سبب، جهان فردا، همان فردا حادث خواهد شد نه این‌که جهان موجود باشد؛ ولی در فردا واقع شدنش موکول به گذشت زمان باشد.
کیست که این نتایج عمیق و ثمربخش و دل انگیز را ببیند و بفهمد و بر آن ذهن و قلم که این میوه‌های حیات بخش را به جهان اندیشه عرضه کرد آفرین نفرستد؟ و کیست که با آن همه منازعات ظلمت افزای حکما و متکلمان بر سر حدوث و قدم عالم و لحظه‌ی اول خلقت آشنا باشد و این چراغ پرنور تاریکی سوز را تحسین نکند؟ چرا به دنبال لحظه‌ی آغاز آفرینش باید گشت؟ نمی‌بینی که هم اکنون جهان در برابرت دم به دم خلق می‌شود؟ و چرا در گذشته‌های دور در جست و جوی دست خالق باید بود که کسی از آستین خلقت به در آمده است؟ نمی‌نگری که هر لحظه و همواره دست خالق در کار آفریدن و نوپدید کردن است؟ و چرا باید بر سر خدای ساعت ساز و خدای تبعیدی مشاجره کردن؟ نمی‌بینی که او در نقطه نقطه‌ی جهان حضور دارد؟ … (سروش، 1384، ص56-57)
صدرالمتألهین علاوه بر این که حرکت در جوهر را از طریق عقلی، مبرهن می‌سازد، در برخی آثار خود از جمله در اسفار، عرشیه، مشاعر، اسرار‌الآیات تأکید دارد که پی بردن به حرکت جوهری و کشف آن، از راه تدبر در آیات قرآنی، برایش حاصل شده و آیات الهام بخش خویش را نیز در این زمینه ذکر کرده است. (ملاصدرا، 1383، ج3، ص118؛ 1341، ص14؛ 1363، ص64؛ 1360، ص86)
ملاصدرا هم‌چنین جملاتی را از اثولوجیای افلوطین و فصوص الحکم و فتوحات مکیه ابن‌عربی نقل می‌کند تا شاهد و تأییدی بر نظریه‌ی حرکت جوهری او باشند. (ملاصدرا، 1383، ج3، ص119-121)

نوآوری‌های مبتنی بر حرکت جوهری
اصل حرکت جوهری بنیاد جهان بینی صدرالمتألهین را تشکیل می‌دهد. در پرتو این اصل بود که وی بسیاری از دشواری‌های فلسفی را حل و فصل نمود و براساس آن آرای نوین دیگری را به اثبات رساند که بررسی آن‌ها بحث مستقلی را می‌طلبد، اما در این جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
حقیقت زمان، به عنوان بعد چهارم موجودات مادی: ربط متغیر به ثابت و حادث به قدیم؛ حدوث زمانی عالم ماده؛ ترکیب ماده و صورت؛ اثبات واجب الوجود براساس حرکت جوهری؛ اثبات معاد؛ معاد جسمانی؛ نفس و عوالم آن ؛تبیین تحولات عالم ماده از حالت عنصری تا انسانی؛ ابطال تناسخ؛ موت طبیعی و …
این نظریه به عنوان یک دیدگاه جدید درباره‌ی حرکت، که در آن واحد هم از مبدأ حکایت می‌کند و هم از معاد، از مهم‌ترین ارکان و مبانی فلسفه‌ی صدرایی است و بدون درک آن فهم بسیاری از مسائل و آرای فلسفی مسیر نخواهد بود.

مقدمه
برای تبیین عمق تحولی که صدرالمتألهین در نظریه‌ی فیض و فاعلیت وجودی به وجود آورده لازم است فصل مزبور را به پنج بخش عمده تقسیم نموده و به بیان مختصات نظریه‌ی فیض از دیدگاه وی بپردازیم. بنابراین در این فصل ابتدا به بررسی مسئله‌ی جعل (که در واقع تحلیل مسئله‌ی علیت و چگونگی ارتباط علت با معلول خویش است) پرداخته و سپس اشاره‌ای مختصر به تبیین اصل علیت در پرتو نظریه‌ی اصالت وجود صدرایی کرده و در ادامه به تفاوت فاعلیت وجودی با فاعلیت طبیعی در برخی از آثار صدرا پرداخته و ضمن برشمردن برخی ویژگی‌های فاعلیت الهی وارد مبحث مناط علیت و حاجت به علت از دیدگاه صدرا خواهیم شد. بخش انتهایی این فصل اختصاص به مبحث تجلی و ظهور دارد و همان‌طور که می‌دانیم ملاصدرا در فصول پایانی مبحث علیت اسفار، پس از ارجاع علت و معلول به تشأن و تجلی و متجلی، ضمن پی ریزی بنایی استدلالی، آن را بزرگ‌ترین دستاوردهای فلسفه‌ی خویش خوانده و مذهب حق را در این زمینه، قول عرفا دانسته است.
ذکر این نکته ضروریست که تمام مباحث علت شناسی صدرالمتألهین که به حق از بین مباحث حکمت متعالیه از ویژگی خاصی برخوردار است، تحت الشعاع اصل اصیل اصالت وجود قرار دارد، به گونه‌ای که حکمت متعالیه علی رغم تشابهات ظاهری و حتی مبنایی با برخی عناصر نظام مشاء و اشراق حاوی ساختار و محتوایی جدید و اصولی هماهنگ با یکدیگر بوده و با توجه تام به پیامدهای اصالت وجود و تشکیک وجود (در مراتب و مظاهر آن)، باید به تفصیل بیشتر آن پرداخت.
و باید به این نکته نیز توجه نمود که اصولاً توضیح صحیح مسئله‌ی علت و معلول به نحوی که با همه‌ی مبانی فلسفی سازگار بوده و تمام ضررویات و نتایج را بتواند به نحو منطقی توجیه نماید، بسیار مشکل است و به گفته‌ی صدرالمتألهین:
مسئله‌ی علت و معلول به جهت پیچیدگی و عمق فراوانش برای اغلب مردم به صورت معضلی درآمده، ‌چرا که معلول‌ها جز حجاب‌هایی بر علت‌ها نیستند و در همین حجاب‌ها آن که هلاک شدنی است، هلاک گردیده است و امر چنان است که علما نیز در آن متحیرند و از ایشان برخی اثبات سبب می‌کنند و برخی نفی آن؛ به همین جهت گفته شده که مردم در این مسئله یا حیرت زده‌اند و یا جاهل و موحد حقیقی توحیدش منافاتی با رؤیت اسباب ندارد. (ملاصدرا، 1380، ج2، ص376)
از همین روی تلاش‌های متعددی برای توجیه وقوع کثرت در عالم رخ داده و هر طایفه‌ای به سبب ذوق خاص خود، سعی در توفیق بین این دو مطلب نموده اند. ارائه‌ی «فیض» به عنوان نحوه‌ی رابطه‌ی بین حق و خلق از جانب حکما و «تجلی» به عنوان رابطه‌ی بین حق و خلق از جانب عرفا در جهت تبیین این مسئله بسیار مهم بوده است. که در این‌جا نیز به دلیل اهمیت این دو مبنا در مسئله‌ی علیت صدرایی به بررسی آن‌ها در پرتو نظریه اصالت وجود صدرایی خواهیم پرداخت. البته همان طور که گفته شد نظریه‌ی فیض آخرین نظرگاه صدرا در این باب نیست، بلکه نظر نهایی او قول به تجلی، تشأن و ظهور (مبنی بر وحدت شخصی وجود) است که نگارنده در ادامه‌ی مباحث خود به طور مستوفی از آن بحث خواهد کرد.

مطلب مرتبط :   کبوتر، نوح، پرنده، -، عشق

الف) مسئله‌ی جعل
اهمیت بررسی مسئله‌ی جعل در این‌جا بدین جهت است که از یک طرف بحث جعل از متفرعات بحث علیت بوده و بیان‌گر کیفیت رابطه‌ای است که بین علت و معلول و به عبارت دیگر بین خدا و خلق وجود دارد و از طرف دیگر این بحث ارتباط تنگاتنگی بحث اصالت وجود و ماهیت دارد. می‌دانیم که مسئله‌ی علت و معلول از کهن‌ترین مسئله‌ی فلسفه است و هر نظام هستی‌شناسی باید تفسیری از علیت به دست بدهد. بحث جعل در واقع تحلیل مسئله‌ی علیت و چگونگی ارتباط علت با معلول خویش است. در حکمت متعالیه وجود معلول اضافه‌ی اشراقیه وجود علت بوده و در نظر نهایی علیت به تشأن و تجلی بازگشت می‌کند. در این قسمت ابتدا اشاره‌ای به جایگاه و اهمیت بحث جعل و هم‌چنین پیشینه‌ی تاریخی آن نموده و سپس به تفاوت بحث جعل بحث اصالت وجود پرداخته و در پایان به طور اجمالی به بررسی اقسام جعل و مباحث مربوط به آن خواهیم پرداخت.

جایگاه و اهمیت بحث جعل
یکی از مباحثی که در آغاز بحث جعل باید مطرح شود این است که جایگاه اصلی این بحث در فلسفه‌ی اسلامی کجاست. این مسئله چون هم به مبحث علت و معلول مربوط می‌شود و هم به وجود و عدم و هم به مبحث ماهیت و وجود، حکمای اسلامی هر کدام به اقتضاء و مناسبت کلام، آن را تحت عناوین مختلف آورده‌اند مثلاً گاهی در مسئله‌ی علت و معلول آمده و گاهی در مبحث وجود عدم و زمانی هم تحت عناوین بحث ماهیت یا خواص ممکن و نظایر آن طرح گردیده است.
ملاصدرا نیز در آثار خویش، در دو جایگاه مختلف به طرح این بحث پرداخته است. در کتاب المشاعر ابتدا احکام وجود و مسئله‌ی اصالت وجود را ذکر نموده و آن‌گاه مسئله‌ی جعل و مجعولیت وجود را مطرح می‌نماید. (ملاصدرا، 1363 الف، ص 44-45 ) هم‌چنین در کتاب اسفار نیز به طرح بحث جعل در امور عامه یعنی بحث وجود و عدم می‌پردازد. (ملاصدرا، 1383، ج1، ص467-479) ولی در کتاب شواهد الربوبیه به دنبال اصل علیت و این‌که علت فیض رساننده به معلول است، مطرح نموده است که آن‌چه معلول و مجعول بالذات است، چیست. (ملاصدرا، 1382ب، ص92-99)
علامه طباطبایی در کتاب بدایه الحکمه و نهایه الحکمه برخلاف قدما، بحث جعل را به عنوان درآمدی بر بحث علیت مطرح نموده و عنوان مستقلی را برای آن قرار نداده است. (طباطبایی، 1380، ج 2، ترجمه و شرح، ص 244؛ 1375، ص 157-158)
جوادی آملی معتقد است که جایگاه اصلی بحث جعل، بعد از بحث علیت است، وی در شرح حکمت متعالیه خویش می‌نویسد: مسئله‌ی جعل از فروع مسئله‌ی علیت و معلولیت است. ایشان می‌نویسد: علیت و معلولیت به دو قسم تقسیم می‌شود. نخست علت قوام و دوم علت وجود. علت قوام ماده و صورت علت وجود فاعل و غایت است. وی جعل را از نوع علیت فاعلی می‌داند. (جوادی آملی، 1375، ب5، ج1، ص414) به همین جهت است که ملاصدرا در کتاب شواهد الربوبیه بعد از اثبات قانون علیت، این بحث را عنوان نموده‌اند که آن‌چه علت به معلول می‌دهد چیست، که در واقع همان بحث جعل می‌باشد.
نظر مصباح یزدی درباره‌ی جایگاه اصلی بحث جعل این است که بهترین جا برای طرح این بحث بعد از مسئله‌ی اصالت وجود است. زیرا بحث جعل از متفرعات بحث اصالت وجود است. البته به نظر ایشان می‌توان این بحث را به دنبال بحث علیت مطرح ساخت، ولی با توجه به این‌که اصالت وجود در حکمت متعالیه به عنوان یک مسئله‌ی مستقل مطرح است، بهتر است آن را بعد از بحث اصالت وجود مطرح نماییم.54
استاد مطهری در این زمینه معتقد است که بحث جعل از جهتی با بحث وجود و عدم و از جهتی باعث علیت مرتبط است. ارتباطش با بحث وجود و عدم به این ترتیب است که آیا مجعول واقعی وجود است یا ماهیت. همان طور که در بحث اصالت وجود، سخن بر سر این بود که اصالت از آن وجود است و یا ماهیت، در بحث جعل نیز مسئله از این قرار است که مجعولیت در ناحیه‌ی وجود است یا در ناحیه‌ی ماهیت، لذا این بحث به مباحث وجود و عدم مرتبط می‌گردد. از طرف دیگر جعل به معنای علیت است و مسئله‌ی اصلی در این بحث این است که علیت را تحلیل نماییم و ببینیم مجعول و مفاض واقعی از ناحیه‌ی علت، وجود معلول یا ماهیت آن است. از این جهت است که بحث جعل بحث علیت ارتباط پیدا می‌کند. (مطهری، 1369الف، ج2، ص418-419)
به نظر نگارنده، دیدگاه استاد مطهری در این زمینه دیدگاه جامع و منطقی است، یعنی در هر‌جا می‌توان بحث جعل را مطرح نموده چه در بحث امور عامه وجود و ماهیت و چه در بحث علیت. هرچند طرح آن در مباحث علیت مناسبتر است.

مطلب مرتبط :   ، اویى»، مظهر، الهى، رحمت

پیشینه‌ی تاریخی بحث جعل
در این قسمت به طور اختصار به تاریخچه‌ی بحث جعل پرداخته و می‌خواهیم ببینیم مسئله‌ی جعل از چه زمانی و توسط کدام فیلسوف وارد حوزه‌ی فلسفه‌ی اسلامی شده و به عنوان یک بحث مستقل مطرح گشته است. همان‌طور که می‌دانیم مسئله‌ی جعل به تدریج جای خود را در

دسته بندی : علمی