داستان برای برخی صرفاً جنبه سرگرمی، تنّوع و پرکردن اوقات فراغت دارد؛ امّا «خردمندان» با تعمّق در حقایق و مواعظ ورای آنها، اندیشه خویش را بارور میسازند، متخلّق به عبرتهای آن میگردند و به هدایت آن راه مییابند.745
3-2. نقش و کارکرد داستان در تفسیر
هر چند اندیشه تربیتی مفسّر در سراسر تفسیر ساری و جاری است؛ امّا این نگرش، در عناصری که جلوه‌گری تربیتی بیشتری دارند نمود مضاعفی مییابد. از این منظر، مفسّر تربیتی دو گونه تعامل در رابطه با تفسیر و داستان برقرار مینماید؛ از یکسو به تبیین تربیتی داستان های قرآن همّت میگمارد و از سوی دیگر، ابزار داستان را به منظور بهرهمندی از کارکردهای پیشگفته به خدمت میگیرد.

الف. پردازش تربیتی داستان های قرآن
بر خلاف رویکردی که صرفاً به گزارش یک داستان در حدّ نقل قرآنی آن اکتفا میکند یا گزارشهای تاریخی دیگری را اعمّ از صحیح و سقیم پیوست میکند، یا صرفاً از جنبه بلاغی و هنری به آن مینگرد، مفسّر تربیتی میکوشد مقاصد داستانها را تبیین کند و معارف آن را استخراج نماید؛ بدینسان اندیشه و باور مخاطب خویش را متحوّل نماید و شوق عمل را در وی زنده سازد. هر چند برخی از پیامهای داستان‌های قرآن چنان روشن است که نیاز به تفسیر و تحلیل ندارند؛ امّا بسیاری از آموزههای آن، در بستر ژرفاندیشی و کنکاش و جستجو در زوایای مختلف آیه فهم میگردند. علاوه بر تدبّر در آیات قصص، مراجعه به روایات معتبری که ابعاد وسیعتری از داستان را گزارش میکند، روایاتی که موضوع داستان را مورد تفسیر و تأکید قرار میدهد، بهرهگیری مفسّر از تجربیات عملیِ تربیتی خویش و دیگران در تأکید بر مقاصد داستان، ارائه عبرتهای پیدا و پنهان داستانها و تحلیل قوانین و سنتهای مضمون در آنها، بهره‌گیری از گزارههای روانشناسی، جامعه‌شناسی و علوم تربیتی در تحلیل داستانهای قرآن و… از جمله روشهایی است که میتواند به پردازش تربیتی داستانهای قرآن کمک نماید.
تحلیل تربیتی داستانهای قرآن گاه به صورت موضوعی و گاه به صورت ترتیبی صورت میگیرد. در مدل موضوعی، یک موضوع، محور قرار گرفته و در داستان های قرآن مورد بررسی قرار می‌گردند؛ مثلاً روش‌های تربیتی در داستان‌های قرآن746 یا اصول تربیتی در داستانهای قرآن747 مورد پژوهش قرار میگیرد. حتی می‌توان ذیل روشهای تربیتی در داستانهای قرآن، به تحلیل روش‌ها و شیوههای عملی دستیابی به این روشها از منظر قرآن پرداخت؛ مثلاً روش «ایجاد محیط تربیتی مناسب»، «روش تکریم شخصیت»، «روش تحریک اندیشه و پرورش نیروی عقلانی»، «روش ابتلاء و امتحان»، «روش تشویق و تنبیه» و… را بررسی کرد748 و ذیل هر یک، به شیوه‌های عملی مذکور در قرآن برای نتیجهبخشی آن روش اشاره کرد؛ برای‌مثال، در «روش ایجاد محیط تربیتی مساعد» میتوان به شیوههای عملی قرآنی چون: زمینهسازی، الگوسازی، سالمسازی محیط، تغییر موقعیت (هجرت) اشاره کرد.749
گاه نیز محور انتخاب شده، داستان یک پیامبر؛ مانند حضرت موسی7، حضرت نوح7 است. با توجّه به اینکه داستان این پیامبران در آیات مختلفی قرار دارد، مفسّر این آیات را گردآوری کرده پیامهای بخشی و کلّی آن را تحلیل میکند.750
در مدل ترتیبی نیز پیامهای هر آیه یا مجموعه آیات داستانی بیان میشود و در سورههایی که داستان آن به صورت یکجا نازل نازل شده ضمن بیان پیامهای بخشی، پیامهای کلان یک داستان نیز میتواند به صورت بیان نتیجهگیریهای کلّی و ذکر سنن و قوانین الهی و ارائه عبرتهای آن طرح گردد؛ برای‌مثال تفسیر تربیتی آیه زیر را از نظر میگذرانیم.
«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ ، فَسَقى‏ لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» 751، و چون موسى به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن (چهار پایان خویش) مشغولند و در کنار آنان به دو زن برخورد که مراقب بودند (تا گوسفندانشان با گوسفندان دیگر مخلوط نشوند. پس موسى جلو رفته و به آنان) گفت: منظور شما (از این کناره‏گیرى) چیست؟ گفتند: ما (براى پرهیز از اختلاط با مردان، گوسفندان خود را) آب نمى‏دهیم تا اینکه همه‏ى چوپانان خارج شوند و (حضور ما در اینجا براى آن است که) پدر ما پیر مردى کهنسال است. پس (موسى گوسفندانشان را) براى آنان آب داد، سپس رو به سوى سایه آورد و گفت: پروردگارا! همانا من به هر خیرى که برایم بفرستى نیازمندم»
پیام‏ها:
1. آبها از منابع ملّى هستند، نه اموال شخصى. «ماءَ مَدْیَنَ … النَّاسِ یَسْقُونَ» 2. از حیا و ضعف زنان، سوء استفاده نکنیم. اگر قانون و حمایتى در کار نباشد، بسیارى از مردان، حقوق زنان را نادیده مى‏گیرند. «أُمَّهً … یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ» 3. حریم میان زن و مرد یک ارزش است که دختران شعیب آن را مراعات مى‏کردند. «وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ» 4. از موقعیّت خود سوء استفاده نکنیم. «وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ» (این دو زن، دختران شعیبِ پیامبر بودند، ولى از مردم نخواستند تا بخاطر پدرشان، راه را براى آنان باز کنند.) 5. دختران پیامبر خدا چوپانى مى‏کنند، ولى هرگز تن به ذلّت و گدایى نمى‏دهند. «امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ» 6. چوپانى، شغل بسیارى از انبیاى الهى بوده است. «وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ» اگر پدر ما پیر نبود، خودش چوپانى مى‏کرد. 7. مشکلات شخصى، ما را از حمایت دیگران باز ندارد. «قالَ ما خَطْبُکُما» (موسى علیه السلام که جانش در خطر و در حال فرار بود، از کمک و حمایت دیگران دست برنداشت.)8. حمایت از زنان یک ارزش انسانى است. «ما خَطْبُکُما» 9. گفتگوى مرد با زن در صورت لزوم مانعى ندارد. «ما خَطْبُکُما» 10. سعى کنیم در حرف زدن با نامحرم، خلاصه سخن بگوییم. «ما خَطْبُکُما» 11. نسبت به آنچه در اطراف ما مى‏گذرد، بى‏تفاوت نباشیم. «ما خَطْبُکُما» 12. کار زن در خارج از منزل اشکالى ندارد، به شرط آنکه: الف: زن در محیط کار، تنها نباشد. «امْرَأَتَیْنِ» ب: با مردان اختلاطى نداشته باشد. «مِنْ دُونِهِمُ … لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ» ج: مردى که توان کار داشته باشد، در خانواده نباشد. «أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ» 13. اگر در موضعى غیر عادّى قرار داریم، از خود دفع شبهه کنیم. «وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ» 14. وقتى پدر و نان‏آور خانواده از کار مى‏افتد، همه‏ى فرزندان حتّى دختران نیز مسئول هستند. «أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ» 15. در کمک به دیگران، شرطى قرار ندهیم و سریع اقدام کنیم. «فَسَقى‏ لَهُما» حضرت موسى همین که دلیل منطقى آن دو زن را شنید، بدون هیچ گونه پرسش و درخواستى، بى‏درنگ به رفع خواسته آنان پرداخت. 16. خدمت به مردم را خالصانه انجام دهیم و حل مشکلات خود را از خداوند بخواهیم. «فَسَقى‏ لَهُما … رَبِّ إِنِّی» (موسى گوسفندان آن دو دختر را سیراب کرد، ولى براى رفع گرسنگى خود به جاى استمداد از آنان، از خدا کمک طلبید.)17. همه چیز را از خداوند درخواست نماییم. «رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» 18. در دعا، براى خداوند تکلیف و مصداق معیّن نکنیم. «لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» (حضرت موسى با اینکه گرسنه بود، ولى از خدا، نان و غذا طلب نکرد.» 752
قصههای قرآن مانند دیگر آیات آن میتوانند در سطوح مختلفی تحلیل شوند. تحلیلهای عمیق بهمنظور کشف و ارائه راهکارهای کاربردی تحوّل درونی و بیرونی، فردی و اجتماعی، در تحلیلهای برخی از مفسّران از قصص قرآن جدّا قابل تحسین و الگوگیری است. روش‌هایی که بهشدّت نیازمند انس و تدبّر مداوم با قرآن و مطالعات گسترده تاریخی، جامعه شناسی، تربیتی و روانشناسی است. نمونهای از این تحلیلها را میتوان در تفسیر سوره «فیل» و «قریش» در نگاشتههای تفسیری استاد علی صفایی حائری مشاهده کرد.753
ب. بهره‌گیری از داستان در تفسیر قرآن
با توجّه به کارکردهای تربیتی پیش گفته از داستان، مفسّر میتواند با به کارگیری این ابزار تربیتی، تفسیر خود را تنوع بخشیده جذاب سازد، نمونهها و مصادیق روشنی از آیه را نشان دهد، روح و روان مخاطب را متوجّه آیه نماید، اندیشه و فکر او را بارور سازد، آموزههای قرآن را در ذهن او پایدار نماید. دایره مخاطبین خود را فراگیرتر سازد؛ علاوه بر این، آموزههای قرآن وقتی در قالب داستان ارائه میگردند، افزون بر پیام آیات، پیامهایی نیز از خود داستان، مستقیم و غیرمستقیم به شنونده القاء میگردد؛ این چنین، زمینه جلب توجّه او فراهم میگردد؛ شاید گوش هوش و چشم قلبش باز شود و گامی به سمت عمل بردارد.
مفسّر در بهرهگیری از داستان باید به نکات زیر توجّه جدّی داشته باشد تا نقل داستان نتیجه معکوسی را برای مخاطب به همراه نداشته باشد.
1. نقل داستانها باید به اندازه و معقول باشد. استفاده مکرّر و بیش از اندازه از داستان و نیز بهرهگیری از داستانهای بلند و مفصّل که کتاب تفسیر را به کتاب داستان تبدیل میکند شایسته نیست.
2. داستان ها باید ارتباط مناسبی با آیه داشته راهگشای زاویهای از زوایای آن باشند و بُعدی از ابعاد آن را عینیت بخشد. نقل داستان با کمترین مناسبت با آیه، شایسته نیست.
3. داستانها باید معقول باشند. بهرهگیری از داستانهایی که غالب مردم را به شک و شبهه میاندازد جایز نیست؛ ملاک نقل داستان، صرفاً «واقعیتداری» نیست. چهبسیار داستانهایی که کراماتی را برای اولیاء الله نقل میکنند امّا حقیقت آن را متعبّدین یا خواص درک میکنند.
علاوه بر این، داستانها باید گویا و روشن باشند و خود نیاز به توضیح برای رساندن معنا و دفع شبهه نداشته باشند. زبان آن نیز متناسب با فهم مردمان هر عصر باشد؛ از اینرو میتوان داستانهای واقعی جالب با ادبیات گذشته را بازآفرینی کرد و با ادبیات روز ارائه نمود. بهرهگیری از هنر داستان نویسی و پردازش جذّاب و هنری داستان تأکید و توصیه میشود.
4. داستانها باید واقعی باشد. بهرهگیری از شایعات و مشهورات، نقل خواب و رؤیاهای کممایه و بی‌اساس یا حتّی داستانهای واقعی تجربه شده برای خود انسان که مخاطب فهم درستی از آن نمی‌تواند داشته باشد جایز نیست.
5. شخصیت داستانها تناسبی با ذهنیت، فرهنگ و اعتقادات مسلمانان داشته باشد. شخصیتهاای معتبر و شناخته شده تأثیر بیشتری دارد. از اینمیان، در حوزه مثبت و ایجابی، داستانهایی از سیره معصومان( و اولیای دین که الگوی کاملی را ارائه می‌دهند تأکید می‌شود. با توجّه ب

مطلب مرتبط :   قربانیان، کیفری، محاکم، جرایم، عدالت

دسته بندی : علمی