گزارش بلیغ او به سلم و تور، ارزیابی کامل از دربار ایران است. سلم و تور پس از پرسش های بسیار از سازمان لشکری و کشوری ایران و چگونگی مرتبت سپهداران، صلاح در آن می بینند که هر چه زودتر به ایران حمله ببرند و کار منوچهر را یکسره کنند، پیش از آنکه او ((شود تیز دندان و گردد دلیر)). فریدون از نقشه و تدبیر پسران بی خبر نمی ماند، و بی کار نمی نشیند. لشکرکشی آغاز می گردد، و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی منوچهر با لشکر سلم و تور روبروی می شوند. منوچهر، آنگاه که سپاه ایران را به جنگ با دشمن ترغیب می کند، به ایشان می گوید، ((این نبرد نوعی «جهاد» است، خون دشمن را بریز اگر پیروز شدی در این دنیا زر و زور به پاداش خواهی گرفت، و اگر کشته شدی بهشتی و جاوید خواهی شد)):
میان بسته دارید و بیدار بید همه در پناه جهاندار بید
کسی کو شود کشته زین رزمگاه بهشتی بود شسته پاک از گناه
همه نیکنامند تا جاودان بمانند با فرّه موبدان
هم از شاه یابند دیهیم و تخت ز سالار زور و ز دادار بخت
اینک سپاه فریدون به فرماندهی منوچهر با لشکر تور روبرو شده اند و جنگ در گرفته است. سلم و تور تدبیر می کنند که شب هنگام حمله ببرند و کار منوچهر را بسازند. منوچهر خود با سپاه، شب هنگام حمله ور می شود، در گیر و دار جنگ و شبیخون، تور به دام منوچهر می افتد. فاتح سر تور را از تن جدا می کند. منوچهر نامه ای به فریدون می نویسد که آغازش سپاس جهاندار دادگر و فریدون با تاج و فرّ، و میانش شرح جنگ و دلاوری خود، و پایانش نوید نابودی سلم است، و همراه کاغذ سر تور:
چنان چون سر ایرج شهریار به تابوت زر اندر افگند خوار.(رضا،148:1371-113).
چون سلم از کشته شدن تور آگاهی یافت خواست به دژ ((الانان)) پناه برد ولی منوچهر پیش دستی کرد و با تدبیر قارن آن دژ را بگشود. به این ترتیب که چون دژ دار از مرگ تور آگاه نبود قارن انگشتری تور را بگرفت و به عنوان فرستاده وی نزد دژ دار رفت و چون انگشتری تور را بدو نمود او را به درون دژ راه داد. (یاحقی،45:1371).
منوچهر، پس از چندی جنگاوری و حماسه سازی، و به چنگ آوردن دژ دشمن به نیرنگ و جاسوسی، سرانجام بر سپاه سلم چیره می شود. وی پیروزی می یابد که سر سلم، عموی دیگر مادر خودش را هم از تنش جدا کند، و بر فراز نیزه بگذارد، و بدین روش کینه خود و پدربزرگ کین پرور را تسکین بخشد. لشکریان سلم، نماینده ای خردمند پیش منوچهر می فرستند و تقاضای بخشایش می کنند.
یکی پر خرد مرد پاکیزه مغز که بودش زبان پر زگفتار نغز
بگفتند تا زی منوچهر شاه شود گرم و باشد زبان سپاه
بگوید که گفتند: ((ما کهتریم زمین جز به فرمان تو نسپریم…))
پاسخ منوچهر خردمندانه است. می گوید اگر شما دوستدار یا کینه دار من هم باشید با شما کاری ندارم، امروز روز داد است. او نامجویی و داد را بر کامجویی و کینه توزی خصوصی چیره می کند:
چنین داد پاسخ که من کام خویش به خاک افکنم برکشم نام خویش
منوچهر گزارش پیروزی خود را با نامه به نزد فریدون می فرستد، و می گوید که خود او به زودی به دیدار نیا خواهد آمد. در پایان این داستان فردوسی با چند بیت بلند تأثّر انسانی فریدون را از مرگ پسران بیان می دارد و اضافه می کند که بازپسین ایام عمر او به سوگواری گذشته است:
همی هر زمان زار بگریستی بدان شوربختی همی زیستی
که برگشت و تاریک شد روز من از این سه دل افروز دل سوز من
فریدون دادگر، اما کینه توز و انتقام جوی، پس از درازای دو نسل صبر و چاره جویی، دیگر تکلیف کین خواهی خود را انجام داده است. ولی باز می بینیم که سرهای پسران را در پیش چشم و یا در خاطر دارد و بسان پدری داغدیده می نالد:
که برگشت و تاریک شد روز من از آن سه دل افروز دل سوز من
به زاری چنین کشته شد در پیش من شده هم به کام بداندیش من. (رضا،154:1371-149).
بعد از آن، فریدون شاه درگذشت و به رسم همه شاهان او را در یک دخمه گذاشتند، و در کنارش طلا و جواهر، و تختی از عاج را به زیرش نهادند و در دخمه را بستند. (گرجیان،44:1390).
1.6.1.2 تحلیل ظرفیت های نمایشی داستان فریدون و پسران در شاهنامه
داستان فریدون، یکی از پر تنش ترین و عبرت انگیزترین داستان های شاهنامه به شمار می آید. داستانی که پایان آن منجر به شکل گیری کاتارسیس نزد مخاطب می شود. نوعی پالایش در نزد مخاطب که ارسطو آن را نقطه عزیمت برای تراژدی می دانست. داستانی که به موضوعاتی چون بی عدالتی، حرص و طمع و قدرت طلبی پایان ناپذیر در نزد انسان، خون ریزی و برادر کُشی، انتقام و نظایر آن می پردازد. داستانِ فریدون، حکایت زیاده خواهی نسل بشر است. در طی داستان، فرزندان فریدون در مقابل پدر قرار گرفته و به طغیان و سرکشی بر علیه او برمی خیزند. داستان فریدون، یک تراژدی را رقم می زند، که پس از خواندن داستان، اندوهی عمیق بر وجود خواننده نقش می بندد.
این داستان در شاهنامه که بسیاری از صاحب نظران در زمینه ادبیات، آن را نمونه ای از تراژدی های شاهنامه می پندارند، به مثال برخی دیگر از داستان های شاهنامه دارای ظرفیت های نمایشی بالقوه ای است و این ویژگی را حتی با یک بار خواندن داستان نیز می شود ادراک کرد. طرح داستانیِ حساب شده بر اساس دلایلِ منطقی، به همراه شخصیت پردازی های خوب که از طرق مختلف (دیالوگ، کنش و عملکرد) صورت می پذیرد، انواع گفتار و گفت و شنودهای حساب شده و نمایشی که زوایای پنهان شخصیت ها را بهتر و بیشتر آشکار می سازند، در کنار پیچیدگی ها و بحران هایی که شخصیت ها در طول داستان از سر می گذرانند و کشمکش و فاجعه را برای هر یک از آنها رقم می زند داستان را هر چه بیشتر به سمت نمایشی بودن سوق می دهد.
طوری که مخاطب با هر بار خواندن داستان، شخصیت ها را در مقابل چشمان خود حاضر و ناظر می یابد و لحظه به لحظه کشمکش ها و حوادثی را که در طول داستان اتفاق می افتند در حافظه تصویری خود به صورت تصاویری نمایشی مشاهده و ثبت و ضبط می کند. در ادامه مطلب برای بهتر مشخص شدن ظرفیت هایِ نمایشی موجود در داستان به عناصر نمایشی مستتر در آن اشاره می شود:
1. پیرنگ یا طرح داستانی
داستان فریدون و پسران با زنجیره ای از روابط علت و معلولی به هم پیوند خورده است.
نغمه ثمینی در کتاب خود ((تماشاخانه اساطیر)) خط اصلی داستان فریدون و پسران را این گونه قلمداد می کند:
A فریدون سرزمین را بین سه پسر خود، ایرج، سلم و تور تقسیم می کند.
a1 روم از آن سلم است.
a2 توران از آن تور است.
B سلم و تور بر ایرج حسد می ورزند.
b1 ایرج با آنها از در دوستی در می آید.
C برداران ایرج را می کشند.
c1 سوگواری برای ایرج (سوگ ایرج).
D منوچهر نوه ایرج به تحریک فریدون از سلم و تور انتقام می گیرد و آن ها را می کشد. (ثمینی،112 :1387).
چنان که می بینیم خطوط داستانی بسان حلقه های زنجیر به هم مربوط بوده و روند داستان را به خوبی ترسیم می کنند. جنبه علت و معلولی حوادث را نیز می توان از روی خطوط داستان تشخیص داد. برای وضوح بیشتر سببیّت در این داستان و روند منطقی حوادث آن، به خلاصه ای که ذبیح الله صفا در کتاب ارزشمند خود ((حماسه سرایی درایران)) از داستان فریدون ارائه داده است اشاره می کنیم:
«مهم ترین قسمت داستان فریدون تقسیم ممالک او میان پسران خود، ایرج و سلم و تور و کشته شدن ایرج به دست برادران و کین خواستن منوچهر از عمّان خویش است.
فریدون کشور خود را میان سلم و تور و ایرج قسمت کرد. روم را به سلم و توران را به تور و ایران را به ایرج داد. سلم و تور بر ایرج حسادت بردند و به پدر پیغام فرستادند و خود به کینه جویی آمدند. فریدون ایرج را به مقابله فرستاد و ایرج با برادران از در دوستی درآمد اما آنان بدین کار تن در ندادند و ایرج را بنا به نامردی هلاک کردند. فریدون به کین خواهی ایرج کمر بست و چون منوچهر پدید آمد او را به کین جویی ایرج فرستاد و منوچهر سلم و تور را بکشت)). (صفا،469:1369).
خلاصه داستانی که توسط صفا از داستان فریدون و پسران بیان شده است خود به وضوح بیانگر روابط علت و معلولی حوادث و شکل کلی طرح داستان نیز می باشد:
فریدون که سالخورده شده است، قبل از مرگ و به این دلیل که نمی خواهد اختلافی بین فرزندان خویش (سلم، تور و ایرج) بروز کند سرزمین را بین آنان تقسیم می کند. تقسیم سرزمین بین فرزندان و برخورداری ایرج از سهمی بیشتر نسبت به برادران بزرگتر، دلیلی می شود بر برانگیخته شدن حس ویرانگر حسد نزد برادران بزرگتر نسبت به برادر کوچکتر. و شکل گیری حسد نزد آنان خود دلیلی می شود بر کین خواهی از پدر به دلیل بی عدالتی که احساس می کنند نسبت به آنان صورت پذیرفته است. کین خواهی برادران بزرگتر از پدر و برادر کوچکتر، خود عاملی قدرتمند برای کشته شدن برادر کوچکتر محسوب می شود. و در نهایت، کشته شدن برادر کوچکتر به دست برادران بزرگتر و خاموش شدن حس ویرانگر کین خواهی در نزد آنان علتی می شود برای شکل گیری و اوج کین خواهی و انتقام پدر از فرزندان بزرگتر که منجر به کشته شدن آن دو می گردد. و همه این حوادث و مصیبت هایی که بر سر فریدون آوار شده اند خود دلیلی محکم برای پشیمانی و نوحه سرایی فریدون بر سر جنازه های فرزندان خویش به شمار می آید.
فردوسی در طراحی خطوط و روند داستان به منظور پیش گیری از تصادفی و غیر قابل باور بودن، استادانه حوادث و رخدادهای داستان را بر اساس روابط علت و معلولی کنار هم چیده، مخاطب را تا سرانجام داستان با خود همراه کرده، حس او را به خوبی برانگیخته و در نهایت او را به نتیجه ای که هدف و سر منزل داستان است رهنمون می شود.
2. شخصیت پردازی (قهرمان سازی)
چنان که پیش از این نیز اشاره گردید، یکی از ویژگی های ممتاز و متمایز کننده شاهنامه از دیگر حماسه ها و داستان های کهن، شخصیت پردازی عالی و قابل تحسین آن است. به گونه ای که شخصیت های شاهنامه در نزد مخاطب قابل لمس تر، پویاتر، زنده تر به نظر رسیده و در نهایت قابل قبول تر و باورپذیرتر احساس می شوند. در ادامه مبحث به دلیل اینکه در بحث های پیشین در مورد شخصیت و نحوه شخصیت پردازی در داستان های شاهنامه مطالبی ارائه گردیده و به منظور پیش گیری از اطاله کلام، به شخصیت ها و شخصیت پردازی در داستان فریدون و پسران می

مطلب مرتبط :   داستان، سرزمین، هند، اروپایی، افسانه
دسته بندی : علمی