206
2..امکانات زبانی و بلاغی ……………………………………………………………………………. 210
3. تأثیرپذیری و تأثیرگذاری …………………………………………………………………………… 212
نتیجــهگیری …………………………………………………………………………………………………… 215

فصل اول

کلیّات و مفاهیم

مقدمه
با نگاهی گذرا به تاریخ ادبیات هر ملّتی، این حقیقت آشکار میشود که ادبیات داستانی ـ چه در حوزۀ ادبیات مکتوب و چه حکایتها و افسانههای شفاهی رایج در میان عامۀ مردم ـ بخش عمده و مهم ادبیات آن ملّت محسوب میشود؛ به طوری که همه، آن را پر افتخارترین و ارجمندترین گنجینۀ ادبیات ملّی خود میدانند و از این که خردمندان و حکیمانی در میان آنان بودهاند که این حکایتها و داستانهای جذّاب، شنیدنی و ارزشمند را که خردمندی، شجاعت، بخشندگی، درستکاری، راستگویی و راه و رسم همۀ پندارها و گفتارها و کردارهای نیک انسانی را میآموزد، برای ایشان به یادگار گذاشته و آثار باشکوهی آفریدهاند که ارزش و احترام آنها روز به روز و نسل به نسل فزونی بیشتری مییابد، به خود میبالند و آن را یکی از قلّههای بلند و دست نیافتنی تاریخ تمدن و فرهنگ خود میشمارند. این حقیقت نه فقط به این خاطر است که این حکایتها و داستانها تنها فضایل انسانی و شیوۀ خوبی و زیبایی را میآموزند، بلکه از این بابت است که شاهکار و عصارۀ فکر بزرگمردان و زنانی بودهاند که در راه تحصیل علم و دانش، سختترین رنجها و دشواریها را بر خود هموار نموده و با دقتی حیرتانگیز و بیانی هنری و دلنشین، چنان آثار ظریف و شیوایی را آفریدهاند؛ حکیمانی که در زمان زندگی خود از نظر علمی، بزرگترین چهرههای روزگار خود بودهاند و هر ملّتی کم و بیش افتخارات یک ملّت دیگر را با نام آنها به یاد میآورد و میشناسد. دیگر این که این حکایتها و داستانها اغلب مایۀ بقای زبان، تمدن و اصالت نژادی یک ملّت بودهاند و با نفوذ در روح انقلابهای اجتماعی و سیاسی عصر خود، همواره در طی قرنهای پیدرپی مانع از نابودی اصالت اجدادی و میهنی آن ملّت شدهاند، چنان که شاهنامۀ فردوسی برای نژاد ایرانی معجزهها کرده است.
بر این اساس اگر بگوییم داستانسرایی و حکایتگویی همواره نجاتبخش روح یک ملّت بوده است سخن اغراقآمیزی نگفتهایم؛ بنابراین پیش از آن که داستانسُرایی و حکایتگویی را با انواع و اقسام متعددی نام ببریم، نخست باید خود آن را بزرگترین حماسۀ معرفت بشری بخوانیم که تمام خواستهها و آرزوها و برترینهای یک ملّت را در بر میگیرد و آنها را به ظریفترین و زیباترین صورت ممکن به تصویر میکشد. ارزش این هنر شگفتانگیز تا به آنجاست که حتی در میان ادیان الهی و متون دینی نیز شاهد هستیم که برای پیشبرد اهداف گوناگون متناسب با آموزههای هر مذهب از این شیوه استفاده شده و مفاهیم و دستورات را با استفاده از آن چنان جذّاب و قابل فهم کرده که حتی افرادی که از فضیلت خوانـدن و نوشتن بیبهره بودهاند نیـز توانستـهاند آن مفاهیم و دستورات را به روشنی دریابند و به خوبی بفهمند.
چنانچه به مقولۀ داستانپردازی و حکایتگویی با همۀ انواع و اقسام آن با دقت بیشتری بنگریم، خواهیم دید که این هنر خارقالعاده نه فقط دستاورد اندیشۀ بشری برای پندآموزی و همۀ آن اهداف والا و ارجمندی است که بشر آنها را در سر داشته، بلکه حاصل ارتباط ناگسستنی او با جهان هستی و همۀ عناصر طبیعت پیرامون اوست که با عنصری عجیب و بسیار شگفت، به نام تخیّل، در هم آمیخته و قدم به قدم او را تا مرزهای رازآلود کشف معانی پیش برده است. خیال و آنچه به آن مربوط میشود، شاید در نگاه اول کاملاً ساده و قابل درک به نظر برسد، اما وقتی که ارتباط آن را با دنیای حقیقی بشر که شامل همۀ اختراعات و اکتشافات و سایر دستاوردهای شگرف اوست بسنجیم، به عمق پیچیدگی و تعریفناپذیری و عظمت آن بیشتـر پی خواهیم بُـرد و از این که آن را تفکر یا توهُّم بنامیم کاملاً ناتوان خواهیم بود، زیرا با یک نگاه ساده به روشنی درمـییابیم که تمام پیشرفتهای علمی امروز که قدرت و امکانات بیشماری را برای بشر فراهم آورده، روزگاری همان خیالاتی بوده است که انسان گذشته آنها را در سر میپرورانده است؛ تا این که پس از قرنها به کمک تجربههای علمی و عملی و آزمون و خطاهای بیشمار، موفق شده است آنها را به فعلیّت درآورد.

مطلب مرتبط :   ایرانیان، هویت، اسلام، فرهنگ، دین

با این حال در رابطه با خیال و اندیشه و ارتباط این دو مقوله با دنیای داستانسرایی و حکایتگویی، آنچه در وهلۀ اول ذهن را به خود مشغول میدارد این است که کدام یک از این دو مقوله، بیشترین تأثیر را در آفرینش آثار داستانی از خود برجای گذاشته، و یک اثر داستانی یا حتی یک حکایت موجز، چگونه در عین واحد این دو را با هم بر میتابد، در حالی که داستان یا حکایت از یک سو باور نکردنی است و از سوی دیگر ما را به گونـهای وا میدارد تا با حیرت آن را با همۀ شگفتی و باورنکردنی بودنش، سرانجام باور کنیم و بپذیریم که چنین حوادثی میتواند که در گذشته بوده یا در آینـدۀ دور یا نه چنـدان دور باشنـد. پیداست که هرگز به چنین سؤالی به صورت قطعی و مناقشه ناپذیر نمیتوان پاسخ داد، اما آنچه در بطن این سؤال میتواند به عنوان یک مسألۀ قابل تأمل ـ نه یک پاسخ‌ ـ بیرون کشیده شود و دربارۀ آن به طور مفید گفت و گو کرد، همراهی اندیشه و تخیّل با هم و رابطۀ این دو با مقولۀ اعجابانگیزی به نام حیـرت است؛ حالتـی غریب و بسیار خوشاینـد که انسان در مواجهه با همـۀ پدیدههای ناشناختۀ جهان پیرامونش آن را با لذت تمام در مییابد و تا زمانیکه زنده است هرگز از آن اشباع نمیشود.
بر این اساس وقتی به دو حوزۀ داستانپردازی در ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر بنگریم، مشاهده میکنیم که در ادبیات کلاسیک همۀ امور ماورایی و خارقالعاده که شامل قهرمانان فوق بشری یا شخصیّتهای عجیب و غریب با نیروهای جادویی یا اسطورهها و خدایانی که در داستان به خدمت گرفته شدهاند، علاوه بر ارضای احساس حقارتهای بشر از نیروی جسمانی و عقلانی خـود که پیوستـه در معرض انواع بلایا و شکستهاست، برای ایجاد این حس خوشایند، یعنی حیرت است که به دنبال خود تحسین و شوق مخاطب را برای حفظ و پاسداشت آن اثر داستانی به دنبال دارد. اهمیت این مسأله تا به آنجاست که هر اندازه یک اثر داستانی با دقت تخیّلی بالاتری این اعمال و شخصیّتهای ماورایی را بیشتر و با نظم و معنای بهتری در خود داشته باشد، در گنجینۀ میراث مکتوب ادبیات داستانی نیز بالاترین ارزش را پیدا میکند، حتی در مواردی قضیه از این نیز فراتر رفته و این آثار داستانی علاوه بر تبدیل شدن به بخشی از تاریخ آمیخته به اسطورۀ یک ملّت، از محتوای داستان آن گرفته تا یک یک شخصیّتهای خوب و بد آن، صورت رمز یافته و در دنیـای روانشناسی و جامعهشناسی یک ملّت، از آنها تأویل و تفسیـرهای به خصوصی برای شناخت روحیّات آن ملّت ارائه میگردد. در داستانپردازی در حوزۀ ادبیات معاصر نیز این حیرتآفرینی و به شگفت آوردن مخاطب از طریق زمینهسازی قالبی و از پیش تعیین شده در دنیای ذهن نویسنده برای غلبه و پیروزی یا شکست و قربانی شدن انسان ـ که یگانه قهرمان داستان است ـ در مواجهه با جبر اجتماعی و شرایط سخت محیطی او صورت میگیرد؛ به این معنا که در داستانهای امروزی که قهرمان آن انسان و دشمن سرسخت او جبر اجتماعی است، نویسنده به ظریفترین شکل ممکن به گونهای زمینهسازی میکند که میخواهد قهرمان پیروز شود و یا ناکام گردد و شکست بخورد؛ (این مسأله حتی در داستانهای مدرنی که ادعای نویسندگان آنها بر این است که شخصیّتها و محیط داستانی که ایشان آنها را ساخته و پرداختهاند کاملاً آزادانه رفتار کرده، در نتیجۀ کنش دلخواه خود پیش رفتهاند نیز صادق است؛ زیرا سرانجام این قلم در دست نویسنده است که برای همۀ شخصیّتها و کنشهای داستانی حکم صادر میکند، چه در غیر این صورت باید شخصیّتهای اثر یک نویسنده را افراد حقیقی جداگانهای فرض کنیم که در تعامل و همکاری با شخص نویسنده موجبات شکلگیری داستانی را فراهم آوردهاند که البته این تصوّری بسیار غیرمنطقی و خندهآور خواهد بود1.) در نتیجه مخاطب از این که چگونه قهرمان داستان ـ که یک انسان عادی همانند خود اوست ـ میتواند بر آن همـه سختیها و دشواریها غلبه کنـد، به حیرت میآیـد و در صورت شکست او در مواجهه با این جبـر و دشواریهای اجتماعی نیز از این شگفتزده میشود که جامعه و افراد آن که تداوم حیاتشان در گرو ارتباط و همکاری با یکدیگر است، چگونه به راحتی یک فرد را قربانی خواستههای نامشروع خود میکنند و این همان چیزی است که نویسنده ماهها و یا شاید سالها وقت و انرژی خود را صرف آن میکند تا به آن دست یابد. در حقیقت، با حیرت مخاطب در برابر نتیجۀ مثبت و یا منفی داستان است که وی علاوه بر احساس آموزندگی و خوشایندی از داستان، سرانجام به کاتارسیس، همان احساسی که هزاران سال پیش، ارسطو آن را نتیجۀ ارزشمند تراژدی میخواند، دست پیدا میکنـد و به الگویی تبدیل میشـود که اصلاحات رفتاری فـردی و تغییر شرایط اجتماعی را به دنبال دارد. حیـرت، تحسین و چرایی را برمیانگیزد و تحسین و چرایی، انگیزۀ اصلاح و تغییر رفتارهای فردی و قوانین اجتماعی میشود و این همان کارکرد اساسی نه فقط داستان، بلکه تمام ادبیات است.
یکی از شاخههای ادبیات داستانی که به موازات عمر داستانپردازی و قصّهسرایی قدمتی چندین هزار ساله دارد و همواره پابه پای داستانگویی و قصّهنویسی در میان ادبیات ملّتهای مختلف جهان از محبوبیّت و استقبال و البته کاربردهای تجربی و فرهنگی ویژهای برخوردار بوده است، افسانۀ اخلاقی یا به تعبیر فرانسوی آن،فابل است که عمدۀ شخصیّتهای آن را حیوانات و سایر جانداران و حتی گیاهان تشکیل میدهند؛ گونۀ ادبی خارقالعاده و جذابی که همواره یکی از بهترین و گستردهترین عرصههای همراهی اندیشـه و تخیّل شاعـران و نویسنـدگان بزرگ بوده و بر خلاف ظاهر ساده و به دور از پیچیدگیاش بهترین ظرفیت را برای انتقال مفاهیم گوناگون و اندیشههای ناب از خود نشان داده است.
همان طور که تاریخ ادبیات ملّتهای کهن و ریشهدار جهان مشحون از این گونه حکایتها و داستانهاست، تاریخ ادبیات ما ایرانیان نیز آراسته به آثاری بسیار جالب و برجسته در این زمینه است؛ آثار گرانبهایی چون کلیله و دمنۀ بهرام شاهی، مرزیان نامۀ وراوینی، موش و گربۀ عبید زاکانی، منطقالطیر عطار نیشابوری و بسیاری از

مطلب مرتبط :   بشردوستانه، مداخله، حقوق، مداخلات، دولکلمات کلیدی این نوشته :موضوع :

دسته بندی : علمی