تنها در شرایطی ممکن است که رسانه ها از حداقل استقلال حرفه ای و مالکیتی برخوردار باشند.
در جوامع امروزی، انتشار مداوم و منظم اخبار و افکار در میان تمام افراد جامعه باید در جهت افقی صورت گیرد تا هر فرد بتواند در شرایط مشابه دیگران از رویدادهای زندگی اجتماعی مطلع شود و روش زندگی شخصی خود را با آن تطبیق دهد. اما انتشار اخبار و افکار بین افراد و دولت باید به طور عمودی و دو جهتی یعنی از بالا به پایین(دستورهای حکومت کنندگان به حکومت شوندگان) و از پایین به بالا(پیشنهادهای حکومت شوندگان به حکومت کنندگان) صورت پذیرد تا ارتباط دولت و افکار عمومی حفظ شود و تصمیمات دولتی با خواستهای عمومی هماهنگ گردد.
وسایل ارتباطی، انتشاری و خبری معاصر را می‎توان از عوامل مهم گسترش اندیشه دموکراسی در جوامع توده‎وار کنونی شناخت و طبیعی است که نظام اطلاع‌رسانی دوسویه جز با تکثر رسانه‌ای از نظر مالکیت و مدیریت محقق نخواهد شد.
2-8-2- نظریه پردازی درباره نظام رسانهها
پس از پایان جنگ جهانی دوم ورود تلویزیون به عرصه رسانه‌های انبوه، نظریات گوناگونی از سوی محققان ارتباطات درباره نظام رسانه‌ای وارتباط آن با نظام های سیاسی وایدئولوژیک وبه‌طور کلی ساخت قدرت ارائه شده است.
در میان انبوه این نظریات مدل ارائه شده توسط سیبرت32 وهمکارانش در دانشگاه ایلی نوی که در سال 1956 در چارچوب یک طرح مطالعاتی مربوط به شورا ملی کلیساها در ایالات متحده آمریکا انجام شد، همچنان پس از گذشت حدود دوسوم قرن معتبرترین نظریه محسوب می شود.
فرد سیبرت بهمراه تئودور پیرسن33 و ویبلر شرام34 در کتاب کوچک خود با عنوان “چهار نظریه رسانه ای35″، صاحب‌نظران وپژوهشگران پس از خود را آنچنان تحت تاثیر قرار دادند که پس از گذشت نیم قرن از انتشار نخستین نظریات نقادانه و تکمیلی درباره مدل سیبرت، “هنوز این نظریه با وجود انتشار دهها مدل توسعه یافته وتکمیلی ، همچنان به‌عنوان مبنای تحلیل نظام های رسانه ای محسوب می شود”(افروغ،1387، 58).
نظریه سیبرت وهمکارانش بهمراه هفت نظریه برگزیده که برای تکمیل وتوسعه مدل چهارگانه وی از سوی صاحب نظران برجسته در نیم قرن اخیر ارائه شده است در پیوست تحقیق بررسی گردیده است
9-2- نظامهای رایج رادیو- تلویزیونی در جهان
امروزه دو نظام رادیو – تلویزیون خدمت عمومی و رادیو تلویزیون متکثر از رایج ترین انواع رسانه های دیداری – شنیداری محسوب می شوند.
1-9-2- رادیو تلویزیون خدمت عمومی
با گذشت شش دهه از آغاز فعالیت رادیو تلویزیون تجاری در جهان پس از جنگ جهانی دوم وبررسی آثار وپیامدهای حاصل از اینگونه رسانه‌ها، انتقادات متعددی در رابطه با رسانه تجاری ومتعلق به بخش خصوصی عمدتا توسط صاحب نظران مکتب انتقادی مطرح گردیده است. تسلط سرمایه داران برفرهنگ عمومی ، به انحطاط کشیده شدن ارزشها به‌دلیل کسب سود بیشتر وخطر نابودی هنر فاخر وسنت های جامعه به‌دلیل فقدان توجیه اقتصادی از این جمله است.
در این شرایط مدل تلویزیون عمومی که با بودجه دولتی اداره شده ونقش پوشش دادن به نقاط بحرانی حاصل از عملکرد تلویزیون خصوصی را برعهده دارد یکی از راههای جبران کاستی های نظام تلویزیون تجاری است.
تعریف تلویزیون خدمت عمومی
ایده رادیو تلویزیون خدمت عمومی مشتمل بر هشت اصل است: جامعیت جغرافیایی تهیه و پذیرش؛ با هدف تهیه و تدارک برای همه سلیقهها و منافع؛ گردآوری و فراهمسازی برای اقلیتها؛ دارا بودن ارتباط با هویت ملی و جمعی؛ حفظ استقلال رادیو تلویزیون از دولت و منافع به دست آمده؛ دارا بودن برخی عناصر پشتوانه مالی مستقیم به وسیله همگان (البته نه فقط از طریق تبلیغاتکنندگان)؛ تشویق و تقویت و رقابت در برنامهها و نه تنها برای مخاطبان؛
مک کوئیل نکات اساسی ایده رادیو تلویزیون خدمت عمومی را به صورت زیر مطرح کرده است:
• خدمات کلی یا جامع
• تنوع
• استقلال در تحریریه و پخش
• مسئولیت اجتماعی و جوابگویی
• کیفیت و هویت فرهنگی
• تأمین مالی عمومی و یا اداره غیرانتفاعی
“جامعیت جغرافیایی: برنامههای رادیو تلویزیون باید که برای کل جمعیت (همه مردم) در دسترس و سودمند باشد.
جامعیت جذابیت: برنامههای رادیو تلویزیون باید برای همه علاقهها و سلیقهها تهیه و فراهم شود.
جامعیت در پرداخت: یک ابزار مهم موسسات رادیو تلویزیون میباید برای آزادگذاری برنامهسازان ترجیحا نسبت به محدودسازی آنها طراحی شود
جامعیت گروهی: اقلیتها، مخصوصا اقلیتهای آسیبدیده و دارای وضع نامساعد، باید برنامههای تدارک دیده شده ویژهای را دریافت کنند.
جامعیت ملی:موسسات رادیو تلویزیونی باید وابستگی خاص خود را با مفهوم جامعه و هویت ملی شناسایی کنند.
استقلال: رادیو تلویزیون باید از همه منافع طبقاتی یا گروههای ذینفع و به طور خاص، از همه منافعی که حکومت روز (بر سر کار) در آنها ذینفع است، جدا و به دور باشد”(Mc Qail,1992,123).
ضرورت حفظ تلویزیون عمومی
از زمانی که گزارش کمیسیون کارنگی درباره ارتباط تلویزیون عمومی با آینده آموزش، در سال 1967 منتشر شد، و در آن بر تعامل میان تلویزیون و فرآیند دمکراتیک تأکید کرده بود این بحث مطرح است، البته فراتر از مباحثی که به رابطه میان دموکراسی و تلویزیون می‌پردازند و بر نقش تلویزیون خصوصی در آزادی و دموکراسی تأکید دارد، تحقیقات نشان می‌دهد که رابطه غیررسمی میان دولت‌ها و تلویزیون‌های خصوصی بر جهت‌گیری آن‌ها اثر می‌گذارد.
“یورگن هابرماس، تأکید دارد که رسانه می‌تواند دموکراسی را با کمک به خلق یک حوزه عمومی باز حفظ کند، حوزه عمومی دقیقاً ابزاری مفید و ضروری برای سلامت دموکراتی و توانایی شهروندی است.
بنابراین ظرفیت کمک تلویزیون به دموکراسی، زمینه مشارکت در زندگی اجتماعی را مهیا می‌کند.
دو راه برای پاسخ‌گویی تلویزیون عمومی به محیط جدید تلویزیونی وجود دارد:
راه نخست: پیروی از مدل باز است و تلویزیون عمومی می‌تواند برای خود هدف‌گذاری تجاری انجام دهد و در رقابت وارد شود که این مدل در اروپا انجام شده است. در این سناریو تلویزیون عمومی، در صورتی باقی می‌ماند که بتواند بیننده خود را حفظ کند و منابع مالی غیردولتی را از طریق تبلیغات جذب کند و این مدل ارتباطی با حفظ دموکراسی و حوزه عمومی ندارد و تنها توانمندی تجاری را نمایش می‌دهد.
راه دوم: برای تلویزیون عمومی، ‌مباحث بسیاری درباره دموکراسی و حوزه عمومی طرح می‌شود و این تلویزیون به شفاف‌سازی بهتر کمک می‌کند و جایگزینی برای تلویزیون‌های تجاری است.
مسیر کلیدی برای حرکت تلویزیون عمومی به سوی مدل شهروند محوری بیشتر: حفظ تعهد به تنوع،‌و تأکید بر تداوم چندفرهنگی به عنوان رسالت مهم تلویزیون عمومی”( 1999 ، (Hoynes.
موفق ترین نمونه رادیو تلویزیون خدمت عمومی
در اکثر متون ومقالات حوزه ارتباطات و رسانه، مجموعه سخن پراکنی رسمی برتانیا به‌عنوان موفق ترین نمونه ومدل کلاسیک رسانه خدمت عمومی مورد اشاره قرار می گیرد.
گرچه تکرار مدل بی بی سی حتی در کشورهای غربی وبا ویژگی های مشابه انگلستان نیز عمدتا اتفاق نیافتاده است اما برای پی بردن به زمینه های موفقیت این رسانه توجه به سابقه فرهنگی برتانیا که قریب به هفت قرن پیش شاهد ظهور صنعت چاپ ورسانه در این کشور بود وفرهنگ نهادینه شده مطبوعات که فعالیت آن در بریتانیا به بیش از 400 سال می رسد ضروری است، فقدان قدرت متمرکز در این کشور که در سده های اخیر موجب متعادل شدن کلیه مراکز قدرت مانند خاندان سلطنتی، دولت، مجلس عوام ومجلس اعیان این کشور به وسیله سایر مراکز قدرت شده است موجب ایجاد امنیت وثبات در عرصه مطبوعات گردیده است.
بی.بی.سی با عنوان کمپانی سخنپراکنی انگلستان در سال 1922، با همکاری شش تولید کننده عمده بیسیم آغاز کرد. به عنوان یک شرکت انحصاری خصوصی، از طریق پرداخت حق امتیاز توسط مالکان دستگاههای بیسیم و همکاریهای ایجاد شده به وسیله سازندگان دستگاهها تأمین مالی میشد.
تا پایان جنگ جهانی دوم دیدگاه پدرسالانه رادیو – تلویزیون خدمت عمومی، ادامه یافت. و بی.بی.سی ، نخستین شبکه تلویزیونی منظم بود که در 1936 آغاز بکار کرد. از آن زمان تاکنون بی بی سی ، اولین وموفق ترین رسانه خدمت عمومی در جهان محسوب می گردد و با وجود موج گسترده خصوی سازی و کوچک سازی دولت در سه دهه اخیر ، این سازمان مستقل عمومی که از بودجه عمومی استفاده می کند بر ابعاد و قدرت خود افزوده است.
10-2- سیاست انحصار زدایی در صنعت رادیو تلویزیون
در ادبیات جهانی به فرآیند لغو انحصار و آزاد سازی فعالیت در صنعت( Deleguration ) اطلاق می شود که به عنوان معادل آن، سیاست انحصار زدایی در این تحقیق برای این واژه برگزیده شده است.
1-10-2 – تعریف خصوصیسازی و انحصار زدایی
خصوصیسازی نیز مبتنی بر این ایده است که فضای رقابت و نظام حاکم بر بازار، بنگاهها و واحدهای خصوصی را مجبور میسازد تا عملکرد کارآتری نسبت به بخش عمومی (دولتی) داشته باشند.
بیس لی و لیتل چایلد، خصوصیسازی را وسیلهای برای بهبود عملکرد فعالیتهای اقتصادی از طریق افزایش نیروهای بازار تعریف میکنند و ولجانوفسکی آنرا به مفهوم انجام فعالیتهای اقتصادی توسط بخش خصوصی یا انتقال مالکیت داراییهای دولتی به بخش خصوصی میداند. در نظر کی و تامپسون، واژه مذکور، روشهای متعدد و مختلف برای تغییر رابطه بین دولت و بخش خصوصی را شامل می‌شود، از جمله «ضدملی کردن» و یا فروش داراییهای متعلق به دولت، «انحصار زدایی» یا حذف ضوابط محدودکننده و معرفی رقابت در انحصارهای مطلق دولتی، و «پیمانکاری» یا واگذاری تولید کالاها و خدماتی که توسط دولت اداره و تأمین میشوند به بخش خصوصی.
“فرهنگ ارتباطات رسانهای، «انحصار زدایی» را چنین تعریف کرده است: انحصار زدایی «معرف فرایندی است که طی آن کانالهای ارتباطی، به ویژه رادیو و تلویزیون بر روی افرادی فراتز از مالکان کنونی گشوده می‌شود. اصطلاح دیگری که در این زمینه مطرح است، خصوصیسازی است که بر ماهیت عملی انتقال کنترل عمومی به کنترل تجاری (وسایل ارتباطی) تأکید میورزد” (حسینی پاکدهی، 1382،265).
2-10-2- پیشینه خصوصیسازی و انحصار زدایی ازصنعت رادیو- تلویزیون
پیشرفتهای تکنولوژیک و سیاستهای خصوصیسازی و انحصار زدایی موجب تغییرات چشمگیری در مالکیت رادیو- تلویزیونهای کشورهای غربی در دهه 1980 شد. در حرکت به سوی تسهیل ورود بخش خصوصی به صنایع ارتباطات آمریکا در دوره ریاستجمهوری ریگان، انحصارزدایی از بخش ارتباطات دور، به طور خاص مهیا شد.
بین سالهای 1981 تا 1987 برخی از تغییرات مهم قانونی در ایالات متحده آمریکا پدید آمدند که رادیوتلویزیونهای عمومی و خصوصی را متحول کردند.

مطلب مرتبط :   تلویزیون، رادیو، انحصار، تلویزیونی، سیما
دسته بندی : علمی