پاداشى بزرگ، برترى بخشیده است»720
«جهاد یک قانون عمومى در عالم آفرینش است، و همه موجودات زنده جهان اعم از نباتات و حیوانات به وسیله جهاد موانع را از سر راه خود بر مى‏دارند، تا بتوانند به کمالات مطلوب خود برسند.
برای مثال، ریشه درختى را مى‏بینیم که براى به دست آوردن غذا و نیرو، به طور دائم در حال فعالیت و حرکت است، و اگر روزى این فعالیت و کوشش را ترک گوید، ادامه زندگى براى او غیر ممکن است.
به همین دلیل در هنگامى که در حرکت خود در اعماق زمین با موانعى برخورد کند، اگر بتواند آنها را سوراخ کرده و از آنان مى‏گذرد، عجیب این است که ریشه‏هاى لطیف گاهى همانند مته‏هاى فولادى با موانع به نبرد بر مى‏خیزند، و اگر احیانا این توانایى را نداشت، راه خود را کج کرده و دور زدن از آن مانع مى‏گذرد.
در وجود خود ما در تمام شبانه روز حتى در ساعاتى که در خوابیم نبرد عجیبى میان گلبولهاى سفید خون ما و دشمنان مهاجم وجود دارد، که اگر یک ساعت این جهاد خاموش گردد و مدافعان کشور تن دست از پیکار بکشند، انواع میکربهاى موذى در دستگاههاى مختلف رخنه کرده، و سلامت ما را به مخاطره خواهند افکند.
عین همین مطلب در میان جوامع انسانى و اقوام و ملل عالم وجود دارد، آنانى که همیشه در حال” جهاد” و” مراقبت” به سر مى‏برند، همواره زنده و پیروزند، و دیگرانى که به فکر خوش‏گذرانى و ادامه زندگى فردى هستند، دیر یا زود از بین رفته و ملتى زنده و مجاهد جاى آنها را خواهند گرفت. و همین است که رسول گرامى اسلام 9مى‏فرماید:
«فمن ترک الجهاد البسه اللَّه ذلا و فقرا فى معیشته و محقا فى دینه ان اللَّه اعز امتى بسنابک خیلها و مراکز رماحها؛ 721 آن کس که جهاد را ترک گوید، خدا بر اندام او لباس ذلت مى‏پوشاند، و فقر و احتیاج بر زندگى، و تاریکى بر دین او سایه شوم مى‏افکند، خداوند پیروان مرا به وسیله سم ستورانى که به میدان جهاد پیش مى‏روند و به وسیله پیکانهاى نیزه‏ها، عزّت مى‏بخشد»722
اهمیّت روش تمثیلی در تبیین معارف قرآن برخی را بر آن داشته که با نگارش آثار مستقلی به تفسیر تمثیلی قرآن بپردازند. «باران حکمت» که تاکنون هشت جلد آن منتشر شده است، به گونه ای جذّاب و اثرگذار با این رویکرد نگاشته شده است.723 تمثیلات برخی کتب تفسیری نیز در قالب کتابی مستقل چاپ شده است که نشانگر وسعت کاربرد آن در این تفسیر است.724
در کتاب «باران حکمت» ذیل آیه «لَقَدْ کانَ فی‏ یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیاتٌ لِلسَّائِلین»725 می‌نویسد:
«آبی که دارد با شتاب از یک جوی عبور می‌کند اگر مقابل آن را سد کرده ببندیم چه اتفاقی می‌افتد؟ جز آن که بالا رفته و آنگاه از تمام اطراف سرازیر می‌شود؟ جز اینکه تاکنون پایین بوده و حالا بالا می‌رود؟ و یا اینکه یک راه در پیش داشت ولی اکنون ده ها راه پیش پای آن سبز می‌شود؟ و یا جز اینکه محدود بود و حالا آزاد می‌شود؟ حال، ما هم مثل همان آب جوی می‌مانیم و اگر کسی یا کسانی از سر حسد و یا هر انگیزه ناصواب دیگر با ما مقابله کنند و مانع رشد ما شوند به حتم نتیجه معکوس خواهد داشت؛ یعنی ممکن است به طور موقت و مقطعی راه را بر ما ببندند؛ امّا دیر یا زود ما اوج گرفته و بالا می‌رویم و خداوند راههای فراوانی پیش روی ما می‌گشاید. و این حقیقتی است که قصه یوسف7 آن را به زیبایی تمام به نمایش گذاشته است. در حقیقت قصه یوسف 7 یک پاسخنامه است، پاسخ به پرسشهای اساسی بشر. پرسش از اینکه آیا می‌توان با حذف دیگران پررنگ شد؟ آیا می‌توان با نفی دیگران اثبات شد؟ آیا کارها با مکر و حیله و کید و نیرنگ پیش می‌رود؟ آیا زور بازو آدمی را محبوب و دلنشین می‌کند؟ پاسخ این ها را تماماً در این قصه خواهی خواند»726

مطلب مرتبط :   داستان، سرزمین، هند، اروپایی، افسانه

3. داستان
ویژگیهای ممتاز داستان در روح و اندیشه آدمی، آن را یکی از برجستهترین ابزارهای تعلیم و تربیت ساخته است. عمر داستان که به قدمت زبان و گویایی آدمی است و حضور آن در تمامی فرهنگها و تمدنها بیانگر نقشآفرینی شگرف آن در انتقال اهداف و مقاصد آدمیان و حکایتگر نیاز روحی و فکری آدمیان به آن است. بخش مهمّی از ادبیات جهان و بهترین آثار شعراء و نویسندگان بزرگ؛ اعمّ از فارسی زبان و غیر آنها، داستانهای ایشان است. داستان چه به صورت نظم باشد یا نثر و یا در شکل نمایشنامه و فیلم عرضه شود، اثرى در خواننده و بیننده مى‏گذارد که استدلالات عقلى هرگز قادر به چنان تاثیر نیست.727 داستانها آنگاه که در بستر واقعیت میشکفند و تجلّیبخش ارزشها و پیامهای متعالی میگردند و به آرایه‌های فصاحت و بلاغت آراسته میگردند افسونی مضاعف میگیرند و حضوری جاودانه مییابند و تأثیری ماندگار میآفرینند. اوج نقشآفرینی داستان در تربیت انسان را میتوان در کاربرد قرآنی آن مشاهده کرد. روایت بیش از شصت داستان در هزار و هشتصد آیه شاهد صادقی بر این مدعاست؛728 در حقیقت یک چهارم قرآن به زبان داستان روایت شده است؛729 از اینرو میتوان گفت قرآن کریم با بهرهگیری گسترده از این ابزار، بهترین راه تعلیم و تربیت را برگزیده730 که پیامی با فریاد بلند به مفسّران و مبلغان و معلمان و مربّیان و فرهنگ پروران جامعه بشری است که در بیان مقاصد خویش از این زبان گویا بهره گیرند.

3-1. کارکردهای داستان
تأثیر و اهمیّت داستان ها به خاطر کارکرد های عمیق و گسترده آن است. به جرأت می‌توان گفت که در میان اقوام و فرهنگ‌های گوناگون هیچ قالب بیانی به اندازه قصه نافذ و مؤثر نبوده است.731 اهمیّت داستان به خاطر کارکردهای زیر است.
الف. ابزار تفهیم عامه
داستان برای همه انسانها قابل درک و فهم است؛ برخلاف استدلال که همه افراد در درک آنها یکسان نیستند.732 قرآن کریم نیز که کتاب هدایت و تربیت عمومی است و از ویژگیهای آن «شمول و فراگیری تربیتی» میباشد733 از ابزارها و قالبهایی که فهم معارف آن را عمومیّت میبخشد و بیان آن را روشن و شفاف میکند بهره میجوید.734 مفسّران قرآن نیز باید در تفهیم مقاصد آیات، با الگوگیری از قرآن و به منظور بهره‌مند سازی طیف بیشتری از مخاطبان، از داستان استفاده کنند.
ب. تربیت و آموزش غیر مستقیم
صاحب‌نظران تعلیم و تربیت در فرایند آموزش و پرورش، روش «القای غیرمستقیم» را دارای تأثیر و نفوذ بیشتر و کارایی و بازده بالاتری نسبت به روش «القای مستقیم» میدانند.
در داستان، الگوها و سمبلها، شخصیتها، حوادث و پیامها تأثیر بهسزایی در ذهن و اندیشه آدمی بهجای میگذارند؛ زیرا شنونده داستان نمیتواند حالتی منفی نسبت به رویدادهای داستان از خود بروز دهد و در این میان خود را کاملاً کنار نگه دارد؛ بلکه خواسته یا ناخواسته از داستان تأثیر میپذیرد و پیام مورد نظر آن در ذهن و قلب او جای میگیرد.735 روش غیرمستقیم حساسیتهای ناشی از موعظه مستقیم را از میان میبرد و تلخی آن را شیرین میسازد و همچون «بیهوشی دادن و جراحی کردن بیمار» مخاطب را تحتتأثیر و عمل قرار میدهد.736 در حقیقت داستانها گونهای از موعظهاند؛ امّا موعظه غیرمستقیم؛ از آنجا که موعظه خود از روشهای تربیتی است،737 نقش تربیتی داستان افزون میگردد.
ج. انگیزش عاطفی
تأثیرگذاری داستان به خاطر ورود به حوزه روح و روان و ایجاد انگیزش عاطفی است. داستان پیش از هر چیز با احساس و خیال مخاطب سروکار دارد، سپس اندیشه و تعقّل را بر میانگیزد و به آموزش پیامها و مفاهیم مورد نظر میپردازد از اینرو میتواند مایه تحوّل روح و اندیشه انسان گردد و حتّی جهانبینی و عملکرد وی را به تناسب فضای فکری ایجاد شده دگرگون سازد. همزادپنداری مخاطب با قهرمانان و شخصیّتهای داستان، تصّور فضاهای رخداد داستان، مشاهده عواقب و نتایج تلخ و شیرین رخنموده در حادثه و موضوع داستان، بر عاطفه و روح او تأثیر میگذارد و به تناسب قوت داستان و اعتبار آن، تأثیر خود را بر جای میگذارد.738 در حقیقت داستانها به جهت ارتباط پویا و زندهای که با مخاطب برقرار کرده و آنها را در متن واقعه وارد میکنند، تأثیر و نفوذ فوق العادهای مییابند. چنانچه داستانها، متنی بر واقعیات بوده و حاوی پیامهای اقناعی و متعالی باشند، از حوزه تخیّل صِرف که کارکرد رمّانهای خیالی است خارج شده و به حریم ماندگار اندیشه و قلب وارد میشوند و تأثیری پایدار مییابند.
د. جذّاب سازی و تنوّع بخشی به کلام
جذّابیت داستان ریشه در طبع و سرشت آدمی دارد. گذشت زمان و رشد فکری آدمی و پیشرفت صنعت و تکنولوژی و پدید آمدن جاذبههای نوین، نه تنها از ارزش و جاذبه داستان نکاسته است؛ بلکه نیاز به آن را در وانفسای روابط خشک و خسته کننده انسان و صنعت و در فراز و فرود مطالعات پژوهشی و آکادمیک و علمیِ محض بیشتر نموده است.739 اساساً ذهن انسان ذهنی پویا، جستجوگر و کمالگراست و در عرصه جستجوگری، زود خسته می‌شود. هنر، حاصل همین ویژگی است. در میان فرم هنرها، قصّه سازگارترین فرم را با ذهن بشر دارد. قصّه پیچیدگیهای این ذهن را میشناسد و علاقه هایش را میداند؛ از اینرو خود را با ذهن مخاطب هماهنگ میکند؛740 بدینسان داستانها با جذّابسازی و تنوّعبخشی به کلام، ملال و خستگی را میزداید و انبساط خاطر و آرامش روحی میآورد؛ این چنین، مایه کشش و شوق مخاطب به اهداف آن میگردد، آدمی را با مقاصد آن همراه میسازد و زمینه های حرکت به سوی عمل را مهیا میکند.
ه. عینیت بخشی و نمونه سازی
چنانکه پیشتر اشاره شد «اصل عینیت» از اصول تربیتی است که باعث تجسّم بهتر پیامها و فهم ملموستر مقاصد میگردند. در واقع، داستانها مثالی از یک حقیقت و پیام، و نمونه رخداده و خارجی آن است؛ از اینرو آوردن مثال در تعلیم و تربیت خود نوعی تعلیم عملی و نشان دادن عمل است. داستان، به نوعی تاریخ است. و تاریخ، داستان حوادث تلخ و شیرین، شکستها و پیروزی ها، صالحان و طالحان و بیانگر تجربیات آدمیان و راز کامیابی و شوم بختی آنان و تجلّی بخش سنّت های الهی در جهان آفرینش است. حوادث تاریخی هر چند تکرار نمیشوند؛ ولی قوانین و تجربههای آن تکرارپذیر است. داستان با انتقال این قوانین و تجربهها، مقاصد و پیامهای خویش را به طور ملموس برای انسانهایی که بیش از معقولات و مسموعات، بر ملموسات و مشاهدات خویش پای بندند، انتقال میدهد.741 تربیت داستانی از منظر عینیّت‌بخشی، وقتی دارای تأثیر و کارکرد مناسب خواهد بود که داستانها، واقعی و نه تخیّلی و فرضی باشند؛ زیرا احساسات برآمده از داستانهای تخیّلی بسیار گذرا و ناپایدارند.742
و. بارور سازی فکر و اندیشه
کارکرد داستان میتواند صرفاً به توانمندسازی تخیّلات و تحریک عواطف محدود گردد؛ امّا گزینش و پردازش درست آنها علاوه بر کارکرد عاطفی، میتواند مایه رشد و پرورش اندیشه و خرد متربّیان گردد. قرآن کریم به این کارکرد اشاره کرده قصههای

مطلب مرتبط :   آلمان، رضاشاه، بریتانیا، انگلیس، انگلستان

دسته بندی : علمی