با این توضیح درباره یکی از انگاره‌های مهم نظریه لوتمان و مکتب تارتو به مرور یکی دیگر از واژگان مهم این مکتب یعنی متن می‌رسیم.
3-2- متن106
متن]5[ در نگاه نخست واژه چندان پیچیده‌ای به نظر نمی‌رسد؛ اما همین اصطلاح پس از ورود به مکاتب و نحله‌های مختلف فکری، با حفظ کلیت در جزئیات تغییر شکل‌هایی از خود نشان می‌دهد که در نگره ای کوتاه مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت.
هدف از مطالعه اصطلاح متن دست یابی به کنه آن چیزی است که مکتب تارتو مدنظر داشته است:”متن پیام مشخصی است که به وضوح در حکم چیزی متفاوت از نا متن یا متن دیگری دریافت می‌شود؛متن دارای ابتدا، انتها، و سازمان مشخص داخلی است؛و متن انباشت بی‌شکل نشانه‌ها نیست”(لوتمان به نقل از سنسون،1390،a، صص 80 و81).
در این میان مکتب تارتو که کار خود را با تاثیر از نشانه‌شناسی ساخت‌گرا آغاز کرد، هدفش تدوین الگویی بود از الگوی ضمنی که هر عضو فرهنگ درونه کرده‌است . این نکته را می‌توان به شکل اجمالی در پیوست 3-1 مشاهده کرد.
اما باید بررسی شود: 1- تارتو چگونه متن را تعریف می کند؟ 2- ویژگی‌های ساختاری متن از دید تارتو چگونه است؟ 3- تارتو چگونه متن فرهنگی را شناسایی کرده و آن را در بافتار فرهنگی مورد خوانش قرار می‌دهد؟
3-2-1- تارتو و تعریف متن:
در ریشه‌یابی تفکر مکتب تارتو درباره متن می‌توان به این نکته دست یافت که آنچه به یک نظام تفسیری مشخص تعلق دارد، یا توسط چنین نظامی می‌توان شرحی برای آن در نظر گرفت، متن تلقی می‌شود.
به این ترتیب درک متن از منظر تارتو در بستار نظام زبانی قرار می‌گیرد.برای روشن شدن این منظور و روند تکامل تعریف متن از منظر تارتو می‌توان ساختار تعمیمی که رولند پوسنر107 مورد توجه قرار داده را بازخوانی کرد. او این فرایند را به سه مرحله تقسیم کرده است. ابتدا حرکت از سوی نوشتار به سمت گفتار شکل می‌گیرد. مرحله دوم گفتار به سمت هر زنجیره‌ای از نشانه‌های رمزگذاری شده سوق پیدا می‌کند و در مرحله آخر نشانه‌ای که به شکل مجزا نیز رمزگذاری شده می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، حتی اگر در زنجیره‌ای نباشد.
توضیح مرحله نخست مشخص است، مصنوعات زبانی یک بافتار مشخص فرهنگی می‌توانند متن‌های کلامی نام گیرند که از بند نوشتار رسته‌اند. در این باره می‌توان به شیوه اجرای پرده‌خوانی اشاره کرد. پرده خوانی هنری میان اجرا و روایت کلامی است که در آن نوشتار(شاهنامه و یا مرثیه سرایی های مذهبی) به نقل در می‌آید.
در مورد دوم می‌توان به آئین‌های نمایشی مذهبی در ایران توجه کرد. آئین‌هایی همچون تعزیه، پرده خوانی و… که در اجرا و برای مثال استفاده از رنگ‌ها زنجیره‌ای را نشان می‌دهند که این رنگ ها می‌تواند نشانه‌هایی رمزگذاری شده باشد. برای مثال رنگ مورد استفاده برای اولیاء در تصاویر و طراحی لباس‌ها سبز و رنگ اشقیاء قرمز است.
اما در مورد آخر متن آن چیزی است که بازتولید می‌شود. برای نمونه می‌توان یک فیلم سینمایی را در نظر گرفت که دائم تکثیر شده و می‌تواند در هر اجتماعی کارکرد خود را داشته باشد. برای نمونه می‌توان به فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی اشاره کرد که به رمزگان نشانه‌های طبقه متوسط رمزگذاری شده است و در نسخه‌های بی شمار تکثیر می‌شود.
سنسون108 پس از بیان نظریات پوسنر این نقد را بر او وارد کرده است که همه منظور نشانه‌شناسی مکتب تارتو از متن آن چیزی نیست که پوسنر می‌گوید و این می‌تواند تنها بخش نخستین انگاره های مکتب تارتو قلمداد شود. ]6[
3-2-2- ویژگی های ساختاری متن از دید تارتو چگونه است؟
مکتب تارتو قوانینی را که به تولید متن می‌انجامد را یک نظام می‌شناسد. نظامی که می‌تواند با زایایی به تولید متن نیز بینجامد و هرآنچه در غیر این نظام واقع شود نامتن تلقی می‌شود.این متون از نظام زبانی بهره می‌برد. نظامی که در درک متن به مخاطب یاری می‌رساند و در ادامه معنای ثانویه پس این درک شکل می‌گیرد. این نظام تنها در نشانه‌های خطی خلاصه نمی‌شود و ترکیبی توامان از نشانه‌های پیوسته و گسسته است. این نکته ممکن است تعریف تارتو از متن را با تناقض روبه‌رو نماید. نشانه‌های گسسته‌ای که مصداق آنها را در تابلوهای نقاشی و برنامه‌های تلویزیونی می‌توان دید چگونه می‌تواند از منظر عام در زمره قوانین مطابق با قوانین منظم زبانی قرار گیرند.
سنسون این نظام‌های گسسته را هم‌راستا با قواعد گشتاری می‌نامد. قواعدی که دنیای ادراکی را بر سطح تصویر فرافکن می‌نمایند. بنابراین زبانی شخصی شکل می‌گیرد که از زبان عمومی جامعه جداست. در این باره می‌توان به تابلوی رنه ماگریت109 با عنوان این یک پیپ نیست اشاره کرد.(شکل 3-1) این زبان اگرچه از بافتار عمومی و نظام زبانی جامعه جدا می‌شود، اما در بافتاری خصوصی قابل مطالعه است. ما در این تصویر از نوع به معنای اصل زبان که از ساختار زبان نقاشی و تصویر نشات می‌گیرد جدا شده و با اضافه شدن نوشتار به آن به یک تصویر کلی جدید می‌رسیم که معنای اصلی تصویر را از میان می‌برد. این حرکت در ابتدا شاید نوعی نامتن تلقی شود، زیرا از زنجیره خود خارج شده است، اما همین تابلو درخوانشی خصوصی می‌تواند به یک نحله فکری تعلق یابد. این خوانش شخصی نه در مرکز که می‌تواند در حاشیه‌های یک فرهنگ واقع شود.

مطلب مرتبط :   ایمان، بشر، انتفاعی، ,، مذهبی

شکل 3-1- این یک پیپ نیست!
نکته دیگری که در ساختار متن در مکتب تارتو می‌تواند مورد توجه قرار گیرد ترکیب نوعیت‌های ]7[ دارای حدزمانی و فاقد حدزمانی است.هر آنچه اصل است و کپی چیز دیگری نیست، همان نوعی است که حد زمانی ندارد. واج ها،واژه،ابژه استاندارد شده در کارخانه(کالایی که بر اساس یک نظام برای نخستین بار تولید می‌شود) دارای محدودیت زمانی نیستند. یعنی زمان و مکان ندارند و هر زمانی می‌تواند آنها را استفاده کرد. این نکته شاید هم اوا با آنچه باشد که سوسور از نظام زبانی مدنظر می‌گیرد. بعد تر این نوعیت‌های فاقد حدزمانی در چینش به نوعیت‌هایی تبدیل می‌شوند که دارای حدزمانی هستند. ما با واژه‌ها کتابی را می‌نویسیم که متعلق به دورانی خاص است. با ترکیب خطوط نقاشی می‌کشیم که به سبک خاصی تعلق می‌یابد. بنابراین ما از نوعیت‌های فاقد حد زمانی، نوعیت‌هایی می‌سازیم که دارای حدزمانی هستند و همین در چینش متون کنار یکدیگر به مخاطب یاری می رساند تا به تصویر مورد نظر مکتب تارتو از فرهنگ دست یابد.
3-2-3- تارتو چگونه متن فرهنگی را شناسایی کرده و آن را در بافتار فرهنگی مورد خوانش ‌قرار می‌دهد
الف) فرهنگ از متن‌هایی شکل می‌گیرد که با یکدیگر همگن نیستند.این متون ناهمگن نیاز به نظامی دارد که آنها را همگن سازد و این نظام همان فرهنگ است.
ب) متن آن چیزی است که می‌توان آن را تفسیر کرد، اما در مقابل آن نامتن قرار دارد که قابل تفسیر کردن نیست.این نکته به همان قاعده‌مندی باز میگردد که متن را شکل می‌دهد.
ج) آنچه ارزش تفسیر شدن دارد متن و آنچه ارزش تفسیر شدن ندارد نامتن عنوان می‌گیرد. در این مرتبه با ارزش‌گذاری رو به رو هستیم.ارزش‌گذاری که توده متن‌ها را از توده نامتن‌ها متمایز می‌سازد.
د) رفتار روزمره در یک فرهنگ فاقد بار نشانه‌ای است. این رفتار برای یک بیگانه که از بیرون آن را می‌نگرد شکل نشانه‌ای و متنی پیدا می‌کند و در واقع خودی را وا می‌دارد تا از منظر دیگری خود را بنگرد و این یکی از شعارهای اصلی مکتب تارتوست.
ج) برای اینکه چیزی در یک جامعه تبدیل به نشانه و متن شود باید مورد توجه قرار گیرد. هر شیء و رفتاری که مورد توجه قرار گیرد از وجه کالایی و رزمره خود خارج و به شکل نمادی پیدا می‌کند. ]8[
3-3- سپهر نشانه‌ای
لوتمان در دوران پژوهش و نظریه‌پردازی ادبیات تازه‌ای را به حوزه نشانه‌شناسی افزود. یکی از عباراتی که او در این دوران مطرح کرد، اصطلاح سپهر‌نشانه‌ای است.وی در مقاله‌ای که سال 1984 در مجله مطالعات نظام‌های نشانه‌ای110 در روسیه منتشر شد برای نخستین بار این اصطلاح را مطرح کرده و کوشید تا بنیان‌های علمی این واژه را تبیین نماید. اصطلاحی که می‌توان از آن به عنوان پلی میان نشانه‌شناسی ساخت‌گرا و پساساخت‌گرا در روسیه یاد کرد.
3-3-1- ریشه‌شناسی اصطلاح

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی