اهمیت موضوع، طی گفتار مستقلی پیرامون آن گفتگو می کنیم و متذکر می گردیم که این نظریه در حقوق خارجی نیز دارای طرفدارانی می باشد.

مبحث سوم – پیشینه تاریخی نظریه ظاهر
هر چند نظریه ظاهر سابقه ای کهن دارد، لیکن نظریه ظاهر در قرن نوزده تکوین یافت. آگاهی از سیر تحول نظریه ظاهر به شناخت آن کمک می کند، پیشینه ی این نظریه در حقوق فرانسه و سپس جایگاه آن را در حقوق بررسی می کنیم.
گفتار اول- حقوق فرانسه
در حقوق فرانسه نص قانونی برای نظریه وجود ندارد. رویه ی قضایی در سال1815 میلادی با صدور رأی در اعمال وراث ظاهری، این نظریه را ایجاد کرد.
گفتار دوم -حقوق رم
قوانین دوران بربر همانند مردمان آن عصر بود. مردم بدوی فقط به آنچه که در تصرف داشتند، اهمیت می دادند. ویژگی اساسی حقوق مدنی در دوره ی حقوق رم را می توان محسوس بودن، قابل مشاهده بودن و جنبه ی خارجی آن دانست. در این دوره تشریفات، شکل و صورت خارجی بر تصور برتری داشت.35 در دوره ی حقوق رم به دو دلیل نظریه ی ظاهر رواج نداشت.دلیل نخست مهلت های کوتاه مرور زمان مملک بود. متصرف بی درنگ مالک واقعی آن می شد؛ زیرا جنبه ی خارجی، مادی و ملموس حق اهمیت داشت. بنابراین متصرف ظاهری یا وراث ظاهری متصرف ترکه، بی درنگ مالک واقعی یا وراث واقعی می شد. مهلت مرور زمان مملک یک ساله بود.قبل از انقضای مهلت یک ساله،تصرفات مالک ظاهری یا وراث ظاهری معتبر نبود و وراث واقعی می توانست، عین مال خود را در تصرف هر کس که می یافت، مسترد کند. تصرفات وراث ظاهری باطل بود، و مالک واقعی می توانست مال خود را حتی از خریدار با حسن نیت، پس بگیرد. متصرف با حسن نیت در مقابل مالک مسؤول بود.36
دلیل دیگری که استناد به نظریه ی ظاهر را در دوره ی حقوق رم بی فایده می کرد،شکل گرایی حقوق در این دوره بود. رعایت تشریفات در انجام اعمال حقوقی الزامی بود و بدون این تشریفات، اعمال حقوقی تحقق نمی یافت. در جوامع ابتدایی وجود تشریفات و انجام برخی اعمال برای اعتبار بخشیدن به تصرفات حقوقی لازم و کافی بود.برای اینکه قرارداد وجود خارجی پیدا کند باید با یک عمل مادی و علامت خارجی انجام می شد. در حقوق رم نیز تشریفات نقش اساسی داشت. به دلیل اهمیت تشریفات و اعمال مادی در این دوره،مسأله ی تعارض این تشریفات با اصول حقوق پیش می آمد.اگر این تشریفات انجام می شد و قواعد ماهوی رعایت نمی گشت تکلیف چه بود؟ در این فرض، وضعیتهای عملی به وجود می آمد که با اصول حقوقی انطباق نداشت. برای حل این مشکلات به انصاف استناد می شد. برای این وضعیت های عملی ظاهری در حقوق رم می توان مواردی ذکر کرد:37
مورد نخست قانون بارباریوس فیلیپوس38 نام گرفت. بارباریوس فیلیپوس برده ای بود که با کتمان هویت واقعی خود موفق شد به مقام صاحب منصب قضایی نایل گردد، در حالیکه برده نمی توانست به این سمت انتخاب شود، لیکن وی با پنهان کردن وضع مدنی خود، صاحب منصب قضایی شد و به داوری در اختلافات پرداخت. مردم در خصوص وضع مدنی این برده اشتباه کرده و او را فردی آزاد پنداشتند.حکم اعمال و تصمیمات این برده در دروان تصدی مقام قضاوت مطرح شد.39 اولپین40 نام گرفت. اولپین نیز این موضوع را مطرح کرد و در مجموعه مقررات دیژست نیز قبلاً به آن اشاره شده بود. او با استناد به انصاف، اعمال این برده و تصمیمات او را معتبر دانست؛ زیرا تمام اشخاص دچار اشتباه شده بودند و استدلال دیگری نیز به آن اضافه کرد که به موجب آن مردم رم می توانستند با آزاد کردن وی صلاحیت لازم را به این برده اعطاء کنند. اگر آنها از وضع مدنی برده اطلاع داشتند، می توانستند او را آزاد بکنند. همانند این موارد را می توان در حقوق رم مشاهده کرد. در یک مورد برده ای با مخفی کردن وضع مدنی، خود را آزاد جلوه داده و به عنوان شاهد وصیت نامه دخالت کرد و بعد از شناخت هویت واقعی او،شهادت وی ابطال نشد.41
دومین قانون اولپین که کاربرد نظریه ی ظاهر در حقوق رم را اثبات می کند،انتقال ماترک متوفی است. در متنی منتسب به اولپین که دردیژست هم مشاهد می شود،صحت اعمال وراث ظاهری پذیرفته شده است؛ یعنی اگر وراث ظاهری با حسن نیت ماترک را انتقال می داد، دعوای خلع ید علیه خریدار شنیده نمی شد.42
مبحث چهارم – مبنای نظریه ی ظاهر
نظریه ظاهر برای حل یک مشکل حقوقی به کار می رود و آن عبارت است از حل تعارض بین دو موضوع که اهمیت یکسانی دارند، باید از بین اهمیت اجرای مرّ قانون و تأمین منافع شخص ثالث با حسن نیت که با امنیت معاملات پیوند می خورد ، یک مورد را ترجیح داد. نظریه ظاهر منافع اشخاص ثالث را ترجیح می دهد. مبنای این ترجیح باید مشخص شود. برای اعتبار عملی که ذینفع ظاهری (مالک یا نماینده ی ظاهری ) انجام داده و همچنین درستی آن عمل نظریه های مختلفی بیان شده است. در این مبحث، نخست مبنای فلسفی سپس مبنای حقوقی نظریه ی ظاهر را ذکر می کنیم.
گفتار اول: مبنای فلسفی و عقلی
1- حقوق علم به روابط اجتماعی و دانستن این حقیقت است که انسان در اجتماع زندگی می کند و توانایی زندگی فردی را ندارد و ناگزیر باید در جامعه و با سایرین زندگی کند. حقوق هنر زندگی معقول در جامعه است و مبنای اصلی حق نیز اعتقادی است که اشخاص در باب ایجاد یا انتقال آن پیدا کرده اند.43 اعتقاد شخص نسبت به خوب و بد بودن اعمال، حقوق مسئولیتهای او در برابر دیگری را تعیین می کند؛ یعنی تصور شخص درباره مشروع بودن کار خود و اعتماد او نسبت به درستی اعمال دیگران، ضامن منافع و مبنای تنظیم روابط او با دیگران است. زندگی در اجتماع ایجاب می کند که همه به یکدیگر اعتماد داشته باشند و رعایت اطمینان و اعتقاد دیگران را بکنند.44 اعتقاد شخص به خوب و بد اعمال خود، مبنای تعیین حقوق و تکالیف او در برابر دیگران است. زندگی اجتماعی ایجاب می کند که اشخاص به یکدیگر اعتماد داشته باشند و رعایت اعتماد و اطمینان دیگران را بکنند.45
هر چند در حقوق، مطلوب رسیدن به واقعیت و عمل بر مبنای آن است، لیکن در عمل دست یافتن به واقعیت امری دشوار و در بسیار موارد غیر ممکن است. به همین دلیل واقعیت در حقوق با فلسفه متمایز می شود و آنچه که قاضی بر مبنای ظواهر رأی صادر می کند به واقعیت حقوقی و قضایی تبدیل می شود. الزام اشخاص به انجام اعمال حقوقی بعد از احراز واقعیت، روابط حقوقی را با مشکل مواجه می سازد؛ زیرا دست یافتن به واقعیت ممکن نیست، به عنوان مثال اگر خریدار را به احراز مالکیت فروشنده ملزم کنیم، در عمل کمتر بیعی واقع می شود. شخص برای اطمینان از درستی بیع خود علاوه بر مالکیت فروشنده، باید مالکیت اشخاص قبل از او را احراز کند. این اثبات بدون اعتماد بر ظاهر، دشوار و غیر ممکن است. به همین دلیل وضع ظاهری مانند تصرف، دلیل مالکیت محسوب می شود و اشخاص به اعتماد به آن و عمل بر طبق آن توصیه می شوند.الزامات زندگی اجتماعی، منافع جامعه و مصالح عمومی حمایت از نظریه ی ظاهر را توجیه می کند.46 هدف این نظریه تأمین منافع عمومی جامعه است. اعتماد به وضع ظاهری اشخاص، نقش بسیار مهم در روابط حقوقی دارد و اعتماد به ظاهر یک اصل اغلب دست یافتن به واقعیت، دشوار و حتی غیر ممکن است. همچنین نمی توان با قاطعیت کامل گفت که وضع ظاهری با واقعیت انطباق دارد یا خیر. وقتی تمام مردم وضع ظاهری را وضع واقعی می پندارند و با اعتماد به آن، اعمال حقوقی انجام می دهند و اوضاع و احوال هم این تصور را تأیید می کند، ابطال عمل حقوقی که بر مبنای اعتماد به آن انجام شده، نادرست و برخلاف عقل سلیم است و این سئوال مطرح می شود که آیا ابطال عمل حقوقی که با اعتماد به وضع ظاهری انجام شده، هیچ گونه اثری بر ثبات معاملات نمی گذارد و تزلزل در نظام گردش ثروت را موجب نمی شود؟47
اگر عمل حقوقی که بر مبنای وضع ظاهر انجام شده را باطل بدانیم، این تردید همواره در بین اشخاص وجود خواهد داشت که امکان دارد وضع ظاهری که مشاهده می شود با واقعیت انطباق نداشته باشد و خلاف آن وضعیت ظاهری کشف شود. ایجاد این تردید در بین مردم، اگر نظام اقتصادی و تبادل ثروت در جامعه را فلج نکند مسلماً آن را با مشکل و دشواری مواجه خواهد کرد. اگر اشخاص اعتقاد یابند که به حقوق آنها که در نتیجه ی وضعیت های حقوقی قابل اعتماد به دست آوردند، خدشه وارد نمی شود، با سرعت و بی درنگ معامله می کنند. امنیتی که در نتیجه ی آن به دست می آید، سبب توسعه فعالیت و مبادلات می شود. اجرای نظریه ظاهر و حمایت از اعتماد اشخاص به وضع ظاهری،در واقع پاداشی برای اشخاصی است که داد و ستد می کنند و در گردش ثروت سهیم می شوند و امنیت پویا48 نام دارد بی گمان این نظریه ، حقوق مالک واقعی را تهدید می کند. لیکن امنیتی مد نظر مالک واقعی، امنیت ایستا49 نام دارد که سکون در روابط حقوقی را به همراه دارد و از برخی جهات اجتماعی امکان دارد نفع کمتری داشته باشد. زیرا مالک با عدم اجرای حقوق مالکیت، این امکان را به وجود می آورد تا شخص دیگری مالک پنداشته شود. با پذیرفتن اعتبار نظریه ی ظاهر روابط حقوقی آسان تر و امنیت بیشتر می شود. حقوق از وضع ظاهری تبعیت می کند. انصاف اصلاح کننده که ظاهر آن را ایفاء می کند به صورت یک اصل حقوقی در می آید. این همان قاعده ای است که به موجب آن اعتماد در نتیجه ی ظاهر به دست می آید.50
2- نظریه ظاهر وقتی اجرا می شود که اشتباه مشترک تحقق یابد. یعنی در مواجهه با وضع ظاهری نه تنها خریدار بلکه هر کس دیگری که در وضع او قرار بگیرد همان اشتباه را مرتکب می شود و با مالک دانستن فروشنده با او معامله می کند. حقوق باید از اشتباه مشترک حمایت کند، زیرا اشتباه مشترک حقوق می سازد. خریدار و هر شخص دیگری که با اعتماد به وضع ظاهری معامله می کند، هیچ عمل غیر متعارفی انجام نداده است بلکه مانند هر شخص متعارفی معامله کرده است.مجازات چنین شخصی را عدالت و انصاف نمی پذیرد و از سوی دیگر ضمانت اجرای بطلان معاملات ذینفع ظاهری،کارکرد حقوق را با مانع اساسی مواجه می کند. اعتماد به ظاهر و حمایت از آن گردش ثروت، تأمین اعتبار و تسهیل داد و ستد را به همراه دارد و طرد آن هرج و مرج در روابط حقوقی را موجب می شود. نظریه ظاهر دریچه اطمینانی است که کارکرد مطلوب حقوق را تأمین می کند.
دربیشتر موارد که نظریه ظاهر اجرا می شود،وضع ظاهری درنتیجه تقصیر ویا سهل انگاری ذینفع واقعی ایجادمی شود. ابطال اعمالی که اشخاص با اعتماد مشروع به وضع ظاهری انجام میدهند،علاوه بر نادیده گرفتن حسن نیت آنان، پاداشی به تقصیر و سهل انگاری ذینفع واقعی است. وانگهی اجرای نظریه ظاهر، همواره به ضرر ذینفع واقعی نیست بلکه منافع آنان را تأمین می کند.پذیرفتن اعتبار نظریه ظاهر، تسهیل

مطلب مرتبط :   ، ذات، اسماء، اوصاف، مظهر

دسته بندی : علمی