جهان بینی مشخصی بوده و بر اساس مبانی، اهداف، و ارزش های خاصی ارائه می‌شود؛ بنابر این ناظر به بایدهاست؛ اما تعاریف تحلیلی و توصیفی به تحلیل فرایند تربیت با توجّه به واقعیت خارجی عمل تربیتی می‌پردازد و ناظر به هستهاست.
از آن‌جا که موضوع این پژوهش، تفسیر تربیتی قرآن است، تربیت ضرورتاً بار و معنای هنجاری و ارزشی به خود میگیرد و اهداف تربیتی قرآن که همان شکوفایی کمالات انسانی و شکلگیری انسان و جامعه توحیدی و ربوبی است تجلّی می‌یابد.44
2. تربیت اصطلاحی چند وجهی است؛ و حدّاقل دارای چهار کاربرد اصطلاحی در فضای علمی است. مراد از تربیت می‌تواند فرآیند و عمل تربیتی، علوم تربیتی، نظام تربیتی و فرآورده تربیتی باشد.45
«تربیت» در معنای «فرایند»، به ارتباط بین مربّی و متربّی مربوط میشود و از آنجا که «فرایند» رشته اقداماتی است که در جهت رسیدن به نتیجه‌ای معین اعمال می‌گردد46، قید فرایند در تربیت، گویای اقدامات، تدابیر و اندیشههایی است که یک مربّی در جریان تربیت تا وصول به نتیجه مطلوب اعمال می‌کند که شامل اهداف، مبانی، اصول، روش‌ها و توصیه‌های کلیدی لازم است. این فرایند گاه به معنای روند تأثیر مستقیم مربّی بر متربّی و گاه به معنای زمینهسازی های لازم توسط مربّی برای رشد و شکوفایی استعدادهای متربّی است.47
کاربرد واژه‌ی تربیت به عنوان فرآیند، محوری‌ترین و فراگیرترین کاربرد این کلمه (حداقل در فضای علمی ایران) است.
«تربیت» در معنای «علوم تربیتی» به معنی رشته یا رشته‌های علمی، که به صورت روشمند‌ به بحث و بررسی پیرامون فعالیت‌های تربیتی و آن‌چه به فرآیند تربیت مرتبط است می‌پردازند.48 تربیت در معنای نخست، فرآیندی است که به واسطه‌ی آن، جامعه به طور کلی و یا به وسیله‌ی مدارس، اعضایش را آن‌طور که مطلوب است، می‌پرورد و در معنای دوّم، رشته‌ای است که این فرآیند را به طرق گوناگون مورد مطالعه قرار می‌دهد و یافته‌هایش به صورت دروس تخصصی در دانشکده‌های علوم تربیتی ارائه و گذرانده می‌شود.49
«تربیت» در معنای «نظام تربیتی» به نهاد آموزش و پرورش و سازمانهایی که به نوعی سازمان یافته فعالیت تربیتی دارند اشاره دارد.50 البته «نظام تربیتی» در معنای دیگری نیز کاربرد دارد که ناظر به محتوای تربیت بوده و شامل مجموعه مفاهیم و اندیشه‌های نظاممند درباره تربیت است.51 منظور ما از تربیت به معنای نظام تربیتی، همان معنای اوّل است.
«تربیت» در معنای «فرآورده» نیز به حاصل عمل و نتیجه تربیت مرتبط میشود. کاربرد اصطلاح «تربیت خوب» و «تربیت بد» ناظر به همین معناست.52
مراد از تربیت در این رساله، تربیت به مثابه فرایند ارتباط بین مربّی و متربّی است.53
فرآیند تربیت چند ویژگی مهم دارد:
اوّل: «مستمر» است.54 استمرار آن ریشه در تنوّع ساحت‌های وجود آدمی و تکثّر لایه‌های شخصیتی و تعدّد مراحل زیستی دارد و تربیت در همه این ساحت‌ها، لایهها و مراحل جریان دارد و پایان‌پذیر نیست.
دوّم: «تدریجی» است.55 تدریجی بودن، لازمه ذاتی تربیت و عامل کامیابی آن است.
سوّم: «نظام‌مند» است.56 نظام‌مندی تربیت ریشه در اتّکای آن به اصول و مبانی فکری و معرفتی تعیین شده دارد که متناسب با هر نظام تربیتی، متفاوت خواهد بود. در تربیت اسلامی، آموزههای قرآن و سنّت مبنای شکلگیری ساختار تربیتی آن است.
چهارم: «آگاهانه» است.57 آگاهانه‌ بودن تربیت، ریشه در هدفداری آن دارد. اگر سخن از اهداف تربیت صحیح است پس این اهداف با آگاهی درباره آن گره میخورد. آگاهانه بودن تربیت تجلّیبخش ارزش تربیت و گرانسنگی آن و از وجوه تمایز بخش تربیت انسان از غیر انسان است. آگاهانه بودن تربیت، قید اصل تربیت است نه ضرورتاً تمام اجزاء و مراحل آن؛ چنان‌که در برخی موارد، بعد ناخودآگاه ضمیر انسان تحت تأثیر رفتار و توصیه تربیتی قرار می‌گیرد؛ اما جریان کلی تربیت در انسان بر خلاف دیگر موجوات آگاهانه و با‌اختیار است.

مطلب مرتبط :   تربیت، مددجویان، بزهکاری، زندان، نوجوانان

3-1. قلمرو تربیت
فرایند تربیت از دیدگاه متفکّران و نیز از زوایای گوناگون دارای حدود مختلفی است:
قلمرو تربیت از حیث موضوع می‌تواند در معنایی بسیار کلی شامل تربیت انسان، حیوان و گیاه گردد. روشن است که این معنا اساساً از دایره کار ما بیرون است و تربیت انسان مراد ماست.
قلمرو تربیت انسان از حیث وسعت افراد، میتواند صرفاً به آموزههای مرتبط با «دیگرسازی» که رسالت دانش «تربیت» است محدود گردد؛ چنانکه میتوان قلمرو تربیت را به آموزههای مرتبط با دانش «اخلاق» که از «خود سازی» انسان بحث میکند نیز توسعه داد. و این تابع وضع ماست؛ البته اصطلاح «تربیت اخلاقی» تأمینکننده بُعد «دیگرسازیِ» موضوعات اخلاقی است.
قلمرو تربیت انسان از حیث ساحتها و ابعاد وجودی انسان بسیار مهم است. وجود انسان از دو ساحت جسمی و روحی تشکیل شده است. ساحت روحی نیز دارای ابعاد ذهنی(شناختی)، عاطفی و رفتاری است. ابعاد دیگر وجود انسان نظیر بُعد عقلانی، اعتقادی، عبادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جنسی و.. نیز ذیل همین ساحت ها و ابعاد تحلیل می‌شوند. از این منظر، قلمرو تربیت می‌تواند همه ساحت ها و ابعاد آن را در نظر گیرد یا فعالیت خود را محدود به ساحت خاصی نماید؛ چنانکه در اصطلاح «تربیت بدنی» تربیت به ساحت جسمی محدود شده و در مقوله «آموزش»، تربیت ذهنی مدّنظر است. اصطلاح «تربیت عاطفی» نیز چگونگی تأثیر بر عواطف و مدیریت درست آن ها را مورد بحث قرار میدهد. برخی از صاحبنظران، تغییرات مدّنظر در فرآیند تربیت را به «تغییر در رفتار آدمی» محدود کردهاند.58 برخی نیز تربیت را به تمام ساحتهای وجودی انسان؛ اعمّ از جسمی(تربیت بدنی) و روحی(شناختی، عاطفی، رفتاری) توسعه دادهاند.59 با محدود سازی قلمرو تربیت از حیث ساحتهای وجودی، طبعاً موضوعات آن محدود می‌شود و گستره کار کاهش مییابد.

4-1. تعریف مورد نظر از تربیت
با توجّه به توضیحات پیش گفته، تربیت مورد نظر این پژوهش را می‌توان چنین تعریف کرد:
«فرایند تعامل بین مربّی و متربّی است که به صورت مستمر و نظام‌مند در جهت یاری رساندن به متربّی برای ایجاد تغییرات تدریجی در ساحتهای مختلف انسان اعمّ از جسم و روح (نگرش، اخلاق، رفتار ) به منظور دستیابی آگاهانه و اختیاری وی به کمال انسانی صورت میگیرد.»
هرچند فقدان برخی از عناصر فوق در تعریف عام و توصیفی از تربیت خلل ساز نیست؛ امّا در تعریف تربیت مبتنی بر مکتب حیاتبخش قرآن ضروری است.60

5-1. نسبت تربیت با مفاهیم و دانش‌های هم‌خانواده
برای روشن شدن زوایای مفهوم تربیت و نهایتاً تعریف دقیق از تفسیر تربیتی لازم است تعدادی از مفاهیم مرتبط و نزدیک با آن معناشناسی شود و نسبت آنها با تربیت تحلیل گردد؛ مفاهیمی مانند: هدایت، تعلیم، تبلیغ، تأدیب، تزکیه، تطهیر، تهذیب، تبلیغ، تذکّر و موعظه، ارشاد، اصلاح، و دانشهایی چون: اخلاق، عرفان.61
«تعلیم» به فرایند تغییر در «شناخت» اطلاق میشود و بخشی از فرایند تربیت است و مقدّم بر آن؛ چرا که سرچشمه همه تغییرهای عاطفی و رفتاری، تغییر شناختی و اطلاعاتی است. «آموزش و تعلیم» میتواند در کنار «پرورش و تربیت» و در عرض آن قرار گیرد؛ چنانکه کاربرد اصطلاح «آموزش و پرورش» بر این اساس است؛ همچنین میتوان «آموزش» را جزئی از تربیت، که مرتبط با ساحت ذهنی وجود انسان است، قلمداد نمود.62
«تبلیغ» به معنای «رساندن»، «رساندن به حدّ اعلی» و «مقصد نهایی» آمده است.63 در معنای اصطلاحی نیز با وجود تعاریف گوناگون، دو دسته تعریف دیده میشود. دسته اوّل تعاریفی که تبلیغ را صرفاً اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی میدانند.64 دسته دوّم تعاریفی که علاوه بر آگاهی بخشی، بر عنصر تأثیر‌گذاری و تغییر نگرش و رفتار مخاطبان نیز تأکید میکنند؛65 بنابر این تبلیغ در معنای پیام رسانیِ صرف، با مفهوم آموزش و یاددهی نزدیکی پیدا میکند و در معنای دوّم و با در نظر گرفتن عنصر تغییر بینش، گرایش و رفتار، با مفهوم تربیت هم مرز میگردد که رویکرد دوّم، با تخصّصی‌ شدن تبلیغات و تنوّع ابزارها و تلاشهای علمی و روانشناسانه متختصّصان و اصحاب رسانه برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتارهای عمومی، غلبه یافته است.
با وجود وجوه اشتراک میان تربیت و تبلیغ، مرزهای روشنی نیز میان آن دو دیده میشود. در جنس تربیت در معنای خاص و مؤثّر آن، تدریجی بودن، تأثیر گذاری، پایداری، و استمرار دیده میشود؛ از این‌رو اگر تأثیر صورت گرفته در مخاطب، مستمر و پایدار باشد و در عمق شخصیت وی نفوذ کند، تربیت صورت گرفته است؛ بر خلاف تبلیغ که معمولا این عناصر در جنس و مفهوم آن دیده نمیشود. همچنین رابطه مربّی و متربّی در امر تربیت بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر از رابطه مبلّغ با مخاطب خویش است؛66 ضمن اینکه جنس فرآیند «تربیت» آگاهانه ولی تأثیر «تبلیغ» عمدتاً ناآگاهانه است. البته اگر نسبت میان تبلیغ و تربیت در معنای عام آن سنجیده شود بسیار به هم نزدیک میگردند.
«تأدیب»: با بررسی تحلیلی و گسترده معانی و کاربردهای گوناگون واژه تأدیب در فارسی و عربی، که در پژوهشی دیگر انجام شده،67 حدّاقل چهار معنای «آداب آموزی، علم آموزی، اخلاق آموزی، و تربیت» دیده میشود؛ بنابر‌این ضروری است که در مقایسه میان مفهوم تأدیب و تربیت، منظور خود را از تربیت و تأدیب روشن کنیم. با توجّه به تعاریف و سطوح مختلفی که از تربیت به دست داده شد و مقایسه آن با معانی وکاربردهای تأدیب، ارتباط روشن میان آن دو نیازمند تفصیل نیست.
اصطلاحات «تطهیر، تهذیب، اصلاح»، نیز هر چند ایجاد تغییر مطلوب در خود یا دیگران را بر عهده دارند؛ امّا در معنای مرکزی آن، بیشتر بر نقش مانع زدایی در روند تغییرات مطلوب تأکید شده است که خود بخشی از رسالت‌های فرآیند تربیت است؛ از این‌رو تعریف تربیت به هر یک از این اصطلاحات، تعریف به جزء شیئ خواهد بود.
اصطلاحات «تذکّر» و «موعظه» نیز بیشتر جنبه ابلاغی دارد و چیزی نظیر معنای عام «تبلیغ» و «ارشاد» است و پیگیر ایجاد تغییرات مطلوب در انسان نیست. در دانش تعلیم و تربیت از «تذکّر» و «موعظه» به عنوان دو نمونه از روش‌های مطلوب در فرآیند تربیت نامبرده میشود.68
«تزکیه» که در آن دو معنای «رشد و بالندگی» و «اصلاح و پاکسازی»69 با تأکید بر معنای اوّل، نهفته است70 به تربیت و اهداف آن بسیار نزدیک است71 چه آنکه در اشتقاقات تربیت نیز معانی رشد و بالندگی وجود دارد؛ امّا از منظر قلمرو و شمول، تزکیه نسبت به تربیت، تنگنایی مفهومی دارد؛ زیرا تزکیه، محور رشد را پاکی معرفی می‌کند و تنها شامل تربیت صحیح و معنوی است؛ در حالی‌که تربیت می‌تواند تربیت ناسالم را نیز در برگیرد؛ همچنین تزکیه، همه کارکردهای تربیت؛ همچون پرورش و تأمین همه‌جانبه نیازهای مادی

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی