تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرای آن است که بنیان حکمرانی را تشکیل می‌دهد. در پایان می‌توان گفت: حکمرانی نتیجه تعامل دولت، بخش‌های خصوصی و عمومی و شهروندان از طریق فرایند سیاسی، توسعه خطمشی، طراحی برنامه و ارائه خدمت می‌باشد.

ب.حکمرانی خوب
حکمرانی خوب از جمله مفاهیمی است که با مشارکت شهروندان و تغییر نقش و کارکردهای دولت‌ها همراه است. از منظر سیستماتیک، حکومت با حکمرانی، یکی نیست؛ حکمرانی به پویش‌ها یا فرایندهای تصمیم گیری، چگونگی اعمال قدرت و تعامل‌های دولت و شهروندان اشاره دارد.
از هنگام مطرح شدن اصطلاح «حکمرانی خوب» تعاریف زیادی از آن شده است که در زیر به چند نمونه از این تعاریف پرداخته شده است:
براساس تعریف برنامه عمران سازمان ملل، حکمرانی خوب عبارت است از مدیریت امور عمومی بر اساس حاکمیت قانون، دستگاه قضایی کارآمد و عادلانه و مشارکت گسترده مردم در فرایند حکومت اداری(میدری،1383: 94).
کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل حکمرانی خوب را چنین تعریف می‌کند: «حکمرانی خوب تضمین احترام به حقوق انسانی و حاکمیت قانون؛ تقویت دموکراسی؛ ارتقای شفافیت و ظرفیت اداره عمومی»( Weiss,2000: p.797). در مجموع، حکمرانی خوب با عنایت به این شاخص‌ها تعریف می‌شود: حکومت قانون، کارآمدی در ابعاد گوناگون، پاسخگویی و شفافیت پذیری در رفتارها و تصمیم‌های حکومت، نظارت پذیری، عدالت گستری، امنیت گستری، توزیع عادلانه و منطقی کالاها، خدمات و ارزش‌های اساسی، افزایش ظرفیت‌های مشارکت پذیری و رایزنی حکومت، کاهش جدی فساد و تبعیض‌ها در ابعاد گوناگون. (Johnson &Miners, 2000:p.2) حکمرانی خوب منجر به افزایش میزان اعتماد و رضایت عمومی نسبت به حکومت خواهد شد (Boucaret & Dewalle 2003: P. 329). امروزه این اعتقاد وجود دارد که شهرها، دولت – ملت را برای تعامل با یکدیگر در نقش خود ارتقا داده و رقابت در جذب سرمایه گذاری‌های خارجی و داخلی را افزایش داده است. این پویایی‌های نوین شهری اجتناب ناپذیر است. بنابراین مدل حکمرانی خوب و تقویت مشارکت میان کنش‌گران مختلف اجتماعی به منظور بهبود زیرساخت‌های شهری، افزایش ظرفیت‌های خدمات رسانی و توسعه زیرساخت مالی و سازمانی ضروری است. حکمرانی خوب در واقع یک فرایند افقی میان کنش‌گران مختلف جامعه مدنی ایجاد می‌کند و طی این فرایند و براساس اصول حکمرانی خوب، به نیازها و تقاضاهای شهروندان و بازار پاسخ داده می‌شود(خدائی،1391: 74-73).

پ. حکمرانی بد
برای تعریف حکمرانی بد بین صاحب نظران در این زمینه تفاوت‌هایی وجود دارد ولی همگی آن‌ها در برخی از ویژگی‌های آن متفق‌القولند. حکمرانی بد می‌توان این گونه تعریف کرد:
زمانی که فرآیند تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرای آن در دست یک گروه خاصی قرار داشته باشد بدون اینکه از شهروندان و سایر گروه‌های ذی‌نفع در این زمینه مشورتی گرفته شود. در این نوع حکومت‌ها تمامی فعالیت‌ها از غیرشفاف می‌باشد و مدیران نیز پاسخگوی عملکرد و تصمیمات خود نیز نمی‌باشند. این حکومت‌ها دارای ویژگی‌هایی است که در ذیل به مواردی از آن‌ها اشاره خواهد شد.
1. یک همزاد ناشناخته برای هر یک از آینده‌های حکمرانی خوب
2. سیستم‌های غیر شفاف و تحمیلی
3. تصمیمات مبهم و سوءاستفاده از قدرت اجرایی
4. بروکراسی غیر پاسخگو
5. تصمیمات خودسرانه و تخصیص منابع موکلین
6. فساد همه جانبه
7. محرومیت اجتماعی و عدم بکارگیری جامعه مدنی(Derik,2005: pp.4-5).
به هر حال اگر حکمرانی نتیجه تخصص و کارآمدی سازمان‌های یک کشور( رسمی و غیررسمی) است، شاخص‌های حکمرانی می‌تواند به عنوان شاخص‌های کیفیت سازمان‌های یک کشور در نظر گرفته شود(Cava,2005: p.372).

مطلب مرتبط :  

ت.حکمرانی خوب شهری
برنامه اسکان سازمان ملل حکمرانی خوب شهری را بر پایه موضوعاتی همچون تمرکززدایی، مشارکت فعال جامعه مدنی، تفویض اختیارات به مقامات محلی و بهره گیری از فناوری‌های نوین ارتباطی تعریف می‌کند. (Taylor,2000:p.11) حکمرانی شهری عبارت است از: استفاده از راهبردهای نوین برای مدیریت مطلوب شهری از طریق همکاری و تعامل دوسویه بین نهادهای مدیریت شهری با شهروندان، نهادهای مدنی و سازمان‌های بخش خصوصی است(UN-Habitat,2006,p.1). به مفهوم دیگر، حکمرانی شهری یعنی اثرگذاری همه کنش‌گران شهری بر مدیریت شهر با تمام ساز و کارهایی که به سوی تعالی شهر و شهروندی حرکت کند، نه این که عرصه‌های عمومی و خصوصی کنار گذاشته شوند و فقط عرصه حکومتی اختیاردار آن دو باشد(غفاری نسب،1387: 259). با توجه به تعارف بیان شده می‌توان حکمرانی شهری را چنین تعریف نمود:
«حکمرانی شهری» فرایندی است چند جانبه میان کنش‌گران رسمی اداره شهر از یک طرف و نیز فعالان نهادهای مدنی به عنوان کنش‌گران غیر رسمی که تعاملات چند وجهی آن‌ها می‌تواند به سازگاری منافع گوناگون در بین کنش‌گران منجر شود. آنچه در این مفهوم باز نمود دارد همانا وارد شدن جامعه مدنی و نیز بخش خصوصی به فرآیند برنامه ریزی و اداره امور( شهر) است.
در پایان می‌توان ادعا کرد، حکمرانی خوب جامعه شهری را از دو قطبی شدن (تضاد فقر و غنا) دور می‌سازد و از رشد حاشیه نشینی پیش‌گیری می‌کند، چرا که پایداری و ثبات جامعه شهری از اصول حکمرانی خوب شهری است.

 ث. مدیریت شهری کارآمد
مدیریت5 هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران است. به عبارتی دیگر مدیریت عبارت است از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت‌هایی جمعی به منظور رسیدن به هدف مطلوب سازمان با حداکثر کارایی. به عبارت دیگر مدیریت عبارت است از فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوشش‌های اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دست‌یابی به هدف معین سازمانی است(لطیفی،1387: 12). در تعریفی دیگر مدیریت عبارت از فرآیند بکارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دست‌یابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می‌گیرد. تعریف مذکور، پنج قضیه اساسی ذیل را که زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی مدیریت است در بر دارد.
– مدیریت یک فرآیند است
– مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
– مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.
– مدیریت کارا، به تخصیص و مصرف مدبرانه منابع می‌پردازد.
– مدیریت بر فعالیت‌های هدف‌دار تمرکز دارد(رهنما و توانگر،1387: 6).
در عین حال مدیریت، روش دست‌یابی به اهدافی می‌باشد که برای سازمان در نظر گرفته شده است یا در واقع مدیریت به کار کردن با افراد و گروه‌ها برای رسیدن به مقاصد سازمان گفته می‌شود(سعیدنیا،1382: 20).
اگر چه در بالا تعاریف متفاوتی از مدیریت ارائه شد. لیکن باید توجه داشت که به تعداد نویسندگان و مؤلفان کتاب‌های مدیریت، برای مدیریت تعریف وجود دارد. وجه مشترکی که در همه این تعارف به آن اشاره می‌شود، توجه مدیر به تحقق بخشیدن به اهداف و مقاصد سازمانی است و موفقیت و شکست هر سازمانی در دست‌یابی به اهداف و انجام وظایفش، متکی بر مدیریت بوده که یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را در این زمینه بر عهده دارد(همان: 20).

مطلب مرتبط :   سوهانک، خیابان، امداد، حکمت، حسینیه

ج. شهرداری6، اصلی‌ترین بازیگر حکمرانی خوب شهری
برابر ماده 5 قانون محاسبات عمومی کشور، شهرداری سازمانی است عمومی و غیر دولتی که دارای شخصیت و استقلال حقوقی بوده و تحت نظر شورای شهر که منتخب مردم است و نظارت دولت از طریق وزارت کشور برای انجام وظایفی که در قانون شهرداری آمده است، تأسیس شده است(صرافی و عبدالهی،1387: 121). در واقع شهرداری نهادی است مدنی که برای اداره امور مختلف شهر شکل گرفته و هدفش ساماندهی شهری می‌باشد(لطیفی،پیشین: 119). بسیاری از خدماتی که ماهیت محلی دارد شهرداری‌ها توانایی انجام آن را دارند. اغلب شهرداری‌های جهان نیز خود را موظف به انجام آن می‌دانند، در ایران از سوی دولت انجام می‌شود که در ذیل مفصلاً توضیح داده خواهد شد.

د. شورای شهر
شوراها یکی از مناسب‌ترین و بهترین بسترهای لازم برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود و اداره جامعه و همچنین، نهادینه کردن پاسخگویی و مردم سالاری هستند(علیخانی،1384: 58). شورای شهری در حقیقت، مظهر تجلی هرم اداره شهروندان به شمار می‌آید. شوراها در حقیقت رابطه راستین و عینی هرمی- شکل « کلیت جامعه شهری» و سرانجام« جامعه ملی» است و می‌دانیم که شرط اصلی کارآمدی حکمرانی شهری، همانا حداکثر همخوانی، همسویی، همنوایی، هماهنگی عملی بین اراده هرمی آن جامعه، اعم از شهری یا ملی است. در عین حالی که تکثر گرایی در تمام اندام‌های جامعه رسماً پذیرفته شده و جاری است. این رکن حساس حکمرانی، بیشتر از سایر مفاهیم نیازمند طرح و بسط مجدد است، چرا که عموماً عملکرد نهایی شوراها در کشور ما، به دلیل حضور و سلطه صدها سال « استبداد» بر ارکان حیات اجتماعی، عملاً عکس هدف نظام حکمرانی شورایی نتیجه می‌دهد. به این معنی که فلسفه وجودیی« نظام شورایی» که همانا جلب مشارکت شهروندان در حکمرانی است، حداکثر به « مشارکت» شهروندان در امر حکمرانی واگذاری این حق همگانی به یک هیأت 5 یا 7 نفره یا هر چند نفره تبدیل شده است، چیزی که ناقض روح اصل «شوراها» و «نظام شورایی» است(شهیدی،1386: 43).
در کشورهای مختلف جهان برای انتخاب اعضای شورای شهر، دو روش مورد استفاده قرار می‌گیرد. نخست روش انتخاب اعضای شورا با رأی یکجای شهروندان است( مانند لندن، ونکور) و روش دوم انتخاب اعضای شورا بر پایه حوزه‌های انتخابیه شهری است در این روش ممکن است یک یا چند نماینده از هر بخش یا ناحیه شهر به شورا راه یابند( مانند نیویورک، پاریس و تورنتو). در ایران سیستم نخست، یعنی انتخاب کل اعضای شورای شهر با رأی یکپارچه شهروندان جاری است. حال آن که در ارتباط با انتخاب این سیستم هیچ گونه مطالعه یا ارزیابی انجام نشده است. به نظر می‌رسد در نبود شوراهای پایین دستی شورای شهر در ایران، تشکیل شوراهای شهر بر پایه منطقه‌های مختلف یک شهر می‌تواند از طریق ارتباط بیشتر شهروندان با شورای شهر اثر بخشی بیشتری را به دنبال داشته باشد(آخوندی و دیگران،1387: 156).
عملاً با تمام مشکلاتی که علیرغم قانونی بودن شکل‌گیری شوراها، ایجاد آن را به تأخیر انداخت و بالاخره در سال 1377 شکل گرفت، اما باز همان دلایلی که تا به آن موقع مانع ایجادش شده بود به صورتی دیگر مانع از قدرت گرفتن آن شد. به طوری که حتی این موانع در موارد زیادی بر خلاف قانون شوراها نقش آفرینی می‌کند.

گفتار دوم: شاخص‌ها، اهداف و ضرورت حکمرانی