ن آیات دیگر و روایات بسیار زیادی نیز در این دنیا را فناپذیر و محل عبور و مقدمه رسیدن به آخرت معرفی کرده اند. البته هدف از این همه تأکید و سفارش این نیست که این مسئله واضح به مسلمانان فهمانده شود، بلکه این است که مسلمانان به این امرِ مهم توجه و آگاهی یابند و آن را با همه وجود خود احساس نمایند تا بینش فکری روشنی در آنان پدید آید و آنان را به راه راست هدایت کند و انگیزه ای برای کار و فعالیّت آنان شود.
پی بردن به حقیقت زندگی این دنیا و توجه به فناپذیری و گذرا بودن آن تنها راه رسیدن به سعادت است، زیرا وابستگی به جلوه های این دنیا و تلاش برای به دست آوردن آن، گاه انسان مؤمن را به تباهی می کشاند، به گونه‌ای که آرزوهای دور و دازی در سر می‌پروراند و به دنبال موقعیت اجتماعی، خوش نامی و برانگیختن ستایش مردم می‌رود و غرق در زندگی دنیا می‌شود و حتی با برادران دینی خود بر سر اموری بی ارزش به نزاع برمی‌خیزد. چرا؟ چون در این حالت به توجه و عواطف دیگران نیازمند است و از یک جهان بینی کلی و فرا گیر که هدایتگر او در جهت تشخیص ارزش های والای ایمانی از ارزش های ناچیز باشد بی بهره است. برای انسان مسلمان و هر انسان دیگری مشکل است که بتواند درکی فراتر از دایره احساسات و واقعیت‌های بیرونی داشته باشد.
اعتقاد به گذرا و فانی بودن این دنیا تنها در کارهای روزمره نمود نمی‌یابد، بلکه در تحمل ستم‌ها، نادانی‌ها و تمسخرهای مردم نیز تأثیر بسزایی دارد؛ از این رو قرآن کریم در راستای آماده سازی پیامبر(ص) در موارد متعدد بر این نکته تأکید کرده است:
وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً وَ ذَرْنی‏ وَ الْمُکَذِّبینَ أُولِی النَّعْمَهِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلیلاً إِنَّ لَدَیْنا أَنْکالاً وَ جَحیماً وَ طَعاماً ذا غُصَّهٍ وَ عَذاباً أَلیماً 
و بر آن چه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به طرزی شایسته دوری کن و مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار و اندکی مهلتشان ده همانا پیش ما زنجیرها و دوزخ است و غذایی گلوگیر و عذابی دردناک.
 لا یَغُرَّنَّکَ تَقَلُّبُ الَّذینَ کَفَرُوا فِی الْبِلادِ*مَتاعٌ قَلیلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهاد 
مبادا رفت وآمد [پرجنب وجوش] کافران در شهرتو را دست خوش فریب کند [این] کالایی ناچیز[وبرخورداری] اندکی] است، سپس جایگاهشان دوزخ است و چه بد قرارگاهی است.
 فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلاً*إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً*وَ نَراهُ قَریباً*یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ*وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ*وَ لا یَسْئَلُ حَمیمٌ حَمیماً 
پس صبر کن صبری نیکو* زیرا آنان [عذاب] را دور می بینند* و [ما] نزدیکش می بینیم* روزی که آسمان‌ها چون فلز گداخته شود* و کوه ها چون پشم زده گردد* و هیچ دوست صمیمی از [حال] دوست صمیمی نپرسد.
قرآن کریم به تقویت جهان بینی و گسترش افق فکری مؤمن توجه بسیاری نموده است، زیرا شخصیت انسان به همان اندازه‌ای رشد می‌کند که افق فکری او گسترش یافته و از بینش کلی و جامعی به هستی برخوردار شده باشد. اگر انسان مفهوم حقیقی حیات را درک کند و گذرا بودن این دنیا را نیز باور نماید و آن را در زندگی به کار گیرد، در می‌یابد که طغیان و نافرمانی از خداوند چقدر زشت و ناپسند است و گناهکاران و ستم گران چقدر در نگاه تاریخ ،نظام هستی و آفریدگار جهان، پست و ناچیزند.
3.این دنیا محل آزمایش کارها و رفتارهای انسان در مقام بندگی و ارتباط با خداوند است:
 الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُور 
همان که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و او ارجمند و آمرزنده است.
 إِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ‏ وَ لَا حِسَابَ‏، وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل 
و به درستی که امروز زمان عمل است نه محاسبه و فردا زمان محاسبه است نه عمل.

مطلب مرتبط :   قتل، عمد، کشنده، قتل،، قاتل

ج‌- فصل سوم
3.1. تربیت در لغت
از کتاب‏هاى لغت اصیل و معتبر، استفاده مى‏شود که واژه «تربیت» با دو ماده لغوى «ربو» و «ربب» مرتبط است.
کلمه تربیت مصدر باب تفعیل است که به دلیل معتل و ناقص بودن ریشه لغوى آن، مصدرش همانند «تزکیه» بر وزن «تفعله» آمده است.
گرچه بسیارى از کتاب‏هاى تعلیم و تربیت هنگام بحث از ریشه واژه «تربیت» آن را از ماده «ربو» ذکر مى‏کنند، ولى نویسنده عرب زبان کتاب النظام التربوى فى الاسلام با استناد به برخى کتاب‏هاى لغوى معتبر، تصریح کرده است: تربیت در لغت، از ماده «ربب» است .با مراجعه اجمالى به کلمات لغویان آشکار مى‏گردد که واژه «تربیت» داراى دو ریشه لغوى «ربو» و «ربب» است. ولى به دلیل آن‏که هر کلمه‏اى نمى‏تواند بیش از یک ریشه لغوى اصلى داشته باشد، پرسش مهم این است که کدام‏یک از دو ریشه مذکور اوّلى و اصلى و کدام‏یک ثانوى و فرعى است؟ در پاسخ به این پرسش، دیدگاه لغویان متفاوت است. که در ذیل دو دیدگاه مهم و متضاد و قابل بحث و بررسى در بین کلمات لغویان به طور اختصار اشاره مى‏شود:
دیدگاه اول: قول افرادى مانند راغب در مفردات است که گفته: «الربّ فى الاصل التربیه…، ربیّت الولد من هذا (ربو)، قیل: اصله من المضاعف فقلب تخفیفا.»
از ظاهر کلام راغب استفاده مى‏شود «تربیت» از ربو مشتق شده است، نه از «ربب» مضاعف .بنابراین، از نظر ایشان «ربو» ریشه اصلى و اوّلى واژه تربیت است.
دیدگاه دوم: قول افرادى مانند ابن منظور در لسان العرب است که آورده: تَرَبَّبَهُ وَارْتَبَّهُ و ربّاه تربیه على تحویل التضعیف و تربّاه على تحویل التضعیف ایضا. 
علاوه بر ابن منظور، زبیدى در تاج العروس نقل کرده است: ربّ الولد والصبى یربّه ربّاه… کربّبه تربیبا… و ربّاه تربیهً على تحویل التضعیف. 
از کلام ابن منظور و زبیدى که گفته‏اند ربّاه تربیه على تحویل التضعیف استفاده مى‏شود «ربّى» در اصل «ربّب» و مضاعف بوده که به دلیل ایجاد سهولت در تلفظ و تخفیف حرف باء دوم تحویل و تبدیل به حرف عله یاء شده و در نهایت، مصدر آن به دلیل معتل بودن فعل «ربّى» بر وزن تفعله آمده است. (ربّب ـ ربّى ـ یربّى ـ تربیه) بر خلاف سخن راغب، از کلام ابن منظور و زبیدى استفاد مى‏شود. «ربب» ریشه اصلى‏ و اوّلى و «ربو» ریشه فرعى و ثانوى «تربیت» است.
به نظر مى‏رسد از دو دیدگاه مذکور، دیدگاه دوم صحیح و قابل دفاع علمى است؛ زیرا تبدیل یکى از حروف کلمه مضاعف به حرف علّه در علم صرف براساس قاعده‏وقانون‏است‏وازاین‏رو، در زبان‏عربى داراى ‏شواهد متعددى ‏است.

3.2. تربیت در اصطلاح
تربیت در اصطلاح به معنی کوششی است جهت ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد و به کمال رساندن تدریجی و مداوم او.
برخی تربیت را تبدیل قوه به فعلیت می‌دانند و عده ای دیگر تربیت را استخراج ذخائر وجودی دانسته‌اند.
برخی نیز معتقدند تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود.
از سوی دانشمندان علوم مختلف (مانند اخلاق ،روانشناسی و جامعه شناسی) تعاریف گوناگون دیگری از تربیت شده است که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
– تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست .
– تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب.
– تربیت عملی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن، و دگرگون کردن فرد.
– تربیت ایجاد تغییرات منظم برای اعمال و رفتار فرد است.
– تربیت هدایت مناسب فرد است به گونه‌ای که سبب ایجاد دگرگونی وشکوفایی توانایی ها و استعدادها باشد.
– تربیت آماده کردن فرد است برای وصول به هدف‌های اجتماعی.
– تربیت عبارت است از پرورش عضوی مفید برای جامعه.
– تربیت عبارت است از انتقال سنن وآداب ورسوم و مهارت ها و فرهنگ یک جامعه به اعضای جوان تر و یا انتقال میراث فرهنگی.
متخصصین علوم تربیتی می‌گویند تربیت دینی و اسلامی عبارت است از فراهم کردن زمینه مساعد و مناسب برای متربی، تا خود او به اختیار و رغبت در شکوفایی استعدادها و نهفته های فطرت خویش در جهت مطلوب که همانا منطبق بر موازین اسلامی و مورد رضایت الهی می باشد، گام بردارد.
تعاریف دیگری نیز از تربیت دینی و اسلامی شده است، از قبیل:
– تربیت اسلامی عبارت است از احیای فطرت خدا آشنای انسان و پرورش ابعاد وجودی او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت.
– تربیت دینی ، فراهم کردن فرصت های طبیعی و درون یاب است تا افراد خود با تجربه شخصی و الهام از فطرت خویش ، بارقه تعالی بخش دین را کشف نمایند.
– تربیت اسلامی، هدایت و اداره جریان ارتقائی و تکامل بشر است به گونه ای که او را به سوی الله جهت دهد.
به همین خاطر تربیت انسان باید دینی، اسلامی و الهی باشد و بر اساس فرامین و رهنمود های خالق او که بر تمامی ابعاد و زوایای وجودی انسان و همه موجودات هستی آگاهی کامل دارد، استوار گردد. خدایی که نه تنها از مقررات و روابط علت و معلولی تمام اجزائ هستی آگاهی دارد، بلکه خود خالق و واضع آنهاست.

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، بومیسازی، انتقادی، دانشگاهی

3.3. نیاز انسان به تربیت
انسان برای رسیدن به درجه ی کمال و کسب فضایل اخلاقی نیاز به تربیت دارد تا بتواند در مسیر بندگی بهتر رشد کند. با توجه به معنی لغوی ای که از کلمه ی «ربّ» بیان گردید، خداوند متعال بار ها خود را در قرآن کریم ربّ خطاب کرده است که این نشان دهنده نیاز انسان‌ها به یک سیر تربیتی است که باید با نظارت مربّی انجام پذیرد که خداوند با فرستادن انبیای الهی و همچنین قرار دادن قوّه تعقل برای انسان‌ها زمینه تربیتی او را فراهم نموده است.
طبق قرآن کریم جنس انسان در خسران است، بجز کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند؛ هر کس در وادی ایمان قدم بر می‌دارد باید بداند که تنها داشتن ایمان صرف برای سعادتمندی انسان کفایت نمی‌کند.
پس تربیت انسان باید در دو حوزه انجام پذیرد؛ یکی حوزه کسب معرفت؛ که مقدمه ایمان است و دیگری در حوزه عمل؛ که باید ضمیمه ایمان باشد؛ بنابراین زمینه تربیت انسان را هر دو این موارد، همراه هم ایجاد می‌نماید.


3.1.1. تربیت در حوزه کسب معرفت
از آن رو که خداوند مبدأ هستی و کمالات است، شناخت او ارزشمندترین گونه شناخت است. شناخت خدا بستر استواری برای دیگر شناخت ها نیز فراهم میکند ودرسی درست از هستی وروابط میان پدیده های جهان به انسان می بخشد.
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: اول دین وآغاز دین؛ خداشناسی است. خداشناسی نه فقط اول دین است که پایه ومایه انسانیت است، انسانیت باید روی اصل توحید ساخته شود.
برای

  • 3
دسته بندی : علمی