) هرکس که کار می‌کند حق دارد تا از دستمزدی منصفانه و رضایت‌بخش برخوردار گردد آن‌گونه که تأمین کننده ی زندگی خود و خانواده وی به طریقی شایسته ی منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با دیگر شیوه‌های حمایت اجتماعی تکمیل شود.
بند۴) هرکس حق دارد اتحادیه‌ای برای حمایت از منافع خود تشکیل دهد و یا در چنین اتحادیه‌هایی عضو شود.
ماده 17 اعلامیه حقوق بشر اسلامی به این نکته این گونه پرداخته است:
الف. هر انسانى حق دارد که در یک محیط پاک از مفاسد و بیماریهاى اخلاقى به گونه اى که بتواند در آن خود را از لحاظ معنوى بسازد، زندگى کند، جامعه و دولت موظفند این حق را براى او فراهم کنند.
ب. دولت و جامعه موظفند که براى هر انسانى تأمین بهداشتى و اجتماعى را از طریق ایجاد مراکز عمومى مورد نیاز, برحسب امکانات موجود, فراهم نمایند.
ج. دولت مکلف است حق هر انسانى را در زندگى شرافت مندانه اى که بتواند از طریق آن مایحتاج خود و خانواده اش را برآورده سازد و شامل خوراک و پوشاک و مسکن و آموزش و درمان و سایر نیازهاى اساسى مى شود, تضمین نماید.
در حقیقت حقوق اجتماعی شامل دو نوع حقوق می شود:
نوعی حقوق با محتوای اقتصادی مانند مالکیت، آزادی کسب و کار و صنعت و بازرگانی ….و نوع دیگر یک سلسله تعهدات مثبتی که امروزه در جوامع پیشرفته دولت در برابر ملت به عهده گرفته است مانند فراهم کردن کار برای همه، بهبود شرائط کار و زندگی کارگران، تامین اجتماعی، خوراک، خانه، رفاه و بهداشت ….6

همانگونه که بیان شد با گسترش دانش و افزایش دیدگاه ها اختلاف آرا بر سر مصادیق حقوق اجتماعی نیز افزایش یافت و هر اندیشمندی مصادیقی به آن افزود و یا کاست. اما آنچه موضوع بحث و تحقیق ماست بررسی موارد زیر در حقوق اسلام و آلمان است.
2.8.1 مصادیق حقوق اجتماعی
1.2.8.1 گفتار اول) حق بر تأمین اجتماعی
هدف از تامین اجتماعی آن است که شخص بتواند در زمان پیری، از کار افتادگی، بیکاری و بیماری و یا موقع سوانح و خطرات و امثال آن به گونه ای تامین شود و از آثار و عواقب آن در حدود امکانات مصون و در امان باشد7.
برای روشن شدن بحث تامین اجتماعی اشاره به این مطلب ضروری است که تامین اجتماعی یکی از مهم ترین سازو کارهای تامین امنیت اجتماعی است به گونه ای که نظام سرمایه داری با توسل به تامین اجتماعی رهایی یابد. نظام بازار آزاد تمایلی به حمایت از برخی اقشار اجتماعی ندارد و همو ترین دغدغه مزبور، تامین و کسب سود حدا اکثری است. حفظ کرامت و حیثیت ذاتی انسانی در پرتو تامین نیاز های اساسی آنهاست و نظام تامین اجتماعی، تامین کننده ی نیازهای بنیادین برخی از اقشار است8.
تامین اجتماعی حقی بشری است و (از جنبه های بارز قرن بیستم برجسته شدن و توجه خاص به حقوق بشر است و اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان سند پایه ای حقوقی مورد قبول جهانیان قرار گرفته است ……) تمام افراد بشر آزاد بدنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند. (ماده یک) و اینکه هر کس حق دارد که شخصیت او را به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود لذا اعلامیه برای تضمین حفظ حقوق و حیثیت اعضا خانواده بشری بر اصل برخورداری از تامین اجتماعی (ماده 22)و زندگی شایسته توام با رفاه و امکانات لازمه (ماده 25)در بین سایر حقوق و ازادی ها تاکید نموده است 9.
به موجب ماده 9 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق هر کس بر تأمین اجتماعی و از جمله بیمه ها برسمیت شناخته است: کشورهای طرف این میثاق حق برخورداری از تامین اجتماعی و از جمله بیمه های اجتماعی را برای کلیه افراد به رسمیت می شناسند.
در ماده 34 منشور حقوق بنیادین آمده است: اتحادیه حق دستیابی به مزایای تامین اجتماعی و خدمات اجتماعی که در مواردی مانند زایمان، بیماری، حوادث ناشی از کار، وابستگی یا پیری، از دست دادن کار بر اساس راهکارهای پیش بینی شده در حقوق اروپایی، قوانین و رویه های داخلی به رسمیت شناخته و اجرا می کند .
2.2.8.1 گفتار دوم) حق بر آزادی تشکل
افراد و گروه ها برای احقاق حقوق خود نیازمند تشکیل گروهایی هستند تا بتوانند با اتحاد و انسجام حقوق خود را مطالبه نمایند.
در تعریف تشکل ها آمده است: تشکل عبارت است از میثاقی است که بر اسا س آن افراد متعدد با داشتن علایق و ارمان های مشترک، فعالیت خود را تنظیم و موضع مشترکی را به طور مستمر اتخاذ کنند، بدون آنکه هدف منفعت طلبانه اقتصادی داشته باشند. 10
در این تعریف سه عنصر برای تشکل و جمعیت مشاهده می شود:
وجود یک موافقت قراردادی که بموجب که به موجب آن اعضای جمعیت تعهد جمعی پیدا می کنند.
2- استمرار نیز یکی از مختصات بارز تشکل ها و جمعیت ها می باشد که آن را از اجتماعات موقتی و اتفاقی متمایز می سازد و به آن اعضا لزوماً از این ائتلاف و اتحاد خود قصد منفعت طلبانه ای را تعقیب می کنند.11
آزادی تشکل در اعلامیه حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسون اروپایی حقوق بشر، منشور حقوق بنیادین اتحادیه اروپا، کنوانسیون امریکایی حقوق بشر (ماده16) منشور افریقایی حقوق بشر و مردمان(ماده 11) پذیرفته شده است.
ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر می نگارد:
هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد. هیچ کس را نمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
3.2.8.1 گفتار سوم) حق بر بهداشت
سازمان بهداشت جهانی سلامت را اینگونه توصیف نموده است:
سلامت وضعیت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، نه صرف نبود بیماری و معلولیت
این اصطلاح کمتر در اسناد حقوقی امده است اما بدون تردید از اهمیتش کاسته نمی شود. در مقدمه اساسنامه سازمان بهداشت جهانی آمده است: بهره مندی از بالاترین استاندارد دست یافتنی سلامت، فارغ از نژاد، عقاید سیاسی و موقعیت اجتماعی و اقتصادی، یکی از حق های بنیادین بشر محسوب می شود. 12
دانشمندان حقوق عمومی در توصیف حقوق عمومی نوشته اند:
سلامتی عبارت است از وضعیت رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و تنها به نبود بیماری اطلاق نمی شود13.
اعلامیه جهانی در ماده 25 می نگارد:
ماده ۲۵:
بند۱) هرکس حق دارد از سطح معیشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانواده‌اش از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت‌های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بیکاری، بیماری، از کارافتاده‌گی، بیوه‌گی و سالخوردگی یا فقدان وسیله ی امرار معاش و گذران زندگی که خارج از اختیار وی است تامین گردد.
بند۲) مادران و کودکان حق دارند از مراقبت‌ها و کمک‌های ویژه برخوردار شوند. همه ی کودکان خواه ثمره ی ازدواج باشند و خواه ثمره ی روابط خارج از ازدواج باشند باید از حمایت‌های اجتماعی یکسان بهره‌مند شوند.
حق بر سلامت دارای ابعاد بسیار وسیعی است مانند بعد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی
در ماده 12 مقرر داشته است که دولت ها باید برای رسیدن به این اهداف بکوشند: میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
الف- تقلیل میزان مرده متولد شدن کودکان، مرگ و میر کودکان و رشد سالم آنان‌.
ب- بهبود بهداشت محیط و بهداشت صنعتی از جمیع جهات‌.
ج- پیشگیری و معالجه بیماری‌های مسری، بومی، حرفه‌ای و سایر بیماری‌ها، همچنین پیکار علیه این بیماری‌ها.
د- ایجاد شرایط مناسب برای تأمین خدمات و کمک‌های پزشکی برای عموم در صورت ابتلاء به بیماری.
اسناد مهم منطقهای نظیر ماده 26 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر (1978 ، ماده 16 منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها (1981) و ماده 11 منشور اجتماعی اروپا (1961)و ماده17 اعلامیه قاهره درباره حقوق بشر در اسلام (1990) و … نیز حق بر سلامتی را به رسمیت شناختهاند.
4.2.8.1 گفتار چهارم ) حق بر تشکیل ان جی او
با رشد و توسعه دموکراسی سازمان های مردم نهاد که ماهیتی غیر انتفاعی دارند از سوی مردم گسترش یافته و در جهت خدمت به عموم و گسترش دموکراسی تلاش می کنند. ماده 19 و م20 اعلامیه جهانی حقوق بشر که مبین حق آزادی بیان و تشکیل اجتماعات است این گونه مسئله را بیان می دارد. شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در قطعنامه 27 فوریه 1950 به طور سلبی سازمان مردم نهاد را این گون توصیف نموده است. هر سازمان بین المللی که با موافقت نامه ای بین دول پدید نیامده باشد یک سازمان غیر حکومتی بین المللی است.14
رایان اتو در توصیف سازمان های غیر حکومتی اظهار می دارد:
یک سازمان غیر حکومتی شخصیتی غیر انتفاعی است که اعضای آن شهروند ویا مجموعه ای از شهروند یک یا چند کشور محسوب می شوند.که نوع فعالیت این سازمان ها به منظور پاسخگویی به نیازهای افراد جامعه ای است که سازمان مذکور با شهروندان آن جامعه همکاری می نماید15.
سازمان های غیر حکومتی شامل موارد متنوعی از اشکال و فعالیتهای سازمانی است که از ساختار های کوچک غیر رسمی و محلی گرفته تا نفع متقابل جوامع به مشارکت در گروه های مشاوره ای را در بر میگیرد. این سازمان ها ی پیجیده اداری را که به هرحال همگی جنبه ای از ساختار جامعه دموکراتیک را اشغال می کنند شامل میشود. امروزه سازمان های غیر حکومتی بین المللی نهادهای جامعه مدنی هستند . آنها به عنوان نهاد های غیر حکومتی دارای ارزش مشترک هستند که یکی ازانها حمایت از حقوق بشر در سراسر دنیاست16.
ماده 19 و 20 اعلامیه جهانی نیز این موضوع را به این صورت تبیین می کند:
ماده 19) هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق دربرگیرندهی آزادی ِ داشتن عقیده بدون مداخله، و آزادی درجست و جو، دریافت و انتقال اطلاعات و عقاید از طریق هر نوع رسانه‌ای بدون در نظر گرفتن مرزها می‌شود.
ماده 20) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت‌آمیز را دارد. هیچ‌کس را نباید مجبور به عضویت در یک تشکل کرد.
5.2.8.1 گفتار پنجم ) حق بر آموزش
انسان ها صرفا به خوراک بدن محتاج نیستند بلکه روح و جان انسان به تفکر و تعقل و دانش محتاجند و دین اسلام به این موضوع تاکید بسیار دارد.
در تعریف آموزش و پرورش آمده است:
آزادی آموزش به معنی آزادی تعلیم وآموزش دادن و آزادی تعلم و آموزش دیدن می باشد. این آزادی دارای آثار چندی است که عبارت است از: آزادی تأسیس یک موسسه آموزشی و آزادی انتخاب یک نوع آموزش خاص17
اعلامیه جهانی حقوق بشر در این رابطه مقرر داشته است:
هر کس حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش دست کم تا حدودی که مربوط به تعلیمات

مطلب مرتبط :   ,، ، مدلسازی، هندسی، گردشگر

دسته بندی : علمی