و جسمی انسان‌ها، به ویژه عهده‌دار بودن مستقیم تربیت فیزیکی تربیت‌شوندگان را در بر‌نمیگیرد؛ شاید به همین دلیل قرآن کریم، آن‌گاه که از تربیت‌کنندگان در دو ساحت تربیت مادی و معنوی، همچون خداوند،72 والدین و یا نقش فرعون73 در تربیت موسی سخن می‌گوید، با واژه «تربیت» یاد می‌کند؛ اما آن‌گاه که از نقش تربیتی پیامبر سخن می‌گوید، واژه «تزکیه» را به کار میبرد،74 چرا که حوزه تربیتی پیامبر به تزکیه و پیرایش معنوی انسان‌ها محدود می‌شود؛ حال آنکه کارکرد تربیتی سایر مربّیان که قرآن از آنها یاد کرده است، شامل هر دو بُعد مادی و معنوی تربیت می‌گردد.75 نکته آخر اینکه «تزکیه» عمدتاً مربوط به پالایش صفات و ناظر به «اخلاق» است؛ برخلاف «تربیت» که بیشتر به رفتارهای متربّیان توجّه دارد.
«ارشاد» از «رشد» به معنای نموّ گرفته شده است. «رشد» و مشتقات آن در نوزده آیه بهکار رفته و هسته معنایی و کاربردهای آن، بیانگر حقیقتی متعالی و مفهومی ارزشی و کاملاً مرتبط و همسو با اهداف تربیت و کارکرد آن و نیز مقاصد قرآن و بعد هدایتی و تربیتی آن است؛76 از این رو عناصر «جامعنگری، انتخاب احسن، خردورزی و اقامه برهان» با حقیقت آن در قرآن گره خورده است. «رشد» در فرهنگ قرآن هرگز به معنای رشد جسمی به کار نرفته است؛ بلکه از واژههای حوزه عقل و فکر است77 که با عقل و ایمان تکامل مییابد؛78 برخلاف کاربردهای متعارف آن در فارسی که عمدتاً در معنای جسمی به‌کار میرود. «رشد» مقصد هدایت قرآن است: «یَهْدی إِلَى الرُّشْد».79 وقتی متربّی از نظر تربیتی و اخلاقی به سطح سلامتی رسید کار مربّی پایان نمییابد؛ بلکه نوبت به هدفی والاتر یعنی رشد‌دهی اخلاقی و تربیتی می‌رسد. اگر وظایف سه‌گانه مربّی را عبارت از پیشگیری، اصلاح و رشد بدانیم، رشد دادن مرحله تکامل یافته تربیت و هدف عالی و نهایی آن است.80
اینک به تحلیل هدایت، اخلاق و عرفان که ارتباط بیشتری با اهداف این پژوهش دارد و در جریان‌های تفسیری به تفسیر تربیتی نزدیک‌تر است می‌پردازیم.
هدایت
«هدایت» در فارسی به معنای «راهنمایی کردن» و «نمودن راه راست»81 و در عربی به معنای «الرشاد و الدلاله»82 و ضدّ «ضلال و گمراهی»83 است. «هدایت» در فرهنگ دینی از لحاظ منبع، به هدایت «تکوینی و تشریعی»،84 از لحاظ دایره شمول هدایت‌شوندگان، به «هدایت عامه» و «هدایت خاصه»،85 و از لحاظ کیفیّت هدایت، به هدایت «ارائه‌ای و ایصالی» تقسیم می‌شود. در هدایت ارائه‌ای تنها، راه نشان داده می‌شود که به آن «ارائه طریق» یا «ارشادی» می‌گویند و در هدایت ایصالی، هدایت‌کننده، فرد را به سرمنزل مقصود می‌رساند که از آن به «ایصال الی المطلوب» تعبیر می‌شود.86 معنای عامّ هدایت، عمدتاً جنبه ارائه‌ای دارد و معنای خاصّ آن جنبه ایصالی و هدف‌رسانی. هدایت در معنای عام، نسبت به تحقق نتیجه و راه‌یافتگی مطلق است؛ یعنی چه مخاطبان به مقصد راه یابند یا راه نیابند، هدایت صدق می‌کند امّا هدایت خاصّه همان ایصال الی المطلوب است که بدون آن هدایت محقق نشده است.

نسبت هدایت و تربیت
تحلیلی که در باب هدایت صورت گرفت می‌تواند بر جریان تربیت نیز منطبق گردد؛ از یک منظر می‌توان «ارائه طریق» را همان «هدایتِ شناختی» یا «تعلیم»، و «هدایت ایصالی» را همان «هدایت عملی» یا «تربیت» دانست. از منظری دیگر نیز می‌توان «هدایت» را همان «تربیت» دانست؛ زیرا عنوان عام «هدایت» با «تربیت» عام و عنوان خاص «هدایت» با «تربیت» خاص منطبق گردد. از آن جا که عنوان «تربیت» ضرورتاً به تربیت نتیجه بخش اطلاق نمی شود؛ بلکه هر گاه عملِ تربیتی صورت گیرد نیز عنوان «تربیت» محقق می‌شود و به عامل آن «مربّی» گفته می‌شود؛ بنابراین «تربیت» می‌تواند با عنوان عام «هدایت» که مشروط به هدایت‌پذیری نیست منطبق گردد؛ اما در صورتی که مراد ما از «تربیت»، «تربیت مؤثر» باشد؛ به گونه‌ای که در صورت عدم حصول نتیجه، عمل تربیتی را تحقق یافته ندانیم، می‌توان آن را با «هدایت خاصه» و «ایصالی» منطبق ساخت؛ جز آنکه میان متعلق و محتوای «تربیت» با متعلق و محتوای «هدایت» در معنای عام تفاوت وجود دارد. محتوای »تربیت» چه در تربیت «ارشادی» و چه «ایصالی»(مؤثر)، مسائل مرتبط با شکوفایی استعدادهای متربّیان است اما محتوای معنای عام هدایت می‌تواند اموری که ربطی به کمال و رشد استعدادهای مخاطبان ندارد را نیز شامل شود. اما «هدایت» در معنای خاص با «تربیت» رابطه بسیار نزدیکی دارد؛ شاید به همین دلیل است که برخی در تعریف «تربیت» از واژه «هدایت» بهره جسته‌اند؛87
اخلاق
اخلاق جمع خُلُق یا خُلق88 به معانی «سرشت، طبیعت، عادت، خوی» و… به کار می‌رود89 و حکایت گر صورت باطنی و ناپیدای وجود انسان است. و خَلق بر صورت ظاهری و دیدنی انسان دلالت دارد.90
در اصطلاح، این واژه معانی و کاربردهای گوناگونی دارد؛ از جمله، صفات نفسانی، صفات راسخ نفسانی، فضایل اخلاقی، نهاد اخلاقی زندگی، نظام رفتاری حاکم بر افراد، آثار عمل، شخصیت و سجیت، دانش اخلاق.91 مراد ما در این نوشتار، علم اخلاق است که آن نیز مانند معنای اصطلاحی اخلاق، تعاریف گوناگونی یافته است.92 علم اخلاق در تعریف مورد نظر ما عبارت است از:
«دانش شناخت فضایل و چگونگی به دست آوردن آنها، و شناخت رذایل و چگونگی دوری از آنها در ارتباط با خود، دیگران و خداوند به منظور دستیابی به کمال و سعادت است»93 بنا بر این تعریف، دانش اخلاق، هم دانشی توصیفی است؛ از بُعد شناخت فضایل و رذایل، و هم تجویزی است؛ از منظر عرضه روش اجتناب و اکتساب فضایل و رذایل.
نسبت اخلاق و تربیت
دانش اخلاق با دانش تربیت اشتراکات و افتراقاتی دارد که شناخت آن ها، حوزه های مشترک و مختص تفسیر اخلاقی و تربیتی را روشن می‌کند.
اخلاق و تربیت94 از جهت مبانی، اعمّ از مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، جهان شناختی اشتراک دارند.
از جهت موضوع، هر دو دانش به طور کلی به انسان می‌پردازند؛ هر چند در اخلاق؛ صفات و رفتارهای اخلاقی آن هم در راستای «خود سازی» مورد بحث قرار می‌گیرند؛ اما در تربیت، مسائل مربوط به فرایند تربیت و ابعاد گوناگون آن مورد مطالعه و بررسی علمی قرار می‌گیرد و جنبه «دیگر‌سازی» دارد. این مسائل، شامل موضوعات و ابعاد وسیع تری از اخلاق است.
از جهت هدف نیز هرچند نهایتاً هر دو دانش اخلاق و تربیت، شکل‌گیری تغییر مطلوب در انسان را هدف گذاری کرده‌اند؛ اوّلاً: رویکردها متفاوت است؛ چنانکه گفته شد اخلاق جنبه «خود‌سازی» و تربیت جنبه «دیگر‌سازی» دارد؛ ثانیاً: دانش اخلاق، رسالت جهت‌دادن به انسان در زمینه افکار، احساسات و رفتارها به سوی خود‌سازی و ارزش‌های اخلاقی است؛ ولی دانش تربیت درصدد حمایت علمی و نظری، پشتیبانی فکری و الگودهی راهبردی برای فرایند تعلیم و تربیت است.95
از جهت قلمرو نیز، دانش اخلاق در حیطه صفات و ملکات و رفتارها است و ارتباطی با بعد جسمانی و ذهنی انسان ندارد؛ امّا دانش تربیت شامل بُعد جسمانی (تربیت بدنی) و ساحت ذهنی (آموزش) انسان نیز می‌شود.96 علاوه بر این، اخلاق حوزه افعال اختیاری انسان‌ها را در بر‌می‌گیرد؛ از این‌رو معنای آن خاصّ است بر خلاف تربیت که معنای عامّی دارد و شامل حیوانات هم می‌شود؛ از این‌رو اخلاق را درباره حیوانات به کار نمی‌برند؛ اما عنوان تربیت درباره آن ها به‌کار می‌رود.97
بر این‌اساس می‌توان دانش تربیت را عام‌تر از اخلاق دانست و اخلاق را با اندکی تسامح، زیر‌مجموعه تربیت تعریف کرد؛ البته اصطلاح «تربیت اخلاقی» تأمین کننده جنبه «دیگر‌سازی» و «آموزشی» اخلاق است.

مطلب مرتبط :   جنگ، درهم، ثروت، کوفه، مسلمانان

عرفان
عرفان در لغت به معنای «شناختن» و «آگاه شدن» است و بیشتر به معرفت خداوند اطلاق می‌شود.98
اصطلاح «عرفان» دست کم در شش کاربرد دیده می‌شود که عبارت اند از: عرفان به مثابه آموزه، تجربه، علم، راه نجات، نوعی معرفت ویژه، فرایندی از تغییر و دگرگونی. این کاربردها بیانگر وجود دو بُعد معرفتی و وجودی انفسی برای عرفان است. عرفان به مثابه علم، به دو بخش «عرفان نظری» و «عرفان عملی» تقسیم می‌شود. عرفان عملی از مقوله سیر و سلوک و محصول آن شهود قلبی است. عرفان نظری نیز در حقیقت، ترجمه و تفسیر مشهودات عارف است که شهود دل را در قالب الفاظ و مفاهیم بازگو می‌کند.99
به طور کلی علم «عرفان نظری»، آن دسته از تعلیم‌ها و آموزش‌هایی است که دربردارنده شیوه سلوک و آیین رفتار است؛ اما «عرفان عملی» متن سلوک و رفتار را تشکیل می‌دهد و به الفاظ، قضایا و مسائل مقید نیست.100
موضوع «عرفان عملی» اعمال و احوال قلبی انسان است از آن لحاظ که رساننده وی به کمال نهایی است. هدف آن نیز رسیدن به کمال نهایی انسان و مقام توحید است101 که از راه محو هستی سالک و فنای در حق ممکن می‌شود و عقل از رسیدن به آن عاجز است.

نسبت عرفان و تربیت102
«عرفان» نیز مانند «اخلاق» از جهت مبانی هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و جهان‌شناختی با «تربیت» اشتراک دارند.
ماهیت گزاره‌های دانش «عرفان» و «تربیت» دستوری و تجویزی است و هر دو در تلاشند بایدها و نبایدهایی را برای رسیدن متربّی و سالک به مقصد خود بیان کنند. هر چند دانش «تربیت»، تغییر در همه ابعاد وجود آدمی(شناختی، عاطفی، رفتاری، جسمی) را هدف‌گذاری می‌کند؛ امّا عرفان عملی صرفاً از حالات و فعل و انفعالات درونی و قلبی که در مسیر کمال نهایی انسان است بحث می‌نماید.
هدف و غایت «عرفان» و «تربیت» رساندن انسان به حداکثر کمال ممکن103 و رفع موانع طیّ این طریق است؛ در این راستا هر دو بر استمرار و تدریج و عدم توقف در مراتب کمالی و مدارج سلوکی تأکید می‌کنند؛ هر‌چند روش رسیدن به این غایت، در «عرفان» محدود به ریاضات و مراقبات و شیوه های سلوکی خاصی است؛ اما در «تربیت» چنین محدودیتی وجود ندارد و از روش‌های بسیار متنوّعی برای هموار شدن این مسیر استفاده می‌شود.
تفاوت ظریف دیگر آنها در هدف اینکه، جهت‌گیری کلان دانش و فرایند «تربیت» در جهت «دیگرسازی و متربّی‌پروری» است؛ ولی علم «عرفان عملی» درصدد ارائه قوانینی برای رسیدن سالک به مقصود خود است؛ در این‌جهت هر چند نقش مرشد و استاد برجسته است؛ اما رویکرد کلان «عرفان عملی» نیز مانند دانش «اخلاق» از رهگذر «خود‌سازی» است؛ البته «تربیت عرفانی» تأمین‌کننده فرایند «دیگر‌سازی» در حیطه مسایل عرفان است.104 از حیث رتبه‌ای نیز می‌توان گفت که در فرایند رشد انسان، «تربیت» مرحله اوّل، «اخلاق» مرحله دوّم و «عرفان» مرحله سوّم است.
روش دانش «تربیت» بهره‌گیری از همه روش‌های تحقیق حتی روش شهودی است؛ اما دانش «عرفان عملی» بر پایه تجربه و کشف شهودی است.105

مطلب مرتبط :   تربیت، مددجویان، بزهکاری، زندان، نوجوانان

روان‌شناسی
«روان شناسی» یا «علم النفس» عبارت از

دسته بندی : علمی