دانلود پایان نامه روانشناسی در مورد طرحواره های ناسازگار اولیه

دانلود پایان نامه

پنج عاملی، اختلال شخصیت را پیش بینی می کنند.

بهرامی احسان و بهرامی زاده (2011)، طرحواره های ناسازگار اولیه و سازگاری را در مدل مدل پنج عاملی شخصیت مورد بررسی قرار داند. تعداد 186 نفر دانشجو (100 پسر، 86 دختر) در این مطاعه شرکت نمودند. نتایج نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی با سازگاری دارد. تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه مانند بی اعتمادی/ بدرفتاری، انزوای اجتماعی/بیگانگی، معیارهای سرسختانه و شکست می توانند سازگاری را پیش بینی نمایند.
اورلینگز _ بونتکویی (2010)، رابطه بین سازمان شخصیت و مدل شناختی یانگ از اختلال شخصیت را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 117 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد کاهش تعداد طرحواره های ناسازگار اولیه از دیدگاه یانگ با کاهش اختلال شخصیت به لحاظ نظری معنادار بود. نتایج پژوهش از این فرضیه حمایت می کنند که طرحواره های ناسازگار اولیه ی متفاوت با سطحی از سازمان شخصیت در پیش بینی این تئوری ارتباط دارد.
تیم (2010)، شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه، چشم انداز مدل پنج عاملی را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 147 بیمار سرپایی بزرگسال در این پژوهش شرکت کردند. تجزیه و تحلیل همبستگی نشان داد که همپوشی قابل توجهی بین طرحواره های ناسازگاز اولیه و صفات شخصیت (مدل پنج عاملی) به خصوص، روان رنجورخویی وجود دارد. طرحواره های ناسازگار اولیه، نشانگان افسردگی را فراتر از مدل پنج عاملی پیش بینی می کنند.
هالورسن و همکاران (2009)، طرحواره های ناسازگار اولیه، خلق و خو و صفات شخصیت را در افراد افسرده بالینی و افرادی که سابقه افسردگی دارند مورد مطالعه قرار دادند. 140 بیمار افسرده بالینی و افرادی که سابقه افسردگی داشتند در این پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد که طرحواره ها، خلق و خو و شخصیت افراد افسرده بالینی و افرادی که سابقه افسردگی داشتند به طور قابل ملاحظه ای متفاوت از افرادی است که هیچگاه افسردگی را تجربه نکرده اند. تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد دامنه های بریدگی، عملکرد مختل، خود ابراز محدود شده و محدودیت های مختل به عنوان پیش بینی قابل ملاحظه ای از شدت افسردگی بدست آمده است.
ساوا (2009)، طرحواره های ناسازگار اولیه، باورهای غیرمنطقی و رابطه آنها با مدل پنج عاملی شخصیت مورد مطالعه قرار دادند. تعداد154 دانشجوی مقطع کارشناسی در این پژوهش شرکت کردند. نتایج حاکی از آن بود که ثبات عاطفی و سازگاری رابطه منفی با طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای غیرمنطقی دارند. درحالیکه ثبات عاطفی رابطه منفی با اغلب طرحواره ها و باورهای غیرمنطقی دارند، سازگاری رابطه معکوسی با طرحواره های درگیر در برون آسیب شناسی روانی مانند بی اعتمادی، رهاشدگی، استحقاق و تسلط دارد.
صفاری و همکاران (1393)، شادکامی، خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را مورد بررسی قرار داند. تعداد 180 نفر از دانشجویان گروه علوم پزشکی تهران در این پژوهش شرکت نمودند. نتایج نشان داد عواملی همچون تأهل، سن، مقطع، رشته تحصیلی و همچنین شاخص پیشرفت تحصیلی دارای ارتباط معنادار با شادکامی دارند. عواملی همچون سن، مقطع و معدل تحصیلی با خودکارآمدی در ارتباط بودند. همچنین همبستگی مثبت و معناداری بین سه متغیر اصلی مطالعه یعنی شادکامی، خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی یافت شد.
بهادری خسروشاهی، هاشمی نصرت آباد و ماشینچی عباسی (1391)، رابطه ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی با شادکامی در دانشجویان را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 200 نفر (100دختر و 100پسر) انتخاب شدند. نتایج نشان داد شادکامی با ویژگیهای شخصیتی برونگرایی، گشودگی به تجربه، سازگاری و وظیفه شناسی رابطه مثبت و معنادار و با ویژگی شخصیتی روان رنجور رابطه منفی معنادار دارد. همچنین، بین شادکامی با هوش هیجانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیر ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی قادرند تغییرات متغیر ملاک (شادکامی) را به طور معناداری در دانشجویان پیش بینی کنند.
منتظری، یداللهی باستانی و حسینی (1391)، رابطه پنج عامل شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه را بررسی کردند. تعداد 100 نفر دانشجوی دانشگاه اصفهان در این پژوهش شرکت کردند. نتایج نشان داد که بین صفت روان رنجورخویی و طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه مثبت و بین صفات برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی و طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی وجود دارد. در مجموع یافته ها نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و صفات شخصیت به خصوص روان رنجورخویی همپوشی وجود دارد.
تقربی، شریفی و سوکی (1391)، بهزیستی ذهنی در دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی کاشان را مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه 161 نفر از دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شرکت کردند. نتایج نشان داد بین میزان علاقه به رشته تحصیلی و بهزیستی ذهنی رابطه وجود دارد. رگرسیون گام به گام نشان داد 1/44% از واریانس مشاهده شده در بهزیستی ذهنی توسط سه متغیر بیماری، میزان علاقه به رشته تحصیلی و شماره ترم تبیین می شود.
تقی لو، صالحی و شکری (1390)، مدل یابی معادلات ساختاری در تبیین رابطه بین صفات شخصیت، حل مسئله اجتماعی و بهزیستی ذهنی را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 528 نفر از دانشجویان دانشگاههای آزاد استان تهران در این پژوهش شرکت کردند. تحلیل داده ها با بهره گرفتن از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای برون گرایی، روان رنجورخویی، حل مسئله ساختاری و حل مسئله غیرانطباقی در کل 47 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کند. از سویی دیگر، نتایج نشان داد برونگرایی به صورت مثبت و روان رنجورخویی و حل مسئله غیرانطباقی به صورت منفی ، بهزیستی ذهنی را پیش بینی می کند. بر اساس نتایج پژوهش، متغیرهای برون گرایی، روان رنجورخویی و حل مسئله غیرانطباقی نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در تبیین بهزیستی ذهنی دارند.
سروقد، رضایی و فدایی دولت (1390)، رابطه ویژگیهای شخصیتی با راهبردهای مقابله ای و بهزیستی ذهنی معلمان را مورد مطالعه قرار دادند. تعداد 220 نفر(115 مرد، 105 زن) انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین ویژگیهای شخصیتی با راهبرد مقابله مسئله مدار و هیجان مدار رابطه معنادار وجود دارد. بین ویژگیهای شخصیتی با بهزیستی ذهنی رابطه معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگیهای شخصیتی روان رنجورخویی پیش بینی کننده قوی برای بهزیستی ذهنی می باشد. ویژگی برون گرایی پیش بینی کننده راهبرد مقابله ای مسئله مدار و ویژگی روان رنجورخویی پیش بینی کننده قوی برای رهبرد راهبرد مقابله ای هیجان مدار می باشد.
دستجردی، فرزاد و کدیور (1390)، نقش پنج عامل بزرگ شخصیت را در پیش بینی بهزیستی روان شناختی مورد مطالعه قرار دادند. تعداد 436 نفر (232 دختر و 204 پسر) در این مطالعه شرکت کردند نتایج پژوهش نشان داد که صفت سازگاری، مؤلفه روابط مثبت با دیگران و پذیرش خود را پیش بینی نمود. صفت وظیفه شناسی، مؤلفه استقلال را پیش بینی می کند. صفت پذیرش، مؤلفه های تسلط محیطی، استقلال، روابط مثبت با دیگران، رشد فردی و هدف مندی در زندگی و پذیرش خود را پیش بینی نمود. ضرایب بتا نشان دهنده قدرت پیش بینی هر شش مؤلفه بهزیستی توسط برونگرایی بود.
یوسف نژاد شیروانی و پیوسته گر (1390)، رابطه رضایت از زندگی و طرحواره های ناسازگار اولیه را در بین دانشجویان مورد بررسی قرار دادند که بر این اساس، تعداد 300 نفر (150 دختر و 150 پسر) مورد آزمون قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد بین محرومیت هیجانی، انزوای اجتماعی، نقص/شرم، شکست، وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه/عیب جویی افراطی، خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی با رضایت از زندگی رابطه منفی معنادار وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، و وابستگی/بی کفایتی با رضایت از زندگی رابطه چندگانه معنادار دارد. آزمون T گروه های مستقل نشان داد بین دانشجویان دختر و پسر در خرده
مقیاسهای بی اعتمادی/بدرفتاری، شکست، آسیب پذیری نسبت به ضرریا بیماری و معیارهای سرسختانه/عیب جویی افراطی تفاوت معنادار وجود دارد.
میرزایی و حاتمی (1389)، رابطه ویژگیهای شخصیتی و شادکامی در دانشجویان را مورد بررسی قرار داده و تعداد 700 نفر در این پژوهش انتخاب شدند. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین پنج عامل شخصیتی مورد بررسی، عوامل برونگرایی و دلپذیر بودن با شادکامی، رابطه مثبت و عامل روان رنجوری با شادکامی رابطه منفی دارد. نتایج نشان داد که این عوامل در کل، 42 درصد واریانس شادکامی را تبیین می کنند.
خدایی و شکری (1388)، مدل یابی معادلات ساختاری بین صفات شخصیت، سبک های مقابله ای و تنیدگی و بهزیستی ذهنی را در دانشجویان بررسی کردند. تعداد 446 دانشجو (167 پسر، 279 دختر) انتخاب شدند. نتایج نشان داد به طور کلی، بین دو جنس از نظر عامل های برون گرایی و روان رنجورخویی، سبک های مقابله مسئله مدار، هیجان مدار و اجتنابی و مقیاس های عاطفی مثبت، عاطفه منفی و رضایت از زندگی تفاوت معنادار بود. در این الگو، تمام وزن های رگرسیونی از نظر آماری معنادار بود و متغیرهای پیش بینی کننده الگو، 85 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین کردند. نتایج پژوهش حاضر، ضرورت بازشناسی نقش ویژگیهای شخصیتی و متغیرهای جمعیت شناختی جنسیت را در پیش بینی بهزیستی ذهنی دانشجویان مورد تأکید قرار داد.

مغانلو و آگیلار – وفایی (1388)، رابطه پنج عامل شخصیت با شادکامی و سلامت روانی و جسمانی را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 359 نفر از دانشجویان دانشگاههای شهید بهشتی و تهران در این پژوهش شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان داد شادکامی و سلامت جسمانی با برونگرایی و وظیفه شناسی رابطه مثبت و با روان رنجورخویی ارتباط منفی دارد. همچنین شادکامی با سلامت روانی و جسمانی رابطه مثبت دارد. نتایج رگرسیون نشان داد متغیرهای روان رنجورخویی، گشودگی به تجربه و برون گرایی، شادکامی و سلامت جسمانی را پیش بینی می کند. سلامت روانی نیز توسط متغیرهای برون گرایی، وظیفه شناسی، روان رنجور خویی و گشودگی به تجربه پیش بینی می شد. همسو با نتایج سایر پزوهش ها، برونگرایی بالا و روان رنجور خویی پایین از پیش بینی کننده های مهم شادکامی و سلامتی روانی و جسمانی به شمار آمدند.
گروسی فرشی، مانی و بخشی پور (1385)، بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و احساس شادکامی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز را مورد بررسی قرار دادند. تعداد 396 دانشجو در این پژوهش انتخاب شد. نتایج نشان داد که کلیه آزمودنی ها، عواطف مثبت را نسبت به عواطف منفی در سطح در سطح معناداری بالاتر و بهتر ارزیابی کرده اند و تفاوت معناداری در میزان شادکامی به تفکیک جنسیت و رشته تحصیلی وجود ندارد. به علاوه، با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون مشخص شد که شادکامی با صفات برونگرایی ، دلپذیربودن و وظیفه شناسی رابطه مثبت و معنادار و با روان رنجورخویی رابطه منفی و معنادار دارد. همچنین، با بعد سازگاری (انعطاف پذیری) رابطه معنادار به دست نیامد. نهایتاً دو صفت برونگرایی و روان رنجور 7/41% از واریانس شادکامی را تبیین می کند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جمع بندی
در این فصل، تاریخچه بهزیستی ذهنی و مؤلفه های بهزیستی ذهنی، متغیرهای پیش بینی کننده بهزیستی ذهنی (شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه) به اختصار بحث شد. شخصیت و رویکردهای مربوط به آن، مدل پنج عاملی شخصیت، طرحواره های ناسازگار اولیه و انواع آن به اختصار مورد بحث قرار گرفت و در نهایت پیشینیه تحقیقاتی که به صورت دو به دو از متغیرهای پژوهش حاضر حمایت می کنند مطرح گردید.
بهزیستی ذهنی اصطلاح علمی برای چگونگی ارزیابی فرد از زندگی اش می باشد که بر مبنای احساسات عاطفی مثبت و منفی و بر اساس آنچه برایشان اتفاق می افتد صورت می گیرد (دینر، 2000) در ابتدا فلاسفه اصطلاح بهزیستی ذهنی را به کار بردند؛ بنابراین، دیدگاه های متعددی تلاش کردند بر مبنای دیدگاه های فلسفی به تبیین بهزیستی ذهنی بپردازند که عبارتند از: دیدگاه لذت گرایی: بر شادکامی تأکید داشته و بهزیستی را مبتنی بر کسب لذت و اجتناب از درد می داند. دیدگاه سعادت گرایی: ازافراد می خواهد مطابق خود واقعیشان زندگی کنند. مطابق با این دیدگاه، سعادت وقتی به وجود می آید که فعالیت های افراد با ارزش های آنها سازگار باشد (واترمن، 1993؛ نقل از دارایاپا، 2011). بهزیستی ذهنی شامل 4 مؤلفه می باشد که عبارتند از:
1- رضایت مندی از زندگی: جزء شناختی بهزیستی ذهنی است و شامل فرایند ارزیابی فرد از کیفیت زندگی اش می باشد (دینر، 1993؛ نقل از گارسیا و ارلندسون، 2011).
2- رضایت مندی حوزه ای: به حالتی از رضایت مندی اشاره دارد که که مرتبط با حوزه ها و یا جنبه هایی از زندگی فرد (از قبیل، خانواده، کار، اوقات فراغت و …) می باشد که بیشتر موقتی است و تحت تأثیر شرایط و تغییرات در هر حوزه به طور مستقیم و قوی با رویدادها و موقعیت های زندگی ارتباط دارد (لیکن و هلجن، 1996؛ نقل از شعبانی،1391).
3- عاطفه مثبت: بعد هیجانی بهزیستی ذهنی است و با احساساتی همچون لذت، شادی، قناعت، غرور، شادکامی و وجد همراه است (وین و همکاران، 1989؛ نقل از شعبانی، 1391).
4- عاطفه منفی: بعد هیجانی بهزیستی ذهنی است که احساسات شرم، گناه، غم، اضطراب، افسردگی و خشم را به همراه دارد (وین و همکاران، 1989؛ نقل از شعبانی، 1391).
بنابراین، عوامل درونی و بیرونی می توانند پیش بینی کننده بهزیستی ذهنی باشند که دینر و همکاران (1999)، آنها را به عوامل بالا – پایین (صفات درونی _ فرایندها؛ مثل: عوامل موقعیتی و جمعیت شناختی) و عوامل پایین _ بالا (بیرونی و موقعیت ها، مثل: خلق و خو و شخصیت) تعبیر نمودند (دارایاپا، 2011). شخصیت، الگویی از صفات نسبتاً چایدار و ویژگیهای بی نظیری است که هر دو به رفتار همسانی و فردیت می بخشد (فیست و فیست؛ ترجمه سیدمحمدی، 1391). تلاش برای بررسی و توصیف ویژگی های شخصیت منجر به رویکردهای متفاوتی شد: یکی از مهمترین رویکردها، رویکرد صفات است، این رویکرد ساختار شخصیت را به طور کامل مورد بررسی قرار داده و گستره تفاوت های فردی، اعم از صفات بهنجار و نابهنجار شخصیتی را تعریف و طبقه بندی می کند. حیطه بهنجار شخصیت عمدتاً با نظام های ابعادی توصیف می شود که در حال حاضر، مطرح ترین آنها، مدل پنج عاملی شخصیت می باشد. مدل پنج عاملی (برونگرایی، روان رنجورخویی، سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجارب) توسط کاستا و مک کرا (1992) مطرح شد ( بال،2001؛ نقل از آقایی، 1384). از آنجا که، خلق و خو به عنوان یک عامل آسیب پذیری مهم برای تشکیل طرحواره ها به کار می روند، لذا، مطالعه طرحواره های ناسازگار اولیه، به عنوان یک متغیر درونی برای پیش بینی بهزیستی ذهنی بسیار حائز اهمیت است. طرحواره، بازنمایی شناختی افراد از زندگی است که شامل ریشه عمیق الگوهای تحریف شده افکار در مورد خود، جهان و روابط با دیگران می شود (ساوا، 2009). ریشه تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه، شامل نیازهای هیجانی، تجارب اولیه زندگی و خلق و خوی هیجانی می باشد که به5 حوزه تقسیم می شود. حوزه اول: طرد و بریدگی (رهاشدگی/بی ثباتی، بی اعتمادی/بدرفتاری، محرومیت هیجانی، نقص/شرم، انزوای اجتماعی/بیگانگی)، حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل (وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خودتحول نیافته/گرفتار، شکست)، حوزه سوم: محدودیت های مختل (استحقاق/بزرگ منشی، خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی )، حوزه چهارم: دیگر جهت مندی (اطاعت، ایثار، پذیرش جویی/جلب توجه)، حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری (منفی گرایی/بدبینی، بازداری

دیدگاهتان را بنویسید