکره که مقدسی نشانه‌یابی کرده است:
کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد…435
در کتاب تاریخ قم نیز واژه‌های دستجرد، دستجرده و دسکره بر سر نام بسیاری از آبادی‌ها و دیه‌ها و یا به صورت مفرد به کار رفته است.436
در هر صورت، دستگرد، قطعه زمین دورافتاده از ده، روستا یا شهر بوده که آن را آباد می‌کردند و به گونه‌ای آبادی اما با برج و بارویی مستحکم، تبدیل می‌شد که جان‌پناه حکمرانان یا صاحبان آن باشد در مواقعی که از آن مسیر، راه سفر در پیش داشتند یا به گونه‌ای پایگاه ییلاقی و قشلاقی آنها به شمار می‌رفته است. دستگرد نقش تولیدی چندانی نداشت بلکه صاحبِ مُلک بیش‌تر از امکانات رفاهی آن بهره می‌برد، اگرچه ممکن بود باغ یا زمینی مزروعی هم داشته باشد که در این حال هدف از آن باغ و مزرعه بیش‌تر آرایش ظاهری دستگرد بود.
تفاوت میان آبادی و دستگرد تنها در آن است که دستگرد خود گونه‌ای آبادی به شمار می‌آمد، در حالی که آبادی می‌توانست یک کاروانسرا در محدوده‌ای از مزارع و باغات باشد یا آب‌انباری بر سر راه یا بناهایی در کنار برج یا قلعه‌ای دورافتاده اما دستگرد با اهداف خاصی و به ویژه توسط حکومت مرکزی یا بر اراضی شاهی بنا نهاده می‌شد.437 یاقوت حموی در معجم البلدان، دربار? پسوند “آباد” می‌نویسد: “آباد که بسیار در پسوند نام شهرها و دیه‌ها و روستاها در این کتاب می‌آید، مانند اسدآباد، رستم‌آباد، حصن‌آباد؛ که اسد نام کسی و آباد در فارسی به معنی ساخته شده است. پس معنی آن ساخت? اسد است و مانند آن بسیار است”.438
بدین سان هر آبادشده‌ای می‌تواند زمانی به عنوان آبادی کوچکی بوده باشد که به تدریج وسعت یافته و حتی به شهر تبدیل شده باشد و یا آن که شهری که دوباره بازسازی شده باشد، آبادشد? دوباره تلقی شود.

3. دیه/ ده
در پاسخ به این پرسش که دیه (ده) چیست و چه مشخصه‌هایی داشته است، در آغاز باید توجه داشت که دیه متناسب با موقعیت جغرافیایی آن و این که در چه سرزمینی واقع شده باشد، قابل تعریف خواهد بود. واضح‌تر این که، مثلاً در ایران پیشین? ساخت شهر دو- سه هزاره را طی کرد تا به دوران اسلامی رسید، دیه در ایران یا سرزمین‌هایی مانند آن، که پیشین? شهرنشینی غنی‌تری نسبت به جزیره العرب داشتند، گاه با شهرک‌ها یا حتی برخی شهرهای سرزمین‌هایی برابری می‌کرد که پیشین? شهرنشینی در آنها سابق? چندانی نداشت. به عنوان مثال، اصطخری دربار? دیه‌های بخارا می‌گوید “و کوشک‌ها و باغ‌ها و بوستان‌ها در همدیگر ساخته است و دیه‌ها به نزدیک یکدیگر، چنان کی باغ‌ها همه پیوسته باشد- مقدار دوازده فرسنگ در دوازده فرسنگ…”.439 گذشته از انبوه دیه‌ها به صورت متراکم، برخی از دیه‌ها نیز بودند که به دلیل تولید زیاد محصولی شهرت داشتند. چنان که مقدسی دربار? “خرق” از دیه‌های نیشابور بیان می‌کند “در فصل انگور روزانه به ارزش یکصد هزار درم انگور از آن برداشت می‌کنند”.440 این در حالی است که در برخی از سرزمین‌ها مانند جزیره العرب دیه از حد و اندازه و معنای واحه‌ای با چند درخت یا چاه آبی نیمه خشک تجاوز نمی‌کرد. در ایران همواره این موقعیت فراهم بوده است که متناسب با روند ده‌نشینی به سوی شهرنشینی، دیه‌های کوچک به روستاها، شهرها، مراکز استان‌ها یا حتی پایتخت‌هایی بزرگ تبدیل شوند.441 از دیگر سو نقش دیه‌ها در بالندگی علمی و اداری کشور در دوره‌های گوناگون همواره ممتاز بوده و گاه در مرتبه‌ای مهم‌تر از شهرها قرار می‌گرفتند.442
بدین سان ده در ایران همواره در فراز و فرود بوده است، مثلاً سناباد که در سد? نخستین قمری حتی نامی در انداز? دهی خُرد بر سر راه نیشابور – توس- سرخس و مرو نداشت در اواخر سد? دوم قمری با دفن‌ هارون‌الرشید در آن جا نامی در انداز? روستایی یافت اما با دفن امام رضا (ع) در آن جا، توسعه یافت، به مشهدالرضا تبدیل شد443 و به تدریج جزو مهم‌ترین شهرهای ایران درآمد (به ویژه در دور? تیموریان که گوهرشاد در آن جا بناهایی ساخت). در حالی که شهر بزرگ توس که در سد? چهارم قمری جزو بزرگ‌ترین شهرهای خراسان به شمار می‌رفت،444 در چند سد? اخیر روستایی خُرد بود که تنها از ده? 1310 خورشیدی هم زمان با بنای آرامگاه حکیم توس و جشن هزار? فردوسی دوباره مورد توجه واقع شد.
بر اساس متون کهن ایرانی، “جامع? دودمانی قدیم ایران” از نظر “تقسیمات ارضی” بر چهار قسمت بود: خانه (نمان،445 مان)، ده (ویس)446، طایفه (زنتو،447 زند) و کشور (دهیو)448. کاربرد واژ? “ده” در دو مرتب? دودمانی (ویس= ده) و دهیو (کشور)، نقش این واحد ارضی، اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی و فرهنگی را در تقسیمات مکانی جامع? ایرانیان قدیم نشان می‌دهد.449 بدین سان است که محققانِ فرهنگ و تمدنِ ایران باستان، واژ? فارسی دهقان را برگرفته از پهلوی دِهگان و صورت قدیمی‌تر آن، دَهِیگان می‌دانند که “معنای اصلی دِهگان، متعلق به ده، است و ده در این واژه به معنی روستا نیست، بلکه معنای اصلی آن “سرزمین، کشور” و برآمده از dahyu (دهیو) فارسی باستان است”.450 مطابق با معنای “ده” در مرتب? کلان آن، “دهبذ” به “امرای سرزمین” یعنی سردسته‌های دودمان‌های بزرگ اطلاق می‌شد. شاهان هخامنشی در سنگ‌نبشته‌های خویش، خود را “خشایثی دهیو” (شاه سرزمین)451 می‌نامیدند و از این رو معنای همه جانب? واژ? “ده” را در سطح کشوری آن به کار می‌بردند و به تدریج، چنان که بیان خواهد شد، در برابر واژه‌های کرشْور452 (کشور) و خَشَثْرَ453 (کشور- پادشاهی– شهر)، دَهیو به معنای خاص دیه به کار رفت.454
کریستنسن ضمن تقسیم‌بندی کشور در دور? ساسانیان به کوره‌ها، بلده(شارستان)ها، و دیه‌ها، اشاره می‌کند که “رئیس یک قریه (دیه) و مزارع آن (رستاق- روستا)، دیهیک بود و او بی‌شک شیخ الطایف? خاندانی بایستی باشد که به ارث مالک قریه بوده‌اند”.455 با این توصیف وی نه تنها روستا (رستاق) را شامل مزارع ده می‌داند بلکه ریاست بر “ده” را موروثی دانسته است. از این رو، ده جایگاهی در تقسیمات اداری کشور داشته است که روستا (رستاق) از آن بهره‌مند نبوده و این مسئله با آنچه در دور? اسلامی به ظهور می‌رسد در تضاد است. در مجمل التواریخ، دهقان به معنای رؤسا و مالکان ارضی و قریه‌ها و در معنای خداوندِ ضیاع و املاک به کار رفته است.456 در این معنا، رئیس ده یا روستا، دهقانی بوده که صاحب زمین‌هایی به ارث، بوده است و همچنین در میان هم‌روستاییان یا هم‌ده‌نشینان (هم‌دهاتی‌های) خویش مقام ریاست، اما در معنی “نمایند? حکومت”، داشته است. از این رو، بارزترین وظیف? او به عنوان وارث اشراف زمین‌دار دور? ساسانی و از عوامل اصلی انتقال‌دهند? فرهنگ ایرانی و ترویج‌کنند? اسلام، گردآوری خراج بوده است، چنان که فاتحان عرب بدان سان به مقام دهقان ارج قائل بودند که “نتوانستند بر ایرانیان هیچ مبلغ پولی بر سبیل مالیات تحمیل کنند، مگر این که با دهقانان پیمان بندند”.457
“دیهیک”، به عنوان رئیس ده و در معنای مصطلح آن “کدخدای ده”،458 بوده و کریستنسن بیان می‌کند، همان است که بلاذری در فتوح البلدان با نام “دهسلّار” به معنی “دیهسالار” (سالارِ ده) یاد کرده است.459 در سلسله مراتب اداری و حکومتی دوران اسلامی، پرشمارترین مناصب اداری در تقسیمات کشوری دهسلّارها یا دیهیک‌ها یا دهقانانِ “ده‌خدات” بودند؛460 “ده‌خدات” اگرچه تعبیری است که در منابع به کار نرفته است اما واژ? “ده” جایگزینی عام برای تمام دِه‌هایی می‌تواند باشد که نامشان با پسوند “خدات” لقب صاحب یا اداره کنند? آنها قرار گرفت: سامان‌خدات، چنان که بر سر نام شهرها و روستاها نیز به کار می‌رفته است: بخارخدات، وردان‌خدات و … .
در قرون نخستین اسلامی اگرچه “ده” یا “دیه” معادل عربی “قریه”461 بوده است اما دیه‌های بخش‌های گوناگون ایران به ویژه خراسان بزرگ را نمی‌توان با قریه در معنای عمومی آن در سرزمینی چون جزیره العرب مقایسه کرد. دیه‌هایی که گاه بنیان شهرهای بزرگ قرار می‌گرفتند نه تنها توانایی بالندگی در حد و انداز? روستا، شهرک، شهر و قصبه را داشتند، بلکه حتی زمانی که در انداز? “ده” خودنمایی می‌کردند می‌توانستند از نظر اقتصادی به ویژه تولید محصولات کشاورزی و دامی نقش مهمی در اقتصاد شهرها یا راه‌های تجاری داشته باشند؛ چنان که از نظر بالندگی فرهنگی و تمدنی ایران در قرون نخستین اسلامی دیه‌ها هرچند که خرد یا بزرگ بودند، مرکز مهم انتقال بنیان‌های فرهنگی به ویژه از طریق نظام دهقانی و به ویژه در محدود? سده‌های نخستین اسلامی و از آن میان سد? چهارم قمری بودند. زمین‌دارانِ بزرگ یا اشراف زمین‌دار که میان “ده” و “شهر” پیوند برقرار می‌کردند به عنوان بخشی از حافظ? تاریخی، مواریث فرهنگی را منتقل و از این راه اعتبار “ده” را از نظر فرهنگی دو چندان می‌کردند. بی گمان سامانیان به عنوان “دهقان‌زادگان” از قریه‌ای به نام سامان462 برآمدند و این تأثیرگذاری را به گونه‌ای بارز بیان کردند.
بر این اساس ده در ایرانِ دوران سامانی از نظر کارکرد اقتصادی، زندگی اجتماعی و ده‌نشینی، اثرگذاری فرهنگی، نقش سیاسی و دیگر وجوه اوضاع آن زمان، مفاهیم بارز و قابل تأملی داشت و به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل در بالندگی روستاها و شهرها و شاید مهم‌ترین عامل در برخی از بخش‌های ایران، نقش مهمی را ایفا می‌کرد. کارکرد اقتصادی ده با تأکید بر تولید و صادراتِ مازاد تولید بود و تولید نه تنها در بخش‌های کشاورزی و دامپروری بلکه در تولید صنایع سنتی و دستی نیز در دیه‌ها ادامه داشت. معمولاً اگر شهری بر اثر رویدادی سیاسی رو به زوال می‌نهاد، ده می‌توانست تا مدت‌ها خود را مصون نگه دارد و چون بیش‌تر خودکفا بود، کمتر درگیر تحولات سیاسی می‌شد. اما اگر رویدادهای سیاسی با گونه‌ای ویرانگری، غارت و از بین بردن وسیع توأم می‌شدند، چنان که “سم ستوران تاتار” در پی “ایلغار” مغولان کردند، تا مدت‌ها ده نیز نقش تولیدی خود را از دست می‌داد در این صورت اقتصاد در معنای کلی آن در سطح کشور دچار ورشکستگی می‌شد.
دِه، سخت به نظام آبیاری و آب‌رسانی وابسته است و از آن جا که ده‌های ایران معمولاً با استفاده از دو شیو? بارز به آب دسترسی می‌یافتند (آب‌های سطح‌الارضی و آب‌های سفره‌های زیرزمینی: چاه و قنات)، هر جا که دسترسی به آب راحت‌تر بود، بالندگی و گسترش ده رشد چشمگیرتری داشت و این امر به ویژه

مطلب مرتبط :   حقوق، پدیدآورندگان، ضبط، هنری، ادبی
دسته بندی : علمی