م فرهنگی کشورها در راستای صلح و امنیت، و یا شکاف فرهنگی در راستای جنگ و ناامنی میشود، شکافی که محصول منعفتمحوری مدیریت سیاسی است، منفعتی که فوریت تزریق فرهنگ لیبرال دموکراسی، با ویروس اهانت به مقدسات مذهبیهویتی، در سطح جهانی را موجب میشود، تزریقی ناهمگون که زمینهساز مقاومت هنجاری در سطح داخلی و منطقهای شده است، مقاومتهایی که پذیرای مهندسی هویتی غرب نیستند، مهندسیهای تحمیلی و ناعادلانهای که پذیرش و یا عدم پذیرش آن، برگ برنده محسوب میشود، برگ برندهای که تطبیق در پذیرش آن با ایجاد وابستگی، زمینهساز مداخلات غیر حضوری؛ و مقاومت در عدم پذیرش آن با ایجاد بیثباتی، زمینهساز مداخلات حضوری، در راستای منافع سیاسی مدعیان ابرقدرتی است، و این روابط ناعادلانهی فرهنگی است، روابطی که تجاوز فرهنگی در فضای سایبری را با تسلیهات کشتار جمعی مذهب و هویت، و گاز شیمیایی تفرقه در قالب فیلم و سرود و تبلیغات، و با هدف تخریب و رکود اذهان، در دستور کار قرار میدهد، تا با ایجاد فضای رکود فکری مهار اذهان را در راستای پیشبرد منافع سیاسی بهدست گیرد؛ و این نماد مدیریت ظالمانهی افکار عمومی در پوشش فرهنگ است، نمادی که بیثباتی سیاسی را افزایش میدهد، ستمگریها را میگستراند، اقتشاشات و درگیریها را نهادینه میکند، و با تخریب ساختار توازن حقوق، منجر به یکطرفه شدن شیب حقوق به سمت منفعتمحوری و انحصارگرایی میشود.
افکار عمومی، این منبع عظیم قدرت ملی، جهت هماهنگی در راستای حمایت از سیاستهای دولت، نیاز به مهار ندارد، بلکه نیازمند مدیریت عادلانه در راستای برقراری توازن حقوق است، مدیریتی که نه افکار عمومی را بر سیاست مسلط، و نه سیاست را بر افکار عمومی مسلط میکند، بلکه با رعایت شاخصهای مدیریتی افکار عمومی، موجبات اعتبار و مشروعیت سیاستها و درنتیجه حمایت افکار عمومی را از سیاستهای حکومت فراهم میکند، حمایتی اختیاری که در وادی توازن حقوق و در راستای برپایی عدالت اجتماعی صورت میگیرد، نه حمایتی اجباری که در وادی استثمار اذهان و در راستای منفعتمحوری و انحصارگرایی شکل گیرد. شاخصهای مدیریت افکار عمومی در تبدیل به رفتار قدرت، خروجیهای جذاب منطبق بر ویژگیهای فرهنگی و ارزشی عام جهانشمول را صادر میکند، ویژگیهایی که بر مبنای عدالت اجتماعی اشاعه مییابد.

4-3. توازن حقوق در ساختار نظامی
ساختار نظامی در صورتی منجر به قدرتسازی در راستای توازن حقوق میشود که خروجیهایی منطبق با عدالت اجتماعی صادر کند. مدیریت قدرت هوشمند، توان تنظیم و تطبیق خروجیهای قدرت سخت با عناصر قدرت نرم است. روابط نظامی در ارتباط مستقیم با امنیت و یا ناامنی جوامع قرار دارد، و در صورت خروج از چارچوب عدالت، خفقان امنیتی در فضای رعب و وحشت شکل میگیرد و امنیت، عامل ناامنی میشود و با ایجاد پتانسیل شورش، زمینهی بیثباتی را فراهم میکند. جهت ادامهی بحث و بررسی، به قسمتی از نامهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به مالک اشتر استناد میشود. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
برای فرماندهی سپاه کسی را برگزین، که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و امام تو بیشتر، و دامن او پاکتر، شکیبایی او برتر باشد، از کسانی که دیر به خشم آید، و عذرپذیرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد کند، درشتی او را به تجاوز نکشاند، و ناتوانی او را از حرکت باز ندارد. سپس در نظامیان با خانوادههای ریشهدار، دارای شخصیت حساب شده، خاندانی پارسا، دارای سوابقی نیکو و درخشان، که دلاور و سلحشور و بخشنده وبلندنظرند، روابط نزدیک برقرار کن، آنان همهی بزرگواری را در خود جمع کرده، و نیکیها را در خود گرد آوردهاند. پس در کارهای آنان بهگونهای بیندیش که والدینی مهربان دربارهی فرزندشان میاندیشند، و مبادا آنچه را که آنان را بدان نیرومند میکنی در نظرت بزرگ جلوه کند، و نیکوکاری خود را نسبت به آنان( هر چند اندک باشد) خوار مپندار، زیرا نیکی، آنان را به خیرخواهی تو خواند، و گمانشان را نسبت به تو نیکو گرداند، و رسیدگی به امور کوچک آنان را، به خاطر رسیدگی به کارهای بزرگشان وامگذار، زیرا از نیکی اندک تو سود میبرند، و به نیکیهای بزرگ تو بینیاز نیستند. برگزیدهترین فرماندهان سپاه تو کسی باشد که، از همه بیشتر به سربازان کمک رساند، و از امکانات مالی خود بیشتر در اختیارشان گذارد، به اندازهای که خانوادههایشان در پشت جبهه، و خودشان در آسایش کامل باشند، تا در نبرد با دشمن، سربازان اسلام تنها به یک چیز بیندیشند. همانا مهربانی تو نسبت به سربازان، دلهایشان را به تو میکشاند، و همانا برترین روشنی چشم زمامداران، برقراری عدل در شهرها و آشکار شدن محبت مردم نسبت به رهبر است، که محبت دلهای رعیت جز با پاکی قلبها پدید نمیآید، و خیرخواهی آنان زمانی است که با رغبت و شوق پیرامون رهبر را گرفته، و حکومت بار سنگینی را بر دوش رعیت نگذاشته باشد، و طولانی شدن مدت زمامداری بر ملت ناگوار نباشد. پس آرزوهای سپاهیان را برآور، و همواره از آنان ستایش کن، و کارهای مهمی که انجام دادهاند برشمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را بر میانگیزاند، و ترسوها را به تلاش وامیدارد، انشاءالله. و در یک ارزشیابی دقیق، رنج و زحمات هر یک از آنان را شناسایی کن، و هرگز تلاش و رنج کسی را به حساب دیگری نگذاشته، و ارزش خدمت او را ناچیز مشمار، تا شرافت و بزرگی کسی موجب نگردد که کار کوچکش را بزرگ بشماری، یا گمنامی کسی باعث شود که کار بزرگ او را ناچیز بدانی.
مشکلاتی که در احکام نظامیان برای تو پدید میآید، و اموری که برای تو شبههناکند، به خدا، و رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) بازگردان، زیرا خدا برای مردمی که علاقه داشته هدایتشان کند، فرموده است: «ای کسانی که ایمان آوردید، از خدا و رسول و امامانی که از شما هستند اطاعت کنید، و اگر در چیزی نزاع دارید، آنرا به خدا و رسولش بازگردانید». پس بازگرداندن چیزی به خدا، یعنی عملکردن به قرآن، و بازگرداندن به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) یعنی عمل کردن به سنت او که وحدتبخش است، نه عامل پراکندگی(نهجالبلاغه،نامه53، صص411-409).
شخصیت فرماندهان نظامی باید نماد عدالت فردی در رعایت تقوای الهی، قنای شخصیتی در عدم سوابق فساد، بلندهمتی در صبر و شکیبایی، ثبات شخصیتی در مهار خشم، آرامش روحی در بخشندگی، ترحم فاقد تردید در برخورد با ناتوان، قدرت فاقد تجاوز در برخورد با قدرتمندان باشد. محوریت ارتباط چنین شخصیتی با سپاهیان و مردم نه بر اساس خشونت و ستم، که بر اساس عطوفت و عدالت است، ارتباطی که پایههای ساختار توازن حقوق را مستحکم میکند و صلح و امنیت را برقرار میسازد.
مدیریت قدرت هوشمند، بعد از دقتنظر در انتخاب شخصیت فرماندهان نظامی، زمینههای برقراری روابط دوستانه با نظامیان ممتاز را فراهم میکند؛ نظامیانی که بزرگواریها را با افکار پسندیده جمع، و نیکیها را با اعمال پسندیده تکمیل کردهاند. شاخص شناسایی چنین نظامیانی شجاعت عملی، بخشندگی عقیدتی، بلند نظری فکری، و اشتهار به سوابق ممتاز نسبی و پرهیزکاری است. پس سزاوار است اندیشیدن زمامداران در امور آنان، همانند والدین مهربانی که در امور فرزندانشان میاندیشند، اندیشیدنی همراه با عطوفت و ایثار، جهت تقویت روحی و جسمی نظامیان در راستای کسب مدارج عالی موفقیت دنیوی و اخروی. در ساختار توازن حقوق، ارتقای درجهها و نشانهای نظامی، سبب ارتقای عطوفت و ایثار در عین توانگری، نسبت به زیردستان میشود و احترام نظامی نه به دلیل اجبار و ترس، که به دلیل اشتیاق وعلاقه است، اشتیاق و علاقهای که فرماندهی کل نظام را به نماد کاریزما تبدیل میکند، نمادی که در ارتباط فرزندان با پدری مهربان و دلسوز قابل رؤیت است، و اینگونه میشود که هرم ستمگری و خشونت در نظامیگریها، جای خود را به هرم عدالتورزی و عطوفت میدهد.
عطا و بخشش به سپاهیان جهت نیرومندی و تقویت آنان، در نظر زمامداران، نه بزرگ شمرده میشود و نه خوار پنداشته میشود، چراکه بزرگشمردن آن، موجب سرکشی زمامداران، و خوار پنداشتن آن، عامل جسارت سپاهیان است؛ در حالیکه نیکی در عطا و بخشش به سپاهیان، گرایش آنان به خیرخواهی نسبت به زمامداران، در عقیده و عمل را در پی دارد. مشغولیت و رسیدگی به امور بزرگ سپاهیان، موجب غفلت از رسیدگی به امور کوچک آنان نمیشود، زیرا اگرچه آنان نیازمند نیکیهای بزرگ هستند اما از نیکیهای اندک هم سود میبرند. برگزیدهترین فرماندهان سپاه کسی است که از امکانات مالی و عاطفی خود جهت آسایش سربازان و خانوادهی آنان دریغ نکند؛ آسایش سربازان، عدم مشغولیتهای ذهنی آنان، و تمرکز فکری در نبرد با دشمن؛ و نیکی به آنان، گرایش قلبی آنان به زمامداران را در پی دارد.
بزرگترین پیروزی زمامداران، برقراری عدل در شهرها، و آشکار شدن محبت مردم نسبت به رهبر است، محبتی که در خلوص نیت رهبر در نیکی به مردم نهفته است، مردمی که خیرخواهی خود نسبت به رهبر را، با اشتیاق و رغبت به ملاقات وی نشان میدهند، رهبری که اضافهبار تحمیلی بر دوش مردم نگذاشته و طولانی شدن دورهی زمامداری او بر ملت ناگوار نباشد. پس در ساختار توازن حقوق، نیکوکاری اساس مدیریت افکار سپاهیان و ملت، در جهت گرایش قلبی و عقیدتی به زمامداران است، گرایشی وحدتگرا که موجبات صلح و آرامش جامعه را در راستای همراهی و تطبیق مردمان با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت فراهم میکند.
برآورده کردن احتیاجات سپاهیان و برجسته نمودن عملکردهای مثبت آنان، سپاس از خدمات آنان است، سپاسی که موجب ایجاد انگیزهی تلاش در سپاهیان شجاع، و ایجاد رغبت به تلاش در سپاهیان ضعیف میشود. پس تقدیر و تشکر از نظامیان، در ساختار توازن حقوق باید عادلانه و بر اساس یک ارزشیابی دقیق انفرادی صورتگیرد. ارزشیابی مطابق با عملکردهای مثبت و ارزشمند افراد است، نه مطابق با شخصیت افراد؛ به گونهای که شرافت و بزرگی اشخاص، معیار بزرگ شمردن عملکردهای کوچک آنان، و گمنامی اشخاص، معیار ناچیز شمردن عملکردهای بزرگ آنان، و یا محسوب کردن عملکردهای مثبت آنان به حساب دیگری شود، که اینگونه ارزشیابی ورودیهای ستم را به ساختار توازن حقوق میگشاید و با تضعیف عدالت، حقوق را پایمال، و ساختار را نامتوازن میکند.
رعایت چارچوب قضاوتی دادگاه ویژهی نظامیان، عامل انسجام وحدت ساختار نظامی و ممانعت از کودتا و شورش بر علیه حزب حاکم است. چارچوبی که منحصر به قوانین وحدتبخش اجتماعی، در محدودهی کتاب خدا و سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است. تجاوز از این چارچوب، اختلاط عقاید صاحبان مقام و قدرت، در محور «منیت» را موجب

مطلب مرتبط :   مصدق، -، آمریکا، رسانه‌های، مطبوعات