بر زبان آورده ثبت کنید تا آن گاه که او به ملاقات من آید پاداش آن را به او بدهم»796
و‌. وضوح بخشی
انتقال پیام میان فرستنده و گیرنده با یک عامل ارتباطی صورت میگیرد. عامل ارتباطی می‌تواند کلام، صوت، تصویر، علامت یا چیز دیگری باشد. به میزان گویایی و وضوح این عامل، ارتباط بهتر و دقیق تری میان آن دو صورت می‌گیرد. بدفهمی و دشوار فهمی گیرنده می‌تواند این ارتباط را ضعیف کند و حتی به قطع آن بینجامد. این اصلی مهم در ارتباطات آموزشی و پرورشی است. مفسّر، انتقال دهنده پیام، مخاطب، گیرنده آن، و آیات قرآن محتوای این پیام است. به میزانی که این محتوا شفاف تر و گویا تر به مخاطب منتقل شود کشش و شوق وی به ادامه تفسیر افزون می‌گردد. محتوای بسیاری از روایات؛ اعمّ از روایات تفسیری و غیر تفسیری، کارکرد وضوح بخشی نسبت به پیام آیه و ابعاد آن دارد.
مفسّران ذیل آیه «أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ أُولئِکَ فی‏ ضَلالٍ مُبین؛ پس آیا کسى که خدا سینه‏اش را براى [پذیرش‏] اسلام گشاده، و [در نتیجه‏] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاریکدل است‏]؟ پس واى بر آنان که از سخت‏دلى یاد خدا نمى‏کنند اینانند که در گمراهى آشکارند»797
نقل می‌کنند که وقتی این آیه نازل شد از پیامبر 9 پرسیدند چگونه انسان شرح صدر می‌یابد؟ فرمود:
«إذا دخل النور فی القلب انشرح و انفسح؛ هنگامی که نور در قلب داخل شود گسترده و باز می‌گردد». گفته شد: علامت آن چیست؟ فرمود: «الانابه الى دار الخلود و التجافی عن دار الغرور و الاستعداد (التأهب) للموت قبل نزوله؛ (نشانه آن) توجّه به سراى جاوید، و جدا شدن از سراى غرور، و آماده گشتن براى مرگ پیش از وقوع آن است»798
نشان آن دلى کز فیض ایمانست نورانى توجّه باشد اوّل سوى دار الملک روحانى‏
ز دنیا روى گردانیدن و فکر أجل کردن که چون مرگ اندر آید خوش توان مردن بآسانى‏799
همچنین از امام صادق 7 در تبیین عوامل قساوت قلب روایت شده است:
«أوحى الله عز و جل إلى موسى 9یا موسى، لا تفرح بکثره المال، و لا تدع ذکری على کل حال، فإن کثره المال تنسی الذنوب، و إن ترک ذکری یقسی القلوب؛ خداوند بلند مرتبه به حضرت موسی 7وحی کرد که ای موسی! بر زیادی ثروت خوشحال مباش و ذکر مرا در هر حال رها مکن؛ چرا که زیادی مال گناهان را از یاد می‌برد و ترک یاد من مایه سنگدلی می‌گردد»800
ز‌. نصحیت گری و ارشاد نمایی
گاه مفسّر با بهره گیری از روایات به وعظ و ارشاد مخاطب پرداخته جلوه تأثیری آیه را افزون میکند. این ویژگی در بیشتر تفاسیری که رویکرد غالبیِ ارشادی و واعظانه دارند بهطور فراوان دیده میشود. این روایات در بسیاری از موارد به طور غیر مستقیم و ضمنی با محتوای آیه مرتبط است؛ برایمثال «میبدی» در تفسیر آیه 76 قصص در پردازشی ادبی روایی تربیتی مینویسد:
قوله تعالى: «إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ»؛ حبّ الدنیا حمل قارون على جمعها و جمعها حمله على البغى علیهم و صار کثره ماله سبب هلاکه. فى الخبر، «حب الدنیا رأس کل خطیئه»801. دوستى دنیا همه سر گناهانست و مایه هر فتنه، بیخ هر فساد، هر که از خدا باز ماند بمهر و دوستى دنیا بازماند. دنیا پلى گذشتنى است و بساطى در نوشتنى، مرتع لاف گاه مدعیان و مجمع بارگاه بى‏خطران. سرمایه بى‏دولتان، و مصطبه بدبختان. معشوقه ناکسان و قبله خسیسان دوستى بى‏وفا و دایه‏اى بى‏مهر. جمالى با نقاب دارد، و رفتارى ناصواب دارد و چون تو دوست در زیر خاک صد هزاران دارد، بر طارم طوارى نشسته و از شبکه شک مى برون نگرد، با تو می گوید:
من چون تو هزار عاشق از غم کشتم نالود بخون هیچکس انگشتم‏
مصطفى 9 گفت: «ما من احد یصبح فى الدنیا الا و هو فیها بمنزله الضیف ماله فى یده عاریه و الضیف منطلق و العاریه مردوده» و فى روایه اخرى «ان مثلکم فى الدنیا کمثل الضیف و ان ما فى ایدیکم عاریه» می گوید: مثل شما درین دنیاى غدّار مثل مهمانیست که در مهمانخانه فرو آید؛ هر آینه مهمان رفتنى بود نه بودنى. همچون آن مرد کاروانى که به منزل فرو آید لا بد از آنجا رخت بردارد، و تمنا کند که آنجا بایستد سخت نادان و بى‏سامان بود که آن گه نه بمقصود رسد و نه بخانه باز آید.»
جهد آن کن اى جوانمرد که این پل بلوى بسلامت باز گذارى و آن را دار القرار خود نسازى و دل درو نه‏بندى تا شیطان بر تو ظفر نیابد. صد شیر گرسنه در گله گوسفند چندان زیان نکند که شیطان با تو کند: إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فاتخذوه عدوا»802 و صد شیطان آن نکند که نفس امّاره با تو کند: اعدى عدوک نفسک التی بین جنبیک.803»804
در برخی تفاسیر ذیل آیات 13-18 سوره «نجم» و در بحث از معراج و مشاهده پارهای از آیات و نشانههای بزرگ پروردگار توسط پیامبر9، گوشهای از گفتگوهای خداوند با پیامبر9 را گزارش کردهاند که جدّاً انسانساز است.805
6. بیان تجربیات
حقایق انتزاعی وقتی در قالب نمونههای عینی قرار میگیرند و صورت کاربردی مییابند و قابل اجرا دیده میشوند بهتر پذیرفته میشوند؛ از اینرو تجربههای شخصی و جمعی همواره یکی از منابع مهم تربیت به شمار میروند. «آلبرت بندورا» از روان شناسان و نظریه پردازان برجسته «یادگیری مشاهده‌ای»، به عنوان یکی از نظریه‌های شخصیت، معتقد است: «تقریبا هر پدیده ای که به وسیله تجربه مستقیم روی می‌دهد میتواند با مشاهده کردن دیگران و پیامدهایی که برای آنها روی میدهند به صورت جانشینی (غیر مستقیم) نیز روی دهند»806 بر این اساس تأکید میکند که تقریبا تمام رفتارها را میتوان بدون تجربه کردن مستقیم یاد گرفت که بیانگر اهمیّت فرایند یادگیری مشاهده کردن رفتار دیگران است؛ از اینرو، بهجای اینکه برای هر یک از اعمالمان تقویت را خودمان تجربه کنیم از طریق «تقویت جانشینی (غیرمستقیم)» با مشاهده کردن رفتار دیگران و پیامدهای آن رفتار، یاد میگیریم.
گاه مفسّر تجربیات شخصی یا گروهی خود یا دیگران را که مرتبط با یک آموزه قرآنی است در معرض دید خوانند قرار میدهد. خواننده با مشاهده این تجربیات و با بهرهگیری از ویژگی ذاتی «تقویت جانشینی» به تعبیر «بندورا»، به تجربه شخصی غیرمستقیم درباره آن آموزه دست مییابد؛ به گونهای که گویا خود آن را تجربه کرده است؛ تجربیات مستقیم یا غیرمستقیم مفسّر، در حقیقت تفسیر عینی و مصداق عملی توصیههای قرآنیاند که کارکردهای تربیتی متعددی میتوانند داشته باشند. برایمثال، مصداق سازی حقایق کلی، عینی‌سازی، ممکننمایی و میسوزسازی، عبرتدهی، عملگرایی در پرتو شوقآفرینی، جذابسازی، اندیشه‌باروری، از جمله کارکردهای تربیتی تجربیات اند.
اگر چه در بحث ما از تجربیات بهعنوان یکی از ابزارهای تفسیر تربیتی، بیشترِ تأکید بر تجربیات شخصی و اجتماعی مفسّر است و از آنجا که او تجربه نزدیکتری را منتقل میکند در تبیین مقاصد قرآن راهگشاست؛ امّا بیان تجربیات و مشاهدات دیگران که از اعتبار کافی برخوردار باشد نیز بسیار اهمیّت دارد.
تجربه ها می‌تواند شیوه‌های زیر را در برگیرد.
6-1. بیان تجربیات حسی
برای‌مثال، سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن در بحث از اعجاز و عظمت قرآن ذیل آیه 38 یونس یکی از مشاهدات عینی خود را چنین نقل میکند:
«من از حوادثى که براى دیگران واقع شده سخنى نمى‏گویم، تنها حادثه‏اى را بیان مى‏کنم که براى خودم روی داده است. در حدود پانزده سال قبل ما شش نفر از مسلمانان با یک کشتى مصرى، اقیانوس اطلس را به سوى نیویورک مى‏پیمودیم، مسافران کشتى 120 مرد و زن خارجی بودند و جز ما مسلمان دیگری در کشتی نبود، روز جمعه به فکر اقامه نماز جمعه در قلب اقیانوس و بر روى عرشه کشتى افتادیم، علاوه بر اقامه فریضه مذهبى مایل بودیم حماسه ای اسلامى در مقابل یک مبشر مسیحى که در داخل کشتى نیز دست از برنامه تبلیغاتى خود بر نمى‏داشت، بیافرینیم، به ویژه اینکه او حتى مایل بود ما را هم به مسیحیت دعوت کند! ناخداى کشتى که یک نفر انگلیسى بود موافقت کرد که ما نماز جماعت را در کشتى تشکیل دهیم، و به کارکنان کشتى نیز که همه از مسلمانان آفریقا بودند نیز اجازه داده شد که با ما نماز بخوانند، آنها از این جریان بسیار خوشحال شدند؛ زیرا این نخستین بارى بود که نماز جمعه بر روى کشتى انجام مى‏گرفت! من (سید قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اینکه مسافران غیر مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام این فریضه اسلامى بودند. پس از پایان نماز گروه زیادى از آنها نزد ما آمدند، و این موفقیت را به ما تبریک گفتند، ولى در میان این گروه خانمى بود که بعدا فهمیدیم یک زن مسیحى یوگسلاوى است که از جهنم” تیتو” و کمونیسم او، فرار کرده است!.او فوق العاده تحت تاثیر نماز ما قرار گرفته بود به حدى که اشک از چشمانش سرازیر بود و قادر به کنترل خویش نبود. او به زبان انگلیسى ساده و آمیخته با تاثر شدید و خضوع و خشوع خاصى سخن مى‏گفت، و از جمله سخنانش این بود که پرسید کشیش شما با چه زبانی سخن مى‏گفت؟ گفتیم با زبان عربى. گفت: من هر چند یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم امّا به وضوح دیدم که این کلمات آهنگ عجیبى داشت امّا از این مهمتر مطلبى که نظر مرا فوق العاده به خود جلب کرد این بود که در لابلاى خطبه امام شما جمله‏هایى وجود داشت که از بقیه ممتاز بود، آنها داراى آهنگ فوق العاده مؤثر و عمیقى بودند آن چنان که لرزه بر اندام من مى‏انداخت. یقینا این جمله‏ها مطالب دیگرى بودند، فکر مى‏کنم امام شما به هنگامى که این جمله‏ها را ادا مى‏کرد مملو از روح القدس شده بود! ما کمى فکر کردیم و متوجّه شدیم این جمله‏ها همان آیاتى از قرآن بود که من در اثناء خطبه و در نماز آنها را مى‏خواندم، این موضوع ما را تکان داد و متوجّه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص قرآن آن چنان مؤثر است که حتى بانویى را که یک کلمه مفهوم آن را نمى‏فهمد تحت تاثیر شدید خود قرار مى‏دهد»807

مطلب مرتبط :   به‌عنوان، مردان، زنان، امرد، ریش

6-2. بیان تجربیات شهودی
برخی از تجربیات، مشاهدات خود مفسّر یا نقل مشاهدات دیگران است؛ امّا نه مشاهدات حسی با حواس ظاهری، بلکه مشاهدات قلبی و مکاشفات شهودی متناسب با حالات عارفانه یا مشاهدات اولیاء الله در عوالم رؤیاست. فی الجمله اصل تجربیات معنوی و دینی مورد قبول همه اهل ادیان است. قرآن کریم هم با ذکر رؤیاهای حضرت ابراهیم7، حضرت یوسف7 و پیامبر گرامی اسلام9، بر آن صحّه گذاشته است؛ امّا بدون شک، همان طور که روایات هم تصریح دارند،808 بسیاری از رؤیاها بدون اساس هستند. این گونه مشاهدات هر چند برای صاحبان آن می‌تواند

دسته بندی : علمی