پیش رفته و کوشیده که آن را نیز از آن خود کند. ساختار همان اندازه که در فرهنگ غرب چشم اندازی مثبت داشته، به همان اندازه نیز فروکاسته و خنثی شده است. زیرا همه معتقد به مرکزی برای این ساختار بوده اند که خود ساختار را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
دریدا در این مقاله به این نکته معتقد نیست که مرکز وجود ندارد، بلکه می‌گوید درون مرکز میل به بازی وجود دارد، یعنی اگر ما جای مرکز را تغییر دهیم و یا مرکز دیگری را برای یک ساختار در نظر بگیریم شکل بازی ساختار نیز تغییر می‌یابد. ]19[ این مطلب را می‌توان در قالب یک مثال توضیح داد. زندانی را در نظر بگیرید که عامل قانون در آن وجود دارد و مرکز آن زندان محسوب می‌شود. در صورتی‌که این عامل قانون را حذف کنیم، زندانیان می‌کوشند از ساختار زندان بیرون بروند. شلوغ می‌کنند و ساختار را بر هم می‌زنند. این بر هم ریختن ساختار قبلی ساختار جدیدی پدید می‌آورد که در آن دیگر قانون قبلی در مرکز نیست بلکه در حاشیه ساختار قرار گرفته است. اکنون در زندان مرکز جدیدی شکل گرفته که قانون جدیدی بر آن حاکم است. یعنی اکنون در مرکز، قانون زندانیان جای قانون زندان بانان را گرفته است. دریدا نیز در مورد متن همین اعتقاد را دارد. ما تا زمانی که قائل به یک مرکز در متن هستیم، آن را محدود کرده‌ایم، اما به محض حذف مرکز، مرکز جدیدی ایجاد می‌شود که ساختار را نظمی تازه می‌دهد که این ساختار جدید نسبت به ساختار قبلی دچار بازی شده است.
این تغییر مرکز سبب می‌شود تا ما بتوانیم متون نوشتاری را که امروز از مولف خود جدا شده‌اند مورد بازخوانی قرار داده و از آنها پرسش کنیم و این خوانش انتقادی سبب می‌شود تا از متون قدیمی ، متون جدیدی زاده شود که در بازتولید و باززایش اندیشه نقش به سزایی خواهد داشت.
نکته دیگری که در نظریه واسازانه دریدا می توان آن را مورد توجه قرار داد، اصطلاح «تمایز و تعویق» است. واژهی تمایز و تعویق معادلی فارسی ]20[ برای لغت فرانسوی différance که از جابجایی حرف a با حرف eدر لغت فرانسوی différence حاصل میآید. ” دریدا استدلال می کند که متون واقعا درباره چیزهایی هستند که به نظر نمی‌رسد درباره آنها باشند. او در جست‌وجوی نکات ضعیف یا گسست‌هایی است که در آنجا، تفاوتی را که متون پنهان می‌کنند، آشکار می‌شود.”(وبستر، 1386،ص 252)] .21[
اما مهمترین اصطلاحی که دریدا از ان سخن می‌گوید عبارت واسازی124 است. تمامی عبارات تعویق معنا، مرکز زدایی، تمایز و تعویق می‌توانند از واسازی سخن بگویند. همه این عبارات با یکدیگر ارتباطی انداموار دارند که هنگام واسازی یک متن در یکدیگر تنیده می‌شوند. از همین رو زمانی که یک متن را با قرائتی واسازانه مورد بررسی قرار می‌دهیم گویا از همه ی این عبارات سود جسته‌ایم.]22[
لوتمان در مبحث سپهر نشانه‌ای و داد و ستد نشانه ای- فرهنگی که در این میان مطرح کرده است، بسیار به اندیشه واسازی دریدا نزدیک می‌شود. با این انگاره، گویی نشانه‌هایی که بر مرزها زیست دارند، دائم آماده واسازی کلیت دایره‌ای هستند که در فضای آن قرار دارند. این دایره به دایره‌ای دیگر تبدیل می‌شود و از همین رو موقعیت آستانه‌ای که دریدا از ان نام می‌برد تا انتها حفظ می‌شود، گویا هیچگاه دستیابی به مفهومی کلی میسر نیست. از سوی دیگر مرکز نیز دائم با این تغییرات از سر نو تعریف می‌شود. گاهی مرکز از بیرون دوایر به درون می‌خزد و گاهی دیگر نقطه‌ای حاشیه‌ای مرکز می‌شود که خود نیز بلاواسطه در آستانه واسازی قرار می‌گیرد.
این‌چنین است که در ارتباط متن وفرهنگ نیز لوتمان به چیزی فرای آنچه در متن در بند است می‌اندیشد. رفتاری که از سوی نشانه‌شناسی فرهنگی در برخورد با متون مورد توجه قرار می‌گیرد تنها معطوف به خالق متن و یا پیام درون متن نیست. بلکه خواننده و دنیای او نیز در سامان گرفتن آن متن موثر است. خواننده خود به متنی فرهنگی بدل می‌شود که می تواند بر متن فرهنگی هنگام خوانش تاثیر گذارد وی در مقاله نشانه‌شناسی فرهنگی و مفهوم متن کشف رمز یا رمزگشایی متن را با اصطلاح ارتباط جایگزین کرده و در شیوه ارتباط میان متن و خواننده را این‌گونه رده شناسی می‌کند:”1- ارتباط بین خطاب دهنده و مخاطب، 2- ارتباط بین مخاطب و سنت فرهنگی، 3- ارتباط خواننده با خود، 4- ارتباط خواننده با متن، 5- ارتباط بین متن و سنت فرهنگی”(لوتمان به نقل از توروپ،a،1390،ص26) از همین روست که وی عقیده دارد در دریافت پیام یک متن فرهنگی دست کم دو زبان برای ایجاد ارتباط لازم است. ]23[
بنابراین نشانه‌شناسی فرهنگی تارتو مکتبی چند بعدی است که اگرچه از بیرون به فرهنگ به عنوان عاملی پویا می‌نگرد، آرای خود را نیز از درون مورد بازنگری قرار می‌دهد و از این منظر می تواند به کلیتی پویا دست یابد. از همین روی با توجه به کلیت نظریه لوتمان می‌توان او را به هواپیمایی تشبیه کرد که از فرودگاه ساختگرایی(با تمامی مشخصات و ریشه های تشکیل دهنده‌اش) پرواز می‌کند و در فرودگاه پساساختگرایی (با تمامی مشخصات تشکیل‌دهنده‌اش) بر زمین می‌نشیند. آن‌چنان که در شکل 3-2 مشاهده می‌شود، شیوه ارتباط آن با انسان‌شناسی فرهنگی نیز مشخص شده‌است.
3-6- نشانه‌شناسی فرهنگی و ترجمه
نشانه‌شناسی فرهنگی، فرهنگ را امری ایستا در نظر نمی‌گیرد. فرهنگ خودی در ارتباط با فرهنگ دیگری دائم خود را ترمیم کرده و ای بسا انگاره‌های تازه‌ای را می‌آفریند.الگویی که اعضای یک جامعه فرهنگی از فرهنگ خود در ذهن دارند، بیشتر با روابط میان فرهنگ ها خود را نشان می‌دهد تا با توسل به فرهنگی منفرد ]24[ به گفته‌ای دیگر، با جذب و درک متون جدید، فرهنگ دچار نوآوری شده و می‌تواند ویژگی های خود را درک کند.]25[

مطلب مرتبط :   ترجمه، مترجم، مبدا، فرهنگ، نشانه‌شناسی

شکل 3-2- سیر تطور مکتب تارتو

بنابه گفته توروپ یکی از کارکردهای ارتباط فرهنگ‌ها را می‌توان بازسازی و تولید متون در نظر گرفت؛ اما دیگر دستاورد مهم این ارتباط، درک فرهنگ خودی است. درکی که قائم به ذات میسر نبوده و در مقایسه خود با دیگری حاصل می‌آید. به‌این ترتیب یک دیدگاه اولیه ایدئولوژیک همواره فرهنگ خودی را همراهی می‌کند. اما این ارتباط حیاتی با توجه به گستردگی و تمایزات فاحش میان نظام‌های نشانه‌ای خود و دیگری چگونه حاصل می‌آید؟ نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی فرهنگی برای پاسخ به این سئوال، فرایند ترجمه را در نظر می‌گیرند.
از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی”ترجمه یعنی زندگی در مرز بین فرهنگی،به شگفتی های دیگری نگریستن، آنها را برگرداندن، از آن خود کردن،خودی کردن، راه دادن و در همان حال راه ندادن….”(سجودی،1388،b،ص147).
آن‌گونه که بحث شد،متون از منظر لوتمان جزو نظام‌های الگوساز به شمار می‌آیند و متون هنری نیز در این میان نقشی اساسی ایفا می کنند. زیرا رمزگان‌های فرهنگ از طریق معنا بخشیدن به متون، آنها را معنا کرده و موجب بازنمایی فرهنگ می شوند.
یکی از زیرشاخه های هنر که در طول دیرینه حیات خود ارتباطی پویا با فرهنگ داشته، هنر تئاتر است. تئاتر خواه در شاخه ادبیات نمایشی و خواه حوزه اجرا،طی دوره‌های متفاوت تاریخی با توجه به شرایط فرهنگی کشورهای مختلف از فرهنگ تاثیر پذیرفته و بر آن تاثیر گذاشته است.این تاثیر پذیری و تاثیرگذاری گاه به تولید متون جدید انجامیده و گاه نیز شرایطی را ایجاد کرده است تا با تغییر رمزگان‌ها متون کهن که در بافت فرهنگی دیگری تولید شده‌اند، مورد بازخوانی قرار گیرند. پس،سازوکار متون تئاتری نیز خارج از کلیت بحث متون دیگر در نشانه‌شناسی فرهنگی نیست.یعنی متون تئاتری نیز همواره در برخورد با فرهنگ‌ها و متون دیگر قابلیت‌های بایسته‌اش را کشف کرده است.
نمایشنامه‌ها در طول تاریخ تئاتر میان فرهنگ‌های گوناگون در دادو ستد بوده‌اند، اما کمتر به عنوان محور بحثی علمی در نشانه‌شناسی فرهنگی از آنها یاد شده است. نظریه پردازان معتقدند که نمایشنامه متنی نیمه کاره است. متنی که باید روی صحنه کامل شود. اگر قرار باشد نمایشنامه‌ای در فرهنگی دیگر اجرا شود، این ترجمه و تفسیر حین کنش روی صحنه کامل می‌شود.از این رو مطالعات ترجمه کمتر به حوزه ترجمه نمایشنامه پرداخته است و بیشتر مطالعات صرف چگونگی تفسیر کارگردان‌های مختلف از متون روی صحنه معطوف شده است. ]26[
اما در کشورهایی همچون ایران که هنر تئاتر از راه ترجمه شکل گرفته و نهادینه شده است ]27[، مطالعه این ترجمه ها از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی امری ضروری به نظر می‌رسد. ترجمه در نگاه نشانه‌شناسی فرهنگی دارای خصوصیاتی است که در تطور میان پژوهش‌های بسیار حاصل آمده است. اگرچه این دستاوردها حاصل مطالعات نظری یوری لوتمان و هم اندیشانش بوده است،اما نمی‌توان آنها را از چشم انداز کلی که همان سال‌ها در مطالعات ترجمه از چشم انداز فرهنگ حاصل شده بود دور داشت. پیش از نگریستن دقیق تر در حوزه ترجمه از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی،پرتوی بر این مطالعات افکنده می‌شود تا از خلال آن بتوان به درک بهتری از ترجمه در باور نشانه‌شناسی فرهنگی نائل آمد.
3-7- ترجمه و مطالعات ترجمه
ترجمه]28[ در سال‌های ابتدایی قرن بیستم،همچون دیگر شاخه‌های مختلف علوم انسانی دستخوش تغییرات فراوان شده است. مطالعات ترجمه در گذار از پیچ و تاب‌های فراوان با آغاز دوران نوین مطالعات زبانشناسی حوزه‌های تازه‌ای را در نوردید به مدد رومن یاکوبسن تعاریف تکراری این حوزه جای خود را به تعاریفی جامع تر داد. یاکوبسن سه حوزه جداگانه را برای ترجمه در نظر می‌گیرد: 1- درون زبانی:یا عبارت‌پردازی مجدد که عبارتست از تفسیر نشانه‌های کلامی به وسیله دیگر نشانه‌های همان زبان…… برای مثال در این زمینه می‌توان به نقد ها،شرح‌ها و…اشاره داشت که در یک فرهنگ و زبان برای آثار فرهنگی همان زبان می‌نویسند. 2- ترجمه بینازبانی: یا ترجمه خاص تفسیر نشانه‌های کلامی به وسیله یک زبان دیگر……… این اشاره یاکوبسن همان ترجمه مالوف است که برای نمونه یک نمایشنامه از زبان انگلیسی به زبان فارسی ترجمه می‌شود.3- ترجمه بینا نشانه‌شناختی یا تغییر ماهوی: تفسیر نشانه‌های کلامی به‌وسیله نشانه‌های موجود در نظام‌های نشانه ای غیر کلامی… در این مورد ما با تغییر در سانه نیز مواجهیم برای مثال یک نمایشنامه در فرایندی اقتباسی تبدیل به فیلمنامه می‌شود. ]29[
نظریات پژوهشگران حوزه مطالعات ترجمه را بنابر میزان توجه آنها به متون، می‌توان به دو دسته کلی نظریات مبدا محور و مقصد محور تقسیم کرد.]30[
بسیاری از نظریات ابتدایی در این شاخه مطالعاتی متن ترجمه شده عاملی دست دوم و الحاقی به متن اصلی در نظر گرفته می‌شد. در

مطلب مرتبط :   کلاهبرداری، کلاهبردار، تسلیم، متقلبانه، اضرار
دسته بندی : علمی