کند” (بوزان، 1378،32)
در این دیدگاه “امنیتی کردن یک موضوع به منزله ضد امنیتی کردن آن تلقی می شود” (,41997Buzan, waever, wilde). و بر تغییر تهدیدهای امنیتی جهان پس از جنگ سرد تاکید دارد. (,371997Buzan,)
همان گونه که در فصل پنج بیان خواهد شد گفتمان امنیت پایدار مبنی بر نگاه جدی به مقوله امنیت می باشد که در حال تغییر بنیادین در نگرش های کلاسیک به مفهوم امنیت، امنیت ملی تهدیدات است که نوعی میانه روی در مطالعات امنیتی محسوب می شود.(1996Katzenstein,)
سرعت تحولات در حوزه رسانه به حدی است که ظرف کمتر از یک دهه کارکردهای مهم خود را درعرصه بین الملل به نمایش گذاشته است، کمتر از ده سال قبل و در آغاز سال 2003 میلادی ادعای جعلی غرب مبنی بر اقدام عراق برای تهیه سلاحهای کشتار جمعی با خریداری مواد رادیواکتیو از گینه به یک نمایش رسانه ای گسترده جهت فراهم کردن افکارعمومی برای حمله به عراق تبدیل شد وزمینه ساز تصرف این کشور گردید اما در پاییز سال 2011 ، تلاش گسترده دولت آمریکا برای متهم کردن جمهوری اسلامی به اقدام به ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا ، آنچنان با واکنش متقابل افکار عمومی و نخبگان مواجه شد که بسرعت این سناریو را ناکام کرد.
در کنار عرصه بین المللی ، فضای داخل ایران نیز از این انقلاب دیجیتال نیز به‌شدت تاثیر پذیرفته است، بنابر اظهار وزیر ارتباطات، “ضریب نفوذ اینترنت در جامعه ایران به حدود 43 درصد رسیده است” (تقی پور،1390)، به عبارتی دیگر بیش از سی میلیون نفر از شهروندان ایرانی امکان اتصال ودریافت اطلاعات از شبکه جهانی اینترنت را دارا می باشند، با وجود منع قانونی وبرخوردهای انتظامی وقضایی، مخاطبان شبکه های ماهواره ای در داخل کشور مطابق با آمار رسمی از 40 درصد فراتر رفته اند.
آمار عضویت ایرانیان در شبکه های اجتماعی نیز قابل توجه است، با وجود تحریم ایران در شبکه اجتماعی فیس بوک ونامعلوم بودن آمار رسمی ایرانیان عضو این شبکه، برآوردها از عضویت 2تا 4میلیون ایرانی در این شبکه اجتماعی حکایت دارد، این در حالیست که ابزار فیلترینگ نیز بتدریج قدرت خود را برای کنترل دسترسی کاربران به پایگاه‌های اینترنتی از دست می دهد، به نوشته نیویورک تایمز “داده‌های شرکت اولترا سرف یکی از عرضه کنندگان نرم افزارهای فیلتر شرکت حکایت از استفاده حدود 215 هزار کاربر ایرانی تنها ظرف یک روز از این نرم افزار را دارد، این درحالیست که در کشور چین که 18برابر ایران جمعیت دارد ، درهمین مدت تنها 18 هزار نفر از این نرم افزار استفاده کرده اند”، این آمار بدین معناست که سرانه استفاده کاربر ایرانی اینترنت از این فیلتر شکن حدود 180برابر کاربران چینی اینترنت است واین درحالیست که کشور چین بیشترین کنترلها و فیلترینگ را در شبکه اینترنت خود نسبت به سایر کشورهای صنعتی ایجاد کرده است.(Diehl,2010)
علاوه بر این نرم افزار، عبور از فیلتر از مسیرهای دیگری نظیر وی پی ان، سایتهای پروکسی و نرم افزارهای دیگری نظیر تور و… در میان کاربران ایرانی رایج است.
پخش رادیوهای بیگانه بر روی امواج کوتاه و متوسط که از طریق گیرنده های معمولی رادیو نیز قابل دریافت است از دیگر روشهای دسترسی شهروندان ایرانی به رسانه های غیر رسمی است.
بر این روشها باید تحولات قریب‌الوقوع فن آوری نظیر تلویزیونهای آی پی، اینترنت چمدانی و گیرنده های میناتوری ماهواره ای را افزود تا میزان تحقق پذیری ایده کنترل و انحصار اطلاعات در کشور بیشتر روشن گردد.
اگر بپذیریم که میزان دسترسی مستقیم به رسانه‌های غیر رسمی در کشور تنها در همان حد آمار رسمی 40 درصد مخاطبان ماهواره می‌باشد و هر شهروند ایرانی از طریق سینه به سینه13 تنها یک شهروند دیگر را که فاقد دسترسی به رسانه‌های غیر رسمی است، در جریان اطلاعات و اخباری که از نظر وی مهم محسوب می شود قرار دهد، مشاهده می‌کنیم که حدود 80درصد ایرانیان به‌صورت مستقیم وغیرمستقیم در معرض اطلاعات رسانه های غیر رسمی می باشند، در حالیکه عملا وبا توجه با کارکرد رسانه های نظیر پیامک تلفن همراه ، وبلاگها، محافل، جلسات گروهی و تشکل‌های صنفی ومردم نهاد که عملا کارکرد رسانه ای دارند، انتقال اطلاعات غیر رسمی تاثیرات بیشتری دارد.
در خوشبینانه ترین فرض، در شرایط فعلی وبرای مصون ماندن تنها 20 درصد جامعه ازجریان غیرکنترل شده اطلاعات ، عملا 80 درصد جامعه در برابر جریان غیر رسمی اطلاعات که به‌صورت طبیعی بخش قابل توجهی از آن، توسط دولتهای بیگانه هدایت می‌شوند، رها شده است و رسانه های رسمی در برابر این امواج اطلاعات حداکثر به‌صورت سلبی، اقدام به تکذیب و یا تمسخر فعالیت های رسانه ای شبکه های خارج از کشور می کنند، و این برخورد سلبی علاوه بر آنکه به‌دلیل سربسته بودن، عدم پرداخت مشروح و دقیق و همچنین ادبیات حاکمیتی آن تاثیر چندانی در اقناع مخاطب رسانه های غیررسمی ندارد، موجب برانگیخته شدن کنجکاوی مخاطبین رسانه های رسمی که دسترسی به سایر رسانه‌ها ندارند شده وعملا بخشی از 20 درصد باقیمانده را نیز در مسیر جستجوی اطلاعات غیر رسمی قرار می دهد.
وقایع سال 1388 که از سوی نظام جمهوری اسلامی، جنگ نرم خطاب گرفت عملا ناکارآمدی رسانه‌های رسمی را در مواقع بحران وکم اثر شدن کنترل شدید رسانه های داخلی را نشان داد، در حالی که در ماههای قبل از انتخابات به‌دلیل شور، تکثر و چندصدایی موجود در رسانه های رسمی کشور از جمله صداوسیما که از طریق پخش یکسان برنامه های انتخاباتی کاندیداها، موجب اقبال مخاطبین به رسانه های رسمی داخلی شده بود و رسانه های غیر رسمی وبیگانه را با چالش کاهش مخاطب وانفعال نسبت به رسانه های رسمی به‌دلیل دسترسی مستقیم این رسانه ها به اطلاعات واخبار داخلی در پرداختن به مسایل کشور نموده بود، پس از انتخابات و با تشدید کنترل و تک‌صدایی شدن فضای رسانه ای داخل کشور، میزان تاثیر گذاری و”رشد مخاطبین رسانه های بیگانه به نحو چشمگیری افزایش یافت” (ضرغامی،1389) به نحوی که مسئولین صداوسیما نیز این جهش در مخاطب رسانه های بیگانه را تایید کردند.
اکنون جای این پرسش وجود دارد که با توجه به ظهور رسانه های نوین و دسترسی روزافزون افکارعمومی داخل کشور به مجاری غیر رسمی و کنترل نشده اطلاعات دیگر امکان ارائه اطلاعات انحصاری و کنترل تغذیه اطلاعاتی مخاطب عملا وجود ندارد، ایجاد تمرکز وتکصدایی در رسانه های رسمی وداخلی چه نتیجه ای جز کاهش جذابیت رسانه های رسمی نسبت به رقبای خارجی و رسانه های بیگانه دارد و عملا حاکمیت با کنترل شدید رسانه های کم اثر در برابر موج روبه افزایش رسانه های خارج از کنترل، میزان تاثیر گذاری خود بر تحولات اجتماعی را کاهش می دهد.
مضاف بر اینکه با توجه به مالکیت و نفوذ دولت‌های غربی بر محافل بین‌المللی احتمال از دست رفتن امکانات کنترلی نظیر ارسال پارازیت و فیلترینگ را با تغییرات فن‌آوری یا احکام قانونی نهادهای بین المللی نباید نادیده گرفت که در این صورت عملا رسانه‌های رسمی با محدودیت‌های نوشته و نانوشته فراوان در میدانی قرار می‌گیرند که رقیب از قابلیت‌های مادی بسیار بیشتر و بدون هیچگونه محدودیتی بهره می‌برد.
به نظر می‌رسد در این شرایط حرکت به سوی فضای رسانه‌ای جذاب و چندصدایی که قدرت جذب مخاطب و تاثیرگذاری بر وی را در برابر رسانه های بیگانه داشته باشد تنها راه پیش رو برای نظام در “جنگ نرم” می‌باشد و بدیهی است که در این میان تاثیرگذارترین نوع رسانه که رادیو- تلویزیون می باشد نقش محوری خواهد داشت.
تلاش برای اقناع مخاطب و در اختیار قراردادن اطلاعات جامع که وی را از دسترسی به رسانه های غیر رسمی و بیگانه بی‌نیاز کند مسیری است که می‌تواند ریزش شدید مخاطب رادیو تلویزیون داخلی در سالهای اخیر را نسبت به شبکه‌های ماهواره‌ای جبران کند، و تنها زمانی که اعتماد مخاطب به رسانه های داخلی جلب شد می‌توان از طریق ارائه تحلیل و اطلاعات جانبی فرایند اقناع مخاطب را آغاز کرد. از این رو تکثر رسانه ای تنها مسیر ساختاری پیش روی نظام برای ایجاد جهش در شاخصهای اعتماد و تاثیرگذاری رسانه های داخلی وکاهش قدرت مداخله واثرگذاری رسانه های بیگانه بر افکارعمومی داخل کشور ارزیابی می شود.
4-2- ریشه های تکثر در تحولات جهانی رسانه
رادیو و تلویزیون به‌عنوان رسانه های مولود قرن بیستم رفته رفته در حال تبدیل شدن به رسانه های کلاسیک هستند، رادیو بعد از جنگ جهانی نخست تبدیل به رسانه ای فراگیر و موثر گردید و تلویزیون نیز با وجود اختراع در سال 1925 در انگلستان و راه‌اندازی تلویزیون بی بی سی در سال 1936، عملا پس از پایان جنگ جهانی دوم و از دهه 1950 تبدیل به رسانه فراگیر و برتر در جهان گردید.
اگرچه حکومت‌ها کارکرد رادیو و تلویزیون در قرن بیستم را در چارچوب “نظریه گلوله جادویی14″، و “تئوری تزریق15” به‌کار می‌گرفتند و از آن به‌عنوان ابزاری موثر در جهت کنترل و هدایت رفتار توده‌ها بهره می‌گرفتند، اما تغییرات دهه‌های اخیر در فن‌آوری و ظهور رسانه‌های نوین موجب شده است تا تصویر پیشین از رادیو تلویزیون به‌عنوان رسانه یک‌سویه در جهت هدایت و کنترل مخاطب اعتبار خود را به تدریج از دست بدهد.
در دوران جنگ سرد که برای چهار دهه جهان را تحت تاثیر خود قرار داد، جنگ رسانه ای از طریق رادیو وتلویزیون، یکی از ابزارهای مهم غرب برای تحت فشار قرار دادن بلوک شرق بود، تاسیس رادیو آزادی و ارائه اطلاعات و اخبار متناقض با تصویری که رسانه‌های بلوک شرق از جهان به افکار عمومی و مردم خود ارائه می‌دادند، اگرچه در دهه 1980 میلادی و با تحولات تکنولوژیک و در دسترس قرارگرفتن رادیوهای جدید به‌صورتی جدی اثرگذار شد، اما در دهه بعد و هزاره جدید دیگر چندان نیازی به رادیو و تلویزیونهای خاص برای ارائه اطلاعات متفاوت احساس نمی شود.
در واقع انقلاب دیجیتال وظهور شبکه اینترنت، موجب شده است تا انحصار اطلاعات و مفهوم “فرستنده – گیرنده صرف ” که محور رسانه های قرن بیستم را شکل می داد با چالش جدی مواجه شود.
هم اکنون با فعالیت بیش از سه هزار شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی، دهها هزار وب‌سایت خبری وخبرگزاری‌، نشریات الکترونیک، صندوق پستی الکترونیک و وب خوانها یا خبرخوانها که می تواند قابلیت سایر رسانه‌ها را نیز به همراه داشته باشد، مخاطب از یک سو در معرض اطلاعات دهها منبع مستقل قرار دارد و تحت انحصار اطلاعاتی قرار دادن وی معنای عملی ندارد و از سوی دیگر وی با استفاده از رسانه‌های نوین تبدیل به یک فرستنده نیز می‌گردد و می تواند تعداد نامحدودی از افراد را از نظر اطلاعاتی تغذیه کند، بازنشر یک مطلب یا خبر در شبکه

مطلب مرتبط :   سیاست، بومی، جنایی، دینی، اسلام
دسته بندی : علمی