کسى در میان شماست که شراب نوشید و حد بر او جارى شد و کسى که اسلام را نپذیرفت امّا به ناحق بخشش‏هایى به او عطا گردید. اگراینگونه حوادث نبود شما را بر نمى‏انگیختم و سرزنشتان نمى‏کردم و شما را به گرد آورى تشویق نمى‏کردم و آنگاه که سرباز مى‏زدید رهاتان مى‏کردم. آیا نمى‏بینید که مرزهاى شما را تصرّف کردند؟ و شهرها را گشودند؟ و دستاوردهاى شما را غارت کردند؟ و در میان شهرهاى شما آتش جنگ را برافروختند؟ براى جهاد با دشمنان کوچ کنید، خدا شما را رحمت کند، در خانه‏هاى خود نمانید، که به ستم گرفتار و به خوارى دچار خواهید شد و بهره زندگى شما از همه پست‏تر خواهد بود و همانا برادر جنگ، بیدارى و هوشیارى است، هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید! 31
2) همچنین امام میفرماید: هر کس نسبت به دشمن خود بخوابد (ونسبت به دشمن بیتفاوت باشد) مکرها و حیلهها بیدارش میکند.32
3) امام در کلام دیگری لزوم قطع ارتباط با دشمن را اینگونه بیان میکند:« از دشمنان ِخدا جدایی کنید و با اولیا خدا پیوند نمایید.33
4) امام درسخن دیگر لزوم آمادگی و قدرت در برابر دشمن را بیان می کند:« قبل از قدرت، با دشمن جنگ و ستیز منما».34یعنی نخست باید نیرو تهیه کرد آنگاه جنگید.
5) امام علی(ع) میفرماید:«هیچ دشمنی را کوچک مشمارید؛ هرچند، ضعیف و ناتوان باشد زیرا دشمن همیشه در فکر تجاوز است و به همین جهت او را دشمن نامیدند».35
6) امام عسکری «ع» میفرماید: اضعف الأعداء کیدا، من أظهر عداوته: کم‏حیله‏ترین دشمنان آن است که دشمنى خود را آشکار کند36.
7) الامام الصادق «ع»: ثلاث من علامات المؤمن: علمه باللَّه، و من یحبّ، و من یبغض.
امام صادق «ع»: سه چیز از نشانه‏هاى مؤمن است: علم و یقین او درباره خدا و اینکه چه کس را دوست مى‏دارد و از چه کس بیزار است‏.37

2-3-3) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر عقل:
از محوریترین مسایل دفاعی کشور، دشمن شناسی است. با شناخت دشمن میتوان احتمال پیروزی و یا شکست را مشخص کرد لذا شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، زیرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده ای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است. نگاه درس آموز و عبرت پذیر هر یک از مسلمانان به ویژه متولیان امور به گذشته تاریخ و نیز حوادث امروز جامعه، بینش و بصیرتی فراهم میکند تا در کنار سلسله مباحث شایسته اعتقادی، اخلاقی، فقهی و…، برخی از گفتارهای پویا و بنیادین با جایگاه ویژه در آموزههای معارف را نیز مطرح کنیم و مخاطبان خود را با ریشههای حوادث چهارده قرن اخیر و شیوههای دشمنان در تمامی زمانها و وظیفههای دین باوران در همهی عرصهها آشنا سازیم و راهی روشن برابر آنها بگشاییم. دشمن شناسی گفتاری است از این دست که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است.
به طور کلّی ضرورت شناخت دشمن از دیدگاه عقل را میتوان در موارد زیر بیان کرد: الف) انحراف خواستههای به حق فکری انسان: اگر آدمی در تشخیص دوست و دشمن دچار اشتباه شود و دشمن خود را دوست خود کند، خواستههای اصیل فطری بیپاسخ مانده، بلکه به انحراف و کژروی کشیده میشوند و بدیهی است چنین شخصی دچار چه زیانهای روحی و روانی خواهد گشت.38
ب) سقوط در رذایل: همانطور که انسان از دوست خود متأثر میشود و متقابلاً صفات و خصیصههای او به دوستش سرایت می کند، دوستی با دشمن یا دشمن را دوست پنداشتن موجب میشود رذایل و اوصاف زشتی که بر روح و جان دشمن حاکم است در انسان رسوخ کند و به جای آنکه به درجاتی برتر از فرشتگان صعود کند، به پستترین مرتبهی بهایم نزول یابد، آری شناخت دشمن اصلی بایسته ضروری است.39
ج) آمادگی برای عکس العمل: با شناسایی دشمن میتوان آمادگی لازم را برای رویارویی با او کسب نمود و به مکر و کید او آگاه گشت و به مقتضای حرکت ضد انسانی او، واکنش نشان داد.40
د) مصلحت جامعه و دشمنان: شناخت دشمن نه تنها به مصلحت افراد است بلکه به مصلحت جامعه نیز هست و از طرفی دوستی نکردن با دشمنان به معنای طرد آنها از جامعه است و از آنجا که انسان به طور فطری به اجتماع وگروه گرایش دارد، ممکن است مطرود شدن از جامعه، باعث تنبّه آنها گردد و از راه خلاف، کژ اندیشی و کج روی بازشان دارد، به این ترتیب شناخت دشمن هم به مصلحت جامعه است و هم به مصلحت خود آنها، چرا که هدف از شناسایی آنها در نهایت، اصلاح وتربیت ایشان است.41
و همچنین از آنجا که جامعه از افراد و اقوامى تشکیل شده است که داراى طبایع و افکار مختلف هستند. اگر برخى از آنها بر اساس سنّتى که حافظ منافعشان باشد به دور یکدیگر جمع شوند و اجتماعى را تشکیل دهند به طور طبیعى اجتماع دیگرى علیه منافع آنان تشکیل خواهد شد و دیرى نمى‏پاید که کارشان به نزاع و درگیرى خواهد کشید.
از طرفى مى‏بینیم که در انسان قوایى چون غضب و شدّت وجود دارد که جز در مواقع دفاع به کار نمى‏آید و این خود دلیل بر آن است که وقوع جنگ و درگیرى امرى اجتناب‏ناپذیر است.
وجود دشمن توهّم نیست و انسانِ معتقد، با دشمنانى چون شیطان و نفس امّاره در درون و کافران، منافقان و محاربان و …در بیرون مواجه است.
بدیهى است که تنها با یارى از خداوند و با آشنایى بیشتر با کتاب آسمانى قرآن کریم، دشمنان خود و جامعه خود را خواهیم شناخت و با آنها مقابله خواهیم کرد.
یکی از اساسیترین شرایط موفقیّت یک فرد یا جامعه در تمامی عرصههای شناخت دشمن است. هرگاه آدمی در پهنهی طبیعی دشمن را شناخت و در دفع آن کوشید، به موفقیّت دست یافته است، ولی همین انسان از دشمن ناشناختهی خود ضربههای فراوانی خورده است. به عنوان نمونه، انسان از زمانی که دشمن به نام میکروب را شناخت، به آسانی توانست در پی دفع آن برآید، اما چون نتوانسته است سرطان را بشناسد، هر روز قربانیهای فراوان میدهد.42
در فضای مسایل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم و کلیدی دارد. زیرا تا زمانی که به طرز تفکر و میزان توانایی و… دشمن معرفت نباشد هرگز موفقیّتی در کار زار با وی بدست نمیآید . درعرصهی نظامی نیز همچنین است در فضای معنویّت نیز شناخت دشمن خانهزاد به نام نفس امّاره و همکار خارجیاش، شیطان وسوسهگر نیز یک امر ضروری است، بدون شناخت آنها تن دادن به ذلت نفس و سقوط از مقام انسانیّت است.
بنابراین شناخت دشمن و مبارزه با آن از اموری است که تمام عقلا اعم از خداپرست و غیرِ خداپرست در ضرورت آن اتفاق نظر دارند.

مطلب مرتبط :   آزادی، مجازات، حبس، محکوم، محکومیت

2-3-4) اهمیّت وضرورت بحث دشمن شناسی در سخن بزرگان:
شناختن دشمن برای اقشار مختلف مردم و مسؤولین و به خصوص جوانان، از همه(چیز)مهمتر است دشمن سعی میکند خود را دوست جلوه بدهد و شعارهای ملتها را عوض کند کما اینکه شعار ضدیّت با صهیونیسم را در میان بعضی از دولتمردان عرب، تبدیل به یک شعار انحرافی کردند. یکی از کارهایشان تبدیل کردن شعارهاست. ملت و دولتی تسلیم میشود که دشمن را درست نشناسد یا دچار فساد و بدبختی باشد، اگر دشمن شناسی باشد آن وقت شعارها، شعار های روشن وآگاهانهایی خواهد بود و آنچه که دشمن میخواهد به فضل پروردگار آنرا درمیان ملت ایران به دست نمی آورد.43
بنابراین دشمن شناسی، گفتاری است که پرداخت جامع و عالمانه به آن در این زمان ضرورتی صد چندان یافته است زیرا که با تأسیس حکومت اسلامی در ایران به رهبری یک عالم شیعی، تمام مستکبران، به طور کلّی اسلام را و به ویژه تشیّع را به عنوان خطری جدّی برای خود احساس کردند آنان دریافتند که با صدور انقلاب و تفکر اسلام ناب به دیگر کشورها، به یقین منافع آنها به خطر می افتد از این رو، آنها در صدد دشمنی بر میآیند که آمدند. لذا شایسته و ضروری است که با شناخت ترفندها و نیرنگهای دشمنان به دفاع از حریم مقدس قرآن کریم و احکام دین و شریعت و انقلاب اسلامی پرداخته و دین خود را اداء کنیم.

2-4. نگرشی به آیات قرآن کریم در زمینهی شناخت دشمنان:
در بحث «دشمنشناسی در قرآن» به جایگاه شناختِ دشمن در قرآن پرداخته میشود و طی این شناخت به واژگانی برخورد میکنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحتتر مینماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیّاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاستهای اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.

مطلب مرتبط :   بلاغت، (متوفی، کلام، قرآن، بلاغی

واژگان کلیدی:
آیههایی از قرآن کریم بیانگر توجه ویژه قرآن پیرامون دشمنشناسی است نمونههایی از آن را در اینجا یادآور میشویم:

2-4-1.کید:«الکید: صیاح الغراب بجهد. و الکید. إخراج الزند النار. و الکید: التدبیر بباطل أو حقّ. و الکید: الحرب»:44کید یعنی فریاد کلاغ به بلندی و یعنى چوب آتش زنه آتشش که کم و کند است. و تدبیر به باطل یا حق و کید به معنی جنگ.
کید عبارت است از حیله، نیرنگ، فریب دادن و نیز کوشش کردن است.45کید نوعی حیله و چاره جویی است که بر دو گونهی نکوهیده و پسندیده میباشد، هر چند استعمال آن در مذموم بیشتر است.46
صاحب مجمع البحرین در معنی کاد مینویسد: «کاد یعنی نسبت به او نیرنگ کرد. و کائد به فردی، زمانی اطلاق میگردد که نسبت به کسی با نیرنگ، عملی را انجام دهد و او را در ضرر و زیان قرار دهد».47
کید: «کاری است که فردی با رفیقش از راه حیله انجام می دهد تا او را در مکروه و ناملایمی افکند».48
کید:« درخواست چیزى از دیگرى با نارضایتى و کراهت او، چنانچه زلیخا کارى را از یوسف میخواست که حاضر بدان نبود و از آن امتناع داشت».49 کید: «نقشه کشیدن در پنهان براى ضرر زدن به دیگرى» .50
و کید: عبارت است از مکر شدید و مکر با سه قید محقّق گردد: فکر و تدبیر و عمل و حرکت و برنامه إضرار بر دیگرى.51
2-4-1-1) بررسی آیات «کید»:
2-4-1-1-1) إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداًًوَ أَکِیدُ کَیْداً، فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً 52: ضمیر «اِنَّهُم» راجع به کافران و معارضان با قرآن و حکومت آنست. کید، نقشه و ساخت و سازهاى پنهان براى غافلگیرى است. دو فعل مضارع «یکیدون. اکید» اشعار به استمرار و همیشگى بودن این دوگونه کید دارد. کیداً، دلالت بر نوعى کید می نماید که متناسب با کید کننده است: دامها و کیدهاى کافران و منافقان بافته رشته‏هاى اوهام و ناشى از اندیشه‏هاى شیطانى