بشر و خواهش عزت نفس از دیدگاه روانشناختی

بشر و خواهش عزت نفس

خواهش عزت نفس و شرافت، یکی از تمایلات عالیه انسانی است که به قضاء حکیمانه خداوند با سرشت بشر آمیخته شده و در نهاد آدمیان ریشه فطری دارد. تمام مردم بطور طبیعی به شرافت و عزت نفس متمایلند و از آن خشنود می‌گردند و از پستی و فرومایگی متنفرند و از آن احساس رنج و عدم رضایت می‌نمایند.

خواهش عزت نفس مانند سایر تمایلات طبیعی، از روز اول ولادت بطور زمینه و استعداد در نهاد فرزندان بشر نهفته است و به موازات رشد و نموشان آن تمایل نیز تدریجاً شکوفا می‌شود و رنگ تحقق و فعلیت به خود می‌گیرد.

اگر محیط پرورش کودک خوب باشد و برنامه تربیتش بر اساس صحیح پایه‌گذاری شود، اگر والدین و مربی، خود دارای شرافت معنوی باشند و طفل را به شایستگی به بار آورند تمایل عزت نفس در نهاد وی بخوبی شکفته می‌شود و با سجیه شرافت رشد می‌کند. برعکس اگر محیط خانواده فاسد باشد،  اگر والدین و مربی بر اثر پستی و فرومایگی اساساً معنی عزت نفس را درک نکنند طفل نیز زبون و پست به بار می‌آید و خواهش واپس رفته عزت نفسش رفته رفته به دست فراموشی سپرده می‌شود و در اعماق ضمیرش دفن می‌گردد.

کودکی که همواره از مراقبت‌های درست والدین و مربیان لایق برخوردار بوده و به شایستگی تربیت شده است، کودکی که در خانه شریف و محیط سالم زندگی کرده و از اول با شرافت نفس بار آمده است وقتی به دوران پرشور بلوغ و نوجوانی می‌رسد و احساسات آتشین ایام جوانی سراسر وجودش را مسخر می‌سازد حس شرافت دوستیش تشدید می‌شود و خواهش عزت نفس با نیرومندی تمام در نهادش بروز می‌کند.»[1]

مطلب مرتبط :   دیدگاه اسلام در مورد تعلیم و تربیت

عزت نفس و آزادگی

عزت نفس مایه آزادگی و علو همت است. افراد شریف و عزیزالنفس هرگز به ذلت و بندگی دیگران تن نمی‌دهند و سرمایه شرافت و آزادگی خود را با هیچ متاع گرانبهائی معامله نمی‌کنند.

علی (ع) به فرزند خود حضرت مجتبی توصیه فرموده است که «نفس خویش را عزیز بشمار و به هیچ پستی و فرومایگی تن مده گرچه عمل پست، تو را به تمنیاتت برساند، زیرا هیچ چیز با شرافت نفس برابری نمی‌کند و هرگز به جای عزت از دست داده،‌عوضی همانند آن نصیب نخواهد شد. فرزند عزیز،‌‌ آزادگی را از کف مده و بنده و برده دیگران مباش که خداوند تو را آزاد قرار داده است.»[2]

عزت نفس برای همه مردم در کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی،‌ مادی و معنوی و همچنین در تمام ادوار حیات از دوران کودکی و جوانی تا ایام میانسالی و پیری یکی از ارکان اساسی خوشبختی و سعادت است.

[1] . جوان از نظر عقل و احساسات – هیئت نشر معارف اسلامی – ص 273

[2] . نهج البلاغه – نامه 31