نظریه ((انتشار))، هر قدر هم که فرهنگ های مختلف از هم فاصله جغرافیایی داشته باشند، وقتی با اسطوره مشابهی مواجه می شویم باید تصوّر کنیم که داستان ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر انتقال یافته اند. طبق این نظریه، ما صرفاً به علّت عدم شناخت کافی است که نمی توانیم مسیرها و مجراها و واسطه ها و روش های این انتقال یا انتشار را شناسایی کنیم و تشخیص بدهیم.
هر دو نظریه ممکن است تا جایی صادق باشند. اما گاهی شباهت اساطیر مختلف آن قدر زیاد است که نمی توان آن را با مفهوم ((ناخودآگاه جمعی)) توضیح داد، در چنین مواردی، قاعدتاً انتشار یا انتقال صورت گرفته است. مثلاً به نظر می رسد که شباهت اسطوره های یونان و خاور دور را می توان به نقش واسطه یا میانجی تمدن هند و یونانی شمال هند نسبت داد. هر چه می گذرد، بیشتر می توان انتظار داشت که این گونه مجراهای انتقال باز هم از بطن تاریکی و ابهام بیرون بیایند. کسی چه می داند، شاید روزی برسد که بتوان دوره و سرزمین واحدی را یافت که اسطوره های اصلی جهان و خاستگاه های آن ها از آن دوره یا سرزمین انتشار یافته باشد. (گرانت-هیزل،20:1384-19).
در این زمینه لازم به ذکر است، زبان فارسی و انگلیسی به خانواده پر جمعیت زبان های هند و اروپایی تعلق دارند که بخش عظیمی از مردمان کره زمین را در بر می گیرد. محققانی که درباره تاریخ اقوام هند و اروپایی بحث کرده اند معتقدند که این اقوام پس از انشعاب به دسته های متعدد در سرزمین های مختلف سکنی گزیدند. از جمله بخش هایی از این اقوام در ایران و هندوستان و بخش های دیگری در قسمت های مختلف اروپا مثل ایرلند، انگلستان، آلمان و ایتالیای امروز متمرکز شدند. بدین دلیل میان بسیاری از واژه های زبان های هند و اروپایی شباهت وجود دارد. با توجه به این شباهت هاست که درمی یابیم این اقوام روزگاری خاستگاه واحدی داشته و سپس پراکنده شده اند. (صفائیان،8:1380). و طبیعتاً افسانه ها و اساطیر مشترکی نیز می توانسته است در میان مردمان آن دوران شکل گرفته و به مرور زمان و با مرزبندی سرزمین ها رنگ و بوی فرهنگ و آیین های مربوط به آن سرزمین ها را به خود پذیرفته باشند.
داستان های پهلوانی و اسطوره ای شاهنامه به طور شگفت انگیزی با برخی از داستان های اروپاییان همانندی دارد. به ویژه این که برداشت ها و تأویل های عرفانی آن ها به هم بسیار نزدیک است. این شباهت های بسیار نزدیک موجب شده است تعدادی از محققان همچون هانری کربن در جستجوی تأثیر و تأثر میان این داستان ها برآیند. از نظر آن ها شباهت های حلقه آرتور شاه با حلقه پهلوانی کیخسرو نمی تواند یک شباهت ساده و معصومانه باشد و احتمال زیادی دارد که داستان های اروپایی پیش از جنگ های صلیبی و در طول آن از ایران و گاهی به واسطه اعراب و ترک ها به اروپا منتقل شده باشد. (نامورمطلق، 161:1388).
وجود شباهت ها میان داستان فریدون و پسران در شاهنامه با داستان لیرشاهِ شکسپیر نیز، زمینه را برای مقایسه آن دو از منظر ادبیات تطبیقی مهیّا ساخته و بررسی نظریه های مربوطه در این زمینه را ممکن می سازد.
از طرفی می دانیم، داستان فریدون و پسران از خود فردوسی نبوده و حکیم طوس در آفرینش داستانِ مذکور در شاهنامه، از منابع دیگری که اسامی آنها در بحثِ مربوطه ذکرشان رفت استفاده کرده است. بنابراین ریشه های داستان فریدون در افسانه ها و اسطوره های هزاره ایران زمین قرار داشته و حتّی بر اساس مدارک مستند، نام فریدون در سانسکریت و وداهای هند که قدمتی هزارساله دارند نیز ذکر شده است. از طرف دیگر، چنان که پیش تر و در مبحث مربوط به داستان لیرشاه اشاره شد، شکسپیر نیز در خلق داستانِ لیر از منابع دیگری سود جسته است. لذا داستان لیرشاه نیز به مثابه داستان فریدون که جزو افسانه هاست، بسیار کهن بوده و از زمره افسانه های قدیمی مردم انگلستان به شمار می رود. و ریشه آن به روزگاری می رسد که مردمانی به نام سِلت در جهان می زیسته اند.
باکنر تراویک279 در کتاب ((تاریخ ادبیات جهان)) تاریخچه و سرگذشت سلت ها یا کلت ها را چنین توضیح می دهد: «شاخه ای از اقوام هند و اروپایی که اکنون به سلت ها یا کلت ها مشهورند، احتمالاً تا اوایل سده هفتم قبل از میلاد در اروپای غربی (فرانسه و شاید اسپانیا) ساکن می شوند. گروهی از سلت ها که ساکنِ سرزمین گُل بوده اند، با رومیها و ژرمنی ها در می آمیزند. گیل ها، ظاهراً در روزگاری ناحیه وسیعی از انگلستانِ امروزی را به اشغال در می آورند، و در حدود 400 ق.م احتمالاً به وسیله موج تازه ای از سلت ها و بریتون ها به غرب و شمال رانده می شوند». (تراویک،247:1373). از طرف دیگر جهانگیر کوورجی کویاجی در مورد داد و ستد فرهنگی میان ایرانیان و سلتی ها در درازنای هزاره ها را این گونه شرح می دهد:
«در درازنای هزاره ها، ایرانیان با بسیاری از قوم های دیگر همچون سکاها و چینی ها و هیتی ها، یونانی ها و کلتی های آسیای کهین تماس تاریخی و جغرافیایی پیدا کردند. از بررسی داد و ستدهای فرهنگی ایران کهن با سرزمین هیتیّت که بگذریم، به بخشش مهمّی از تاریخ ادبیات جهان می رسیم، یعنی اثرهای بر جا مانده از انبوه بزرگی از افسانه ها و سنّت های ایرانی بر شعرها و داستان های پهلوانی – غنایی280 اروپا در سده های میانه. تأثیر افسانه ها و سنّت های کلتی/ سلتی در ادب اروپایی آن سده ها، به اندازه یی بسنده شناخته شده است». (کوورجی کویاجی،300:1380-299).
از مطالب ارائه شده توسط صاحب نظران در مورد خاستگاه های مشترک مردمان هند و اروپایی و تاریخچه و سرگذشت سلت ها و داد و ستد فرهنگی که در طول هزاره ها میان آنان و مردمان ایران زمین صورت پذیرفته است، و با توجه به مشابهت های موجود میان داستان فریدون و پسران و لیرشاه و دخترانش، احتمال هم ریشه بودن اسطوره فریدون و افسانه لیرشاه وجود داشته و می توانند در روند شکل گیری خود رنگ و بوی فرهنگ سرزمین های مورد نظر را به خود پذیرفته باشند. مضمون و محتوای مشترک، ویژگی های مشابه شخصیت های دو داستان و نتیجه ای که به صورت یکسان از هر دو داستان گرفته می شود (جهان را به بد نسپریم)، می تواند دلیلی بر این مدّعا بوده باشد.
دکتر مهرداد بهار در زمینه بررسیِ دو داستان از لحاظ هم منشأ بودن چنین نظر داده است:
« برای آن که دو داستان را از یک اصل و منشأ بدانیم، باید چند عامل مشترک را در آن ها بیابیم:
1- یکی اینکه بافت هر دو داستان، یعنی سیر داستان ها و سرنوشت قهرمانان اگر یکی نیست، لااقل نزدیک به هم و شبیه به هم باشد.
2- دوم اینکه هر یک از قهرمانان هر داستان، روحیّات و شخصیتی نزدیک به هر یک از قهرمانان مشابه خود در داستان دیگر داشته باشد». (بهار،1351).
روشی را که دکتر بهار پیشنهاد داده است، در مورد دو داستان (فریدون و لیر) اعمال می کنیم:
1) مقایسه تطبیقیِ داستانِ فریدون و پسران در شاهنامه با لیرشاه شکسپیر به لحاظ بافت، یعنی سیر داستان ها و سرنوشت قهرمانان:
1- الف) آزمایش فرزندان قبل از تقسیم سرزمین توسط پادشاه در هر دو اثر
در هر دو اثر، شخصِ پادشاه قبل از اقدام به تقسیم سرزمین میان فرزندان خویش، دست به آزمونِ آنها زده و قصد دارد بر اساس لیاقتشان سهم هر یک را بپردازد:
_«آزمایش فرزندان در لیرشاه»:
لیر دخترانِ من، اکنون که ما خود را از سلطنت و استفاده از این سرزمین و مسائل مملکتی محروم می سازیم بگویید بدانیم که کدام یک از شما عمیق ترین محبّت را نسبت به ما دارید؟ زیرا در این صورت خواهیم توانست در این حال که غریزه طبیعی و شایستگی با هم رقابت دارند سخاوتمان را به حداکثر نشان دهیم. (شکسپیر،1222:1387).
_«آزمایش فرزندان در داستان فریدون و پسران»:
در ایران، فریدون پس از آزمودن پسرانش که سه تن اند، جهان را میان آنان تقسیم می کند: به سلم که خواستار مال و خواسته بسیار بود سرزمین روم را می بخشد؛ به تور که طالب دلاوری است توران را؛ و به ایرج که جوانترین آنهاست و خواهان قانون و آیین و دین و داد ایران را که سرزمین میانی و برترین پادشاهی است. (ستّاری،201:1376)
1- ب) عمل ِتقسیم سرزمین در هر دو اثر توسط پادشاه میان فرزندان
در هر دو اثر، آغاز و شکل گیری ماجراها و اتفاقات بعدی بر سر تقسیم سرزمین توسط پادشاه بین فرزندان صورت می پذیرد:
_«عمل تقسیم سرزمین در لیرشاه»:
لیر در این ضمن ما از قصد درونی خود سخن خواهیم گفت. آن نقشه را به من بدهید. بدانید که ما کشور خود را به سه قسمت تقسیم کرده ایم و تصمیم راسخ ما این است که هر گونه غم و غصّه و مسائل مملکتی را از وجود خود بزداییم و آن را به جوان تر و نیرومند از خود بسپاریم. (شکسپیر،1222:1387).

مطلب مرتبط :  

_«عمل تقسیم سرزمین در داستان فریدون و پسران»:
نهفته چو بیرون کشید از نهان بسه بخش کرد آفریدون جهان
یکی روم و خاور یکی ترک و چین سومی دشت گُردان ایران زمین (فردوسی،26:1386).
1- ج) حسد و کینه ورزی فرزندان بزرگتر نسبت به فرزند کهتر در هر دو اثر
حسادت و کینه ورزی فرزندان مهتر نسبت به فرزند کهتر، در هر دو اثر مشهود و بارز است.
_«حسد و کینه ورزی گونریل و ریگان نسبت به کوردلیا در لیرشاه»:
گونریل می بینی او در این سنّ دچار چه تغییراتی شده! آنچه در این باره مشاهده کرده ایم کم نبوده است. او همیشه خواهرِ ما را بیش از ما دوست داشته است و بسیار بدیهی است که با چه قضاوت نادرستی او را کنار زده است. (شکسپیر، 1227:1387).
_«حسد و کینه ورزی سلم و تور نسبت به ایرج در داستان فریدون و پسران»:
بجنبید مر سلم را دل ز جای دگرگونه تر شد به آئین ورای
دلش غرقه گشت به آز اندرون بسر اندیشه بنشست با رهنمون
بدل پر ز کین شد برُخ پر ز چین فرسته فرستاد زی شاه چین (فردوسی،26:1386).
1- چ) طرح توطئه دو فرزند بزرگتر بر علیه پدر و تصمیمات او در هر دو اثر:
حسادت و کینه ورزی فرزندان مهتر نسبت به فرزند کهتر و طمع و آزمندی آنها برای به دست گرفتن تاج و تخت، زمینه ای برای اتحاد و همدستی آنها ایجاد می کند.
_«طرح توطئه و همدستی گونریل و ریگان بر علیه پدر در لیرشاه»:
گونریل عدّه ای را برگزین و سوار شوید و بروید و خبر اضطراب واقعیِ مرا به خواهرم برسانید. آنچه به نظرت می رسد به آن بیفزا تا دلایل من منطقی تر جلوه کند. زود برو و در بازگشت شتاب کن… (شکسپیر، 1241 :1387).
_«طرح توطئه و همدستی سلم و تور بر علیه پدر در داستان فریدون و پسران»:
نامه سلم به تور:
فرستاد نزد برادر پیام که جاوید زی خرّم و

مطلب مرتبط :   داستان، قرآن، داستانهای، داستانها، مِنْ

دسته بندی : علمی