ر ایران
نخستین مانعی که معمولاً در برابر ایجاد شبکه‌های متنوع تلویزیونی در ایران مطرح می‌شود، اصل 44 قانون اساسی است که با ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 مشکل انحصار در سایر بخش های مورد اشاره در این اصل حل شده و در رابطه با رادیو تلویزیون نیز قابل حل است.
مانع دوم، تاریخمندی یا سنت گرایی است، مسئولان به وجود ساختار موجود عادت کرده‌اند و تصور شبکه‌های خصوصی برای آن‌ها دشوار است، به خصوص این نگرانی در حوزه امنیتی تاثیرگذار تر است، به دلیل آنکه کنترل رسانه ها امری مهم برای امنیت ملی به شمار می رود.برخی تکثر را با عدم کنترل مساوی می‌انگارند. با درنظر گرفتن نقش کارشناسی و نظارتی دولت، می‌توان این عرف رایج را نیز تغییر داد.
مانع سوم، اقتصاد بیمار رسانه ای کشور است. فقدان مقررات و امنیت لازم برای راه‌اندازی شبکه‌ها باعث شده حتی اگر موانع قانونی و عرفی برداشته شوند گروه‌ها و شرکت‌های علاقه‌مند، سرمایه‌ی لازم را برای راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی در اختیار نداشته باشند. همچنین تزریق بودجه و اعطای کمک‌های بلاعوض از سوی دولت به شبکه‌های دولتی، رقابت با آن‌ها را دشوار کرده است.
مانع چهارم حاکمیت فرهنگ دولت گرایی بر مسئولان دولتی می باشد، تنوع شبکه‌ها و راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی چیزی جدا از روندهای جاری و حاکم بر اقتصاد کشور و سیاست‌های آن نیست. خصوصی‌سازی در دیگر بخش‌ها (آموزش، صنعت، بهداشت و…) به جریان شبکه‌های خصوصی تلویزیونی یاری می‌رساند.
مانع پنجم مبالغه در قدرت رسانه‌ها و تأثیر آن‌هاست.” اگر رسانه‌ها را موجد یا از میان برنده نگرش‌ها و رفتارها بدانیم، آن‌گاه ترس و واهمه از آن‌ها قوت می‌گیرد و هر نظام سیاسی به واسطه‌ی این نگرانی، رسانه‌ها را نیز همانند تجهیزات نظامی و اتمی در انحصار خویش قرار می‌دهد.
مبالغه در قدرت رسانه‌ها می تواند تا حدی ناشی از عدم آشنایی با سازوکارهای کنترل رسانه‌ها، غفلت از توانایی‌های هر گروه و صنف در سطح ملی – و در برابر بیگانگان و رسانه‌های آن‌ها – و عدم تنوع رفتاری رسانه‌ها باشد. رسانه‌ها تا حد زیادی (بالاخص در بخش‌های خبری و اطلاع‌رسانی) آینه‌ی جامعه هستند – یا باید باشند – و صرفاً به عنوان ناظری که می‌خواهد ایجاد یا معدوم کند عمل نمی‌کنند”(محمدی،1379،146)
مانع ششم پیامدهای فرهنگی ناشی از تاسیس تلویزیون خصوصی است، نگرانی از پیامدهای مخرب برنامه های تلویزیونی خصوصی برفرهنگ عمومی و ارزشهای اجتماعی، یکی از مهمترین موضوعاتی است که در طراحی مدل این فرایند مورد توجه قرار گرفته و باید به نحو مناسبی برای آن تدبیر اندیشیده شود.
در اکثر کشورهای پیشرو در سطح رسانه، با تصویب قوانین و تعیین استانداردهای لازم و دقیق برای فعالیت رسانه‌ها زمینه سواستفاده و سودجویی را برای فعالان عرصه رسانه ای خارج از هنجارها وارزشهای اجتماعی آن جامعه مسدود می کنند.به‌طور نمونه بنابر مصوبه کمیسیون مستقل تلویزیونی بریتانیا ، حدود دقیق فعالیت بازرگانی برای تلویزیونهای فعال در این کشور مشخص شده است.
نکته جالب توجه در این میان آن است که مطابق با قانون تبلیغات تلویزیونی در انگلیس آگهی‌های پنهان وغیر مستقیم که یکی از مدلهای متعارف وبه‌شدت رایج در صداوسیمای جمهوری اسلامی در دهه هشتاد محسوب می گردد به‌دلیل عدم آگاهی تماشاگر از تحت تبلیغ قرار گرفتن در انگلستان ممنوع است.
اما در سیمای جمهوری اسلامی اسپانسرها و فعالان عرصه تجارت با پرداخت مبالغ هنگفت به واحد بازرگانی سازمان صداوسیما و تهیه کنندگان مجوز استفاده از محتوای برنامه ها به‌صورتی غیرمستقیم را دریافت می کنند وبه تبلیغ کالا وخدمات خود می پردازند.
در سالهای اخیر علاوه برترویج محصولات غذایی و کالاهای آشپزخانه در برنامه های متعدد آشپزی صداوسیما ، کالاهای صوتی وتصویری دربرنامه های رده ج، تبلیغات غیرمستقیم به دوشکل دیالوگ نویسی در کارهای نمایشی و طنز و همچنین پخش رپرتاژ آگهی دستگاهها و شرکتها به‌عنوان برنامه‌های صداوسیما نیز رواج یافته است.
مجموعه طنز پربیننده باغ مظفر ساخته مهران مدیری و مجموعه طنز رادیویی جمعه ایرانی از مصادیق استفاده غیرمستقیم از محتوای برنامه جهت تبلیغات محسوب می‌گردد.
تبلیغات دستگاههای مختلف از جمله وزارت مسکن در سال 1390، به‌صورت گزارش صداوسیما حتی مورد انتقاد بخشهای خبری این سازمان نیز قرار گرفت.
با این وجود در سطح جهانی سوء استفاده بخش های اقتصادی و دستگاه های صاحب قدرت از رسانه برای تبلیغات غیرمستقیم و نامتعارف با تدوین قوانین و استانداردهای دقیق چه در رادیو تلویزیون دولتی و چه در رسانه خصوصی ممنوع گردیده است.
از جمله قانون کمیسیون مستقل تلویزیونی (ITC) در انگلستان در باب معیارها و نحوه عمل تبلیغات، از لحاظ توجه و پیشبینی جنبههای مختلف این مسئله، شایسته تأمل و توجه جدی است و میتواند نمونهای سودمند جهت تنظیم چنین قوانینی در کشور ما باشد.
“در این قانون بر تمایز تبلیغ وبرنامه تاکید دارد و استفاده از رپرتاژ آگهی با تبلیغات غیرمستقیم و استفاده محتوایی از برنامه ها برای تبلیغات ممنوع است. اما متاسفانه اصل تمایز میان تبلیغات از برنامهها در بسیاری از مواقع توسط سازمان صداوسیما رعایت نمی‌شود.
همچنین بر تمایز عوامل تبلیغ وبرنامه تاکید کرده است که براساس آن چهره و صدای اشخاصی که معمولا در بخشهای خبری یا سایر برنامهها ظاهر میشوند نباید در تبلیغات استفاده شود ، متأسفانه این نکات نیز در ایران رعایت نمی‌شود و مجریان برنامههای عادی تلویزیونی و رادیویی غالبا در آگهیهای بازرگانه به ویژه از طریق صدایشان حضور دارند و تعدادی از مجریان مشهور نیز در عرصه تبلیغات بازرگانی فعالیت اقتصادی دارند.
خودآگاه بودن تبلیغ وممنوعیت استفاده از تکنیکهای فنی برای اثر گذاری ناخودآگاه و بی اراده بر ذهن مخاطب از دیگر ویژگیهای ضروری تبلیغات در نظام رادیو تلویزیونی انگلستان محسوب می شود”(حسینی پاکدهی،1382،532)
همانگونه که ذکر شد در نظام انحصاری رادیو تلویزیونی فعلی ایران هیچ یک از ویژگیهای اصلی فوق که در تبلیغات رادیو – تلویزیونی انگلستان در جهت جلوگیری از پیامدهای مخرب فرهنگی برمخاطب طراحی شده ، پیش بینی نگریده است.
در مجموع می توان گفت که هیچ یک از موانع موجود در مسیر تشکیل رادیو تلویزیون خصوصی در کشور دارای دلایل منطقی و مبتنی بر دلائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی نبوده و وضعیت انحصار موجود صرفا حاصل تجربه و تدبیر مسئولان وقت در دهه های گذشته بوده است و کلیه نگرانی و آسیب های احتمالی با اتکا به روش های عقلایی و تجربیات دیگر جوامع قابل رفع می باشد.

مطلب مرتبط :   دینی، بازسازی، مسلط، فلسفه، گفتمان

8-2- تئوریهای تکثر وانحصار در نظام رسانه ای

در رابطه با نظام رسانه ای ساختار حاکم بر صنعت ارتباطات تاکنون مطالعات فراوانی به‌صورت بررسی یک مدل خاص ویا مطالعات تطبیقی میان الگوهای مختلف نظام ارتباطات صورت گرفته است.
یکی از موضوعات مهم در نظریات ارائه شده ساختارمالکیت و پذیرش یا نفی انحصار در نظام رسانه ای است .
ضرورت تکثر29 رسانه ای در کارآمدی ارتباطات
ارتباط میان تکثر در مالکیت ومدیریت رسانه ها،با کارآمدی وپویایی جامعه واعتمادافکارعمومی به حاکمیت مورد توجه بسیاری از صاحب نظران حوزه ارتباطات قرار گرفته است.
از نگاه کازنو انحصار رسانه ای ممکن است به پیچیدگی و بی اعتمادی افکار عمومی نسبت به حاکمیت منجر گردد چرا که نقش نظارت رسانه ها در مدل انحصاری به خوبی ایفا نمی گردد.
با نگاهی به نظریات حوزه ارتباطات درمی یابیم که “در جوامع کنونی، رسانه‎ها و وسایل ارتباط جمعی نقشی اساسی در نظارت اجتماعی یافته‎اند و این نظارت، بیش از پیش از حالت فردی خارج شده است و توجه به افکار عمومی در این زمینه اهمیت زیادی یافته است. به ویژه در کشورهایی که انحصار وسایل ارتباط جمعی در اختیار دولت است، شناخت افکار عمومی و واکنش مردم در برابر پیامها از اهمیت خاصی برخوردار است”(کازنو، 1367).
در دو دهه اخیر، برخی اندیشمندان همچون پائولو فریره30 به مقابله با انحصار پرداخته‎اند و نشان داده‎اند که ارتباطات برای مؤثر واقع شدن باید به طور نهادی با فراگردهایی همچون«هشیار سازی»،«سازمان دهی»،«سیاسی‎گری» و«تکنیک دهی» ترکیب شوند. “این امر تنها در کشورهایی امکان‎پذیر است که از یک الگوی ارتباطی مبتنی بر مشارکت عمومی در تمام سطوح اجتماعی و سیاسی وتکثر پیروی نمایند”(معتمد نژاد، 1368،36)، موضوعی که بدون وجود یک نظام ارتباطی متکثر ممکن نخواهد بود.
اگرچه در دهه های گذشته دیدگاه هایی با محوریت گروه های اجتماعی از تضعیف نقش رسانه ها در هدایت افکار عمومی سخن می گفتند اما در عمل به نظر می‌رسد که گروه‌های اجتماعی نیز تحت تاثیر رسانه های خاص هستند. و تاثیرگذاری رسانه ها بر افکار عمومی از نظر عمق و برد کاهش نیافته است.
“پل لازارسفلد معتقد بود که گروه‎های اجتماعی مثل خانواده، اداره، کارخانه انجمن یا حزب در انتقال پیامهای ارتباطی به افراد، نقش واسطه را به عهده دارند. به همین سبب اغلب در زمنیه پرورش و گسترش افکار عمومی و جهت گیریهای سیاسی و انتخاباتی، از نفوذ «رهبران عقاید» بر افراد معمولی سخن به میان می‎آید. با توجه به نقش گروه های اجتماعی در چگونگی انتقال پیامهای ارتباطی، برخی از دانشمندان معاصر علوم ارتباطات مانند دنیس مک کوئل31 عقیده دارند که وجود توده، تمام تأثیرات گروههای اجتماعی را بر افراد خنثی می‎کند زیرا گروه های اجتماعی خود در واقع جزء نظام ارتباطات توده‎ای می‎باشند”(معتمد نژاد،1371، 19)
بنابراین رسانه های جمعی وبا مخاطب انبوه عملا نقش بسیارموثرتری از گروههای اجتماعی بر افکار عمومی دارند و همان گونه که رسانه ها را رکن چهارم دموکراسی عنوان کرده اند موثرترین فرآیند کنترل قدرت از طریق رسانه برای مردم ممکن می باشد.
با توجه به امکان نظارت و اظهار نظر افراد در مورد کارهای دولت که از طریق کسب اطلاعات و دقت در محیط پیرامون(به ویژه از طریق رسانه‎ها) حاصل می‎شود، جریان اداره‌ کشور دستخوش تغییراتی می‎شود. “در چنین شرایطی حکومت برای جلب اعتماد مردم ناچار است به افکار عمومی تکیه کند و تحت حمایت این نیروی نامرئی اعمال قدرت نماید. رهبران گروههای اجتماعی نیز خواه برای پیروان و خواه برای استفاده از مردم در جهت مصالح خود باید به افکار عمومی توجه کنند. زیرا عدم توجه به آن، سبب بی‎اعتمادی می‎گردد. نقش مهم افکار عمومی در جوامع توده‎وار کنونی، ‌اهمیت و ضرورت وسایل ارتباطی و خبری توده‎گیر را نیز به خوبی روشن و آشکار می‎سازد” (آشنا،رضی، 1386) این فرآیند

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی