میلاد ، یک الهه مرگ ، احتمالاً لی لیت 87 ، را نشان می داد که دارای ویژگیهای مشابه جغد بود . بعضی از ظروف تدفینی در چین از دوره سلسله شانگ ( اواخر هزاره دوم پیش از میلاد ) به شکل جغد بود .
( هسیائو 88 ) از لحاظ مردم چین و ژاپن ، جغد ( به ژاپنی فوکورو 89 ) پیام آور مرگ و این مطلب ناشی از این اعتقاد بود که چشمان مادر خود را بیرون آورده است و این نماد ناسپاسی فرزند به شمار می رفت . جغد نشان یاما ، خدای زیر زمین نزد هندوان بود . در غرب اتروسکها 90 بردگان و اسیران را برای یک جغد – خدا قربانی می کردند ، اصل پیوستگی آن با آتنه / مینروا نامشخص است ، ولی از طریق این الهه بود که جغد شهرت خود را در هوش و زیرکی به دست آورد ( سکه یونانی ، سده پنجم پیش از میلاد ) . در تمثیلات دوره رنسانس نشانی از تجسم شب و خواب بود . ( هال ، 1387 ، 42 ) .
– جغد 91 دو خصلته است ، هم پرنده خرد است و هم تاریکی و مرگ .
چینی : شرّ ؛ جنایت ؛ مرگ ؛ هراس ؛ کودکانِ نمک نشناس ، تصویر آن روی خاکستردانهای تدفین نشان مرگ است .
ژاپنی : مرگ ؛ بد شگونی .
سرخپوستی : خرد ؛ غیبگویی .
سلتی : مربوط به ایزدان جهان زیرین ؛ « عجوزه شب » ؛ « پرنده مُردار » .
عبری : نابینایی .
مسیحی : شیطان ؛ نیروهای تاریکی ؛ تنهایی ؛ سوگواری ؛ فلاکت ؛ اخبار بد . جغد « ترانه مرگ » نامیده شده است . جغد نشانه یهودیانی است که تاریکی را بر روشنایی انجیل ترجیح داده اند .
مصری : مرگ ؛ شب ؛ سرما .
مکزیکی : شب ؛ مرگ .
هندو : علامت مشخصه یَمَه 92 ، ایزد مردگان .
یونانی – رومی : فریاد جغد نماد خرد است و برای آتنه / مینرو 93 مقدس شمرده شده است . جغد نشانه ایزد تاریکی و شب اتروسکی ها است . ( کوپر ، 1379 ، 104 ) .
– جغد : از آنجایی که جغدها نور روز را نمی بینند ، نماد اندوه ، ظلمت ، انزوا ، و خلوتی مالیخولیایی هستند . اساطیر یونان ، آتروپوس معبّر را ، که یکی از پارکاها بود و نخ سرنوشت را قطع می کرد ، جغد دانسته است . در مصر جغد نشانگر سرما ، شب و مرگ بود .
در شمایل نگاریِ هندو ، جغد گاه به ماتره واراهی ( مادر واراهی ) اختصاص یافته ، بی که مفهومِ آن دقیق باشد.
در چین باستان جغد نقش مهمی بر عهده داشته : حیوانی وحشتناک که مادرش را ازهم می دریده . جغد نماد یانگ و حتی یانگِ افراطی بوده است . جغد در انقلاب صیفی خود را نشان می داد ، و همذات با طبل و صاعقه بود . در ضمن ، با کوره ی آهنگری ارتباط داشت . جغد علامت هوآنگ – دی یا خاقان زرد و بنیانگذار اول بود . جغد ، یا یانگ افراطی باعث خشکسالی می شد . کودکانی که در روز جغد ( انقلاب صیفی ) متولد می شدند ، شخصیتی خشن ( احتمالاً مادر کُش ) دارند .
جغد یکی از قدیمی ترین نمادهای چین است ، و به دوره ی اساطیری باز می گردد . به عقیده ی برخی از مولفان ، جغد با اژدها – مشعل ، علامت سلسله ی دوم ، علامت یین مخلوط شده است . جغد علامت صاعقه است ، و روی پرچم سلطنتی نقش شده است . جغد پرنده ی وقفی آهنگران و انقلابین است ؛ در عهد باستان ، وقتی آهنگران شمشیر و آینه ی جادو می ساختند ، جغدان از روزها مراقبت می کردند .
شاید از این رو بود که چینیان جغدی را روی در انبار غله ی خود میخ می کردند .
برای سرخپوستان جلگه ی آمریکا ، جغدها قدرت کمک به شب و حمایت از شب را داشتند و استفاده از پر جغد در برخی از مراسم آیینی از این باور نشئت گرفته بود .
در مراسم سرسپاری انجمنهای میده ( میده وی وین ) ، در میان آلگانکین ها ، در یکی از غرفه ها جغد – انسانی مسکن می گرفت ، تا راه زمین به خورشید آفل ، یعنی قلمروِ مردگان را به شرکت کنندگان نشان دهد ، در این حالت جغد وظیفه ی راهنمای ارواح را بر عهده داشت .
در ضمن ، می توان جغد را چون پیک مرگ به حساب آورد ، و بنابراین علامت نحوست : وقتی جغد می خواند ، سرخپوست می میرد ( مایا – کیشه ) ؛ جادوگران چورتی ، که تجسم نیروهای شرّ اند ، می توانند خود را به جغد تبدیل کنند .
در اساطیر جعلیِ غالیا ، در کتابی موسوم به پیران جهان ، جغدهای بدون شاخ بخشی از این پیران را تشکیل می دادند و سرشار از فرزانگی و تجربه بودند . بنابر این می توان جغد بدون شاخ را از زمره ی حیوانات اولیه به حساب آورد ، و شاید بتوانیم جغد بدون شاخ را با جغد شاخدار همسان بدانیم . اما این دو حیوان در نماد گرایی مذهبی سلتی ظاهر نمی شوند . جغد شاخدار تحت تأثیر مسیحیت ، در دیدگاهی منفی بررسی شده ، و نماد گرایی جغد بدون شاخ مساعد و سازگار ، و احتمالاً قدیمی تر و پیشا مسیحی است . بلودُوِد ، زنِ بی وفای لیو در مابینوگی مث به خاطر زنا با مرد همسایه ، کیفر شد و تبدیل به جغد گردید .
جغد بدون شاخ که ظاهراً بر خلاف عقیده ی رابله ، با شهرتی دردبار ، دزد و علامت زشتی شناخته شده ، پرنده ی آتنا بود . این پرنده ی شب ، در ارتباط با ماه است ، و نمی تواند تاب نور خورشید را بیآورد ، و در این مورد با عقاب تفاوت دارد ، که با چشم باز نور خورشید را می نگرد . گنون با توجه به این مورد ، و همچنین ارتباط جغد با آتنا مینروا عقیده دارد که جغد نماد شناخت عقلایی – یعنی دیدن نور از طریق انعکاس ( نورِ ماه ) است ، که مغایر است با شناخت الهامی – یعنی دیدن نور مستقیم ( نور خورشید ) . شاید به همین دلیل است که جغد از مختصات پیشگویان شده است ، جغد نماد دید باطنی است ، اما از طریق علاماتی که پیشگو تفسیر می کند . جغد ، پرنده ی آتنا ، نماد عکس العملی است که بر ظلمتها مسلط می شود .
در اساطیر یونان ، جغد نشانه ی اسکالافوس پسر آخرون و نومفای ظلمت است . او بود که دید پرسفونه میوه یی
( دانه یی انار ) را در دوزخ چشید و او را لو داد ، و بدین ترتیب امیدِ او را برای بازگشت دایمی به روز قطع کرد .
در میان آزتکها ، جغد بدون شاخ و عنکبوت ، حیوانهای نمادین خدای دوزخ هستند . در چندین لوح چوبی به دست آمده ، جغد بدون شاخ به عنوان نگهبان خانه ی ظلمانی معرفی می شود . جغد بدون شاخ در ارتباط با نیروهای اهریمنی ، و در ضمن مظهر خدای شب ، باران و طوفان است . این نمادگرایی در عین حال هم با مرگ و نیروهای ناخود آگاه ماه – زمین در ارتباط است ، و هم با آبها ، گیاهان ، و رشد به طور کلی .
در وسایل خاکسپاری که در قبرهای تمدن پیش اینکایی قبل از اینکاها در چیمو ( در پرو ) به دست آمده اغلب به چاقوی قربانی به شکل نیمه ی ماه بر می خوریم ، بر بالای دسته تصویرِ یک خدای نیم انسان – نیم حیوان ، نقش می شد ، که این حیوان به شکل پرنده ی شب ، جغد بدون شاخ یا شاخدار بود . این نماد که مشخصاً با نظریه ی مرگ یا قربانب در ارتباط بود ، با گردنبندی از مروارید و صدف دریایی تزیین می شد و با رنگ سرخ روی سینه اش آرایش می شد . خدایی که به این شکل تصویر شده بود ، اغلب دو سگ در دو طرفش ایستاده بودند که نماد راهنمای ارواح بودند . این جغد شاخدار یا بدون شاخ اغلب یک چاقوی قربانی در یک دست ، و ظرفی برای جمع کردنِ خون قربانی در دست دیگر داشت .
امروزه ، هنوز هم برای بسیاری از اقوام سرخپوستِ آمریکایی ، جغد خدای مرگ و نگهبانِ گورستانها است . اما حیرت آور آن است که شعاع مفهومِ این نماد ، به عنوان نماد ظلمت و نحوست که این چنین جهان شمول است ، در افسانه های لاتینی به صورت نماد زنان زیبا در آمده است و از آنجا به صورت علامت فال نیک در هر کاری گرفته شده است .
دو مدخلِ Hibou ( جغد شاخدار ) و Chouette ( جغد بدون شاخ ) به دلیل شباهت مفهوم نمادین ، و کاربرد یک واژه در فارسی برای هر دو صورت ، ادغام شد . ( شوالیه – گربران ، جلد 2 ، 1379 ، 434 – 438 ) .
– جغد : از آغاز عصر کهن سنگی شواهدی در دست است که به این پرنده علاقه داشته اند ، زیرا نگاره یک جفت جغد برفیِ لانه نشین با جوجه شان بر سنگی واقع در غاری در جنوب فرانسه نقش گردیده است . بر روی لوحه ای سومری از 2300 – 2000 پ . م . پیکر برهنه ایزدبانویی نقش شده که در هر طرفش تصویر جغدی به چشم می خورد . معتقدند که او ایزدبانوی مرگ بوده است . شماری از ارجاعات کتاب مقدس مربوط به جغد مفلوک و منزوی است ؛ همچنین این پرنده را با اژدها و وحوش و نیز با سوگواری مرتبط دانسته اند . نویسندگان یونانی و لاتینی از جغد به عنوان پرنده ای شوم یاد کرده اند . اُوید ، پلینی و دیگر نویسندگان جغدها را با مرگ مرتبط دانسته و ناله شان را دشمن خو پنداشته اند . وقتی جغد در کاپیتول94 در روم ظاهر می شد ، هشداری بود که آن مکان را با آب و گوگرد شست و شو دهند تا نفوذ شر دفع شود .
همان گونه که اسرار آمیز بودن مخلوقات و اشیا چندان غیر عادی نیست و واکنشی حسی و عاطفی است ، جغدها نیز گاهی ممکن است با ویژگی هایی توصیف شوند که عکس آن چیزهایی است که کلاً به آنها نسبت می دهند . چیزی که مردم را می ترساند ممکن است به عنوان بازدارنده در برابر ترس موثر واقع شود ؛ یک شرّ ممکن است به عنوان دوست و هم پیمان تلقی گردد . در چین باستان که جغد را قربانی می کردند ، آرایه هایی به نام « زوایای جغد » را در ساختمان ها نصب می کردند و باور داشتند که آنها را در برابر آتش سوزی محافظت می کند . در کشورهای سامی ، جغد معمولاً شوم بود و در پارس از آن با عنوان « فرشته مرگ » یاد کرده اند ، اما در فلسطین ، جغدهای کوچک خاکستری را وقتی کنار غلات ظاهر می شوند خوش یمن می پنداشتند . شاید این باور منبعث از مشاهده ای است که این پرنده ها دیگر پرندگان و پستاندارانی را شکار می کردند که به محصولات کشاورزی صدمه می زدند . در آتن عهد باستان ، جغد کوچک را با ایزدبانو آتنا مربوط می دانستند ، احتمالاً از آن رو که ایزدبانوی شب بود ، اما یک پرنده عادی به شمار می آمد و به شیوه دوستانه ای با آن برخورد می کردند و نشانه شهر بود . آتنی ها ضرب المثلی داشتند و می گفتند « در آنجا جغدی دیده شد » ومنظورشان این بود که پیروزی در راه است .
نویسندگان لاتینی در آغاز عصر مسیحی به رسم بردار کردن جغدها اشاره کرده اند بدین منظور که توفان ها را دور کنند و معتقد بودند که جغدی که با بال های گشوده به دار کشیده شود ، جلوی تگرگ و رعد و برق را می گیرد . رسم بردار کردن جغد بر سر در انبار غلّه تا قرن نوزدهم در انگلستان ادامه یافت . رومی ها نمودگارهای جغد را برای مبارزه با چشم شریر به کار می بردند . قبایل شمال آسیا ، جغدها را خنثی کننده قوای شر می پنداشتند . جغد را بالای سر ننوی بچه می گذاشتند تا ارواح شریر را دور کند . در هند ، پر جغد را زیر بالش بچه ناآرام می گذاشتند تا راحت بخوابد . قوم آینوی 95 ژاپن تصاوی

مطلب مرتبط :   اتحادیه، اروپا، حقوق، تعهدات، حقوقی
دسته بندی : علمی