و شورای شهر) کدامند؟
3. تا چه اندازه شهرداری شیراز در تحقق حکمرانی خوب شهری یا مدیریت کارآمد شهری موفق بوده است؟

ج. فرضیه پژوهش
در راستای سوالات یاد شده، فرضیه‌های تحقیق به صورت ذیل طرح می‌شوند:
فرضیه نخست: مهم‌ترین ویژگی‌ها یا شاخص‌های حکمرانی خوب شهری عبارتنداز: حاکمیت قانون، فسادناپذیری، شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و عملکردها، کارآمدی در خدمات رسانی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی مدیران امور شهری، تعامل مناسب و مستمر شهروندان و تشکلات مدنی و صنفی شهری با شهرداری‌ها و شوراها، مشارکت فراگیر و عمومی شهروندان در تصمیمات، نظارت پذیری رسمی و غیر رسمی مدیریت شهری، کسب رضایت عمومی شهروندان و مانند آن.
فرضیه دوم: مدل سیستمی از یک سو، از ظرفیت بالای راهبردی، کاربردی و دانش بنیاد برای تحقق حکمرانی خوب شهری برخوردار است؛ از سوی دیگر، در چارچوب این مدل، شهروندان و نهادهای مدنی – صنفی شهری نه به عنوان ارباب رجوع صرف بلکه بایستی به عنوان مکمل و متمم مرتبط با مدیریت شهری و شریک در فرایند تصمیم‌گیری و ناظر بر مدیران و نحوه مدیریت تلقی شوند.

د. روش انجام تحقیق و روش جمع‌آوری اطلاعات
روش تحقیق و آزمون فرضیه در این پایان‌نامه، از روش‌های تحلیلی- نظری و پرسشنامه‌ای است. روش جمع‌آوری اطلاعات نیز کتابخانه‌ای و مطالعه اسنادی و همچنین با توجه به ماهیت موضوع برای جمع‌آوری اطلاعات از مصاحبه و گفتگو با شهروندان و مدیران شهری، شهر شیراز نیز استفاده خواهد شد. همچنین، بیشتر اطلاعات مورد نیاز، با استفاده از کتب و مجلات تخصصی جمع‌آوری می‌گردند. در ضمن جمع‌آوری اطلاعات نیز به صورت فیش برداری انجام می‌گیرد.

ذ. بیان محدودیت‌های تحقیق
در جمع‌آوری پایان‌نامه محدودیت‌های زیادی وجود داشته است ازجمله:
1. کمبود زمان کافی برای انجام پایان نامه به دلیل داشتن واحد درسی تا ترم آخر.
2.کمبود شدید منابع دست اول فارسی.
3. عدم دسترسی به منابع انگلیسی به دلیل به مسائل مالی.
4. عدم دسترسی به مقالات به طور کلی به دلیل سهمیه بندی کردن استفاده از مقالات توسط دانشگاه شیراز.
5. عدم پیش بینی استفاده از پرسشنامه، کمبود زمان و مشکلات مالی به آن که جامعه آماری درصد بیشتری از شهروندان شیرازی شامل شود(صرفاً به 250ارباب رجوع شهرداری اکتفا شد).
6. هماهنگی با مدیران شهری و اعضای شورای شهر که خود بسیار زمان‌بر بود.

ر. معرفی اجمالی فصول پایان نامه
این پژوهش در چهار فصل تهیه شده است که عنوان و شرح هر کدام به قرار زیر است:
فصل اول به عنوان مقدمه و کلیات تحقیق است که در آن به مواردی همچون مساله تحقیق، ضرورت، پیشینه، سوالات، فرضیه و اهداف تحقیق پرداخته شده و در پایان نیز به عمدهترین مسائل و مشکلات پژوهش حاضر پرداخته شده است.
فصل دوم که حاوی چارچوب نظری موضوع مورد مطالعه است و به شش گفتار تقسیم شده که در گفتار نخست به بیان تعاریف، مفاهیم و مبانی نظری پرداخته میشود و مهمترین مفاهیم و اصطلاحات مربوط به بحث حکمرانی خوب شهری مورد بحث قرار میگیرد. در گفتار دوم به بررسی شاخصهای حکمرانی خوب شهری پرداخته میشود. در گفتار سوم حکمرانی خوب شهری در اسلام با تاکید ویژه بر نهجالبلاغه مورد بررسی قرار میگیرد. در گفتار سوم نیز وظایف شهرداری و شورای شهر به اجمال مورد ارزیابی قرار گرفته است. در گفتار پنجم از این فصل نظریه سیستمی به طور مفصل تبیین شده است و بالاخره در گفتار ششم انواع مدلهای نظری حکمرانی شهری مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل سوم که با عنوان«بررسی اجمالی تجربه برخی از کشورها در زمینه حکمرانی خوب شهری» نامگذاری شده است در قالب شش گفتار به بررسی تجربه برخی از کشورهای توسعه یافته نظیر ایالات متحده آمریکا و انگستان و کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و مصر پرداخته شده است. در این کشورها اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه ضمن تبیین مولفه های حکمرانی خوب شهری در این کشورها به ذکر دلایل موفقیت یا عدم موفقیت آن در این کشورها پرداخته شده است.
در فصل چهارم به بررسی حکمرانی خوب شهری در شهر شیراز، آسیب شناسی و دستاوردهای آن در قالب هفت گفتار مورد ارزیابی قرار گرفته است. در گفتار نخست سیر تاریخی تکوین نظام شورایی در ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. در گفتار دوم شورای اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته است و در گفتار سوم وظایف و اختیارات شورای شهر و شهرداری در چارچوب حکمرانی خوب شهری به طور مفصل مورد ارزیابی قرار گرفته است. در گفتار چهارم به بررسی ساختار تشکیلاتی شهرداری کلانشهر شیراز پرداخته شده است و در گفتار پنجم به سنجش کمی و آماری شاخصهای حکمرانی و مدیریت شهری در شهر شیراز پرداخته شده است. در گفتار ششم این فصل دستاوردهای حکمرانی خوب شهری در شهر شیراز به طور مفصل مورد ارزیابی قرار گرفته است و بالاخره در گفتار هفتم علاوه بررسی آسیبها و موانع تحقق حکمرانی خوب شهری در شهر شیراز به ارائه پیشنهاداتی در راستای تحقق حکمرانی خوب شهری در شهر شیراز پرداخته شده است.

مطلب مرتبط :  

فصل دوم
چارچوب نظری تحقیق
مقدمه
در این فصل سعی شده است که مبانی نظری در قالب شامل شش گفتار بیان شود. در گفتار نخست به بیان تعریف و مفاهیم مرتبطی همچون حکمرانی، حکمرانی خوب، حکمرانی خوب شهری، مدیریت شهری کارآمد و مانند پرداخته شده است. در گفتار دوم نیز شاخص‌های حکمرانی خوب شهری مورد بررسی قرار گرفته است. در گفتار سوم به حکمرانی خوب شهری در اسلام با تاکید بر نهج‌البلاغه پرداخته شده است. که در این راستا نخست؛ حکمرانی خوب شهری در سیره پیامبر(ص) و سپس حکمرانی خوب شهری در نگرش امیرالمؤمنین(ع)مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفته شده است. در گفتار چهارم وظایف و اختیارات شورای شهر و شهرداری مورد بررسی قرار گرفته است. در گفتارهای پنجم و ششم به ترتیب نخست به تشریح مدل سیستمی و اهداف و پیش فرض‌های آن پرداخته شده، در پایان این گفتار به ارائه راهبردهای مناسب برای تحقق حکمرانی خوب شهری در چارچوب مدل سیستمی مورد ارزیابی قرار گرفته شده است. و همچنین در پایان به بررسی مدل‌های نظری حکمرانی شهری پرداخته شده است.

گفتار نخست: تعریف مفاهیم
الف.حکومت2 و حکمرانی3
حکمرانی مفهوم پیچیده ایست که ارائه تعریفی دقیق و مشخص برای آن مشکل میباشد. از آنجا که این اصطلاح جنبه شهودی قوی دارد، افرادی که از آن استفاده میکنند کمتر به فکر ارائه تعریف دقیق از حکمرانی هستند. به هر حال، به لحاظ زبان شناسی حکمرانی از دیرباز بر عمل یا فرآیند حکومت کردن دلالت میکرده است. اصطلاحات حکمرانی و حکومت، دارای مفاهیم محض و تخصصی بوده که بعضاً فارغ از مفهوم، معمولاً جایگزین یکدیگر به کار می‌روند. اما قدمت حکمرانی به تاریخ تمدن بشری برمی‌گردد. واژه حکمرانی از لغت یونانی (Kybernan) و (Kybernetes) گرفته شده و معنی آن هدایت کردن و راهنمایی کردن و یا چیزها را در کنار هم نگه‌داشتن است(شریفیانی ثانی،1380 ب: 149).
در ادبیات حقوق عمومی از حکومت و حاکمیت به عنوان یکی از عناصر و ارکان بنیادین دولت – کشور4 یاد می‌شود که مفهوم آن سیطره‌ی اراده‌ی برتر است که در یک قلمرو سرزمینی معین هیچ اراده‌ی رقیب دیگری از گروه‌های اجتماعی فراتر از آن وجود ندارد و از نظر بیرونی اراده‌ی فوق نبایستی تحت سلطه و آمریت دولت دیگر باشد(عالم،1375: 145). از این منظر، ابعاد حاکمیت را به حاکمیت درونی و بیرونی دسته‌بندی نموده‌اند(قاضی،1384: 72).
حکمرانی طی دهه 1990 میلادی، به یکی از اصطلاحات حوزه نظریه علوم سیاسی و به ویژه حقوق عمومی تبدیل شده است. بنابراین حکمرانی را می‌توان شیوه خاص اداره امور دانست که در آن مرزهای بین نهادها و بخش عمومی و خصوصی در سایه یکدیگر محو می‌شوند. جوهره حکمرانی به وجود روابط دو سویه بین نیروهای دولتی و غیر آن اشاره دارد(برک پور و اسدی،1390: 188) که در ذیل به چندی از آن‌ها اشاره می‌شود.
با توجه به مفهوم حکمرانی، تعاریف متنوعی ارائه شده که در هر تعریف به جنبه‌های خاصی از آن مفهوم بیشتر توجه می‌شود. بنابراین هرچند در بکارگیری این مفهوم، مقصود و منظور واحدی مدنظر همگان است؛ توجه به تفاوت‌ها و جنبه‌های مختلف، سطح و گستردگی حوزه این مفهوم را نشان می‌دهد که خود می‌تواند مبانی برای سیاست‌گذاری و نیز اقدام بهینه باشد.
حکمرانی در لغت به معنای اداره و تنظیم امور است و به رابطه میان شهروندان و حکومت کنندگان اطلاق می‌شود. در واقع این اصطلاح رابطه و نه دستگاه را توصیف می‌کند(لاله پور،1386: 62).
– حکمرانی به روابط بین دولت و جامعه مدنی، حکمرانان و حکومت شوندگان توجه خاص دارد(McCarney&et.al,1995: 5).
پس، حکمرانی موضوعی است که بر نحوه تعامل دولت‌ها و سایر سازمان‌های اجتماعی با یکدیگر، نحوه ارتباط با شهروندان و نحوه اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده تمرکز داشته و فرایندی است که از آن طریق جوامع و سازمان‌ها تصمیمات خود را اتخاذ و به واسطه آن، مشخص می‌کنند و معین می‌کنند که در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری چه کسانی شرکت داشته باشند(شریفیان ثانی،1380 الف: 37).
– برنامه توسعه سازمان ملل متحد حکمرانی را این گونه تعریف کرده است: استفاده از اختیارات قانونی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجرایی برای اداره امور کشور در تمامی سطوح آن. در اینجا حکمرانی در برگیرنده‌ی راهبردها، فرایندها و نهادهایی است که به وسیله آن‌ها شهروندان منافع خود را مطالبه می‌کنند، حقوق حقه خود را مطالبه می‌کنند و مسائل و مشکلات خود را حل و فصل می‌نمایند(UNDP,2000: 1).
در این تعریف به خوبی معین می‌کند که حکومت و حکمرانی نبایستی یکسان تلقی شود چرا که حکومت نهادهای سیاسی – اداری و دستگاه‌های قانونگذاری، اجرایی، قضایی و نظامی را در بر می‌گیرد که عهده دار برقراری نظم و امنیت، اداره جامعه و برآوردن نیازهای گوناگون شهروندان هستند؛ حال آن که، حکمرانی به پویش‌ها یا فرایندهای تصمیم‌گیری، چگونگی کاربرد قدرت و چند و چون روابط دولت و شهروندان اشاره دارد. به گونه بنیادی، حکمرانی در پیوند با چگونگی کاربرد قدرت، تعامل و پاسخگویی معنا می‌یابد و با پرسش‌های مهمی همچون، چگونه تصمیم می‌گیرند، تعامل دولت و شهروندان چگونه باید باشد؟ و… مرتبط است(سردارنیا،1388: 135). بنابراین، حکمرانی بیان می‌دارد که تصمیمات گرفته شده براساس روابط پیچیده میان بازیگران مختلف جامعه شکل می‌گیرد. در واقع این فرایند

مطلب مرتبط :   کعب، ، کعبالاحبار، عمربنخطاب، ابنعباس