مى‏گوئیم یک روز بنى امیه خلافت اسلام را غصب کردند، و روز دیگر بنى عباس، در حالى که دوران خلافت هر یک به دهها یا صدها سال بالغ مى‏گردد. شعر ظریف و پر معنایى از «کلیم کاشانی» هم شاهد روشنى بر این سخن است که می‌گوید:
بد نامى حیات دو روزى نبود بیش آن هم کلیم با تو بگویم چهسان گذشت‏؟
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دگر بهکندن دل زین و آن گذشت‏677
این شعر صرفنظر از جنبه استنادی و آموزشی آن، کارکرد تربیتی فوقالعاده ای نیز دارد.
نمونه دیگر از کارکرد آموزشی تربیتی شعر را میتوان در پاسخ عالم بزرگ اسلام «سید مرتضی علم الهدی» به این شبهه که چگونه دستی که دیه آن پانصد دینار678 است به خاطر سرقتِ ربع دینار قطع میشود. سؤال کننده در قالب شعر این سؤال را چنین مطرح کرد:
ید بخمس مئین عسجد ودیت ما بالها قطعت فى ربع دینار؟
«سید مرتضى» در جواب او این شعر را سرود:
عز الامانه اغلاها و ارخصها ذل الخیانه فافهم حکمه البارئ‏
«عزّت امانت آن دست را گران قیمت کرد و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان» 679
نمونه دیگر، کاربرد شعر در تفسیر«روض الجنان و روح الجنان« ذیل آیه 131، سوره مبارکه «طه» است:
«وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى؛ و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان که‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است»
نویسنده بعد از تفسیر آیه با روایتی زیبا از پیامبر،9 مفهوم آن را در قالب شعری زیبا بیان میدارد. پیامبر 9 فرمودند:
«لا تنظروا الى من هو فوقکم و انظروا الى من هو اسفل منکم فانّه اجدر أن لا تزدروا نعمه اللّه علیکم؛ در آن کس منگرید که بالاى شما باشد در آن نگرید که فرود شما باشد که آن اولی تر بود که نعمت خداى بر خود حقیر ندارى»680
و این معنى را شاعرى پارسى در بیتى چند گفته:
زمانه پندى آزاده وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگرى همه پند است.‏
زبان ببند مرا گفت و چشم دل بگشاى که را زبان نه به بند است پاى با بند است‏
بدان کسى که فزون از تو، آرزو چه کنى بدان نگر که به حال تو آرزومند است‏681
گاه نیز بیان شعر به منظور استناد به برداشت غلط از یک حقیقت قرآنی است که در افکار عمومی رایج شده است. یکی از مفسّران بعد از تبیین «تقوی» بهمعنای قدرت بر حفظ و حراست خویشتن در مقابل گناهان و مفاسد، اشتباه رایج مترجمان در معناکردن تقوی به «پرهیز» را مورد اشاره قرار میدهد و مینویسد:
«در این دیدگاه متّقی انسانی است که از همه لذات چشم پوشیده و دست به سیاه و سفید نمی زند تا مبادا مرتکب لغزش و گناه گردد. دامن گرد آورده و پارسا گونه به کنجی مینشیند و از تقوای خود مراقبت میکند؛ همانگونه که شیخ اجل سعدی شیراز میگوید:
بزرگی دیدم اندر کوهساری قناعت کرده از دنیا به غاری
چرا گفتم به شهر اندر نیایی که باری، بند از دل برگشایی؟
بگفت آنجا پریرویان نغزند چو گل بسیار شد پیلان بلغزند682

2. تمثیل
تمثیلات و تشبیهات به علت کارکردهای چندگانه و گسترده ، از دیرباز قالب مفید و مؤثری در انتقال پیام به مخاطب و تأثیرگذاری مربّی بر متربّی در همه اقوام، فرهنگ ها و ملل جهان بوده است. هیچ علمی بی نیاز از ذکر مثال برای اثبات حقائق و روشن ساختن و نزدیک نمودن آنها به ذهن نمیباشد.683 آنگاه که سایر روشها از بیان مراد آدمی عاجز باشند و مخاطب را از دستیابی به فهم مراد سخنگو بازدارند، مثال به صحنه می‌آید و راه را هموار میسازد و در قالب الفاظی موجز و تشبیهی گویا، معنا را به وضوح به مخاطب منتقل میکند.684 با توجّه به موارد کاربرد تمثیل در آثار فلسفی، مذهبی، حماسی، ادبی این مدعا ثابت میشود که تمثیل وسیله نیکوی تفهیم، تعلیم و تربیت است.685
پیش از بیان دلایل اهمیت تمثیل در تعلیم و تربیت ذکر این نکته لازم است که مراد ما از مثلها، نه ضرب‌المثلهای رایج در تاریخ و ادبیات ملل؛ بلکه همان تشبیهات و تمثیلاتی است که با شباهت دادن یک چیز به چیز دیگر در صدد تفهیم بهتر و زیباتر یک حقیقتاند؛ اما ضربالمثلها که عبارت از جملات کوتاهی که ریشه در داستانی تاریخی دارد و به صورت پیامی غیرمستقیم به مخاطب ارائه میگردد،686 مورد بحث ما نیست؛ هر چند نقش ضربالمثلها در تعلیم و تربیت، در جای خود قابل بحث و بررسی است.

مطلب مرتبط :   مدارس، هوشمند‌سازی، مدرسه، دانش‌آموز، تحصیلی

دلایل اهمیّت تمثیل در تعلیم و تربیت
تمثیل در آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت دارای اهمیّت و جایگاه ویژهای به خاطر دلایل زیر است:
الف. محسوس سازی و مفهوم نمایی معقولات و معارف بلند
انس بیشتر انسانها با محسوسات باعث میشود فهم حقائق پیچیده عقلی و معارف بلند آسمانی بر افکار انسانی دشوار افتد؛ از اینرو مثالهای حسی آنها را از فاصله دور دست نزدیکتر میآورد و در آستانه حس قرار میدهد و درک آن را دلچسب و اطمینانبخش میسازد.687 مثل، همانند ریسمانی است که از اوج معرفتهای والا به سطح افهام توده مردم آویخته میشود تا آنان که توان ادراک معارف بلند را در قالب ممثّل ندارند به مثل تمسک جسته و در حدّ خود بالا بروند و ممثّل را در سطح مناسب خویش ادراک کنند.688 «اصل عینیت» که یکی از اصول مهم تعلیم و تربیت است، با «تمثیل» تجلّی مییابد و آموزش را آسانتر و گویاتر می‌سازد.689 اهمیّت این روش در مسائل تعلیم و تربیت به گونهای است که برخی از روانشناسان معتقدند که استدلال از راه تمثیل، اساس هوش عمومی است؛ از اینرو وظیفه اصلی معلم را به پلسازی تشبیه می‌کنند؛ به این معنا که تعلیم، از راه شناخت وجوه مشابه و تفاوتهای یک چیز با چیز دیگر صورت میگیرد و مسایل درک میشوند.690
ب. شمول و فراگیری مخاطبان
مخاطبان تمثیل، گروه و سطح فکری خاصی نیست بلکه گسترهای به وسعت آدمیان دارد. هرچند یکی از مهمترین کارکردهای تمثیلات نزدیک ساختن معانی معقول به محسوس است و از این منظر به نظر میرسد مخاطبان آن عمدتاً کم بهرهگان از مسائل عقلی و معارف ژرف و عمیقاند؛691 امّا تدبّر در دیگر کارکردهای آن، اثباتکننده تمایل و نیاز عمومی آدمیان در تمام سطوح فکری و معرفتی به تمثیل است. با توجّه به همین ویژگی، «فارابی» مثال را از بلیغترین و جامعترین حکمتها میشمارد و معتقد است: «مثل چیزی است که عوام و خواص الفاظ و معانی آن را دوست میدارند تا جایی که همچون هدیه ای به یکدیگر می‌بخشند…»692
ج. برانگیزی نیروی فکر و اندیشه مخاطب
تمثیلات میدان گستردهای برای فکر و اندیشه آدمی فراهم میسازد که در ابعاد و اعماق آن بیندیشند و اهداف و پیامهای آنرا کشف کند.693 هر چه تمثیل دقیقتر و حکیمانهتر ارائه شود بستر خردورزی بیشتری را فراهم میسازد. از منظر مخاطب نیز این مسأله قابل تحلیل است. دانایی و هوشمندی افزونتر مخاطب، او را به زوایا و اعماقی از تمثیل میکشاند و پیامهایی را به او گوشزد میسازد که در بسیاری از موارد مخاطبین کم برخوردار از این هوشمندی، به فهم آن توفیق نمییابند. بنابراین، امثال از یک سو، اندیشه انسان را پویا میکند و از سوی دیگر، فهم ژرفتر آنها نیازمند اندیشه پویا و ذهن خلّاق و عمقنگر است؛ از اینرو، قرآن کریم هر چند مخاطب مثلها را عموم مردم میشمارد؛ امّا فهم کامل لایههای پررمز و راز و پیامهای گسترده آنرا در گرو ژرفاندیشی عالمانه میداند: «وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُون؛ و این مَثَلها را براى مردم مى‏زنیم و[لى‏] جز دانشوران آنها را درنیابند»694
د. اثر گذاری شگرف بر مخاطب
«تمثیل» از آنجا که با فکر و جان مخاطب مأنوس است و بیشترین معنا را در کمترین الفاظ بیان می‌کند و تصویری گویا از یک حقیقت ارائه می‌دهد، بر روح و جان انسان تأثیری عمیق و ماندگار بر جای می‌گذارد و از آنجا که پایدار سازی یک آموزه در تعلیم و تربیت جایگاه مهمی دارد نقش تربیتی «تمثیلات» از این منظر نیز قابل توجّه است. ترسیمی که یک تمثیل هوشمندانه و حکیمانه از یک حادثه ارائه میدهد گاه به قدری انسان را به آن نزدیک میکند که گویا در آن معرکه حضور دارد؛ حتی بیش از این، گاه خود را قهرمان آن معرکه احساس میکند.695 کاربرد «ضرب» برای «مثل» (وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاس696) نشانگر همین تأثیر نفسانی و انفعال و هیجانی است که در وجود انسان باقی میگذارد؛ مِثل آن که سخنی را در گوش شنونده بکوبند، این چنین تمثیلات در قلب وی نفوذ میکند و به اعماق روح او وارد میگردد.697 در مسائلی که نیاز به بیدارسازی وجدان متربّی و خارجسازی از غفلت و زنده نگه داشتن هوشیاری وی دارد، تمثیلات نقش مهمّی بر عهده دارد. تصویر و تخیّلی که بهواسطه تمثیل از یک حقیقت غایب به ظهور میرسد محرّک و آموزنده است؛ مانند تصوّری که شبانگاه برای شخص به وجود میآید و مانع خواب او میگردد و پیاپی او را به فکر وامی دارد و عاطفه و حالت خاصّی به او میبخشد. تصّور معاد، تصّور نگاههای خدا به انسان، تصّور وجود پیامبر، تصّور داستان راستان، همه و همه، محرّک، آموزنده و سازندهاند.698 کافی است تصویر‌سازی قرآن از وضعیت منافقین در آیات 17- 21 سوره بقره مورد تدبّر قرار گیرد تا خوفآفرینی هنرمندانه قرآن از اوصاف و احوال ایشان در قالب تمثیل تحسین شود.
ه. ایجاد زمینه پذیرش با کاستن از تلخی پند
گریز آدمیان از تذکّر و نصیحت مستقیم، اتخاذ روشهای تربیتی و قالبهای بیانی غیرمستقیم را ضروری میسازد. در آنجا که ظرفیت یا حساسیت مخاطب و شرایط زمان و مکان اجازه بیپرده سخن گفتن را نمی‌دهد «تمثیل» ابزار مناسبی است تا تلخی پند و اندرز مستقیم را بکاهد و تأثیر کلام را به کمال رساند.699 آری «لسان مَثَل در پرده کنایت و اشارت که ابلغ از تصریح است مطالب عالیه و حِکَم شافیه را تعلیم می‌دهد»700
و. تنوّع بخشی، جذاب سازی و زینت بخشی به کلام
مَثل به منزله واعظی شیرینزبان و ناصحی مهربان است که افراد امّت را با زبانی ساده و بیانی دلچسب و ملایم به پیروی از اخلاق حسنه و ترک اعمال نکوهیده دعوت کرده اخلاق و افکار آنها را به بهترین ترتیبی تهذیب و تنویر مینماید. واعظ و خطیب هرقدر شیرین سخن باشد ممکن است وعظ و خطابه او در برخی شنوندگان تولید کسالت و ملال کند؛ امّا امثال از این نقص مبرا بوده و هر گوشی از شنیدن آن لذّت میبرد و هیچکس از مطالعه آن خسته و دلتنگ نمیشود.701 «تمثیلات» از اینمنظر، مصداقی از «طرایف الحکم» است که طلب کردن آن، برا

مطلب مرتبط :   ، شاه، -، ادبی:، سلیمان

دسته بندی : علمی